"مشکل من درمورد خلقت"
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 89
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 339 بار
- سپاسهای دریافتی: 187 بار
"مشکل من درمورد خلقت"
با سلام
سوال:
یه سوالی برام پیش اومده، دارم در موردش تحقیق می کنم (اینجا می گذارمش که احیانا اونایی هم که ممکنه سوالی شبیه این داشته باشن نظراتشونو بگن). اونم اینه که:
1) فرض می کنم روز محشر شده و اونجا مشخص می شه که من اهل دوزخ هستم.
2) از طرفی خدا با علم بی نهایتش، در زمانی که منو خلق می کرد، می دونست که من اهل دوزخ هستم.
حالا! من از خدا می پرسم: شما که می دونستی من اهل دوزخم، چرا منو خلق کردی؟
اصلا نخواستیم! میگذاشتی ما در همون عدم بمونیم.
چرا ما رو از عدم و نیستی (صفر) تبدیل کردی به حالتی که حالا باید بریم عذاب بکشیم (منفی)؟
جواب:
فعلا آیه "هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا " (انسان-1) رو باید بخونم ببینم تفسیر این آیه چیه..؟
در ضمن گویا جناب عمر هم چنین شکی درش پیدا شده و این شبهه رو بعضیا به نام شبهه عمربن الخطاب می شناسند:
عمربن الخطاب وقتی این آیه را شنید گفت: کاش آدم همچنان غیر مذکور باقی مانده بود و از مادر زاده نمیشد و فرزندانش مبتلا (به سختیها و رنجهای وجود) نمیشدند واین سخن تعجب آور است چرا که در واقع ایراد به مساله آفرینش است (نمونه، ج25).
سوال:
یه سوالی برام پیش اومده، دارم در موردش تحقیق می کنم (اینجا می گذارمش که احیانا اونایی هم که ممکنه سوالی شبیه این داشته باشن نظراتشونو بگن). اونم اینه که:
1) فرض می کنم روز محشر شده و اونجا مشخص می شه که من اهل دوزخ هستم.
2) از طرفی خدا با علم بی نهایتش، در زمانی که منو خلق می کرد، می دونست که من اهل دوزخ هستم.
حالا! من از خدا می پرسم: شما که می دونستی من اهل دوزخم، چرا منو خلق کردی؟
اصلا نخواستیم! میگذاشتی ما در همون عدم بمونیم.
چرا ما رو از عدم و نیستی (صفر) تبدیل کردی به حالتی که حالا باید بریم عذاب بکشیم (منفی)؟
جواب:
فعلا آیه "هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا " (انسان-1) رو باید بخونم ببینم تفسیر این آیه چیه..؟
در ضمن گویا جناب عمر هم چنین شکی درش پیدا شده و این شبهه رو بعضیا به نام شبهه عمربن الخطاب می شناسند:
عمربن الخطاب وقتی این آیه را شنید گفت: کاش آدم همچنان غیر مذکور باقی مانده بود و از مادر زاده نمیشد و فرزندانش مبتلا (به سختیها و رنجهای وجود) نمیشدند واین سخن تعجب آور است چرا که در واقع ایراد به مساله آفرینش است (نمونه، ج25).
ها عَلىُّ بَشَرٌ كَيْفَ بَشَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

-
- پست: 114
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 41 بار
- سپاسهای دریافتی: 72 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
فکر نمی کنم که ایه شریفه ربطی به سوال شما داشته باشد
آیه مرحله ای از خلقت را بیان می کند که خلق صورت گرفته و موجود شده اما قابل ذکر نیست
اما جواب
خداوند کسی را قهرا وارد عذاب نمی کند بلکه اهل عذاب با سوئ اختیار به دوزخ می روند
لذا اصلا جایی برای مطرح شدن سوال شما نیست
خدا نکند که شما مشکل عمر که از پیمان شکنان غدیر است را داشته باشید اصلا شما سنخیتی با آن ملعون نداریید
هر چند که بر فرض سوال شما مشابه باشد
شما اهل ولایت و نجات ولی آن خبیث اهل نفاق و دوزخ
لذا اصلا عنوان خوبی برلی مطلب خود انتخاب نکردید
یا علی
آیه مرحله ای از خلقت را بیان می کند که خلق صورت گرفته و موجود شده اما قابل ذکر نیست
اما جواب
خداوند کسی را قهرا وارد عذاب نمی کند بلکه اهل عذاب با سوئ اختیار به دوزخ می روند
لذا اصلا جایی برای مطرح شدن سوال شما نیست
خدا نکند که شما مشکل عمر که از پیمان شکنان غدیر است را داشته باشید اصلا شما سنخیتی با آن ملعون نداریید
هر چند که بر فرض سوال شما مشابه باشد
شما اهل ولایت و نجات ولی آن خبیث اهل نفاق و دوزخ
لذا اصلا عنوان خوبی برلی مطلب خود انتخاب نکردید
یا علی

-
- پست: 22
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 20 بار
- سپاسهای دریافتی: 44 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
بسم الله الرحمن الرحیم
بذار یه مثال خیلی ساده براتون بزنم و اصل قضیه مشخص بشه :
معلمی هست که حداقل 10 ساله دار درس میده چنین فردی با تجربه ای داره وقتی اول سال تحصیلی وارد کلاس میشه مطمئنا از چهر هی بچه ها اونارو می شناسه و می دونه کدومشون قبول میشه و کدومشون رد و حتی از نمر هاشونم خبرداره و اصلا اونقدر با بچه ها سرو کله زده که با اولین بار دیدنشون میدونه اونا چیکاره اند و آخر سال قبولا یا رد حتی حدود نمرشونم می دونن اگه باور ندارین از معلمایی که چند ساله دارن درس میدن بپرسید .
حال ببینید یه دانش آموز که در طول سال تحصیلی درس نخونده و رد میشه (با اینکه معلم از قبل می دونه که مردود میشه ) پس طبق گفته ی شما معلم باید اون دانش رو از مردود شدنش خبر بده یا اینکه از مدرسه اخراجش کنند حالا فرض کنید اگه خودتون جای اون دانش آموز باشید و در اولین جلسه شما رو به خاطر اینکه قرار مردود بشین از مدرسه اخراج کنن چطوره ؟!!!!!!!!!!!!
البته قضایای آفرینش با تحصیل فرق می کنه باید گفت که نمیشه بی سواد موند و تحصیل نکرد
امادر موردآفرینش خدا انسان رو آفریده تا با تمام اختیارات تش و عقل و وجدان روی زمین رو به کمال رشد کنه و به اونجایی برسه که بفهمه اونچه که خواسته ی خداست از همه چیز بالاتره و برای رسیدن بهاون باید همه چیزرو زیر پا بذاره .
حالا مسئله ی شما اینه که اصلا خدا ما رو خلق نمی کرد ؟ در جواب هوش بشری به اونجا نمیرسه که اصلا برای چی آفریده شده و یا جواب سوال شما چیه ولی میشه گفت که نظام بسیار پیچیده ای این وسط هست و نمیشه صورت مسئله رو پاک وگفت که نباید باشه باید مسئله ی بوجود اومده رو حل کنیم راستشو بخواین فکر نمی کنم انسان برای راحتی در این دنیا اومده باشه بلکه هدف بسیار پیچید های پشت این قضایا هست که نمیشه به خدا عیب گرفت که چرا ما رو آفریدی چون که
ما در نماز میگیم سبحان ربی علی و بحمده و خدا رو پاک و منزه از اشتباه می دونیم و طرح چنین سوال ک مقدار خارج درک بشری و حتی ما انسان ها به این فکر نمی کنیم که چقدر محدود هستیم ما فقط زمین رو میشناسیم و فکر می کنیم که اینجا تنها جای زندگیه و فقط ماها تو شیم مثل پرند های رو که تو ی قفس به دنیا بیاد و تا آخر زندگیش تو اون قفس بوده که از بیرون این قفس به این بزرگی خبر نداره و حداکثرش اون اتاقی که قفس توی اونه درک میکنه چه میدونه خونه چیه خیابون چیه ؟ شهر چیه ؟کشور وقاره چیه ؟ نه از زمین خبر داره نه میدونه آفتاب چیه ؟و حتی جواب این رو هم نمی دونه که برای چی تو این قفسه
قضایای ما هم مثل این پرنده فقط تو زمین خاکیه ؟
ما فرشته ها رو نمی بینیم ؟ جن ها رو نمی بینیم / اونقدر کوچیکیک که نمی دونیم برزخ چیه کجاست و روح رو درک نمی کنیم ؟
فقط باید گفت اینجاییم با تمام پیچیدگی های زندگی بشری ! حال حتی از گذشته خبر نداریم حتی از یک ماه قبل خودون به درستی خبر نداریم و در واقع ما پیاده ایم و روح و فرشتگان با سرعت نور در زمان طی میشن در حالی که سرعت ما در حد سرعت یک فرد پیاده است ؟
البته زمانو مکان خودش درجاتی داره و گفتا که هفت آسمونه
آسمون آخر خداست که بهش می گیم عرش و اولیش آسمون زمینه و دومیش کهکشانه سومیش برزخه چهار میش قیامته (شاید)
پنجمیو و شیشمی رو خدا میدونه
زمان نیز همینطوره برای ما بسیار کند و برای خدا بی نهایته و ما مانند افرادی میمونیم که در داخل چاهی به طنابی متصلیم که چندتا از بالا و پایین افراد خودمون رو می بینیم که نفر به نفر دارن از چاه برون کشیده می شن که (مردن) و یه عده که از ته چاه به طناب وصل میشن (به دنیا نیومده) رو هم خبر نداریم و
محدودیت ماها مانند مورچه ای که فکر می کنه یه اتاق شهره و یه خونه کشور در حالی که از بزرگی اسمونو زمین خبر نداره اصلا درک نمی کنه که زمین چقدر بزرگه ما هم نمی تونیم همه چیز رو درک کنیم و بفهمیم و تنها راه حل اینه که در گذران به فکر چاره باشیم و مسئله رو حل کنیم نه اینکه به دنیال اون باشیم که مسئله از کجا اومده چون دردی دوا نمی کنه
مثل دانش آموزی که هیچی درس نخونده و بلد نیست مسائل رو حل کنه وگیر داده چرا معلم این مسئله رو داده و اونو لرای چی داده چون باید گفت که همون دانش آموز تو دوران دانشگاهی می فهمه که اصلا برای چی ضرب و جمع رو یاد گرفته و به چه دردی می خوره در حالی که امروز که کلاس اول ابتدایی نمی دونه به چه دردری می خوره و اصلا اون رو بدرد نخور تلقی می کنه
برای انسان نیز همین طوره اون تو ازل آفریده شده و تازه تو دنیا داره ی کلاس دوم ابتدای رو می گذرونه
که بعد مردن تازه وارد دور ه ی راهنمایی میشه و اونقدر بازیگوشی کرده (عین پینوکیو که می خواد بره مدرسه )تازه می فهمه چیزی بلد نیست و اون همه که خونده برای چی بوده و برگشتی هم نیست چون کسی که دروه ابتدایی رو رو گزرونده دیگه نمی ذارن برگرده ابتدایی بخونه معنی نداره و آخرت نیز همینه
مشکل ما اینه که :
خدا در روز ازل روح همه ی ما رو آفریده و در حالی که از خلقت آدم بیش از هزارن سال میگذره و معلومه که ماها ببا تو این همه وقت فراموش کردیم که ازل چطوری بوده چی شده چی گذشته؟
یک ماه پیشمون یادمون نیست لحظه به لحظه چطوری گذشته و نمیشه انتظار داشت چند هزارسال عقب یادمون بمونه!
انسان یه موجوده صد ساله نیست بلکه عمرش بی نهایته از چند هزار سال پیش آفریده شدیم و بعد از چند هزار سال منظر ورود به دنیا بودیم حالا هم به اینجا عادت کردیم مثل چند هزار سال پیش که به اونجا عادت کردیم(خودمم یادم نمی یاد) شاید وقتی اومدیم اینجا خیلی درد کشیدیم همینه که تو روایات داریم وقتی انسان به خواب میره و روح از بدنش خارج میشه
و به عالم بال صعود می کنه و در هنگام برگشت چند ساعت (به قول ساعت زمینی چند روز) التماس می کنه که برنگرده
شاید ما به جای قبلی مون که که چند هزار سال توش بودیم عادت کردیم وفراموش کردیم .
و زمین پست ترین و پایین ترین مکان در عالمه و حتی تو آسمون اولم نیستیمو به خاطر همینه که وقتی انسان در هواست بسیار لذت می بره و فکر پرواز بوده . و ازل مطمئنا لالاتر از اینجا بوده و ما در اینجا در سختی بیشتری بسر می بریم و
گفته شده که انسان تنها موجدی که زمینی و آسمونیه چون روح مال عالم بالست و جسم روی زمین از گله
شاید بخاطر اینه که واقعا بعضی اوقات تنها مییم ودورورمون خلوت میشه لذتی نمی بریم و ناراحتیم و خودمون درک نمی کنیم که جایگاهمون اینجا نیست ولی باید به یه جای دیگه بریم .
و همینه که خدا دین رو برای ما فرستاده که در این پیچیدگی زندگی بشری روی زمین (جای سخت ) به نحو احسن زندگی کنیم و از اون لذت ببریم و کمتر آسیب و سختی بکشیم .م نظور از سختی سختی جسمی نیست بلکه آزردگی روحه انسانیه مثل قتل و ... که بسیار انسان از اون بدش میاد و ناراحت کننده است و یادمون باشه که به اینجا عدت نکنیم چون هنوز از جای چند هزار ساله دل نکندیم چطوری می خوایم از این صد سال جدا بشیم سخته و نمیشه گفت پس میموندیم چون توقف عالم معنی نداره و خدار حی باقی و ماها نیز حی ناقص و منتقل شونده ایم .
انسان از کلمه ی اونس ناشی میشه و اونش به معنای وانوس و عادت کردنه و سعی کنیم به اینجا عادت نکنیم و تنها جایی که اختیار در در این مدت دست ماست تنها این چند ساله پس سعی کنیم با خدا و خدایی زندگی کنیم هر چقدر که هم سخت باشه
البته ازل هم مکل بوده چون طبق روایات شیعه خدا در روز ازل آتیشی درست می کنه و به همه دستور میده که برن تو اون آتیش یه آزمایش سخت که هر کس به انداز هی اون مقداری که تو آتیش رفته و سختی اون رو کشیده و در این دنیا به خدا روی میارهو طبق اون در این دنیا ب او عقل و درک بخشیدن
و یه عدهای توش نرفتن شدن کافر و مشرک و مطمئنا افراد با ایمان بیشتر (مثل شهدای کربلا) خیلی بیشتر از ماها تو آتیش بودن و تحملش کردن و به این مقام بالا رسیدن
و ماها که کمتر توش دوام آوردیم شدیم شیعه .
پس جای سوالی نمی مونه که برای چی اومدیم باید فکر چاره باشیم.
و خدا رحیمو بخشنده است اولین آیه ی قرآن و آولین جمله ی قرآن یعنی عنوان کتب خدا اینست که خدا
در زمین بند هایش را می خشد بشتابیدد ..........
(به خاطر غلط های املایی معذرت می خواهم )
بذار یه مثال خیلی ساده براتون بزنم و اصل قضیه مشخص بشه :
معلمی هست که حداقل 10 ساله دار درس میده چنین فردی با تجربه ای داره وقتی اول سال تحصیلی وارد کلاس میشه مطمئنا از چهر هی بچه ها اونارو می شناسه و می دونه کدومشون قبول میشه و کدومشون رد و حتی از نمر هاشونم خبرداره و اصلا اونقدر با بچه ها سرو کله زده که با اولین بار دیدنشون میدونه اونا چیکاره اند و آخر سال قبولا یا رد حتی حدود نمرشونم می دونن اگه باور ندارین از معلمایی که چند ساله دارن درس میدن بپرسید .
حال ببینید یه دانش آموز که در طول سال تحصیلی درس نخونده و رد میشه (با اینکه معلم از قبل می دونه که مردود میشه ) پس طبق گفته ی شما معلم باید اون دانش رو از مردود شدنش خبر بده یا اینکه از مدرسه اخراجش کنند حالا فرض کنید اگه خودتون جای اون دانش آموز باشید و در اولین جلسه شما رو به خاطر اینکه قرار مردود بشین از مدرسه اخراج کنن چطوره ؟!!!!!!!!!!!!
البته قضایای آفرینش با تحصیل فرق می کنه باید گفت که نمیشه بی سواد موند و تحصیل نکرد
امادر موردآفرینش خدا انسان رو آفریده تا با تمام اختیارات تش و عقل و وجدان روی زمین رو به کمال رشد کنه و به اونجایی برسه که بفهمه اونچه که خواسته ی خداست از همه چیز بالاتره و برای رسیدن بهاون باید همه چیزرو زیر پا بذاره .
حالا مسئله ی شما اینه که اصلا خدا ما رو خلق نمی کرد ؟ در جواب هوش بشری به اونجا نمیرسه که اصلا برای چی آفریده شده و یا جواب سوال شما چیه ولی میشه گفت که نظام بسیار پیچیده ای این وسط هست و نمیشه صورت مسئله رو پاک وگفت که نباید باشه باید مسئله ی بوجود اومده رو حل کنیم راستشو بخواین فکر نمی کنم انسان برای راحتی در این دنیا اومده باشه بلکه هدف بسیار پیچید های پشت این قضایا هست که نمیشه به خدا عیب گرفت که چرا ما رو آفریدی چون که
ما در نماز میگیم سبحان ربی علی و بحمده و خدا رو پاک و منزه از اشتباه می دونیم و طرح چنین سوال ک مقدار خارج درک بشری و حتی ما انسان ها به این فکر نمی کنیم که چقدر محدود هستیم ما فقط زمین رو میشناسیم و فکر می کنیم که اینجا تنها جای زندگیه و فقط ماها تو شیم مثل پرند های رو که تو ی قفس به دنیا بیاد و تا آخر زندگیش تو اون قفس بوده که از بیرون این قفس به این بزرگی خبر نداره و حداکثرش اون اتاقی که قفس توی اونه درک میکنه چه میدونه خونه چیه خیابون چیه ؟ شهر چیه ؟کشور وقاره چیه ؟ نه از زمین خبر داره نه میدونه آفتاب چیه ؟و حتی جواب این رو هم نمی دونه که برای چی تو این قفسه
قضایای ما هم مثل این پرنده فقط تو زمین خاکیه ؟
ما فرشته ها رو نمی بینیم ؟ جن ها رو نمی بینیم / اونقدر کوچیکیک که نمی دونیم برزخ چیه کجاست و روح رو درک نمی کنیم ؟
فقط باید گفت اینجاییم با تمام پیچیدگی های زندگی بشری ! حال حتی از گذشته خبر نداریم حتی از یک ماه قبل خودون به درستی خبر نداریم و در واقع ما پیاده ایم و روح و فرشتگان با سرعت نور در زمان طی میشن در حالی که سرعت ما در حد سرعت یک فرد پیاده است ؟
البته زمانو مکان خودش درجاتی داره و گفتا که هفت آسمونه
آسمون آخر خداست که بهش می گیم عرش و اولیش آسمون زمینه و دومیش کهکشانه سومیش برزخه چهار میش قیامته (شاید)
پنجمیو و شیشمی رو خدا میدونه
زمان نیز همینطوره برای ما بسیار کند و برای خدا بی نهایته و ما مانند افرادی میمونیم که در داخل چاهی به طنابی متصلیم که چندتا از بالا و پایین افراد خودمون رو می بینیم که نفر به نفر دارن از چاه برون کشیده می شن که (مردن) و یه عده که از ته چاه به طناب وصل میشن (به دنیا نیومده) رو هم خبر نداریم و
محدودیت ماها مانند مورچه ای که فکر می کنه یه اتاق شهره و یه خونه کشور در حالی که از بزرگی اسمونو زمین خبر نداره اصلا درک نمی کنه که زمین چقدر بزرگه ما هم نمی تونیم همه چیز رو درک کنیم و بفهمیم و تنها راه حل اینه که در گذران به فکر چاره باشیم و مسئله رو حل کنیم نه اینکه به دنیال اون باشیم که مسئله از کجا اومده چون دردی دوا نمی کنه
مثل دانش آموزی که هیچی درس نخونده و بلد نیست مسائل رو حل کنه وگیر داده چرا معلم این مسئله رو داده و اونو لرای چی داده چون باید گفت که همون دانش آموز تو دوران دانشگاهی می فهمه که اصلا برای چی ضرب و جمع رو یاد گرفته و به چه دردی می خوره در حالی که امروز که کلاس اول ابتدایی نمی دونه به چه دردری می خوره و اصلا اون رو بدرد نخور تلقی می کنه
برای انسان نیز همین طوره اون تو ازل آفریده شده و تازه تو دنیا داره ی کلاس دوم ابتدای رو می گذرونه
که بعد مردن تازه وارد دور ه ی راهنمایی میشه و اونقدر بازیگوشی کرده (عین پینوکیو که می خواد بره مدرسه )تازه می فهمه چیزی بلد نیست و اون همه که خونده برای چی بوده و برگشتی هم نیست چون کسی که دروه ابتدایی رو رو گزرونده دیگه نمی ذارن برگرده ابتدایی بخونه معنی نداره و آخرت نیز همینه
مشکل ما اینه که :
خدا در روز ازل روح همه ی ما رو آفریده و در حالی که از خلقت آدم بیش از هزارن سال میگذره و معلومه که ماها ببا تو این همه وقت فراموش کردیم که ازل چطوری بوده چی شده چی گذشته؟
یک ماه پیشمون یادمون نیست لحظه به لحظه چطوری گذشته و نمیشه انتظار داشت چند هزارسال عقب یادمون بمونه!
انسان یه موجوده صد ساله نیست بلکه عمرش بی نهایته از چند هزار سال پیش آفریده شدیم و بعد از چند هزار سال منظر ورود به دنیا بودیم حالا هم به اینجا عادت کردیم مثل چند هزار سال پیش که به اونجا عادت کردیم(خودمم یادم نمی یاد) شاید وقتی اومدیم اینجا خیلی درد کشیدیم همینه که تو روایات داریم وقتی انسان به خواب میره و روح از بدنش خارج میشه
و به عالم بال صعود می کنه و در هنگام برگشت چند ساعت (به قول ساعت زمینی چند روز) التماس می کنه که برنگرده
شاید ما به جای قبلی مون که که چند هزار سال توش بودیم عادت کردیم وفراموش کردیم .
و زمین پست ترین و پایین ترین مکان در عالمه و حتی تو آسمون اولم نیستیمو به خاطر همینه که وقتی انسان در هواست بسیار لذت می بره و فکر پرواز بوده . و ازل مطمئنا لالاتر از اینجا بوده و ما در اینجا در سختی بیشتری بسر می بریم و
گفته شده که انسان تنها موجدی که زمینی و آسمونیه چون روح مال عالم بالست و جسم روی زمین از گله
شاید بخاطر اینه که واقعا بعضی اوقات تنها مییم ودورورمون خلوت میشه لذتی نمی بریم و ناراحتیم و خودمون درک نمی کنیم که جایگاهمون اینجا نیست ولی باید به یه جای دیگه بریم .
و همینه که خدا دین رو برای ما فرستاده که در این پیچیدگی زندگی بشری روی زمین (جای سخت ) به نحو احسن زندگی کنیم و از اون لذت ببریم و کمتر آسیب و سختی بکشیم .م نظور از سختی سختی جسمی نیست بلکه آزردگی روحه انسانیه مثل قتل و ... که بسیار انسان از اون بدش میاد و ناراحت کننده است و یادمون باشه که به اینجا عدت نکنیم چون هنوز از جای چند هزار ساله دل نکندیم چطوری می خوایم از این صد سال جدا بشیم سخته و نمیشه گفت پس میموندیم چون توقف عالم معنی نداره و خدار حی باقی و ماها نیز حی ناقص و منتقل شونده ایم .
انسان از کلمه ی اونس ناشی میشه و اونش به معنای وانوس و عادت کردنه و سعی کنیم به اینجا عادت نکنیم و تنها جایی که اختیار در در این مدت دست ماست تنها این چند ساله پس سعی کنیم با خدا و خدایی زندگی کنیم هر چقدر که هم سخت باشه
البته ازل هم مکل بوده چون طبق روایات شیعه خدا در روز ازل آتیشی درست می کنه و به همه دستور میده که برن تو اون آتیش یه آزمایش سخت که هر کس به انداز هی اون مقداری که تو آتیش رفته و سختی اون رو کشیده و در این دنیا به خدا روی میارهو طبق اون در این دنیا ب او عقل و درک بخشیدن
و یه عدهای توش نرفتن شدن کافر و مشرک و مطمئنا افراد با ایمان بیشتر (مثل شهدای کربلا) خیلی بیشتر از ماها تو آتیش بودن و تحملش کردن و به این مقام بالا رسیدن
و ماها که کمتر توش دوام آوردیم شدیم شیعه .
پس جای سوالی نمی مونه که برای چی اومدیم باید فکر چاره باشیم.
و خدا رحیمو بخشنده است اولین آیه ی قرآن و آولین جمله ی قرآن یعنی عنوان کتب خدا اینست که خدا
در زمین بند هایش را می خشد بشتابیدد ..........
(به خاطر غلط های املایی معذرت می خواهم )
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
من 100% حرف جناب Jamshid2100 رو قبول دارم. حرف ایشون کاملا درسته و من فقط می خوام یه مثال دیگه که شاید قابل درک تر باشه بزنم:
شما اهل فوتبال هستید ؟ من که نیستم ولی خیلی از دوستانم هستن و من یه چیز مشترک توی همه این دوستام دیدم:
همه اونها بر اساس اطلاعاتی که درباره تیم ها دارن دقیقا می تونن نعیین کنن تا کدوم بازی، کدوم تیم چندم می شه، و البته در یه سری جاهایی با یه کمبود اطلاعاتی مواجه میشن که وا می استن ببینم اون تیم توی اون بازی مورد نظر چطور عمل می کنه.
هیچ کدوم اون بازی کن ها به طور مادر زادی حرفه ای یا ناشی متولد نشدن و هیچ کسی هم مجبورشون نمی کنه برن فوتبال بازی کنن، راهیه که خودشون انتخاب کردن. خلقت انسان هم همینه. نه آینده انسان از قبل رقم خورده و نه کسی مجبورش می کنه که گناهکار بشه. اگر هم کسی با این مساله مواجه شه از بی تدبیری خودش بوده که به راه خلاف کشیده شده.
اصل بحث رو ادامه می دم:
گیر دوستان ما اینه که بعضی جاها با کمبود اطلاعات مواجه می شن، ولی خدا مخلوق خودشو خوب می شناسه و میدونه این آدم سر این دو راهی کدوم طرفی میره. و خیلی بهتر از خود اون شخص می دونه که به طور مثال اگه تصمیم گرفته از این به بعد دقت کنه، و سر یه دو راهی قرار بگیره، این دفعه کدوم طرفی میره، ولی خدا "هیچ اجباری بر شخص وارد نمیکنه" و شخص 100% (شاید هم بیشتر!) در تصمیم گیری خودش مختاره.
خب من به نظرم اومد مقایسه این قضیه با فوتبال قابل درک تره.
خوشحال می شم برداشتتونو همینجا تو forum بگین.
قربان شما،
موفق باشی
شما اهل فوتبال هستید ؟ من که نیستم ولی خیلی از دوستانم هستن و من یه چیز مشترک توی همه این دوستام دیدم:
همه اونها بر اساس اطلاعاتی که درباره تیم ها دارن دقیقا می تونن نعیین کنن تا کدوم بازی، کدوم تیم چندم می شه، و البته در یه سری جاهایی با یه کمبود اطلاعاتی مواجه میشن که وا می استن ببینم اون تیم توی اون بازی مورد نظر چطور عمل می کنه.
هیچ کدوم اون بازی کن ها به طور مادر زادی حرفه ای یا ناشی متولد نشدن و هیچ کسی هم مجبورشون نمی کنه برن فوتبال بازی کنن، راهیه که خودشون انتخاب کردن. خلقت انسان هم همینه. نه آینده انسان از قبل رقم خورده و نه کسی مجبورش می کنه که گناهکار بشه. اگر هم کسی با این مساله مواجه شه از بی تدبیری خودش بوده که به راه خلاف کشیده شده.
اصل بحث رو ادامه می دم:
گیر دوستان ما اینه که بعضی جاها با کمبود اطلاعات مواجه می شن، ولی خدا مخلوق خودشو خوب می شناسه و میدونه این آدم سر این دو راهی کدوم طرفی میره. و خیلی بهتر از خود اون شخص می دونه که به طور مثال اگه تصمیم گرفته از این به بعد دقت کنه، و سر یه دو راهی قرار بگیره، این دفعه کدوم طرفی میره، ولی خدا "هیچ اجباری بر شخص وارد نمیکنه" و شخص 100% (شاید هم بیشتر!) در تصمیم گیری خودش مختاره.
خب من به نظرم اومد مقایسه این قضیه با فوتبال قابل درک تره.
خوشحال می شم برداشتتونو همینجا تو forum بگین.
قربان شما،
موفق باشی

-
- پست: 89
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 339 بار
- سپاسهای دریافتی: 187 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
سارا/سینا نوشته شده:فکر نمی کنم که ایه شریفه ربطی به سوال شما داشته باشد
آیه مرحله ای از خلقت را بیان می کند که خلق صورت گرفته و موجود شده اما قابل ذکر نیست
شاید همین آیه بخشی از جواب باشه. مشکل من هم همینه که چرا باید از حالت نیستی تبدیل به حالت اسفل السافلین شد؟
ولی انگار انسان در "عدم" نبوده و بعضیا می گن: اصلا تبدیل عدم به وجود ممکن نیست.
حالا من می خوام ببینم اصلا ما چی بودیم در ابتدا؟
سارا/سینا نوشته شده:خداوند کسی را قهرا وارد عذاب نمی کند بلکه اهل عذاب با سوئ اختیار به دوزخ می روند
دقت نکردید! همان جواب کلی را دادید که همه می دن!
من گفتم اصلا من با اختیار یا بی اختیار این کارهارو کردم. خدا چرا اصلا منو اینجوری آفرید و به من فرصت داد که این کار هارو بکنم؟
سارا/سینا نوشته شده: خدا نکند که شما مشکل عمر که از پیمان شکنان غدیر است را داشته باشید اصلا شما سنخیتی با آن ملعون نداریید

سارا/سینا نوشته شده:لذا اصلا عنوان خوبی برلی مطلب خود انتخاب نکردید

ها عَلىُّ بَشَرٌ كَيْفَ بَشَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

-
- پست: 89
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 339 بار
- سپاسهای دریافتی: 187 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
Jamshid2100 نوشته شده:بذار یه مثال خیلی ساده براتون بزنم و اصل قضیه مشخص بشه :
معلمی هست که حداقل 10 ساله دار درس میده چنین فردی با تجربه ای داره وقتی اول سال تحصیلی وارد کلاس میشه مطمئنا از چهر هی بچه ها اونارو می شناسه و می دونه کدومشون قبول میشه و کدومشون رد و حتی از نمر هاشونم خبرداره و اصلا اونقدر با بچه ها سرو کله زده که با اولین بار دیدنشون میدونه اونا چیکاره اند و آخر سال قبولا یا رد حتی حدود نمرشونم می دونن اگه باور ندارین از معلمایی که چند ساله دارن درس میدن بپرسید .
حال ببینید یه دانش آموز که در طول سال تحصیلی درس نخونده و رد میشه (با اینکه معلم از قبل می دونه که مردود میشه ) پس طبق گفته ی شما معلم باید اون دانش رو از مردود شدنش خبر بده یا اینکه از مدرسه اخراجش کنند حالا فرض کنید اگه خودتون جای اون دانش آموز باشید و در اولین جلسه شما رو به خاطر اینکه قرار مردود بشین از مدرسه اخراج کنن چطوره ؟!!!!!!!!!!!!
البته قضایای آفرینش با تحصیل فرق می کنه باید گفت که نمیشه بی سواد موند و تحصیل نکرد
بابت وقتتون، من از شما خیلی ممنونم. راضی به زحمت شما نبودم در این حد.
من این مثالو قبلا در یک سخنرانی هم شنیده بودم ولی به نظرم مثال خوبی نیست (شاید برای من). همونطور که شما هم گفتید، اینها با آفرینش تشابهی نداره ولی برای تقریب، شاید برای بعضیا خوب باشه. ولی همین مثال شما رو من یه چیز بگذارید اضافه کنم. من میگم این بابا اصلا چرا باید بره مدرسه؟ بره کار کنه! ورزشکار بشه، شاید آینده بهتری منتظرش باشه اونجا!
اسم این رو پاک کردن مساله نگذارید. همینطور این استدلال رو از باب مجادله و یا لجاجت هم نگذارید، این شاید واقعا همون سوال منه! البته من نمی خوام به این مثال بچسبم. چون این مثال نمی تونه کاملا قضیه آفرینش رو بیان کنه، پس من در موردش دیگه صحبت نمی کنم.
Jamshid2100 نوشته شده:حالا مسئله ی شما اینه که اصلا خدا ما رو خلق نمی کرد ؟ در جواب هوشبشری به اونجا نمیرسه که اصلا برای چی آفریده شده و یا جواب سوال شما چیهولی میشه گفت
موافقم. برای همینه که من هم به دنبال روایات معصومین هستم. غیر اون میشه داستان پردازی و توهم که به درد ما نمی خوره.
Jamshid2100 نوشته شده:طبق روایات شیعه خدا در روز ازل آتیشی درست می کنه و به همه دستورمیده که برن تو اون آتیش یه آزمایش سخت که هر کس به انداز هی اون مقداریکه تو آتیش رفته و سختی اون رو کشیده و در این دنیا به خدا روی میارهو طبقاون در این دنیا ب او عقل و درک بخشیدن و یه عدهای توش نرفتن شدن کافرو مشرک و مطمئنا افراد با ایمان بیشتر (مثل شهدای کربلا) خیلی بیشتر ازماها تو آتیش بودن و تحملش کردن و به این مقام بالا رسیدن و ماها که کمتر توش دوام آوردیم شدیم شیعه .
احسنت! من هم دنبال روایت هستم. ولی همین روایت که شما فرمودید:
ما اصلا بر اساس چی خلق شدیم؟ این که ما در ازل رفتیم تو اون آتیش و آزمایش شدیم در ازل (به عبارتی پخته شدیم)، این تفاوت بین انسانها در مرتبه ایمانشون یعنی در اونجا بوجود اومده؟ اگر آره، اونجا هم ما اختیار داشتیم؟
برای عوض شدن ذائقه این تیکه کوچیک رو بگم:
Jamshid2100 نوشته شده:و ماها که کمتر توش دوام آوردیم شدیم شیعه .
من که جرات نمی کنم به خودم بگم شیعه. ان شاالله شما باشید.
حتی جرات نمی کنم اسم خودم رو "محب اهل بیت" هم بگذارم. دلیلش؟ خواستید در یه تاپیک جدا نقل قول می کنم بعدا.
ها عَلىُّ بَشَرٌ كَيْفَ بَشَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

-
- پست: 89
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 339 بار
- سپاسهای دریافتی: 187 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
ActiveX نوشته شده:هیچ کدوم اون بازی کن ها به طور مادر زادی حرفه ای یا ناشی متولد نشدن و هیچ کسی هم مجبورشون نمی کنه برن فوتبال بازی کنن، راهیه که خودشون انتخاب کردن. خلقت انسان هم همینه. نه آینده انسان از قبل رقم خورده و نه کسی مجبورش می کنه که گناهکار بشه. اگر هم کسی با این مساله مواجه شه از بی تدبیری خودش بوده که به راه خلاف کشیده شده.
با سلام. ورود شما رو به انجمن تبریک می گیم. ان شاالله حضورتان مایه برکت باشه.
فرمودید: "نه آینده انسان از قبل رقم خورده و نه کسی مجبورش می کنه که گناهکار بشه."
این در روایات هم آمده. من صد در صد موافقم با این قضیه. ولی: چه کسی اونو مجبور کرده که به دنیا بیاد؟
ها عَلىُّ بَشَرٌ كَيْفَ بَشَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

-
- پست: 199
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۴ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 456 بار
- سپاسهای دریافتی: 371 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
با سلام به همه دوستان
در ابتدا معذرت میخوام که پریدم وسط بحثتون،اما چون حرفاتونو خوندم گفتم منم نظرمو بگم.
1- تشکر میکنم از دوستانی که مثالهای مختلفی زدند تا توجیه کنند علم خدا رو به آینده بشر،اما میخوام بگم این جواب شما رو به جبر میرسونه.شما به هیچ وجه نمیتونید از این روش به عقیده شیعه برسید.این شبیه مقدماتی هست که برادران اهل سنت میبافند و جبر مطلق رو هم ازش نتیجه میگیرند.من نمیخوام اینجا از علم خدا حرف بزنم و فقط اشاره میکنم که متکلمان شیعه علم الهی رو به علم ذاتی و فعلی تقسیم میکنند و از این روش استفاده میکنند تا بتونند جبر رو نفی کنند.
2- هر چند قصد ندارم از جبر و اختیار بحث کنم ولی حدس میزنم دوست خوبم جناب iranesabz دچار همین مشکل هستند و البته جوابای دوستان دیگه هم همینطور بود(هر چند خودشون اختیار رو نتیجه گرفتند).فقط من میگم خدا ما رو خلق نکرد تا در آخر عذاب بشیم(ما خلق الجن و الانس الا لیعبدوا).و خدا ما رو در حالت اسفل السافلین خلق نکرد(لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم)و بعد جایگاه انسان رو اسفل السافلین قرار داد(ثم رددناه اسفل السافلین) و البته نه همه را (الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات) که برای مومنی اجر بی حساب تعیین کرد (و لهم اجر غیر ممنون)
3- من مطالب بالا رو خلاصه وار بیان کردم.اگر لازم دونستید میتونم باز کنم و با هم روی اونا کار کنیم.در آخر نتیجه اعتقاد به این شبهه رو میگم.
اگر بپرسی خدا میدونست من گناهکارم چرا منو خلق کرد ؟من فقط میگم خدا جاهل نیست به آینده ما اما ما هم مجبور نیستسم گناهکار باشیم.میتونیم مؤمن و سعادتمند باشیم.
اگر بگی مجبورم گناهکار باشم چون سرنوشت من اینه من میگم پس در اینصورت(نعوذ بالله) خدا ما رو برا سرگرمی خلق کرده تا باهامون سرگرم شه. تازه با فرستادن پیامبرا ما رو سر کار گذاشته.
اگه بگی برا سرگرمی نیست میخواد عذابمون کنه من میگم پس حتما از عذاب ما چیزی بهش میرسه و بی نیاز نیست.راستی اصلا چرا گذاشت زندگی کنیم؟همون اول مینداختمون تو جهنم دیگه،مگه نمیدونست ما فقط گناه میکنیم؟ملائکه هم که بهش گفتن آدم فقط طغیان میکنه.
و تو میتونی ادامه بدی به این بخثا و من هم خدا رو زیر سؤال ببرم.همونجوری که خدای اهل سنت زیر چندین علامت سؤاله.
خلاصه نظر من:چرا ما رو آفرید؟خودش میگه فقط برای پرستش من.خودش آفرید،خودش هدایت کرد،هر انسانی در مقام عمل مختاره و آزادانه میتونه راهش رو انتخاب کنه.در عالم ذر از همه یه سؤال کرد:آیا پروردگار شما نیستم؟(ا لست بربکم؟) و همه یه جواب دادند:بله هستی(قالوا:بلی).این میثاقی بود که خدا از همه گرفته و هرکس بر میثاق خودش گواه و شاهد گرفته شده.(سوره اعراف-آیه 172)
باز هم معذرت میخوام از همه دوستان خوبم .
در ابتدا معذرت میخوام که پریدم وسط بحثتون،اما چون حرفاتونو خوندم گفتم منم نظرمو بگم.
1- تشکر میکنم از دوستانی که مثالهای مختلفی زدند تا توجیه کنند علم خدا رو به آینده بشر،اما میخوام بگم این جواب شما رو به جبر میرسونه.شما به هیچ وجه نمیتونید از این روش به عقیده شیعه برسید.این شبیه مقدماتی هست که برادران اهل سنت میبافند و جبر مطلق رو هم ازش نتیجه میگیرند.من نمیخوام اینجا از علم خدا حرف بزنم و فقط اشاره میکنم که متکلمان شیعه علم الهی رو به علم ذاتی و فعلی تقسیم میکنند و از این روش استفاده میکنند تا بتونند جبر رو نفی کنند.
2- هر چند قصد ندارم از جبر و اختیار بحث کنم ولی حدس میزنم دوست خوبم جناب iranesabz دچار همین مشکل هستند و البته جوابای دوستان دیگه هم همینطور بود(هر چند خودشون اختیار رو نتیجه گرفتند).فقط من میگم خدا ما رو خلق نکرد تا در آخر عذاب بشیم(ما خلق الجن و الانس الا لیعبدوا).و خدا ما رو در حالت اسفل السافلین خلق نکرد(لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم)و بعد جایگاه انسان رو اسفل السافلین قرار داد(ثم رددناه اسفل السافلین) و البته نه همه را (الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات) که برای مومنی اجر بی حساب تعیین کرد (و لهم اجر غیر ممنون)
3- من مطالب بالا رو خلاصه وار بیان کردم.اگر لازم دونستید میتونم باز کنم و با هم روی اونا کار کنیم.در آخر نتیجه اعتقاد به این شبهه رو میگم.
اگر بپرسی خدا میدونست من گناهکارم چرا منو خلق کرد ؟من فقط میگم خدا جاهل نیست به آینده ما اما ما هم مجبور نیستسم گناهکار باشیم.میتونیم مؤمن و سعادتمند باشیم.
اگر بگی مجبورم گناهکار باشم چون سرنوشت من اینه من میگم پس در اینصورت(نعوذ بالله) خدا ما رو برا سرگرمی خلق کرده تا باهامون سرگرم شه. تازه با فرستادن پیامبرا ما رو سر کار گذاشته.
اگه بگی برا سرگرمی نیست میخواد عذابمون کنه من میگم پس حتما از عذاب ما چیزی بهش میرسه و بی نیاز نیست.راستی اصلا چرا گذاشت زندگی کنیم؟همون اول مینداختمون تو جهنم دیگه،مگه نمیدونست ما فقط گناه میکنیم؟ملائکه هم که بهش گفتن آدم فقط طغیان میکنه.
و تو میتونی ادامه بدی به این بخثا و من هم خدا رو زیر سؤال ببرم.همونجوری که خدای اهل سنت زیر چندین علامت سؤاله.
خلاصه نظر من:چرا ما رو آفرید؟خودش میگه فقط برای پرستش من.خودش آفرید،خودش هدایت کرد،هر انسانی در مقام عمل مختاره و آزادانه میتونه راهش رو انتخاب کنه.در عالم ذر از همه یه سؤال کرد:آیا پروردگار شما نیستم؟(ا لست بربکم؟) و همه یه جواب دادند:بله هستی(قالوا:بلی).این میثاقی بود که خدا از همه گرفته و هرکس بر میثاق خودش گواه و شاهد گرفته شده.(سوره اعراف-آیه 172)
باز هم معذرت میخوام از همه دوستان خوبم .
در کوچه های شهر و در انظار مردمان
دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
آن دم که خواست حب علی از دلم رود
ای خالق جهان به دمی جان من ستان
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 89
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۱۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 339 بار
- سپاسهای دریافتی: 187 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
من واجب می دونم یکباره دیگه از همه دوستان عزیز تشکر ویژه ای داشته باشم که منت گذاشتند و می گذارند و در بحث شرکت می کنند.
من باز هم می گم، من سعی می کنم و دعا می کنم که مشمول آیه "خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ" (بقره-7) نباشم. ولی چه باید کرد که اطلاعات ما (خودم) کم است. عقبیم! باید تلاش کنیم تا برسیم.
بله. قبول که:
خدا کامل، مطلق و بی نهایته.
موجود نامحدود، همه کمالات را دارد (منجمله حکمت).
پس خدا حکیم هم هست.
همچنین مطلق، بالاتر از خود ندارد.
حالا هدف این حکیم مطلق چه باید باشد؟
خودش! یعنی موجود عالی نمی تواند هدف پایین تر از خودش را انتخاب کند.
(با تشکر از یکی از کارشناسان آنلاین که با هم بحث کردیم)
پس می پذیریم که هدف از خلقت انسان بندگی و در نهایت رسیدن به کمال است.
در ضمن: قبول دارم که حتما باید از قدرت اختیار(تفاوت انسان و سایر موجودات) در زندگی استفاده کرد. یعنی انسان نمی تواند به هر دلیلی (مثلا علم خدا از آینده ما) از زیر بار مسئولیتی که دارد شانه خالی کند.
من تا اینجا مشکلی ندارم.
ولی سوالی که پیش می آد اینه که فرضا یه فردی در آستانه درب دوزخ به خدا بگه:
- بابا تو که می دونستی من عاقبتم اینجاست. چرا اصلا منو وارد دنیا کردی؟
+ شما شاید بخواهید جواب بدهید که تو با اختیار کارهایی کردی که در نهایت منجر به دوزخ شده...
- اون بابا دوباره شکایت می کنه که من می خواستم خوب باشم ولی الآن می فهمم که راه درست رو انتخاب نکرده ام. مثلا کسانی که با علی ابن ابیطالب مشکل دارند. خیال می کنید اونا دوست دارن برن دوزخ؟ مسلما نه! ولی راه رو گم کرده اند و خیال می کنند درست می روند.
پس به نظرم ما باید ببینیم انسان در ابتدا چی بوده و چطور آفریده شده؟ اینتفاوت ها در کجا بوجود آمده؟ آیا استعداد و فطرت همه انسان ها (بجزمعصومین) مثل هم بوده؟
من فکر کنم در مورد این اگه بتوانیم حرف بزنیم خیلی به بحث ما کمک می کنه.
من باز هم می گم، من سعی می کنم و دعا می کنم که مشمول آیه "خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ" (بقره-7) نباشم. ولی چه باید کرد که اطلاعات ما (خودم) کم است. عقبیم! باید تلاش کنیم تا برسیم.
divoone110 نوشته شده:خدا ما رو خلق نکرد تا در آخر عذاب بشیم(ما خلق الجن و الانس الا لیعبدوا).و خدا ما رو در حالت اسفل السافلین خلق نکرد(لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم)و بعد جایگاه انسان رو اسفل السافلین قرار داد(ثم رددناه اسفل السافلین) و البته نه همه را (الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات) که برای مومنی اجر بی حساب تعیین کرد (و لهم اجر غیر ممنون)
بله. قبول که:
خدا کامل، مطلق و بی نهایته.
موجود نامحدود، همه کمالات را دارد (منجمله حکمت).
پس خدا حکیم هم هست.
همچنین مطلق، بالاتر از خود ندارد.
حالا هدف این حکیم مطلق چه باید باشد؟
خودش! یعنی موجود عالی نمی تواند هدف پایین تر از خودش را انتخاب کند.
(با تشکر از یکی از کارشناسان آنلاین که با هم بحث کردیم)
پس می پذیریم که هدف از خلقت انسان بندگی و در نهایت رسیدن به کمال است.
در ضمن: قبول دارم که حتما باید از قدرت اختیار(تفاوت انسان و سایر موجودات) در زندگی استفاده کرد. یعنی انسان نمی تواند به هر دلیلی (مثلا علم خدا از آینده ما) از زیر بار مسئولیتی که دارد شانه خالی کند.
من تا اینجا مشکلی ندارم.
ولی سوالی که پیش می آد اینه که فرضا یه فردی در آستانه درب دوزخ به خدا بگه:
- بابا تو که می دونستی من عاقبتم اینجاست. چرا اصلا منو وارد دنیا کردی؟
+ شما شاید بخواهید جواب بدهید که تو با اختیار کارهایی کردی که در نهایت منجر به دوزخ شده...
- اون بابا دوباره شکایت می کنه که من می خواستم خوب باشم ولی الآن می فهمم که راه درست رو انتخاب نکرده ام. مثلا کسانی که با علی ابن ابیطالب مشکل دارند. خیال می کنید اونا دوست دارن برن دوزخ؟ مسلما نه! ولی راه رو گم کرده اند و خیال می کنند درست می روند.
divoone110 نوشته شده:من مطالب بالا رو خلاصه وار بیان کردم.اگر لازم دونستید میتونم باز کنم وبا هم روی اونا کار کنیم.
divoone110 نوشته شده:در عالم ذر از همه یه سؤال کرد:آیا پروردگار شما نیستم؟(ا لست بربکم؟)و همه یه جواب دادند:بله هستی(قالوا:بلی).این میثاقی بود که خدا از همهگرفته و هرکس بر میثاق خودش گواه و شاهد گرفته شده.(سوره اعراف-آیه 172)
پس به نظرم ما باید ببینیم انسان در ابتدا چی بوده و چطور آفریده شده؟ اینتفاوت ها در کجا بوجود آمده؟ آیا استعداد و فطرت همه انسان ها (بجزمعصومین) مثل هم بوده؟
من فکر کنم در مورد این اگه بتوانیم حرف بزنیم خیلی به بحث ما کمک می کنه.
ها عَلىُّ بَشَرٌ كَيْفَ بَشَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ
رَبُّهُ فيهِ تَجَلّى وَظَهَرَ
هُوَ وَ الْواجِبُ نُورٌ وَبَصَرٌ
هُوَ وَ الْمَبْدَءُ شَمْسٌ وَ قَمَرٌ

-
- پست: 199
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۵۴ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 456 بار
- سپاسهای دریافتی: 371 بار
Re: "مشکل من" مشابه "شبهه عمربن الخطاب"...!
با سلام.
من از حرف شما این رو میفهمم که با بازخواست خدا از اشتباهات بشر مشکل دارید.اگر اینطور باشه که من فهمیدم اصلا مشکلی وجود نداره.خداوند هرگز از کسی بخاطر ندانسته هاش بازخواست نمیکنه.شیعه معتقد به حسن و قبح عقلی هست.بر این اساس مجازات هیچ فردی جایز نیست مگر اینکه از قبل راه درست را دونسته باشه و با این وجود راه غلط را انتخاب کرده باشه.اگر خداوند از اول خلقت تا آخر زمین را از حجت خالی نکرده و نمیکنه هم به همین دلیله و به همین خاطر هست که میگن در اصول دین تحقیق کنید نه تقلید.خب اگر فردی تحقیق کرد اما بنا به دلایلی راه درست را پیدا نکرد بلکه به اشتباه به چیز دیگه رسید قطعا در آخرت مجازاتی نخواهد داشت. البته این تنها در جایی که فرد حقیقت اصلی رو پیدا نکرده باشه و در این پیدا نکردن مقصر هم نباشه.با این شرایط بسیاری سعادتمند خواهند بود.مثلا بعضی واقعا اعتقاد داشتند به اینکه بتها خدا هستند و اصلا پیش از اسلام مردند.آیا به جهنم میرند؟خب مسلما اگه دین بهتری پیدا نکرده باشند و خالصانه بت را عبادت کرده باشند خدا این عبادت را میپذیره چون غرض اونا از بت پرستی مخالفت با الله احد و واحد نبوده و قطعا اگر این افراد مورد تبلیغ واقع میشدند هدایت رو میگرفتند.
با این حرفا نتیجه میگیریم که عذاب مخصوص کسانی هست که با وجود هدایت راه باطل را پیمودند و یا اصلا نخواستند هدایت بشند و از حق فراری بودند.شاهد حرف من برا این حرفا اینه که خداوند هرگز قومی را عذاب نکرده مگر اینکه قبل از عذاب مدتها توسط پیامبر و کتاب هدایت شده و اصطلاحا حجت بر اونا تموم شده باشه.و شاهد دیگه اینکه اگر کسی عملی رو به سبب جهل مطلق از اون انجام نداده باشه بنابر شریعت ما گناهکار نیست.
در کوچه های شهر و در انظار مردمان
دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
آن دم که خواست حب علی از دلم رود
ای خالق جهان به دمی جان من ستان
[External Link Removed for Guests]
