به نام خدا
این تاپیک قدیمی هست، ولی بنده در حین جستجو برای مطلبی به آن برخوردم، و لازم دیدم در نقد برداشت نویسنده محترم، مطالبی بنویسم.
نقد مطرح شده مربوط به حدیث بودن "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" نیست،بلکه نقد بر برداشت نویسنده مطلب وارد هست، بخصوص که نویسنده محترم آن رابیشتر مرتبط با اندیشه های زیدیه دانستند تا اندیشه های شیعه اثنی عشری!
برای اینکه ما بخوایم برداشت درستی از یک مطلب داشته باشیم، باید اول ازمنظر درستی به مطلب نگاه کنیم. به یک صحنه می توان از منظرهای مختلفی نگاهکرد، و براساس همان هم نتیجه گیری کرد. به عنوان مثال، شما می تونید بهواقعه کربلا صرفا از منظر کشت و کشتار و قتل و جنایت نگاه کنید. خب تصویریکه از این منظر می بینید، چیزی جز تصویری زجرآور و تلف شدن خون امام حسینصلوات الله علیه و یاران ایشان نیست! شما می تونید به این واقعه از منظررشادت و شجاعت و ایثار نگاه کنید، و آن را یک حماسه ببینید. حماسه افرادیکه اگر چه شکست کشته شدند، ولی به قول معروف با صلابت و با افتخار کشتهشدند. شما می تونید به این واقعه از منظر کاروانیان و یاران امام حسین (ع)نگاه کنید که در حدیث هست اصلا درد آهن را حس نمی کردند، و فردی مثل زهیراعلام میکنه که اگر هزار بار هم کشته بشه و به دنیا برگرده، باز جان خودرا برای امام حسین (ص) تقدیم خواهد کرد، یا علی اکبر و حضرت ابوالفضل سلامالله علیهما که اهل بیت (ع) را در صحنه های نبرد می دیدند و توصیفشان ازصحنه در محضر اهل بیت (ع) بود، یا می تونید از منظر ما رایت الا جمیلاحضرت زینب (س) به واقعه نگاه کنید. خب تصویری که شما از هر یک از اینمناظر می بینید با هم متفاوت هست، در حالی که صحنه یکی هست. نه اینکهاینها نبود، یعنی مثلا کشت و کشتار نبود، بود! بلکه اینکه کدام منظر جامعتر و پربارتر هست مهم هست. کشت و کشتار بود، ولی کشت و کشتار دیدن آیاارزشش با آن چیزی که اصحاب امام (ع) دیدن یکی هست؟ گفته میشه که یارانامام زمان (عج) در قیام ایشان از الگوی کاروان حسینی پیروی می کنند. آیامنظر یاران امام زمان (عج) نسبت به کاروان امام حسین (ع) نتیجه اش آن هستکه یک عده تلف شوند؟!
نویسنده محترم عاشورا و کربلا را فقط کشت و کشتار و خونریزی دیدند، و ازواقعه کربلا بزرگترین چیزی که برداشت کردند قتل و کشتار بود. با همین دیدهم عبارت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را تفسیر کردند، و به این نتیجهرسیدند که این عبارت ترویج خشونت طلبی و نشات گرفته از زیدیه است.
همینجا در حاشیه این نکته را هم با توجه به نوشتن این مطلب در محرم ذکرکنم که اگر چه احادیث زیادی برای ثواب گریه بر امام حسین (ع) وجود دارند،ولی اگر به احادیث مرتبط با کربلا دقت شود، می فرمایند ثواب هر فرد ازگریه امام حسین (ع) به اندازه معرفتش از امام حسین (ع) هست. کسی که واقعهامام حسین (ع) را فقط کشت و کشتار می بیند، ثوابش از گریه برای امام حسین(ع) با ثوابی که فرضا انبیاء به عنوان شاگردان اهل بیت (ع) بردند، یکساننیست. یا ثوابش با ثواب گریه یاران امام زمان (عج) که قیام امام (عج) رابرپایه الگوی حسینی بنا می نهند یکی نیست. ما نباید ماجرای امام حسین (ع)را صرفا از بعد مظلوم و عطشان کشته شدن ایشان نگاه کنیم. این همه انسان دردنیا مظلوم و عطشان کشته شدند، چرا آنها واقعه شان اینقدر در طول تاریخاثرات نگذاشت؟! باید ابعاد بالاتر واقعه کربلا را دید و از آنها درس گرفت،و به عظمت آن پی برد. به قول عزیزی، معجزه یعنی چیزی که دیگران را به عجزوادار کند. انبیاء الهی معجزه داشتند، یعنی با قوای الهی رفتاری را نشانمی دادند که مردم شان با هر درجه ایی از علم و دانش و قدرت که بودند اظهارعجز و ناتوانی در برابر آن می کردند. حالا شما در نظر بگیرید، اهل بیت (ع)معلم انبیاء الهی بودند. همه انبیاء الهی هم با توجه به احادیث به نوعی بهماجرا کربلا مبتلا شدند، و با این ماجرا آشنا بودند، و برای امام حسین (ع)گریه کردند. فعل امام حسین (ع) به عنوان معلم انبیاء باید فعلی باشد کهانبیاء الهی که دیگران را به عجز می کشاندند را به عجز بکشاند! یعنی اگرمردم با دیدن معجزه حضرت ابراهیم (ع) انگشت به دهن ماندند، معجزه معلمحضرت ابراهیم (ع) باید معجزه ایی باشد که حضرت ابراهیم (ع) را انگشت بهدهن کند! وگرنه استادی که توانش به حد توان شاگردش نباشد که استاد نیست!این ماجرای به این عظمت را نمیشه به این راحتی یک بعدی بهش نگاه کرد.
همین مسئله درباره قیام امام زمان (عج) هم وجود دارد. اگر همین الان صحنهقیام ایشان را به فردی نشان دهند، و از وی بخواهند که صحنه را توصیف کند،فرد ممکن هست آن را بصورت صحنه ایی پر از کشت و کشتار و خون و خونریزیتوصیف کند. اگر از وی بپرسید آیا دوست دارد این واقعه حقیقتا در زندگی اشرخ دهد؟ می گوید هرگز، ان شاء الله 1000 سال هم همچین اتفاق وحشتناکینیافتد! حالا اگر یک فرد اهل بصریت این واقعه را ببیند، در آن نور میبیند، ظهور نور و برطرف شدن تاریکی ها را می بیند، در آن نعمات گوناگون میبیند، در آن رشد برای مومنین می بیند، در آن ذلیل شدن ظالمین را می بیند.خب، اگر از وی سوال شود که آیا دوست دارد همچین واقعه ایی رخ دهد، برای آنلحظه شماری می کند. صحنه یکی هست، ولی برداشت ها کاملا متفاوت است.
ما با توجه به برداشت هایی که کاروانیان امام حسین (ع) از واقعه کربلا وعاشورا داشتند، به راحتی می تونیم بگیم که دیدن خون و خونریزی در واقعهکربلا حداقل و پایین ترین چیزی هست که میشه از واقعه کربلا دید، یعنی بهنوعی ضعیف ترین برداشت ممکن از این واقعه این میتونه باشه، و قویترینبرداشت ها اون برداشت هایی هست که امام حسین (ع) و یارانشان از این واقعهداشتند، و در زمان ما قویترین برداشت از این واقع برداشت امام زمان (عج)از این واقعه و الگوبرداری از رفتار کاروان حسینی در برپایی ظهور هست.
نکته بعدی این هست که عبارت "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" اگر از منظردرست دیده شود، اصلا تعارضی با حدیث "لا یوم کیومک یا اباعبد الله ..."ندارد. اینکه صحنه ایی که در آن حاضر هستیم همواره صحنه عاشورا ست به معنیآن نیست که لزوما کیفیت رفتار ما با کیفیت رفتار امام (ع) و یارانشانیکسان است! صحنه یک صحنه است، الگوی رفتاری در آن صحنه هم رفتار سیدالشهدا و یارانشان است، حالا این صحنه، ای هم الگو، از ما چی میخواهند؟ ازما می خواهند که در این صحنه از همان الگو پیروی کنیم. امام زمان (عج) ازهمان الگو پیروی می کنند، ما هم باید از همان الگو پیروی کنیم. اگر فرضاگفته میشه فلان صحنه جنگ ما با عراق کربلای دیگه ایی بود، به معنای آننیست که فلان فرمانده جنگ نعوذ بالله امام حسین بود، و افرادش هم یارانامام حسین، بلکه صحنه، صحنه کربلا بود، و آن فرمانده و افرادش از سیدالشهدا الگوبرداری کردند. هر چه الگوبرداری دقیق تر، صحنه هم به صحنهکربلا شبیه تر. البته اینکه گفته میشه صحنه به صحنه کربلا شبیه تر لزومابه معنای ظاهر ماجرا نیست! یعنی منظور این نیست که فرضا اگر سر فرمانده رابر سر نیزه زدند، این صحنه شباهت بیشتری به صحنه کربلا پیدا می کند، نه!بلکه تبعیت از امام حسین (ع) هم درجاتی دارد. پایین ترین درجه اش تبعیت ازرفتارهای ظاهری امام (ع) هست. امام (ع) هدف از قیامشان را چی مطرح کردند؟اصلاح دین جدشان. تمام این واقعه به خاطر اصلاح دین، و بهتر هست بگیماصلاح کل عالم و آدم رخ داد. پس چه کسی تبعیت بیشتری از امام حسین دارد؟کسی که صرفا بدنش پاره پاره شد، یا کسی که در راه اصلاح عالم و آدم گامبرداشت؟ بزرگترین اصلاح ظهور امام زمان (عج)، و ما در منابع شیعی به کراتداریم که همه انبیاء و اهل بیت (ع) به دنبال برپایی ظهور امام زمان (ع)بودند. حتی قیام امام حسین (ع) هم در همین چارچوب بوده. پس شبیه تر شدن بهامام حسین (ع) در پایین ترین سطحش میشه اون قطع شدن سر یا پاره پاره شدنبدن، ولی در سطوح بالایش یعنی تا حد امکان به اندازه امام حسین (ع) دغدغهاصلاح داشتند.
در زمان ما، مرحوم آیت الله العظمی اراکی (ره) درباره امام خمینی فرمودندکه ایشان مطمئن هستند که اگر امام خمینی در صحنه کربلا بودند، جزو یارانامام حسین (ع) بوده، و با امام حسین (ع) کشته می شدند! آیت الله اراکی کمکسی نبود، که همینطوری حرفی زده باشه. ایشون خدمت امام خمینی می آمدند، میگفتند بابی انت و امی یابن الرسول الله! امام خمینی کجای ظاهر رفتارشان بهرفتار امام حسین و یارانش شباهت داشت؟! مثل امام حسین بدنش پاره پاره شد؟!یا جنگ مسلحانه راه انداخت؟! نه، بلکه مثل امام حسین (ع) اسلام را زندهکرد، و مثل ایشان در جهت اصلاح قدم برداشت، یعنی در جهت ظهور امام زمان(ع) قدم برداشت. با این برداشت هست که شما می تونید بگید امام حسین (ع)دنبال اصلاح بودند، امام خمینی (ره) هم دنبال اصلاح بودند، پس جمع بستنامام خمینی با یاران امام حسین (ع) توجیه پذیر هست، وگرنه اگر به ظاهرماجرا توجه شود که سنخیت خاصی بین رفتارهای امام خمینی (ره) و یاران سیدالشهدا در صحنه کربلا پیدا نمیشه کرد.
همین جا خوب هست اشاره ایی کنیم به نظر امام خمینی (ره) به عبارت "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" در برخی از سخنرانی هایشان:
سخنرانی 4 مهر 1358 با عنوان "فلسفه عاشورا - حفظ جمهوری اسلامی":
اين کلمه "کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا" يک کلمه بزرگي است که اشتباهي ميفهمند.
آنها خيال ميکنند که يعني هر روز بايد گريه کرد! لکن اين محتوايش غير از اين است.
کربلا چه کرد، ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشي را بازي کرد، همه زمينها بايد آن طور باشند.
نقش کربلا اين بود که سيد الشهدا ـ سلام الله عليه ـ با چند نفر جمعيتو عدد معدود، آمدند کربلا و ايستادند در مقابل ظلم يزيد و در مقابل دولتجبار.
در مقابل امپراتور زمان ايستادند و فداکاري کردند و کشته شدند، لکن ظلم را قبول نکردند، و شکست دادند يزيد را.
همه جا بايد اين طور باشد. همه روز هم بايد اين طور باشد.
همهروز بايد ملت ما اين معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و مابايد مقابل ظلم بايستيم؛ و همين جا هم کربلاست و بايد نقش کربلا را ماپياده کنيم، انحصار به يک زمين نداشته؛ انحصار به يک افراد نداشته.
قضيه کربلا منحصر به يک جمعيت هفتاد و چند نفري و يک زمين کربلا نبوده.
همه زمينها بايد اين نقشه را اجرا کنند، و همه روزها غفلت نکنند.
ملتها بايد غفلت نکنند از اينکه هميشه بايد مقابل ظلم باشند.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 127.
سخنرانی 16 شهریور 1358:
خاطره تلخ 17 شهريور 57 و خاطره تلخ روزهاي بزرگي که بر امت گذشتميوه شيرين سرنگوني کاخهاي استبداد و استکبار و جايگزيني پرچم جمهوري عدلاسلامي را به بار آورد.
مگر نه آن است که دستور آموزنده "کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا"'ف6،2' بايد سرمشق امت اسلامي باشد.
قيام همگاني در هر روز و در هر سرزمين، عاشورا قيام عدالتخواهان، با عدديقليل و ايماني و عشقي بزرگ، در مقابل ستمگران کاخنشين و مستکبران غارتگربود و دستور آن است که اين برنامه سرلوحه زندگي است در هر روز و در هرسرزمين.
روزهايي که بر ما گذشت عاشوراي مکرر بود و ميدانها و خيابانها و کوي و برزنهايي که خون فرزندان اسلام در آن ريخت، کربلاي مکرر.
و اين دستور آموزنده، تکليفي است و مژدهاي.
تکليف از آن جهت که مستضعفان، اگر چه با عدهاي قليل، عليه مستکبران،گرچه با ساز و برگ مجهز و قدرت شيطاني عظيم، مأمورند چونان سرور شهيدانقيام کنند.
و مژده که شهيدان ما را در شمار شهيدان کربلا قرار داده است؛ و مژده که شهادت رمز پيروزي است.
صحیفه نور جلد 9 صفحه 446.
خب، با این تفاسیر کل یوم عاشور و کل ارض کربلا یعنی شما همیشه باید درراه اصلاح، اون هم بزرگترین اصلاح عالم، یعنی ظهور دولت اهل بیت (ع) گامبردارید. در این راه باید تبعیت محض داشته باشید از امام خودتون، یعنیهمانطوری که امام حسین (ع) درباره یارانشان فرمودند "امرهم امری رایهمرایی" (امر آنها امر من است، و رای آنها رای من) ما باید چنان تابع امامخودمان باشیم که ایشان درباره ما چنین جمله ایی را بفرمایند. کل یوم عاشورو کل ارض کربلا یعنی شما اگر تمام وجودت را در اختیار امامت قرار دهی، وتابع محض باشی، امام شما، شما را ظرف چند روز تا اعلی علیین به اوج میبرد، جایی که همه بهشتیان به حال و موقعیت شما قبطه بخورند، نه اینکه بگیمکل یوم عاشور و کل ارض کربلا یعنی خشونت طلبی! بلکه باید بگیم یعنی اصلاطلبی - البته نه اطلاح طلبی سیاسی برخی از آقایون - بلکه اطلاح طلبی حقیقیمد نظر اهل بیت (ع). برخی از دوستان امر برشان مشتبه نشه، فکر نکنند چونعنوان جبهه سیاسی شان اصلاح طلب هست، این بحث ها یعنی مردم باید به جبههاصلاح طلبی این آقایان به پیوندند! این جبهه اصلا طلبی سیاسی آقایان تاجایی که بنده می فهمم، هیچ سنخیتی با اطلاح طلبی امام حسین (ع) ندارد، اگرنگیم کاملا ضد آن هست!
یک نکته ایی هم پایان درباره این عبارت نویسنده محترم عرض کنم:
اصولاً در مذهب جعفری و امامیه، امامت بیشتر به معنای هدایت است
باید دقت کنیم که امام با هادی به معنای رایج امروزی آن تفاوت دارد. اولاامام در شیعه به فردی گفته می شود که بر همه امور سیطره دارد. البته دردولت ابلیس (که بنا بر احادیث اهل بیت (ع) دوره قبل از ظهور امام زمان(عج) در دنیا، دوره تاخت و تاز ابلیس بر دنیا ست، و دوره ضعیف شمردنمومنین و عزیز شمردن ظالمین) این امامت ظهور کاملی ندارد، یعنی من و شمااین سیطره را احساس نمی کنیم. امام (ع) خواستش خواست خدا ست، و چون خواستخدا این هست که تا قبل از ظهور اما زمان (عج) به ابلیس مهلت داده شود، شماسیطره امام (ع) را نمی بینید. به قول حضرت عباس (ع):
اگر حکمتهای آشکار و اسرار والای و امتحانات الهی نبود این بیت الهی بودکه به طواف امام حرکت میکرد قبل از اینکه امام به سوی آن حرکت نماید.
اگر بخاطر مشیت خدا نبود، خانه کعبه به دور امام حسین (ع) طواف می کرد.امام (ع) پیش برنده صحنه ها هستند، امام (ع) کنترل کننده مکان و زمانهستند، و بر مکان، و بر زمان امامت می کنند.
یکی از اموری که امام (ع) انجام می دهند هدایت هست. اما نه هدایت به معنایرایجش در زمان ما. در این زمانه اگر فرضا شما از یکی آدرسی بپرسید، و فردبا دستش مسیر را به شما نشان دهد، شما اسم این کار را اگر هدایت بگذارید،کسی از شما ایراد نمی گیرید. اما هدایت امام (ع) به این شکل نیست! هدایتامام (ع) را اگر بخواهیم با همان مثال مطرح کنیم، مثل این است که شما ازکسی آدرس بپرسید، و فرد به شما دست شما را بگیرید، و به شما بگوید، فلانیبا من بیا، هر جا من رفتم، تو هم بیا، هر جا من قدم گذاشتم، تو هم همانجاقدم بگذار، و لحظه ایی هم از من جدا نشه، اگر این کار را کردی، بدون اینکهبه تو کوچکترین آسیبی برسد، و در کوتاه ترین زمان ممکن، من تو را به مقصدتمی رسانم، ولی اگر از من جدا شدی، یا دقیقا از من تبعیت نکردی، خطراتزیادی در کمین تو هستند، و نه تنها ممکن هست که به مقصد نرسی، بلکه ممکنهست آسیب های زیادی هم به تو برسد. این یعنی هدایت امام (ع)، البته بطورساده.
امیدوارم تا حدی حق مطلب ادا شده باشه، و حدیث نبودن عبارت کل یوم عاشوراو کل ارض کربلا به معنی آن نشود که ما کل مفهوم مطرح شده را زیر سوالببریم.
با تشکر
پی نوشت: پیشاپیش از بابت غلط های املایی، دستوری، و تایپی، که ممکن است در متن فوق وجود داشته باشد، عذرخواهی می کنم. متاسفانه بنده فرصت نکردم یک بار مطلب را برای اصلاح اینگونه غلط ها بازخوانی کنم.