آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجود آورده ?

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Junior Member
Junior Member
پست: 47
تاریخ عضویت: شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶, ۲:۰۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 40 بار

آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجود آورده ?

پست توسط 1507 »

این سؤال ممکن است برای خیلی ها مطرح باشد که همه چیز را خدا آفریده، پس خدا را که آفرید؟
جواب این است که: خدا آفریننده ندارد، زیرا موجودی نیازمند به آفریننده است که ممکن الوجود و پدیده باشد، یعنی قبلاً وجود هستی نداشته و برای پدید آمدن نیاز به پدید آورنده داشته باشد، ولی خدا این گونه نیست، یعنی او ممکن الوجود و پدیده نیست، بلکه واجب الوجود و ازلی است و هستی را دارا است و نیاز به بخشنده هستی ندارد. پس هستی مخلوقات از خدا است، ولی هستی خدا از چیزی دیگر نیست، بلکه او خود دارای هستی و بلکه عین هستی است و موجودی که چیزی را داشته باشد، دیگر در داشتن آن نیاز به دیگری ندارد.
شوری هر چیز از نمک است، ولی شوری نمک ذاتی است، یعنی ذاتاً شور است. چربی همه غذاها از روغن است، ولی چربی روغن ذاتی است.
هستی همه مخلوقات از خدا است، ولی هستی خدا ذاتی است. به دیگر سخن: خدا عین هستی است و موجودی که عین هستی است و خودِ هستی است، خالی از هستی نیست تا نیازمند به هستی بخش باشد. چیزی نیازمند هستی بخش است که هستی نداشته باشد، اما خداوند ذاتش هستی است و ذاتش وجود است.(1)
از طرف دیگر اگر خدا مانند سایر موجودات نیاز به علت پدپد آورنده داشته باشد، لازم می آید جملگی جهان معلول بدون علت باشد. واضح است که معلول بدون علت امکان ندارد. پس برای این که همه آفریده ها بدون علت نباشند لازم است از خدایی سرچشمه گرفته باشند که معلولیت در او راه نداشته باشد.(2)
اگر قرار باشد که خدا نیز علتی داشته باشد و کسی او را به وجود آورده باشد، دیگر خدا نخواهد بود، بلکه موجودی که او را به وجود آورده، بالاتر از او است و او می تواند خدا باشد. در هر حال باید به موجودی برسیم که دیگر نیاز به هیچ کس و هیچ چیز نداشته باشد و همان خدا است وگرنه جهان هستی، معلول بدون علت خواهد شد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :
1 . مرتضی مطهری، علل گرایش به مادی گری، ص 106 ـ 107.
2. مؤسسه در راه حق، بیست پاسخ، ص 7.
Iron
Iron
پست: 105
تاریخ عضویت: شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۸, ۱۲:۱۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 227 بار
سپاس‌های دریافتی: 154 بار

Re: آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجو

پست توسط kiuhnmgtrdcv »

منم موافقم
خدا از اول بوده ولی با خلقتش بر ما اشکار شده
خلق شدن از ویژگی مخلوقات است نه خالق کل
------------چرا عده ای با سانسور چهره شیعه را زشت میکنند؟ ایا مولا علی هم چنین می کرد؟
اگر کسی اسم شیعه یدک میکشه ولی کار نادرستی انجام میده گناهش بیشتر است
(من در مورد صحت مطالبی که در این مدت نوشتم هیچ مسولیتی قبول نمیکنم اگر با نوشته های خودم هم باعث رنجش کسی شدم از او پوزش می طلبم)
New Member
New Member
پست: 18
تاریخ عضویت: شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸, ۴:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 23 بار
سپاس‌های دریافتی: 29 بار

Re: آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجو

پست توسط nimà »

با سلام
جالب بود، اما همیشه ذهن من را درگیر کرده است!! به پاسخی نمیرسم جز اینکه توان فهمیدن چیست و چگونگی خدا را ندارم! تنها میدانم که دلیل همه چیز است
التماس دعا
New Member
New Member
پست: 6
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸, ۷:۲۵ ب.ظ

Re: آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجو

پست توسط Mazdak »

1507 نوشته شده:این سؤال ممکن است برای خیلی ها مطرح باشد که همه چیز را خدا آفریده، پس خدا را که آفرید؟
جواب این است که: خدا آفریننده ندارد، زیرا موجودی نیازمند به آفریننده است که ممکن الوجود و پدیده باشد، یعنی قبلاً وجود هستی نداشته و برای پدید آمدن نیاز به پدید آورنده داشته باشد، ولی خدا این گونه نیست، یعنی او ممکن الوجود و پدیده نیست، بلکه واجب الوجود و ازلی است و هستی را دارا است و نیاز به بخشنده هستی ندارد. پس هستی مخلوقات از خدا است، ولی هستی خدا از چیزی دیگر نیست، بلکه او خود دارای هستی و بلکه عین هستی است و موجودی که چیزی را داشته باشد، دیگر در داشتن آن نیاز به دیگری ندارد.
شوری هر چیز از نمک است، ولی شوری نمک ذاتی است، یعنی ذاتاً شور است. چربی همه غذاها از روغن است، ولی چربی روغن ذاتی است.
هستی همه مخلوقات از خدا است، ولی هستی خدا ذاتی است. به دیگر سخن: خدا عین هستی است و موجودی که عین هستی است و خودِ هستی است، خالی از هستی نیست تا نیازمند به هستی بخش باشد. چیزی نیازمند هستی بخش است که هستی نداشته باشد، اما خداوند ذاتش هستی است و ذاتش وجود است.(1)
از طرف دیگر اگر خدا مانند سایر موجودات نیاز به علت پدپد آورنده داشته باشد، لازم می آید جملگی جهان معلول بدون علت باشد. واضح است که معلول بدون علت امکان ندارد. پس برای این که همه آفریده ها بدون علت نباشند لازم است از خدایی سرچشمه گرفته باشند که معلولیت در او راه نداشته باشد.(2)
اگر قرار باشد که خدا نیز علتی داشته باشد و کسی او را به وجود آورده باشد، دیگر خدا نخواهد بود، بلکه موجودی که او را به وجود آورده، بالاتر از او است و او می تواند خدا باشد. در هر حال باید به موجودی برسیم که دیگر نیاز به هیچ کس و هیچ چیز نداشته باشد و همان خدا است وگرنه جهان هستی، معلول بدون علت خواهد شد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :
1 . مرتضی مطهری، علل گرایش به مادی گری، ص 106 ـ 107.
2. مؤسسه در راه حق، بیست پاسخ، ص 7.

این سؤال ممکن است برای خیلی ها مطرح باشد که همه چیز ها از چینش ذرات ماده است، پس ماده را که آفرید؟
جواب این است که: ماده آفریننده ندارد، زیرا موجودی نیازمند به آفریننده است که ممکن الوجود و پدیده باشد، یعنی قبلاً وجود هستی نداشته و برای پدید آمدن نیاز به پدید آورنده داشته باشد، ولی ماده این گونه نیست، یعنی او ممکن الوجود و پدیده نیست، بلکه واجب الوجود و ازلی است و هستی را دارا است و نیاز به بخشنده هستی ندارد. پس هستی

همه چیز ها از چینش ذرات
ماده است، ولی هستی خدا از چیزی دیگر نیست، بلکه او خود دارای هستی و بلکه عین هستی است و موجودی که چیزی را داشته باشد، دیگر در داشتن آن نیاز به دیگری ندارد.
شوری هر چیز از نمک است، ولی شوری نمک ذاتی است، یعنی ذاتاً شور است. چربی همه غذاها از روغن است، ولی چربی روغن ذاتی است.
هستی همه چیز ها از ماده است، ، ولی هستی ماده ذاتی است. به دیگر سخن:ماده عین هستی است و موجودی که عین هستی است و خودِ هستی است، خالی از هستی نیست تا نیازمند به هستی بخش باشد. چیزی نیازمند هستی بخش است که هستی نداشته باشد، اما خداوند ذاتش هستی است و ذاتش وجود است.(1)
از طرف دیگر اگر ماده مانند سایر موجودات نیاز به علت پدپد آورنده داشته باشد، لازم می آید جملگی جهان معلول بدون علت باشد. واضح است که معلول بدون علت امکان ندارد. پس برای این که همه آفریده ها بدون علت نباشند لازم است از ماده سرچشمه گرفته باشند که معلولیت در او راه نداشته باشد.(2)
اگر قرار باشد که ماده نیز علتی داشته باشد و کسی او را به وجود آورده باشد، دیگر ماده نخواهد بود، بلکه موجودی که او را به وجود آورده، بالاتر از او است و او می تواند ماده باشد. در هر حال باید به موجودی برسیم که دیگر نیاز به هیچ کس و هیچ چیز نداشته باشد و همان ماده است وگرنه جهان هستی، معلول بدون علت خواهد شد.

---
میبینیم كه با عوض كردن جای ماده و " خدا" بازهم استدلال بجای خود باقی است،
پس این استدلال تنها وجبود واجب الوجودی را نشان میدهد ولی اثبات نمیكند كه
این واجب الوجود همان خداست، بلكه میتواند ماده هم باشد، همانگونه كه دانش
میگوید.
New Member
New Member
پست: 19
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۱۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 11 بار

Re: آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجو

پست توسط hamidreza »

به نام خدا
استدلالی را که بر جمله ی "خدا آفریننده ندارد" آورده شد می توان به شکل زیر بیان کرد:
1.موجودی نیازمند به آفریننده است که ممکن الوجود باشد.به عبارت دیگر، موجودی که ممکن الوجود نباشد نیاز به آفریننده ندارد.
2.خداوند ممکن الوجود نیست.
بنابراین خداوند نیاز به آفریننده ندارد.
اگر به جای جمله ی 2، جمله ی "ماده ممکن الوجود نیست" را قرار دهیم، قطعاً نتیجه به "ماده نیاز به آفریننده ندارد" تغییر می کند.اما این بدان معنی نیست که هر دو استدلال، درست هستند زیرا درستی جمله ی 2 نیز در درستی استدلال نقش دارد.اگر جمله ای درست در جای این جمله قرار دهیم نتیجه درست و در صورتی که جمله ای نادرست قرار دهیم نتیجه نادرست خواهد بود.
استدلال دیگری که آمده است این است که "خدا عین هستی است و موجودی که عین هستی است و خودِ هستی است، خالی از هستی نیست تا نیازمند به هستی بخش باشد. چیزی نیازمند هستی بخش است که هستی نداشته باشد، اما خداوند ذاتش هستی است و ذاتش وجود است".این استدلال را می توان به شکل زیر بیان کرد:
3.موجودی که عین هستی است نیاز به هستی بخش ندارد.
4.خداوند عین هستی است.
بنابراین خداوند نیاز به هستی بخش ندارد.
پیداست که در این جا نیز،در صورت تغییر کلمه ی "خداوند" به "ماده" نتیجه به "ماده نیاز به هستی بخش ندارد" تغییر می کند.اما مانند استدلال قبل، درستی جمله ای که به جای جمله ی 4 نیز در درستی استدلال تأثیر دارد.بنابراین نمی توان بر این اساس که شکل استدلال با تغییر کلمه ی "خداوند" به "ماده" تغییر نمی کند، گفت که هر دو استدلال در درستی یا نادرستی یکسان هستند.
استدلال "اگر خدا مانند سایر موجودات نیاز به علت پدپد آورنده داشته باشد، لازم می آید جملگی جهان معلول بدون علت باشد. واضح است که معلول بدون علت امکان ندارد. پس برای این که همه آفریده ها بدون علت نباشند لازم است از خدایی سرچشمه گرفته باشند که معلولیت در او راه نداشته باشد." را می توان به این نحو بیان کرد:
5.اگر خداوند مانند سایر موجودات نیاز به علت پدپد آورنده داشته باشد، همه ی جهان را معلول بدون علت تشکیل خواهد داد.
6.امکان ندارد همه ی جهان را معلول بدون علت تشکیل دهد.
بنابراین امکان ندارد خداوند مانند سایر موجودات نیاز به علت پدید آورنده داشته باشد.
مطالبی که درباره ی دو استدلال قبل گفته شد در این جا نیز قابل بیان است و درستی این استدلال به درستی جمله ی 5 وابسته است.
استدلال چهارم این است که "اگر قرار باشد که خدا نیز علتی داشته باشد و کسی او را به وجود آورده باشد، دیگر خدا نخواهد بود، بلکه موجودی که او را به وجود آورده، بالاتر از او است و او می تواند خدا باشد".این استدلال را می توان به شکل زیر بیان کرد:
7.اگر موجودی علت داشته باشد، علت او موجودی است که برتر از خود اوست.
8.خداوند یک موجود است.
بنابراین اگر خداوند علت داشته باشد، علت او موجودی است که برتر از خود اوست.
9.اگر خداوند علت داشته باشد، علت او موجودی است که برتر از خود اوست.
10.هیچ موجودی برتر از خداوند نیست
بنابراین هیچ موجودی علت خداوند نیست.
یکی از شرط های درستی این استدلال، درستی جمله ی 10 است.بنابراین شبیه آن چه که درباره ی استدلال های قبل گفته شد درباره ی این استدلال نیز برقرار است.
آخرین استدلال یعنی "باید به موجودی برسیم که دیگر نیاز به هیچ کس و هیچ چیز نداشته باشد و همان خدا است وگرنه جهان هستی، معلول بدون علت خواهد شد" به صورت زیر قابل بیان است:
11.اگر موجودی وجود نداشته باشد که به هیچ کس و هیچ چیز نیاز نداشته باشد، جهان معلولی بی علت خواهد بود.
12.امکان ندارد جهان معلولی بی علت باشد.
بنابراین امکان ندارد موجودی وجود نداشته باشد باشد که به هیچ کس و هیچ چیز نیاز نداشته باشد.به عبارت دیگر موجودی وجود دارد که به هیچ کس و هیچ چیز نیاز ندارد.
از آن جا که گمان می رود در جال حاضر درباره ی این نتیجه مشکلی وجود ندارد، فعلاً از توضیح درباره ی آن صرف نظر می شود.
Senior Member
Senior Member
پست: 128
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۴:۱۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 52 بار
سپاس‌های دریافتی: 137 بار

Re: آیا کسی خدا را به وجود آورده یا این که خودش ، خودش را به وجو

پست توسط حامد صارم »

سلام به دوستان اندیشمند -:]-
بلا شک خداوند خالق نداشته است
اما بعضی از استدلالات تالی فاسد دارد و درست نیست :-(
گفته شده
خدا عین هستی است و موجودی که عین هستی است و خودِ هستی است،
اندکی به این جمله فکر کنید چه معنایی می تواند داشته باشد ؟اگر خدا عین هستی باشد و هستی عین خدا دبگر بحث از واحب و ممکن مضحک است چرا که خدا که واجب است عین هستی است لذا کل عالم هستی واجب الوجود است و احتیاج به خالق ندارد به راحتی نتیجه داد که خدایی وجود ندارد
اگر هستی عین خدا باشد صحیح است که گفته شود ماده واجب الوجود است چرا که این هستی که ادعا شده عین خداست تمام آن یا قسمتی از آن هستی را ماده تشکیل داده پس باید ماده هم واجب الوجود باشد
گذشته از آن که خدایی که عین هستی است اسن مرکب است از اجزایی به اندازه کل عالم

در هر صورت خدا عین هستی نیست چرا که اگر خدا عین هستی بود باید عالم هستی ازلا موجود می بود و لازمه آن این بود که عمر عالم هستی بی نهایت باشد
حال آنکه وجود بی نهایت عقلا محال است (و وجود بی نهایت موهوم است) پس خدا عین عالم نیست
علت محال بودن وجود بی نهایت در پست (یک سوال مهم در مورد خدا شناسی ) بحث شده است
موفق باشید
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”