روابط انسانی و مدیریت

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 4
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۸, ۱۰:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

روابط انسانی و مدیریت

پست توسط elahe oskui »

 روابط انسانی و مدیریت 


اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام

و الیک یعود السلام
با خدایا تو خود سلامی ، و هر سلامتی از تو می رسد
وسلامتی مطلق ، مخصوص توست ! وبازگشت سلامتی و خوبیها بسوی تو می باشد.
رسول خدا ( ص ) فرمود ملاقاتتان را با سلام ومصافحه (دست دادن با یکدیگر) بیاغازید وهنگام جدایی استغفار کنید.

والسلام اسم من السماء الله تعالی
سلام نامی از نامهای خداوند است. امام صادق (ع) مصباح الشریعه باب 18
پس چه زیباست که در اولین گام برای بر قراری روابط با یکدیگر بوسیله سلام انتشار نام مقدس پروردگارمان کوشا باشیم.

یکی از دستورات حیات بخش اسلام در مکالمات دیداری این است که دیدار را باید با سلام آغاز کرد. چرا که انسان با سلامش به شنونده مصونیت می دهد که گفتارش خیر خواهانه و رهگشا است.
پس برای اینکه مردم جامعه ، جوانان ، دانش آموزان همچون ربات های بی احساس در دنیای پر جنب جوش و سرد و بی روح نباشد در کجا باید آموزش ببیند. از که؟ آیا پاسخ در کجا! مدرسه؟ از که! معلم نیست ؟ آیا مدرسه بهترین مکان برای یادگیری روابط انسانی نمی باشد. آیا نباید با دانش آموز طوری رفتار کنیم که اول احساس کند مدافع او هستیم؟ انسان تنها موجودی است که تنهایی برایش مفهوم طرد شدن دارد .
دانش آموزی که طرد می شود.تنهاست! یافتن انسان در محیط نا آشنا، آسان است. اما اگر انسان در محیط نا آشنا گم شود هیچ گاه پیدا نخواهد شد
زنهار که محیط آشنا را نا آشنا نسازیم! !
برای رسیدن به زبان مشترک باید رفتار مشترک داشته باشیم ، به یاد داشته باشیم آنچه انسان را به اسارت کشید کلام بود ! پس معلم باید با کلام خود اول قلب دانش آموز خود را تسخیر کند و بعد اثرات آن را بر روی ذهن و رفتار او ببیند.
بر معلم است که بیشترین توجه خود را به دنیای درون دانش آموز معطوف کند. دنیایی که در تماس با محیط شکل گرفته است اگر معلم با او همراه شود دانش آموز احساس تعلق خواهد کرد آن وقت تا آخر با معلم است.
این انگیزه با دانش آموز بودن را چگونه می توان در معلمان ایجاد کرد ، آیا مدیر مدرسه و مدرسه نقش دارند؟ آیا یکی از وظایف اصلی مدیر برقراری روابط صحیح و عاطفی در بین خود با همکاران و همکاران با یکدیگر و همکاران با دانش آموزان نیست.
مدیر به عنوان رهبر واحد آموزشی باید هنر انگیزش داشته باشد همان هنر ترغیب دیگران ! تا خود کارانه بر اساس آن چه مورد نظر است وظیفه خود را ایفا کنند. واین یکی از مسائل دشوار رهبری است

مدیر هنرمند کسی است که بتواند با برقراری بهترین روابط ، توانایی های فکری و خلاقیت را در معلمین بیدار کند.
اگر هنر داشتن روابط انسانی را بعد رهبری بدانیم مثلث علم وحرفه ، هنر به رهبر کمک می کند که در کارکنان میل به کار کردن پدید آورد.


راهکار :
 در سازمان نقش راننده را به عهده نگیرد و رهبر باشد.
 انگیزه در کارکنان ایجاد کند.
 به زیر دستان بپردازد.
 ویژگیهای روانی دانش آموزان را درک کند.وبا ارضاء سلیقه ها و علاقه مندی کارکنان ، عشق یادگیری را در دانش آموزان ایجاد کند.
 مستمع خوبی باشد.
 به جا انتقاد کند! و در هنگام انتقاد پیشنهاد سازنده ای را آماده داشته باشد.
 توجه دارد که هرگز از کارمندان در حضور دیگران به ویژه درنزد دانش آموزان انتقاد نکند!
 در نزد دبیران و همکاران زیر دستان ( مستخدمین) را تحسین کند.
 ملاحظه کار باشد.
 تعویض اختیار کند. که این یکی از کلیدهای موفقیت رهبر است. که با توجه به محدودیتهای زمان مهارت، مغز، جغرافیایی ، ارتباط ها و اطلاعات ، محیط آموزشی ازگرفتار آمدن در کارها باز می دارد و سرعت در کار بوجود می آورد . در نتیجه موجبات فرصت و نو آوری برای مدیر پدید می اید.
 در مقابل زحمات دبیران و کارکنان از آنان تقدیر کند .
 از زور گوئی وتحمیل نظر خود داری کند .
 علاقه مندی خود را به فعالیتها ونوآوریهای همکاران نشان دهد. که این از اصول مهم روابط انسانی است!
 بر خورد گرم با اولیاء دانش آموزان داشته باشد از پیشنهادات و نظرات آنان استقبال می کند. وایده ها ونظرات آنان را در پیشبرد اهداف آموزشی وتربیتی مدرسه بکار ببندد.
 در برخورد با همکاران مدیر خود ایده ها را به بحث گذارد. از تجربه ها خروار بردارد و موفقیت ها را به اشتراک گذارد!
 دربرخورد با سرپرستان و مدیران ارشد،محترمانه به تبادل نظربپردازد و تابع قانون باشد که قانون مندی از ویژگی های روابط انسانی با دیگران است.چرا که در ساه اجرای قانون توسط مربیان ، مربیان نیز می آموزند وانسانیت و برقراری حقوق ، جامعه را لبریز از شادی می کند. مهمترین اصلی که اصولا مدیران ومربیان سخت کوش از آن غافلند اصل اجرای بهترین روابط با خانواده است که این نه از سر نا آگاهی است بل از روی توجه زیاد به انجام مسئولیت شغلی است که دیگر نه وقتی و نه توانی برای توجه به همسر و فرزندان می ماند وچه بسا بسیار پیش امده که غافل از فرزند خویش می شوند! یادمان باشد که چراغ خانه را زود تر از چراغ مسجد باید روشن کرد.

رابطه انسانی وقتی در مدیر قوی می افتد که اول رابطه خود را با خدای خود قوی می کند و بعد رابطه را با فرزندان و خویشان درجه اول خود قوی می کند وبه موازات آن رابطه کلامی ، نوشتاری، عاطفی ، علمی، معنوی با کارکنان و دانش آموزان و اولیاء و همکاران خود نیرومند سازد واز افراد مدیرانی بسازد که در 30 سال آینده بتوانند بهترین رهبران و بهترین مدیران ارشد جامعه باشند.

فراموش نکنیم که رهبر عزیزمان _ رئیس جمهور محبوبمان _ مدیران خدمتگزار زمانی دانش آموز بوده اند در پشت همین میز و نیمکتها و بر خوردار از روابط انسانی مفید وکار ساز!



در مدرسه ای که سخن از فقر شادی باشد ومهارت های یادگیری هر دانش آموز متناسب با استعداد های آنان برنامه ریزی کنند . داشتن روابط دو جانبه بین مدیر و کارکنان و دانش آموزان و احترام متقابل – پرهیز از تبعیض و تقسیم نگاه عادلانه و آشنایی با تفاوت های فردی از جمله شاخص های یک مدرسه شاد است



متربی مهارت های رفتاری رادر نتیجه وجود محبت مربی کسب می کند .
در مدارس خشک و بی روح بادرس های کسل کننده بروز خلاقیت جز در موارد تصادفی اتفاق نمی افتد .مدیرانی که در تعاملات بیشتر با دانش آموزان و کارکنان باشند مسلما نقش موثر تری دارند حضور در محیطی که انسان را تایید نکند امنیت ذهنی ونشاط ذهنی دانش آموزان را دچار تنش های منفی می کند .
اصولا در یک مجموعه یا سازمان افراد همواره از طرد شدن و عدم پذیرش رنج می برند و درنتیجه جنس محیط اجتماعی که این احساس وجود داشته باشد . خلاقیت در خطر است .
پدیده های ناشی از عوامل روابط انسانی خوب می توانند بعنوان بهترین عامل بروز شادی و پرورش خلاقیت در مدرسه باشند .
مرگ شادی = مرگ خلاقیت
دانش آموزی که به مربی خود احترام می گذارد در واقع عشق و محبت را به درستی از او آموخته مدیران باید بدانند تبعیض و عدم توجه به تفاوت های فردی مرگ خلاقیت را به دنبال دارد .معلمین در برخوردبا رفتار های دانش آموزان نباید آنقدر مسائل را بزرگ کنند که اصل یاد گیری در مقابل آن تضعیف شود .
فقر انسان را سرگردان می کند . هر جا که دچار مشکل شدیم ابتدا باید نسبت به آن خود را دانا کنیم .
در هر مدرسه ای که انتظارخارج از ظرفیت و توان باشد بحران پدید می آید .
اگر پنجره قلب و نگاه را هر از چند گاهی به تماشای وسعت بی مرز وجود سبز
دانش آموزان بگشائیم همه چیز آبی می شود .
مثل دانش آموزانی که با شور و شوق عملی را انجام می دهد و به پشتوانه نا آگاهی و بی توجهی مربی مورد بی مهری قرار می گیرد به بازیکنان فوتبالی می ماند که بعد از پیروزی با شوق واشتیاق همدیگر را در آغوش می گیرند ناگهان داور در سوت می دمند وبازی را مردود اعلام می کند.
ارسال پست

بازگشت به “دیگر گفتگو ها”