بسم الله الرحمن الرحیم
تشكيل مجالس به ياد بود ميلاد پيامبران و بندگان صالح خدا
در ميان همه سخنانى كه مخالفين برگزارى مجالس ياد بود ميلاد پيغمبر اسلام (ص ) ايراد كرده اند، تنها به آوردن فتواى شيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز
رياست كل اداره مطالعات و مباحث علمى و فتاوا و دعوت و ارشاد عربستان سعودى ، بسنده مى كنيم كه گفته است :
تشكيل مجالس يادبود ميلاد پيغمبر (ص ) و ديگران جايز نيست . زيرا اين قبيل امور از بدعتهایى است كه در دين گذاشته شده ...(1)
اما در مقابل ، كسانى كه تشكيل مجالس را به ياد ايشان امرى شايسته مى دانند ( پیروان مکتب اهل بیت ع )،
چنين استدلال مى كنند كه بيشتر مناسك حج ، خود اجتماعى است براى يادبود پيامبران و اولياى خدا، كه ما به آوردن نمونه هايى از آن اكتفا مى كنيم .
الف . مقام ابراهيم (ع)
خداى سبحان مى فرمايد:
و اتّخذُوا مِن مقام ابراهيمَ مُصَلّى . يعنى محل ايستادن ابراهيم را جايگاه نماز خود قرار (بقره /125).
و در صحيح بخارى در باره مقام نكاتى آمده كه فشرده آن از اين قرار است :
هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل (عليهما السلام ) به ساختن كعبه پرداختند،
اسماعيل سنگ مى آورد و در اختيار پدر مى نهاد و ابراهيم آنها را بر يكديگر مى گذاشت
تا اينكه پايه خانه خدا بالا آمد. سرانجام اسماعيل سنگ مقام را آورد و آن را زير پاى پدر نهاد.
ابراهيم بر روى آن سنگ بالا رفت و كار را از سر گرفت . اسماعيل همچمنان سنگ مى آورد و
ابراهيم آن را بر ديوار مى نهاد تا ديوار بالا آمد
و بنا به روايتى ديگر:
[align=center]ديوار تا آنجا بالا آمد كه پيرمرد (حضرت ابراهيم ع) قادر نبود كه سنگ را روى ديوار قرار دهد.
پس بر سنگ مقام بالا رفت و اسماعيل هم پياپى سنگ در اختيار او مى نهاد. (2)
بنابراين به طورى كه معلوم است خداى تعالى فرمان داد تا مردم به جاى پاى ابراهيم در خانه مقدسش تبرك جويند و براى زنده نگه داشتن خاطره او، آنجا را محل نماز
قرار دهند و در آن هيچگونه شركى هم وجود ندارد.
-------------------------------------------------------
1- روزنامه شرق الاوسط، 3/12/1984، در مقابله اى زير عنوان حكم الاحتفال بالمولد النبوى و غيره من الموالد.
2- صحيح بخارى ، كتاب الانبياء باب يزفون النسلان فى المشى ، ج 2، ص 158 و 159.
[align=left]ادامه دارد...
آيا تشكيل مجالس به ياد بود پيامبران و بندگان صالح خدا اشکال دارد؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
آيا تشكيل مجالس به ياد بود پيامبران و بندگان صالح خدا اشکال دارد؟
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
بسم الله الرحمن الرحيم
همه تاريخ و داستانهاي قرآني که به سرگذشت انبيا و قوم ايشان پرداخته اند ، بيانگر اين مطلبند که رجوع به تجربه پيشينيان نياز مهم بشر براي زندگي بهتر آيندگان است . در اکثريت قريب به اتفان اين امثال و حکم قرآني ، بعد از ذکر سرگذشت آنها به تحسين و تمجيد يا توبيخ پرداخته شده .
گذشته از اينها ، جايي که انسان در برابر کوچکترين محبتها ، زبان تشکر و سپاس باز ميکنه ، عقل سليم اذعان ميکنه که در برابر زحمات بزرگان دين جايي براي سکوت نيست . فراموش نکنيم که در مجالس يادبود آن بزرگان به اصول اخلاقي و عملي ايشان که راهکار بسياري از چالشهاي جوامع اسلامي هستند ، پرداخته ميشه که بي شک نفع مادي اين مجالس به جاي آنکه بر مقام ايشان بيفزايد ! بر ترفيع شخصيت فرد و جامعه اسلامي خواهد افزود .
و در آخر ...
حقاً که تا تونستن تلاش کردن تا حقيقت سنت رو منزوي کنن !
مؤيد باشيد

همه تاريخ و داستانهاي قرآني که به سرگذشت انبيا و قوم ايشان پرداخته اند ، بيانگر اين مطلبند که رجوع به تجربه پيشينيان نياز مهم بشر براي زندگي بهتر آيندگان است . در اکثريت قريب به اتفان اين امثال و حکم قرآني ، بعد از ذکر سرگذشت آنها به تحسين و تمجيد يا توبيخ پرداخته شده .
گذشته از اينها ، جايي که انسان در برابر کوچکترين محبتها ، زبان تشکر و سپاس باز ميکنه ، عقل سليم اذعان ميکنه که در برابر زحمات بزرگان دين جايي براي سکوت نيست . فراموش نکنيم که در مجالس يادبود آن بزرگان به اصول اخلاقي و عملي ايشان که راهکار بسياري از چالشهاي جوامع اسلامي هستند ، پرداخته ميشه که بي شک نفع مادي اين مجالس به جاي آنکه بر مقام ايشان بيفزايد ! بر ترفيع شخصيت فرد و جامعه اسلامي خواهد افزود .
و در آخر ...
حقاً که تا تونستن تلاش کردن تا حقيقت سنت رو منزوي کنن !
مؤيد باشيد


-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
ب : صفا و مروه
خداى تعالى مى فرمايد:
ان الصفا و المروه من شعائر الله فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما.
يعنى صفا و مروه از شعائر خداست ، پس هر كس كه حج خانه خدا را به جاى آورد يا عمره كند، بين آن دو سعى نمايد. (بقره 158)
بخارى در اين مورد سخنى دارد كه فشرده آن چنين است :
[align=center]هنگامى كه ابراهيم عليه السلام هاجر و فرزندش اسماعيل را در مكه تنها بر جاى گذاشت و رفت ، ديرى نپاييد كه آب آنها تمام شد
و تشنگى به او و فرزندش فشار آورد. كودك سخت بى تابى مى كرد و مادر نتوانست بى تابى و ناله فرزندش را نظاره گر باشد، اين بود كه از كوه صفا بالا رفت
تا در پس آن كسى را به يارى ببيند، اما كسى را نيافت . پس ، از صفا به زير آمد و چون به وادى رسيد، با شتاب آن فاصله را پيمود و از كوه مروه بالا رفت
و در آنجا هم كسى را نيافت . هاجر، اين رفت و برگشت از صفا به مروه و از مروه به صفا را هفت مرتبه تكرار كرد.
ابن عباس گفته است كه پيغمبر خدا(ص ) فرموده از اين روست كه مردم بين صفا و مروه را سعى مى كنند. (3)
بارى ، خداوند سعى بين صفا و مروه را براى زنده نگاه داشتن خاطره رفت و برگشتهاى هاجر، جزء مناسك حج قرار داد،
و هروله بين آن دو را كه هاجر، با قدمهاى تند و شتاب برداشته ، جزء مستحبات آن مقرر داشت تا خاطره هروله آن بانوى صالح زنده بماند.
ادامه دارد . . .
-----------------------------------------------
3- صحيح بخارى ، كتاب الانبياء باب يزفون النسلان فى المشى ، ج 2، ص 158، معجم البلدان ، ماده زمزم ؛ تاريخ طبرى و ابن اثير در داستان اسماعيل . پ
خداى تعالى مى فرمايد:
ان الصفا و المروه من شعائر الله فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما.
يعنى صفا و مروه از شعائر خداست ، پس هر كس كه حج خانه خدا را به جاى آورد يا عمره كند، بين آن دو سعى نمايد. (بقره 158)
بخارى در اين مورد سخنى دارد كه فشرده آن چنين است :
[align=center]هنگامى كه ابراهيم عليه السلام هاجر و فرزندش اسماعيل را در مكه تنها بر جاى گذاشت و رفت ، ديرى نپاييد كه آب آنها تمام شد
و تشنگى به او و فرزندش فشار آورد. كودك سخت بى تابى مى كرد و مادر نتوانست بى تابى و ناله فرزندش را نظاره گر باشد، اين بود كه از كوه صفا بالا رفت
تا در پس آن كسى را به يارى ببيند، اما كسى را نيافت . پس ، از صفا به زير آمد و چون به وادى رسيد، با شتاب آن فاصله را پيمود و از كوه مروه بالا رفت
و در آنجا هم كسى را نيافت . هاجر، اين رفت و برگشت از صفا به مروه و از مروه به صفا را هفت مرتبه تكرار كرد.
ابن عباس گفته است كه پيغمبر خدا(ص ) فرموده از اين روست كه مردم بين صفا و مروه را سعى مى كنند. (3)
بارى ، خداوند سعى بين صفا و مروه را براى زنده نگاه داشتن خاطره رفت و برگشتهاى هاجر، جزء مناسك حج قرار داد،
و هروله بين آن دو را كه هاجر، با قدمهاى تند و شتاب برداشته ، جزء مستحبات آن مقرر داشت تا خاطره هروله آن بانوى صالح زنده بماند.
ادامه دارد . . .
-----------------------------------------------
3- صحيح بخارى ، كتاب الانبياء باب يزفون النسلان فى المشى ، ج 2، ص 158، معجم البلدان ، ماده زمزم ؛ تاريخ طبرى و ابن اثير در داستان اسماعيل . پ
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)

-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
ج : رمى جمرات
احمد بن حنبل و طيالسى در مسندهايشان از قول رسول خدا(ص ) آورده اند كه فرمود:
جبرئيل ابراهيم را به جمره عقبه برد.
در آنجا شيطان در مقابلش حاضر شد.
و ابراهيم او را با هفت سنگريزه از خود براند و شيطان ناپديد شد.
آنگاه به محل جمره وسطى رسيد، بار ديگر شيطان حاضر شد و ابراهيم او را هفت سنگريزه زد و شيطان گريخت .
پس در محل جمره اولى دوباره شيطان حاضر شد. بازهم ابراهيم او را با پرتاب هفت سنگريزه متوارى ساخت . (4)
از اين رو خداوند خاطره سنگ پرانيهاى ابراهيم را جزء اعمال حج قرار داده و آن را هميشه زنده نگه داشته است .
د: قربانى
خداوند در داستان ابراهيم و اسماعيل مى فرمايد:
[align=center]فبشرناه غلام حليم ،
فلما بلغ معه السعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انى اذبحك
فانظر ماذاترى قال يا ابت افعال ما تومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين ،
فلما اسلما و تله للجبين ، و ناديناه ان يا ابراهيم ،
قد صدقت الرويا انا كذلك نجزى المحسنين ،
ان هذا لهو البلاء المبين ،
و فديناه بذبح عظيم .
(صافات 101 - 107)
يعنى مژده پسر شكيبا و بردبارى را به او داديم . چون پسر بزرگ شد و بار پدر به كوشش برخاست ،
ابراهيم به او گفت : اى پسرك من ، در خواب به من فرمان داده شده تا تو را سر ببرم ؛ تو چه مى گويى ؟
او گفت : اى پدر، دستورى كه به تو داده شده به انجام رسان كه مرا به خواست خداوند از شكيبايان خواهى يافت .
چون هر دو تسليم امر پروردگار شدند، ابراهيم فرزند را به رو در افكند و ما ندا در داديم كه اى ابراهيم ، فرمان را انجام دادى ،
ما اين چنين نيكوكاران را پاداش مى دهيم . اين آزمايشى آشكار بود و ما با ذبحى بزرگ او را قربانى داديم . (صافات / 101 - 107)
اين چنين خداوند تجديد خاطره فداكارى ابراهيم (ع ) را در قربانى كردن فرزندش اسماعيل و اينكه خداوند قوچى را براى قربانى او فرستاده بود، جزء مناسك حج قرار
داد و مقرر داشت تا حاجيان با اقتداى به ابراهيم (ع ) در منى قربانى كنند و خاطره او در فرمانبردارى از خداوند تجديد نمايند.
همان طور كه ملاحظه مى شود، در مقام ابراهيم بركت و قداست از پاهاى آن پيامبر به جاى قدمهاى او سرايت كرد، و خداى متعال براى زنده نگه داشتن خاطره او،
آن را جزء مناسك حج قرار داد تا در كنار خانه مقدس او، و در محل جاى پاهاى وى ، خدا را سجده برند و نماز گزارند.
انتشار بركت و فرخندگى را از ناحيه حضرت آدم نيز مى بينيم . توجه كنيد:
تجديد خاطره آدم (ع )
در پاره اى از اخبار آمده است كه خداى تعالى در شامگاه روز نهم از ماه ذى حجه و در محل عرفات آدم را مورد آمرزش خود قرار داد.
پس جبرئيل او را هنگام غروب آفتاب به سوى مشعر برد تا شب را در آنجا به روز آورد.
آدم در آن شب خداى را پرستش كرد و از پذيرفته شدن توبه اش او را سپاس گفت .
پس بامداد روز دوم فرشته وحى او را به سوى منى حركت داد و آدم در آنجا به عنوان قبول شدن توبه و آزاد شدنش از بند گناهان سر خود را بتراشيد.
خداوند نيز آن روز را براى او و فرزندانش عيد قرار داد و كارهاى اين دو روز او را تا پايان جهان جزء مناسك حج مقرر فرمود.
اين است كه زائران خانه خدا در عصر روز نهم به پاس آمرزش گناهانشان در محل عرفات جمع مى شوند و شب را در مشعر الحرام به عبادت مشغول مى شوند
و در روز دهم در منى سر مى تراشند. بر اين وظايف ، خداوند كارهاى ابراهيم و اسماعيل و هاجر را هم اضافه كرده و همه آنها را جزء مناسك حج قرار داده است .
بنابراين تمام مناسك حج ميمنت و فرخندگى از زمانها و مكانهايى است كه بندگان شايسته خداوند در آنجا از خود خاطراتى بر جاى نهاده اند.
و همه اين گردهماييها و كارها، براى زنده نگاه داشتن خاطره آنهاست .
------------------------------------------------
4- مسند احمد، ج 1، ص 306 و قريب به آن در ص 127؛ مسند طيالسى تح 2697؛ معجم البلدان ، ذيل واژه كعبه ، تاريخ طبرى و ابن اثير در داستان ابراهيم و اسماعيل .
احمد بن حنبل و طيالسى در مسندهايشان از قول رسول خدا(ص ) آورده اند كه فرمود:
جبرئيل ابراهيم را به جمره عقبه برد.
در آنجا شيطان در مقابلش حاضر شد.
و ابراهيم او را با هفت سنگريزه از خود براند و شيطان ناپديد شد.
آنگاه به محل جمره وسطى رسيد، بار ديگر شيطان حاضر شد و ابراهيم او را هفت سنگريزه زد و شيطان گريخت .
پس در محل جمره اولى دوباره شيطان حاضر شد. بازهم ابراهيم او را با پرتاب هفت سنگريزه متوارى ساخت . (4)
از اين رو خداوند خاطره سنگ پرانيهاى ابراهيم را جزء اعمال حج قرار داده و آن را هميشه زنده نگه داشته است .
د: قربانى
خداوند در داستان ابراهيم و اسماعيل مى فرمايد:
[align=center]فبشرناه غلام حليم ،
فلما بلغ معه السعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انى اذبحك
فانظر ماذاترى قال يا ابت افعال ما تومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين ،
فلما اسلما و تله للجبين ، و ناديناه ان يا ابراهيم ،
قد صدقت الرويا انا كذلك نجزى المحسنين ،
ان هذا لهو البلاء المبين ،
و فديناه بذبح عظيم .
(صافات 101 - 107)
يعنى مژده پسر شكيبا و بردبارى را به او داديم . چون پسر بزرگ شد و بار پدر به كوشش برخاست ،
ابراهيم به او گفت : اى پسرك من ، در خواب به من فرمان داده شده تا تو را سر ببرم ؛ تو چه مى گويى ؟
او گفت : اى پدر، دستورى كه به تو داده شده به انجام رسان كه مرا به خواست خداوند از شكيبايان خواهى يافت .
چون هر دو تسليم امر پروردگار شدند، ابراهيم فرزند را به رو در افكند و ما ندا در داديم كه اى ابراهيم ، فرمان را انجام دادى ،
ما اين چنين نيكوكاران را پاداش مى دهيم . اين آزمايشى آشكار بود و ما با ذبحى بزرگ او را قربانى داديم . (صافات / 101 - 107)
اين چنين خداوند تجديد خاطره فداكارى ابراهيم (ع ) را در قربانى كردن فرزندش اسماعيل و اينكه خداوند قوچى را براى قربانى او فرستاده بود، جزء مناسك حج قرار
داد و مقرر داشت تا حاجيان با اقتداى به ابراهيم (ع ) در منى قربانى كنند و خاطره او در فرمانبردارى از خداوند تجديد نمايند.
همان طور كه ملاحظه مى شود، در مقام ابراهيم بركت و قداست از پاهاى آن پيامبر به جاى قدمهاى او سرايت كرد، و خداى متعال براى زنده نگه داشتن خاطره او،
آن را جزء مناسك حج قرار داد تا در كنار خانه مقدس او، و در محل جاى پاهاى وى ، خدا را سجده برند و نماز گزارند.
انتشار بركت و فرخندگى را از ناحيه حضرت آدم نيز مى بينيم . توجه كنيد:
تجديد خاطره آدم (ع )
در پاره اى از اخبار آمده است كه خداى تعالى در شامگاه روز نهم از ماه ذى حجه و در محل عرفات آدم را مورد آمرزش خود قرار داد.
پس جبرئيل او را هنگام غروب آفتاب به سوى مشعر برد تا شب را در آنجا به روز آورد.
آدم در آن شب خداى را پرستش كرد و از پذيرفته شدن توبه اش او را سپاس گفت .
پس بامداد روز دوم فرشته وحى او را به سوى منى حركت داد و آدم در آنجا به عنوان قبول شدن توبه و آزاد شدنش از بند گناهان سر خود را بتراشيد.
خداوند نيز آن روز را براى او و فرزندانش عيد قرار داد و كارهاى اين دو روز او را تا پايان جهان جزء مناسك حج مقرر فرمود.
اين است كه زائران خانه خدا در عصر روز نهم به پاس آمرزش گناهانشان در محل عرفات جمع مى شوند و شب را در مشعر الحرام به عبادت مشغول مى شوند
و در روز دهم در منى سر مى تراشند. بر اين وظايف ، خداوند كارهاى ابراهيم و اسماعيل و هاجر را هم اضافه كرده و همه آنها را جزء مناسك حج قرار داده است .
بنابراين تمام مناسك حج ميمنت و فرخندگى از زمانها و مكانهايى است كه بندگان شايسته خداوند در آنجا از خود خاطراتى بر جاى نهاده اند.
و همه اين گردهماييها و كارها، براى زنده نگاه داشتن خاطره آنهاست .
------------------------------------------------
4- مسند احمد، ج 1، ص 306 و قريب به آن در ص 127؛ مسند طيالسى تح 2697؛ معجم البلدان ، ذيل واژه كعبه ، تاريخ طبرى و ابن اثير در داستان ابراهيم و اسماعيل .
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)

-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
تنها بركت و ميمنت چنين خاصيتى را ندارد، شومى محل اقامت هر امتى نيز موجب مى گردد كه آن شومى از محل اقامتشان به آنان منتقل شود. توجه كنيد:
آثارى از شومى و بديمنى یک امّتى
مسلم در صحيح خود مى نويسد:
[align=center]رسول خدا(ص ) در جنگ تبوك با همراهان خود در سرزمين حجر و در كنار ويرانه هاى قوم ثمود فرود آمد.
اصحاب آن حضرت از همان چاهى آب برداشتند كه قوم ثمود برمى داشت . آنها آب كشيدند و نوشيدند و براى غذا، خمير كردند و گوشت در ديگها ريختند
و بر آتش نهادند. رسول خدا(ص ) چون از ماجرا باخبر گرديد، فرمان داد تا ديگها را واژگون كردند و خميرها را به شتران خورانيدند.
سپس فرمان داد تا حركت كنند و در كنار چاهى ، كه ناقه صالح از آب آن مى نوشيد، فرود آيند.
همچنين آن حضرت فرمان داد كسى در منازل آن قوم ، كه مورد خشم خداوند قرار گرفته اند، وارد نشود
و فرمود از آن مى ترسم كه بر شما نيز همان رود كه بر آنها رفته است . (5)
همچنين مسلم در روايتى ديگر مى نويسد كه پيامبر فرمود:
[align=center]به خانه كسانى كه بر خود ستم كرده اند وارد نشويد مگر با حالت تاءثر و گريه ؛
كه مبادا بر شما همان رود كه بر آنان رفته است . آنگاه با شتاب از آنجا دور شد.
بخارى در صحيح خود همين قسمت را چنين آورده است :
[align=center]آنگاه رسول خدا(ص ) چيزى بر سر كشيد و با شتاب حركت كرد و آن سرزمين را ترك گفت .
احمد حنبل نيز در مسندش چنين آورده است :
[align=center]آنگاه رسول خدا(ص ) همان طور كه سوار بود، گوشه اى از رداى خود را بر سر كشيد و... (6)
منشا شومى و فرخندگى
شومى و بدنامى سرزمين ثمود و آبشخورهاى آن ، از غير از خود قوم ثمود، از كجا مى توانست ناشى شده باشد؟
اين شومى و بدنامى از همان مردم به سرزمين و آبشخورهاى آنان سرايت كرده و تا عصر رسول خدا(ص ) و تا آن زمان كه خدا بخواهد ادامه خواهد يافت .
فضل و فرخندگى آبشخور ناقه صالح پيغمبر (ع ) نيز غير از آنجا ناشى شده كه ناقه آن پيامبر خدا از آن آب مى نوشيده است ؟
و همين فضل و فرخندگى تا زمان پيامبر اسلام (ص ) و سپس تا آن زمان كه خدا بخواهد، ادامه خواهد يافت .
و مى دانيم كه ناقه صالح پيغمبر و چشمه او نزد خداى متعال از شخص اسماعيل (ع ) و چشمه زمزم او گراميتر نيست ، بلكه خداوند بركت و مباركى را به خاطر
اسماعيل تا پايان جهان در زمزم او نهاده است .
فرخندگيهايى را كه خداوند در اوقات و روزهاى معينى به بندگان شايسته اش ارزانى داشته است نيز همين حالت را دارد؛ همچون فرخندگى و بركتى كه خدا در روز جمعه نهاده است .
بركت و فرخندگى روز جمعه
در صحيح مسلم آمده است :
[align=center]خداوند در روز جمعه آدم را بيافريد و نيز در روز جمعه او را به بهشت برد. (7)
اين مورد و ديگر مواردى را كه خداوند در اين روز بر بندگان شايسته اش ارزانى داشته ، بركت و فرخندگى روز جمعه را همواره تثبيت كرده است .
بركت و فرخندگى ماه رمضان
بركت و فرخندگى ماه رمضان نيز چنين است .
خداوند در قرآن مى فرمايد:
[align=center]شهر رمضان الذى انزل فيه القرءان هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان .
يعنى ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده كه راهنماى مردم است و دليلهايى از هدايت و تميز بين حق و باطل .(بقره / 185).
و نيز فرموده است :
انا انزلناه فى ليله القدر... ليله القدر خير من الف شهر.
يعنى ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم ... شب قدر از هزاران ماه بهتر است . (قدر/1و 3).
فرخندگى و بركت از شب قدر، كه در قرآن بر خاتم پيامبران نازل شده ، بر همه ماههاى رمضان تسرى يافته و چنين فرخندگى و بركت در اين ماه و چنان شبى ، تا پايان
جهان باقى خواهد ماند.
بدين سان ، انتشار فرخندگى و بركت را از زمان و مكان مبارك ، كه فرخندگى خود را از بركت وجود برگزيدگان خداى متعال به دست آورده بودند، ملاحظه كرديم .
و خداوند به ما فرمان داده تا اقتدا به اعمال برگزيدگانش كنيم و رفتارشان را در زمانها و مكانهاى معين و به منظور تجديد خاطره آنها و زنده نگاه داشتن كار و رفتارشان ،
تقليد نماييم تا از همان فرخندگى و بركت كه سراسر وجود آنها را فرا گرفته است ، برخوردار گرديم .
بنابراين ، برگزارى مجالسى به مناسبتهاى مختلف اسلامى ، چون ميلاد پيامبر و ليله الاسرى (همان شبى كه خداوند پيامبرش را در يك شب از مسجد الحرام به
مسجد الاقصى برد) و روز بعثت آن حضرت ، چه مانع شرعى مى تواند داشته باشد؟
در پايان اين مختصر، كه به طور اشاره از پسنديده بودن تشكيل مجالس بزرگداشت براى زنده نگه داشتن خاطره برگزيدگان و اولياى خدا آورديم ،
آشكارا اعلام مى كنيم كه قصد و غرض ما از تشكيل چنين مجلسى ، ياد كردن - فى المثل - سيره و روش پيامبر خدا(ص ) از منابع صحيح و معتبر در شب تولد آن
حضرت و اطعام در راه خدا - كه ثوابش به آن حضرت برسد - است ؛ با دورى جستن از رفتار و بدعتهايى كه پاره اى از متصوفه بنيان نهاده اند.
[align=left]
[align=left]برگرفته از کتاب گرانقدر « مَعالمُ المَدرستین »
تالیف محقق عالی مقام ، مرحوم علامه عسکری(ره)
[align=left]
---------------------------------------------------
5- صحيح مسلم ، كتاب الزاهد و الرقايق ، باب لا تدخلوا مساكن الذين ظلموا انفسهم ...، ح 40، به اختصار؛
مسند احمد، ج 2، ص 117؛ صحيح بخارى ، كتاب المغازى ، باب نزول النبى الحجر؛ تاريخ طبرى ، چاپ اروپا در خبر قوم ثمود، ج 1، ح 250.
6- مسند احمد بن حنبل ، ج 2، ص 66
7- صحيح مسلم ، كتاب الجمعه ، باب فضل الجمعه ، ح 17، 18
آثارى از شومى و بديمنى یک امّتى
مسلم در صحيح خود مى نويسد:
[align=center]رسول خدا(ص ) در جنگ تبوك با همراهان خود در سرزمين حجر و در كنار ويرانه هاى قوم ثمود فرود آمد.
اصحاب آن حضرت از همان چاهى آب برداشتند كه قوم ثمود برمى داشت . آنها آب كشيدند و نوشيدند و براى غذا، خمير كردند و گوشت در ديگها ريختند
و بر آتش نهادند. رسول خدا(ص ) چون از ماجرا باخبر گرديد، فرمان داد تا ديگها را واژگون كردند و خميرها را به شتران خورانيدند.
سپس فرمان داد تا حركت كنند و در كنار چاهى ، كه ناقه صالح از آب آن مى نوشيد، فرود آيند.
همچنين آن حضرت فرمان داد كسى در منازل آن قوم ، كه مورد خشم خداوند قرار گرفته اند، وارد نشود
و فرمود از آن مى ترسم كه بر شما نيز همان رود كه بر آنها رفته است . (5)
همچنين مسلم در روايتى ديگر مى نويسد كه پيامبر فرمود:
[align=center]به خانه كسانى كه بر خود ستم كرده اند وارد نشويد مگر با حالت تاءثر و گريه ؛
كه مبادا بر شما همان رود كه بر آنان رفته است . آنگاه با شتاب از آنجا دور شد.
بخارى در صحيح خود همين قسمت را چنين آورده است :
[align=center]آنگاه رسول خدا(ص ) چيزى بر سر كشيد و با شتاب حركت كرد و آن سرزمين را ترك گفت .
احمد حنبل نيز در مسندش چنين آورده است :
[align=center]آنگاه رسول خدا(ص ) همان طور كه سوار بود، گوشه اى از رداى خود را بر سر كشيد و... (6)
منشا شومى و فرخندگى
شومى و بدنامى سرزمين ثمود و آبشخورهاى آن ، از غير از خود قوم ثمود، از كجا مى توانست ناشى شده باشد؟
اين شومى و بدنامى از همان مردم به سرزمين و آبشخورهاى آنان سرايت كرده و تا عصر رسول خدا(ص ) و تا آن زمان كه خدا بخواهد ادامه خواهد يافت .
فضل و فرخندگى آبشخور ناقه صالح پيغمبر (ع ) نيز غير از آنجا ناشى شده كه ناقه آن پيامبر خدا از آن آب مى نوشيده است ؟
و همين فضل و فرخندگى تا زمان پيامبر اسلام (ص ) و سپس تا آن زمان كه خدا بخواهد، ادامه خواهد يافت .
و مى دانيم كه ناقه صالح پيغمبر و چشمه او نزد خداى متعال از شخص اسماعيل (ع ) و چشمه زمزم او گراميتر نيست ، بلكه خداوند بركت و مباركى را به خاطر
اسماعيل تا پايان جهان در زمزم او نهاده است .
فرخندگيهايى را كه خداوند در اوقات و روزهاى معينى به بندگان شايسته اش ارزانى داشته است نيز همين حالت را دارد؛ همچون فرخندگى و بركتى كه خدا در روز جمعه نهاده است .
بركت و فرخندگى روز جمعه
در صحيح مسلم آمده است :
[align=center]خداوند در روز جمعه آدم را بيافريد و نيز در روز جمعه او را به بهشت برد. (7)
اين مورد و ديگر مواردى را كه خداوند در اين روز بر بندگان شايسته اش ارزانى داشته ، بركت و فرخندگى روز جمعه را همواره تثبيت كرده است .
بركت و فرخندگى ماه رمضان
بركت و فرخندگى ماه رمضان نيز چنين است .
خداوند در قرآن مى فرمايد:
[align=center]شهر رمضان الذى انزل فيه القرءان هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان .
يعنى ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده كه راهنماى مردم است و دليلهايى از هدايت و تميز بين حق و باطل .(بقره / 185).
و نيز فرموده است :
انا انزلناه فى ليله القدر... ليله القدر خير من الف شهر.
يعنى ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم ... شب قدر از هزاران ماه بهتر است . (قدر/1و 3).
فرخندگى و بركت از شب قدر، كه در قرآن بر خاتم پيامبران نازل شده ، بر همه ماههاى رمضان تسرى يافته و چنين فرخندگى و بركت در اين ماه و چنان شبى ، تا پايان
جهان باقى خواهد ماند.
بدين سان ، انتشار فرخندگى و بركت را از زمان و مكان مبارك ، كه فرخندگى خود را از بركت وجود برگزيدگان خداى متعال به دست آورده بودند، ملاحظه كرديم .
و خداوند به ما فرمان داده تا اقتدا به اعمال برگزيدگانش كنيم و رفتارشان را در زمانها و مكانهاى معين و به منظور تجديد خاطره آنها و زنده نگاه داشتن كار و رفتارشان ،
تقليد نماييم تا از همان فرخندگى و بركت كه سراسر وجود آنها را فرا گرفته است ، برخوردار گرديم .
بنابراين ، برگزارى مجالسى به مناسبتهاى مختلف اسلامى ، چون ميلاد پيامبر و ليله الاسرى (همان شبى كه خداوند پيامبرش را در يك شب از مسجد الحرام به
مسجد الاقصى برد) و روز بعثت آن حضرت ، چه مانع شرعى مى تواند داشته باشد؟
در پايان اين مختصر، كه به طور اشاره از پسنديده بودن تشكيل مجالس بزرگداشت براى زنده نگه داشتن خاطره برگزيدگان و اولياى خدا آورديم ،
آشكارا اعلام مى كنيم كه قصد و غرض ما از تشكيل چنين مجلسى ، ياد كردن - فى المثل - سيره و روش پيامبر خدا(ص ) از منابع صحيح و معتبر در شب تولد آن
حضرت و اطعام در راه خدا - كه ثوابش به آن حضرت برسد - است ؛ با دورى جستن از رفتار و بدعتهايى كه پاره اى از متصوفه بنيان نهاده اند.
[align=left]
[align=left]برگرفته از کتاب گرانقدر « مَعالمُ المَدرستین »
تالیف محقق عالی مقام ، مرحوم علامه عسکری(ره)
[align=left]
---------------------------------------------------
5- صحيح مسلم ، كتاب الزاهد و الرقايق ، باب لا تدخلوا مساكن الذين ظلموا انفسهم ...، ح 40، به اختصار؛
مسند احمد، ج 2، ص 117؛ صحيح بخارى ، كتاب المغازى ، باب نزول النبى الحجر؛ تاريخ طبرى ، چاپ اروپا در خبر قوم ثمود، ج 1، ح 250.
6- مسند احمد بن حنبل ، ج 2، ص 66
7- صحيح مسلم ، كتاب الجمعه ، باب فضل الجمعه ، ح 17، 18
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
