ممنون
گشتم جوابشو پيدا كردم از تو روزنامه رسالت
مرسي

مرسي

مرسي

امام علي (ع) در هر سه نبرد خويش تمام توان خود را به کار برد تا با نصيحت، موعظه، آگاهي رساني بدنه مخالفان را به راه هدايت بکشاند. ليکن در نبرد با خوارج تلاش گسترده اي را در اين راستا صورت داد زيرا مولي معتقد بود که بدنه خوارج نه سران آنها افرادي ناآگاه اند، انگيزه مغرضانه ندارند در پي حق اند لکن به خطا رفته اند بر اين اساس فرمود: «بعد از من با خوارج نبرد نکنيد! زيرا کسي که در جستجوي حق بوده و خطا کرده همانند آن کس که طالب باطل بوده و آن را به دست آورده است نمي باشد »
از اين کلام نوراني به وضوح استفاده مي شود که حساب حق طلبان گمراه و باطل گرايان آگاه، از يکديگر جداست، برخورد با گروه دوم اقدام قهرآميز لازم دارد و برخورد با گروه اول اقدام روشنگرانه.
ممکن است سوال شود که چگونه است که خود امام علي (ع) به نبرد با خوارج پرداخت ولي يارانش را از مبارزه با خوارج بعد از خود باز مي دارد؟ پاسخ آن است که شرايط زمان امام (ع) با شرايط دوران بعد از او متفاوت بود. و اين سخن امام را مي توان الهامي غيبي دانست که بر زبان مولي علي (ع) جاري شد. مبناي تحليل مولي اين است که:
بعد از امام (ع) خوارج همچون خاري در چشم امويان خواهند بود و جنگيدن با آنان به معناي بازگذاردن دست حکام ظالم اموي و تقويت جبهه آنها مي باشد.
در حديثي مي خوانيم که: بعد از شهادت اميرمومنان علي (ع) افرادي از سران خوارج با همکاري پيروان خود بر معاويه شوريدند و اين در حالي بود که معاويه در کوفه بود و امام حسن از کوفه خارج شده و عزم مدينه داشت، معاويه کسي را به خدمت امام حسن (ع) فرستاد که مبارزه با خوارج را بر عهده گيرد. امام حسن(ع) در جواب فرمود: «من جهت حفظ خونهاي مسلمين از جنگ با تو خودداري کردم آيا از طرف تو با گروهي جنگ کنم که تو به کشتن از آنها سزاوارتري.»
درگيري خوارج با بني اميه سبب تخفيف ظلمهاي بني اميه بر شيعيان مي شد، زيرا که خوارج اساس حکومت آنها را تهديد مي کردند و درگيري امويان با آنان سبب مي شد که شيعيان نفس راحتي بکشند و همين درگيري مداوم خوارج با بني اميه از جمله عوامل سقوط بني اميه گرديد.