پرده پندار
(تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)
گفتار اول : سيرى در خطبه ۱۷۴ نهج البلاغه
چكيده
پيام عمده خطبه ۱۷۴ نهج البلاغه ، هشدار بر غافلان است . امير المؤ منين حضرت على (ع ) در اين خطبه ، ابتدا با بيان
استدلالى و آنگاه با زبان تمثيلى و انگيزشى موثر، وضعيت غافلان و بى خبران را ترسيم مى كند و سپس به بيان مناقب جميل و مقامات
جليل خودشان مى پردازند تا غافلان را تو جيهى باشد بر منزلت كسى كه هشدارشان مى دهد. لم و آگاهى بر احوال فرد و عواقب امور
آنها، راز دانى و وقوف (ره ) اسرار الهى ، صدق گفتار و حقيقت گويى و پيشگام بودن در انجام اوامر الهى و اجتناب از معاصى ، مناقبى
است كه در اين فراز از خطبه ذكر مى شوند تا نشان دهد كه هشدار دهنده بر غفلت در عين هوشيارى است و مانند موعظه كنندگانى
نيست كه به وسيله وعظ خود پرده اى ديگر از غفلت بر ديدگان خويش مى افكنند.
من خطبه له عليه السلام
ايها الغافلون غير المغفول عنهم و التاركون و الماخوذ منهم ، مالى اراكم عن الله ذاهبين ، والى غيره راغبين ، كانكم نعم اراح بحا سائم الى
مرعى و بى و مشرب دوى . انما هى كالمعلوفه للمدى . لا تعرف ماذا يراد بحا اذا احسن اليها، تحسب يومها دهرها، و شبعها امرها. ولله
لو شئت ان اخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جميع شانه لفعلت ، ولكن اخاف ان تكفروا فى برسول لله و صلى الله عليه و آله الا و
انى مفيضيه الى الخاصه ممن يومن ذلك منه . والذى بعثه بالحق ، و اصطفاه على الخلق ، ما انطق الا صادقا و قد عهد الى بذلك كله و
بمهلك من يهلك ، و منجى من ينجو، و مال هذا الامر. و ما ابقى شيئا يمر على راسى الا افرغه فى اذنى و افضى به الى . ايها الناس
انى و الله ما احثكم على طاعه الا و اسبقكم اليها، و لا انها كم عن معصيه الا و اتناهى قبلكم عنها.
و از خطبه هاى آن حضرت است
اى بيخبران كه شما را واگذاشته اند. و واگذارندگان فرمان كه بازخواست بر آنان نوشته اند، چيست كه مى بينم از خدا رويگردانيد و جز او
را خواهانيد؟ چارپايانى را مانيد كه شبان ، آنها را در كشتزارى سر دهد، و با خيز، و آبشخورى دردانگيز. گوسفندى را مانيد كه چرد، فربه
شود و زير كارد رود، و نداند از آن چه خواهند و با او چه كنند! اگر بداند نيكى كنند روز خود را روزگارش پندارد (1) و سيرى اش را پايان
كار.به خدا اگر خواهم هر يك از شما را خبر دهم كه از كجا آمده ، و به كجا رود، و سرانجام كارهاى او چه بود، ليكن ترسم كه در باره من
به راه غلو رويد و مرا به رسول خدا صلى الله عليه و آله تفضيل نهيد. من اين راز با خاصگان درميان مى گذارم كه بيمى بر ايشان نيست ،
و به آنان اطمينان دارم به خدايى كه او را برانگيخت و بر مردمان برترى بخشيد، جز سخن راست بر زبان نمى آورم ، و رسول خدا مرا از اين
حادثه ها آگاه ساخته است ، و هلاكت آن كس را كه هلاك شود، و رهايى آنرا كه نجات يابد به من گفته است ، از پايان كار خبر داده
است . و چيزى كه در خاطرم مى گذشت باقى نگذاشت جر آنكه آن را به گوشم فروخواند؛ و سخن آن را با من راند. اى مردم !من خدا
من شما را به طاعتى بر نمى انگيزم ، جز كه خود، پيش از شما به گذاردن آن بر مى خيزد. و شما را از مصيبتى باز نمى دارم ، جز آنكه
خود پيش از شما آن را فرو مى گذارم .
پاورقی :
-----------------------------------------------------------------------------
1. چنان پندارد كه هميشه دراين نعمت است .(مترجم )

