خداشناسی
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 114
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 41 بار
- سپاسهای دریافتی: 72 بار
Re: تفسیر به رای
سلام
اگر نمی خوای جواب نده
اما هیچ کدام از حرفات نه عقلانی است نه با قران تطبیق می کند
قران چه کسی را به عنوان مفسر معرفی کرده است ؟؟؟؟؟
اصلا کسی را معرفی کرده ؟؟؟
معیار انتخاب تفسیر قران دل بخواهی است که هر کس هر تفسیری را که دوست داشت بخواند ؟؟؟؟؟
من نگفتم المیزان را قبول ندارم فقط گفتم چرا باید المیزان بخوانیم ؟؟؟؟؟
آیا سوال جرم است ؟؟؟؟
اگر نمی خوای جواب نده
اما هیچ کدام از حرفات نه عقلانی است نه با قران تطبیق می کند
قران چه کسی را به عنوان مفسر معرفی کرده است ؟؟؟؟؟
اصلا کسی را معرفی کرده ؟؟؟
معیار انتخاب تفسیر قران دل بخواهی است که هر کس هر تفسیری را که دوست داشت بخواند ؟؟؟؟؟
من نگفتم المیزان را قبول ندارم فقط گفتم چرا باید المیزان بخوانیم ؟؟؟؟؟
آیا سوال جرم است ؟؟؟؟

-
- پست: 29
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸, ۱۰:۰۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 9 بار
Re: تفسیر به رای
به نام خدا
نمي خواستم جواب بدهم چون نوشته بوديد هيچ گدام از حرفهاي من نه عقلاني بوده نه با قرآن تطبيق مي كند برايتان متاسف شدم
اميدوارم رحمت خداوند شامل حال همه ما بشود و با كلام خداوند رحمان به او نزديك شويم
خداوند هر كس را از طريقي هدايت مي كند انشاءالله كه ما جزو هدايت يافتگان باشيم
موفق باشيد
نمي خواستم جواب بدهم چون نوشته بوديد هيچ گدام از حرفهاي من نه عقلاني بوده نه با قرآن تطبيق مي كند برايتان متاسف شدم
اميدوارم رحمت خداوند شامل حال همه ما بشود و با كلام خداوند رحمان به او نزديك شويم
خداوند هر كس را از طريقي هدايت مي كند انشاءالله كه ما جزو هدايت يافتگان باشيم
موفق باشيد
Re: تفسیر به رای
بسم الله الرحمن الرحيم
با اجازه من وارد بحث شما شدم. ابتدا بايد عرض كنم كه ما وقتي وارد بحث ميشويم بايد بدانيم كه چارچوبي را بايد براي خويش قرار دهيم و در آغاز هم بايد يك سري از بديهيات را پذيرفته باشيم و وقتي وارد مباحث اينگونه ميشويم در آن چارچوب به ادامه سخن بپردازيم. در بحث آنچه كه اصل است و غير قابل تغيير، كلام الهي و پيامبر و ائمه هداة مهديين عليهم السلام مي باشد، كه غير قابل رد كردن است و اين سيره علماي بزرگ اسلام است كه هر گاه به اين قسمت وارد ميشوند با احتياط و دقتي مضاعف سخن ميگويند. و وقتي به سخنان علماي ديگر مي رسند در عين احترام و اعزاز فراوان با قاطعيت به ايراد اشكال و يا رد آن سخن مبادرت مي ورزند.
زيرا كلامي كه از پيامبر و ائمه هداة مهديين صادر شده از منبع فيضي صدور يافته كه هيچ گاه امكان وقوع خطا و يا فراموشي در او وارد نشده و هميشه آن چه را بيان فرموده يا به انجام رسانده، امر خداي متعال است. در واقع ميتوان اينگونه بيان داشت كه ترجمان و تفسير حقيقي كلام الهي را در زندگي اهل بيت معصوم پيامبر مي توان ديد. عصمت تنها براي آنان است و هيچ كسي ديگر به آن راه ندارد، چرا كه اين لباسي است كه از سوي خداي متعال بر قامت آنان پوشانده شده است. و آنان خزينه دار علم خدا و آيينه تمام نماي صفات الهي و مفسران حقيقي قرآن كريم هستند.
اما ديگر علماي بزرگ در عين شرافت مقام و اعزاز كلام و بزرگيشان در پيشگاه خداي متعال به علت آنكه كلامشان از سوي خداي متعال صادر شده نيست توسط علما، مورد نقد و خدشه قرار گرفته و يا حتي به رد كلامشان مبادرت شده است. اين عمل دليل بر توهين يا كوچك شمردن آنان نيست بلكه كلامي كه از سوي غير معصوم صادر شده باشد بر اساس ارتباط با خداي متعال نيست بلكه بر اساس ادله و شواهد و قرائن و دريافتهاي ذهني و عقلي بيان ميشود و در اين باب اگر بنا بر قطعيت يافتن كلام علما بود هيچ گاه علماي بزرگ به رد سخنان يكديگر مبادرت نميكردند. قرض از بيان اين موضوع روشن شدن بحثي است كه به آن وارد ميشوم. زيرا اگر ما در دايره شخص پرستي وارد شويم نميتوانيم حقايق را آنگونه كه بايد باشد درك كنيم. حفظ شان بزرگان در جاي خود و مباحث عقلي و دريافتهاي هر كسي هم در جاي خود داراي اهميت است.
از سويي بايد دقت داشت كه ما انسانهاي عادي داراي ظرفيت و توان فهمي خاصي هستيم كه با توجه به همان توان قادر به دريافت موضوعات و تجزيه و تحليل آن هستيم. و در واقع به علت محدود بودن دريافتهاي ما و ظرفيت ما، درك و فهم بعضي از موضوعات براي ما وقت زيادي را خواهد برد.
اگر به تاريخ اسلام دقيق نگاه كنيم، متوجه نكات مهمي ميشويم كه شايد گره گشاي ما در خيلي از موارد قرار بگيرد. يكي از آن موارد كه مورد توجه و عنايت كمتر واقع شده توجه به فرمايش الهي پيامبر اسلام در مورد ثقلين است، كه فرمودند، اني تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما (احتجاج طبرسي، ج 1، ص 624، حديث 144) در اين باب احاديث و روايات فراواني از سوي پيامبر عظيم الشأن اسلام صادر شده و به دست ما رسيده كه هم از سوي عامه نقل شده و هم در كتب روايي شيعيان به وفور و كرات ديده ميشود.
تمام علماي بزرگ و انديشمندان فاخر شيعه بدون استثناء اذعان دارند كه مفسران كلام الله مجيد بدون شك فقط و فقط آناني هستند كه خداي عالم در قرآن از آنان به عنوان "و من عنده علم الكتاب" ياد كرده و يا آنان را "راسخون في العلم" نام برده، و يا به معرفي آنان به اين شكل مبادرت ورزيده "بل هو آيات بينات في صدور الذين اوتوالعلم".
از سويي بايد دقت داشت كه اهل عامه كه مبناي آنان "حسبنا كتاب الله" است، غير از فرمايش پيامبر را مورد نظر خويش قرار داده اند. و به همين خاطر اگر به تاريخ اسلام نگاه بيندازيم از واقعه سقيفه گرفته تا شهادت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام و شهادت اباعبدالله و همه ائمه اطهار عليهم السلام را با استناد و برداشتي كه از قرآن داشته اند مستند ساخته اند.
با اجازه من وارد بحث شما شدم. ابتدا بايد عرض كنم كه ما وقتي وارد بحث ميشويم بايد بدانيم كه چارچوبي را بايد براي خويش قرار دهيم و در آغاز هم بايد يك سري از بديهيات را پذيرفته باشيم و وقتي وارد مباحث اينگونه ميشويم در آن چارچوب به ادامه سخن بپردازيم. در بحث آنچه كه اصل است و غير قابل تغيير، كلام الهي و پيامبر و ائمه هداة مهديين عليهم السلام مي باشد، كه غير قابل رد كردن است و اين سيره علماي بزرگ اسلام است كه هر گاه به اين قسمت وارد ميشوند با احتياط و دقتي مضاعف سخن ميگويند. و وقتي به سخنان علماي ديگر مي رسند در عين احترام و اعزاز فراوان با قاطعيت به ايراد اشكال و يا رد آن سخن مبادرت مي ورزند.
زيرا كلامي كه از پيامبر و ائمه هداة مهديين صادر شده از منبع فيضي صدور يافته كه هيچ گاه امكان وقوع خطا و يا فراموشي در او وارد نشده و هميشه آن چه را بيان فرموده يا به انجام رسانده، امر خداي متعال است. در واقع ميتوان اينگونه بيان داشت كه ترجمان و تفسير حقيقي كلام الهي را در زندگي اهل بيت معصوم پيامبر مي توان ديد. عصمت تنها براي آنان است و هيچ كسي ديگر به آن راه ندارد، چرا كه اين لباسي است كه از سوي خداي متعال بر قامت آنان پوشانده شده است. و آنان خزينه دار علم خدا و آيينه تمام نماي صفات الهي و مفسران حقيقي قرآن كريم هستند.
اما ديگر علماي بزرگ در عين شرافت مقام و اعزاز كلام و بزرگيشان در پيشگاه خداي متعال به علت آنكه كلامشان از سوي خداي متعال صادر شده نيست توسط علما، مورد نقد و خدشه قرار گرفته و يا حتي به رد كلامشان مبادرت شده است. اين عمل دليل بر توهين يا كوچك شمردن آنان نيست بلكه كلامي كه از سوي غير معصوم صادر شده باشد بر اساس ارتباط با خداي متعال نيست بلكه بر اساس ادله و شواهد و قرائن و دريافتهاي ذهني و عقلي بيان ميشود و در اين باب اگر بنا بر قطعيت يافتن كلام علما بود هيچ گاه علماي بزرگ به رد سخنان يكديگر مبادرت نميكردند. قرض از بيان اين موضوع روشن شدن بحثي است كه به آن وارد ميشوم. زيرا اگر ما در دايره شخص پرستي وارد شويم نميتوانيم حقايق را آنگونه كه بايد باشد درك كنيم. حفظ شان بزرگان در جاي خود و مباحث عقلي و دريافتهاي هر كسي هم در جاي خود داراي اهميت است.
از سويي بايد دقت داشت كه ما انسانهاي عادي داراي ظرفيت و توان فهمي خاصي هستيم كه با توجه به همان توان قادر به دريافت موضوعات و تجزيه و تحليل آن هستيم. و در واقع به علت محدود بودن دريافتهاي ما و ظرفيت ما، درك و فهم بعضي از موضوعات براي ما وقت زيادي را خواهد برد.
اگر به تاريخ اسلام دقيق نگاه كنيم، متوجه نكات مهمي ميشويم كه شايد گره گشاي ما در خيلي از موارد قرار بگيرد. يكي از آن موارد كه مورد توجه و عنايت كمتر واقع شده توجه به فرمايش الهي پيامبر اسلام در مورد ثقلين است، كه فرمودند، اني تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما (احتجاج طبرسي، ج 1، ص 624، حديث 144) در اين باب احاديث و روايات فراواني از سوي پيامبر عظيم الشأن اسلام صادر شده و به دست ما رسيده كه هم از سوي عامه نقل شده و هم در كتب روايي شيعيان به وفور و كرات ديده ميشود.
تمام علماي بزرگ و انديشمندان فاخر شيعه بدون استثناء اذعان دارند كه مفسران كلام الله مجيد بدون شك فقط و فقط آناني هستند كه خداي عالم در قرآن از آنان به عنوان "و من عنده علم الكتاب" ياد كرده و يا آنان را "راسخون في العلم" نام برده، و يا به معرفي آنان به اين شكل مبادرت ورزيده "بل هو آيات بينات في صدور الذين اوتوالعلم".
از سويي بايد دقت داشت كه اهل عامه كه مبناي آنان "حسبنا كتاب الله" است، غير از فرمايش پيامبر را مورد نظر خويش قرار داده اند. و به همين خاطر اگر به تاريخ اسلام نگاه بيندازيم از واقعه سقيفه گرفته تا شهادت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام و شهادت اباعبدالله و همه ائمه اطهار عليهم السلام را با استناد و برداشتي كه از قرآن داشته اند مستند ساخته اند.

-
- پست: 114
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 41 بار
- سپاسهای دریافتی: 72 بار
Re: تفسیر به رای
سلام
سوال من در مورد تفسیر مذکور
به چه ملاکی باید تفسیری را برای مطالعه انتخاب کرد
و
سئوال اساسی
چه کسی مفسر قران است ؟
سوال من در مورد تفسیر مذکور
به چه ملاکی باید تفسیری را برای مطالعه انتخاب کرد
و
سئوال اساسی
چه کسی مفسر قران است ؟
Re: تفسیر به رای
اگر صرف مطالعه است هر كدام از تفاسير را ميشود مطالعه كرد. ولي مفسر كلام الهي را چه كسي ميتواند معرفي كند به غير از صاحب همان كلام كه معرفي كرده است.

-
- پست: 114
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۱۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 41 بار
- سپاسهای دریافتی: 72 بار
Re: تفسیر به رای
1- چه کسی را به عنوان مفسر معرفی کرده اند ؟؟؟؟
2- منظور از انتخاب تفسیر صرف مطالعه نبود بلکه منظور به عنوان تفسیر واقعی کلام الله بود
ممنون
2- منظور از انتخاب تفسیر صرف مطالعه نبود بلکه منظور به عنوان تفسیر واقعی کلام الله بود
ممنون
Re: تفسیر به رای
بسم الله الرحمن الرحيم
با اجازه من وارد بحث شما شدم. ابتدا بايد عرض كنم كه ما وقتي وارد بحث ميشويم بايد بدانيم كه چارچوبي را بايد براي خويش قرار دهيم و در آغاز هم بايد يك سري از بديهيات را پذيرفته باشيم و وقتي وارد مباحث اينگونه ميشويم در آن چارچوب به ادامه سخن بپردازيم. در بحث آنچه كه اصل است و غير قابل تغيير، كلام الهي و پيامبر و ائمه هداة مهديين عليهم السلام مي باشد، كه غير قابل رد كردن است و اين سيره علماي بزرگ اسلام است كه هر گاه به اين قسمت وارد ميشوند با احتياط و دقتي مضاعف سخن ميگويند. و وقتي به سخنان علماي ديگر مي رسند در عين احترام و اعزاز فراوان با قاطعيت به ايراد اشكال و يا رد آن سخن مبادرت مي ورزند.
زيرا كلامي كه از پيامبر و ائمه هداة مهديين صادر شده از منبع فيضي صدور يافته كه هيچ گاه امكان وقوع خطا و يا فراموشي در او وارد نشده و هميشه آن چه را بيان فرموده يا به انجام رسانده، امر خداي متعال است. در واقع ميتوان اينگونه بيان داشت كه ترجمان و تفسير حقيقي كلام الهي را در زندگي اهل بيت معصوم پيامبر مي توان ديد. عصمت تنها براي آنان است و هيچ كسي ديگر به آن راه ندارد، چرا كه اين لباسي است كه از سوي خداي متعال بر قامت آنان پوشانده شده است. و آنان خزينه دار علم خدا و آيينه تمام نماي صفات الهي و مفسران حقيقي قرآن كريم هستند.
اما ديگر علماي بزرگ در عين شرافت مقام و اعزاز كلام و بزرگيشان در پيشگاه خداي متعال به علت آنكه كلامشان از سوي خداي متعال صادر شده نيست توسط علما، مورد نقد و خدشه قرار گرفته و يا حتي به رد كلامشان مبادرت شده است. اين عمل دليل بر توهين يا كوچك شمردن آنان نيست بلكه كلامي كه از سوي غير معصوم صادر شده باشد بر اساس ارتباط با خداي متعال نيست بلكه بر اساس ادله و شواهد و قرائن و دريافتهاي ذهني و عقلي بيان ميشود و در اين باب اگر بنا بر قطعيت يافتن كلام علما بود هيچ گاه علماي بزرگ به رد سخنان يكديگر مبادرت نميكردند. قرض از بيان اين موضوع روشن شدن بحثي است كه به آن وارد ميشوم. زيرا اگر ما در دايره شخص پرستي وارد شويم نميتوانيم حقايق را آنگونه كه بايد باشد درك كنيم. حفظ شان بزرگان در جاي خود و مباحث عقلي و دريافتهاي هر كسي هم در جاي خود داراي اهميت است.
از سويي بايد دقت داشت كه ما انسانهاي عادي داراي ظرفيت و توان فهمي خاصي هستيم كه با توجه به همان توان قادر به دريافت موضوعات و تجزيه و تحليل آن هستيم. و در واقع به علت محدود بودن دريافتهاي ما و ظرفيت ما، درك و فهم بعضي از موضوعات براي ما وقت زيادي را خواهد برد.
اگر به تاريخ اسلام دقيق نگاه كنيم، متوجه نكات مهمي ميشويم كه شايد گره گشاي ما در خيلي از موارد قرار بگيرد. يكي از آن موارد كه مورد توجه و عنايت كمتر واقع شده توجه به فرمايش الهي پيامبر اسلام در مورد ثقلين است، كه فرمودند، اني تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما (احتجاج طبرسي، ج 1، ص 624، حديث 144) در اين باب احاديث و روايات فراواني از سوي پيامبر عظيم الشأن اسلام صادر شده و به دست ما رسيده كه هم از سوي عامه نقل شده و هم در كتب روايي شيعيان به وفور و كرات ديده ميشود.
تمام علماي بزرگ و انديشمندان فاخر شيعه بدون استثناء اذعان دارند كه مفسران كلام الله مجيد بدون شك فقط و فقط آناني هستند كه خداي عالم در قرآن از آنان به عنوان "و من عنده علم الكتاب" ياد كرده و يا آنان را "راسخون في العلم" نام برده، و يا به معرفي آنان به اين شكل مبادرت ورزيده "بل هو آيات بينات في صدور الذين اوتوالعلم".
از سويي بايد دقت داشت كه اهل عامه كه مبناي آنان "حسبنا كتاب الله" است غير از اين را مورد نظر خويش قرار داده اند. و به همين خاطر اگر به تاريخ اسلام نگاه بيندازيم از واقعه سقيفه گرفته تا شهادت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام و شهادت اباعبدالله و همه ائمه اطهار عليهم السلام را با استناد و برداشتي كه از قرآن داشته اند مستند ساخته اند
با اجازه من وارد بحث شما شدم. ابتدا بايد عرض كنم كه ما وقتي وارد بحث ميشويم بايد بدانيم كه چارچوبي را بايد براي خويش قرار دهيم و در آغاز هم بايد يك سري از بديهيات را پذيرفته باشيم و وقتي وارد مباحث اينگونه ميشويم در آن چارچوب به ادامه سخن بپردازيم. در بحث آنچه كه اصل است و غير قابل تغيير، كلام الهي و پيامبر و ائمه هداة مهديين عليهم السلام مي باشد، كه غير قابل رد كردن است و اين سيره علماي بزرگ اسلام است كه هر گاه به اين قسمت وارد ميشوند با احتياط و دقتي مضاعف سخن ميگويند. و وقتي به سخنان علماي ديگر مي رسند در عين احترام و اعزاز فراوان با قاطعيت به ايراد اشكال و يا رد آن سخن مبادرت مي ورزند.
زيرا كلامي كه از پيامبر و ائمه هداة مهديين صادر شده از منبع فيضي صدور يافته كه هيچ گاه امكان وقوع خطا و يا فراموشي در او وارد نشده و هميشه آن چه را بيان فرموده يا به انجام رسانده، امر خداي متعال است. در واقع ميتوان اينگونه بيان داشت كه ترجمان و تفسير حقيقي كلام الهي را در زندگي اهل بيت معصوم پيامبر مي توان ديد. عصمت تنها براي آنان است و هيچ كسي ديگر به آن راه ندارد، چرا كه اين لباسي است كه از سوي خداي متعال بر قامت آنان پوشانده شده است. و آنان خزينه دار علم خدا و آيينه تمام نماي صفات الهي و مفسران حقيقي قرآن كريم هستند.
اما ديگر علماي بزرگ در عين شرافت مقام و اعزاز كلام و بزرگيشان در پيشگاه خداي متعال به علت آنكه كلامشان از سوي خداي متعال صادر شده نيست توسط علما، مورد نقد و خدشه قرار گرفته و يا حتي به رد كلامشان مبادرت شده است. اين عمل دليل بر توهين يا كوچك شمردن آنان نيست بلكه كلامي كه از سوي غير معصوم صادر شده باشد بر اساس ارتباط با خداي متعال نيست بلكه بر اساس ادله و شواهد و قرائن و دريافتهاي ذهني و عقلي بيان ميشود و در اين باب اگر بنا بر قطعيت يافتن كلام علما بود هيچ گاه علماي بزرگ به رد سخنان يكديگر مبادرت نميكردند. قرض از بيان اين موضوع روشن شدن بحثي است كه به آن وارد ميشوم. زيرا اگر ما در دايره شخص پرستي وارد شويم نميتوانيم حقايق را آنگونه كه بايد باشد درك كنيم. حفظ شان بزرگان در جاي خود و مباحث عقلي و دريافتهاي هر كسي هم در جاي خود داراي اهميت است.
از سويي بايد دقت داشت كه ما انسانهاي عادي داراي ظرفيت و توان فهمي خاصي هستيم كه با توجه به همان توان قادر به دريافت موضوعات و تجزيه و تحليل آن هستيم. و در واقع به علت محدود بودن دريافتهاي ما و ظرفيت ما، درك و فهم بعضي از موضوعات براي ما وقت زيادي را خواهد برد.
اگر به تاريخ اسلام دقيق نگاه كنيم، متوجه نكات مهمي ميشويم كه شايد گره گشاي ما در خيلي از موارد قرار بگيرد. يكي از آن موارد كه مورد توجه و عنايت كمتر واقع شده توجه به فرمايش الهي پيامبر اسلام در مورد ثقلين است، كه فرمودند، اني تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما (احتجاج طبرسي، ج 1، ص 624، حديث 144) در اين باب احاديث و روايات فراواني از سوي پيامبر عظيم الشأن اسلام صادر شده و به دست ما رسيده كه هم از سوي عامه نقل شده و هم در كتب روايي شيعيان به وفور و كرات ديده ميشود.
تمام علماي بزرگ و انديشمندان فاخر شيعه بدون استثناء اذعان دارند كه مفسران كلام الله مجيد بدون شك فقط و فقط آناني هستند كه خداي عالم در قرآن از آنان به عنوان "و من عنده علم الكتاب" ياد كرده و يا آنان را "راسخون في العلم" نام برده، و يا به معرفي آنان به اين شكل مبادرت ورزيده "بل هو آيات بينات في صدور الذين اوتوالعلم".
از سويي بايد دقت داشت كه اهل عامه كه مبناي آنان "حسبنا كتاب الله" است غير از اين را مورد نظر خويش قرار داده اند. و به همين خاطر اگر به تاريخ اسلام نگاه بيندازيم از واقعه سقيفه گرفته تا شهادت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام و شهادت اباعبدالله و همه ائمه اطهار عليهم السلام را با استناد و برداشتي كه از قرآن داشته اند مستند ساخته اند

