""فزت و رب الكعبة""

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ""فزت و رب الكعبة""

پست توسط طهورا »

 تصویر  

 رسوائي مدعيان حق  
 
حادثه‏ای که به شهادت امام علی علیه‏السلام انجامید، یکی از بزرگ‏ترین جنایت‏های بشری است؛ زیرا ابن‏ملجم‏مرادی، هیچ آزاری از امام ندیده بود. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام برای او سرا پا مهر و محبت و خیر و برکت بود، چنان‏که برای دیگران.

این فاجعه، به بدنامی برنامه‏ریزان و عامل آن انجامید و برای امام علی علیه‏السلام ، حیاتی بود بالاتر از حیات دنیوی. حادثه مسجد کوفه و واکنش امام، نمایشگر اوج انسانیت و جلوه‏ای از نمایش عدل علوی در تاریخ بشری است. نوزدهم رمضان سال چهلم هجری، شاهد مظلومیت علی علیه‏السلام و اوج بندگی برترین انسان عصر پس از پیامبر بود.
 


 مدارا با اسیر
  
بی‏تردید، فتوت و مردانگی، از ویژگی‏های اخلاقی است که بسیار مورد توجه و تأکید قرآن و آموزه‏های تربیتی پیشوایان معصوم علیهم‏السلام قرار گرفته است. دامنه این مردانگی در مورد آن بزرگواران چنان گسترده است که حتی گاه بر سر دشمنان دین نیز سایه افکنده است. یکی از جلوه‏های تاریخی و ماندگار اخلاق اسلامی، مسئله برخورد امیرمؤمنان علی علیه‏السلام با ابن ملجم مرادی است.

در تاریخ آمده است که امام علی علیه‏السلام فرمود: «او اسیر شماست، به او نیکی کنید. محلی را که در آن زندانی است، وسیع قرار دهید. اگر من زنده ماندم، او را خواهم کشت یا اگر مایل بودم، خواهمش بخشید. اگر مُردم، او را یک ضربت بزنید، همان‏گونه که بر من ضربت زده است.» این وصیت را شهریار شعر ایران زمین، این‏گونه به نظم آورده است:

به جز از علی علیه‏السلام که گوید به پسر که قاتل من
 
 چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

بزرگی و بزرگواری امیرمؤمنان علی علیه‏السلام ، بدیهی و کتمان‏ناپذیر است و در قرآن کریم نیز آیات متعددی در این باره وجود دارد. جالب اینجاست که دشمنانش نیز این شخصیت بزرگ را ستوده‏اند.

معاویه، دشمن سرسخت آن حضرت، پس از شنیدن خبر شهادت امام علی علیه‏السلام گفت:

«کسی را از دست دادند که منبع دانش، برتری و نیکی بود و مقام برجسته‏ای داشت. نمی‏دانید اسلام، چه شخصیت دانشور، فضیلت‏گستر، پرسابقه و درخشنده‏ای را از دست داد.» این در حالی است که میزان دشمنی معاویه با آن حضرت، بر هیچ کس پوشیده نیست
 



 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ""فزت و رب الكعبة""

پست توسط طهورا »

 تصویر 
 

سلام بر تو ، ای مولایم ؛سلام بر تو باد و پیروان راهت ، بر مردانی که مردانگی و عزت را از تو آموخته اند ، ای شیر خدا ، ای یار نبی ، ای آزاده ...

در جهانی که آزادگی مرده است ، هنوز هستند مردانی که چون تو زندگی کنند ، هرچند اندک ، اما پیروان راه تو هستند ، مولایم ، دستانم را به سوی تو آورده ام ، به سوی تو و میخواهم چنان کنی که روزی نیز، من به مانند تو بودن افتخار کنم . مولایم به من آزادگی بیاموز، آزاد زیستن را نیز ....

و آزادگی یعنی این :

آن صبح برای رفتن لحظه شماری میکرد ، قدم بر حیاط خانه دخترش میگذشات و بر آسمان پروردگارش نظاره میکرد و می فرمود : به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی که به من وعده شهادت دادند.

نه اشکهای دختر ، نه صدای شیون مرغابیان و نه حتی کلون درب خانه دختر ، نتوانست از رفتن منصرفت کند ، چون به دیدار و لقائ خدایت می رفتی و چه رفتنی زیبا تر از برای او رفتن .... و رفتی .

تو بر قاتل خود بانک بیدار شدن زدی ، بیدار شو وقت نماز است ... بیدار شو ، بیدار شو ... مولایم اشکهایم برای رفتنت نیست ، برای ظلمت خویش است ، چگونه میتوانند باور کنند این موجودان خاکی ، که کسی برای رفتن لحظه شماری کند ، که قاتل خویش را بیدار نمایید .... اشکهایم از گناهنم است ، امروز را به فردا موکول کردن و بر گناه پافشاری نمودن به امید رسیدن فردایی دیگر ، مولایم اما تو ... من را ببخش ، الگوی من ، من را ببخش که تا کنون نتوانسته ام شعیه راه تو باشم ، مولایم بر بنده ات عفو نما ...

و در آن هنگام که ابن ملجم با فریاد " الله الحکم یا علی، لا لک و لا لأصحابک "! بر سر مبارکت شمشیری زهر آگین فرود آورد ، آسمان سیاه گشت ، زمین به لرزه در آمد، و دریا ها نیز مواج گشت ، درب مسجد تکان خورد و این فرشتگان بودند که صدای خروشانشان ، عالم را کر کرد ، و باد سهمگینی وزید و جبرئیل فریاد زد :

"" تهدمت و الله ارکان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛ سوگند به خدا که ارکان هدایت درهم شکست و ستاره های دانش نبوت تاریک و نشانه های پرهیزکاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء،(( یعنی ابن ملجم مرادی )) به شهادت رسانید. ""

اما مولایم تو همنگونه که در مهراب غرق در خون بودی ندا دادی:

" بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الکعبه؛ سوگند به خدای کعبه، رستگار شدم.""

سوگند که به خدای کعبه رستگار شدم .

و نیز گفتی " هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ این همان وعده ای است که خداوند متعال و رسول گرامی اش به من داده اند. "


مولایم امت رسول اگر فقط معنی همین جمله تو را درک کنند ، آزادگی را خواهند فهمید .


 
 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ""فزت و رب الكعبة""

پست توسط طهورا »

 تصویر 

 
 دل را ز شرار عشق سوزاند علي
  
يک عمر غريب شهر خود ماند علي

وقتي که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگرنماز مي خواند علي؟!
 
  
 
  

 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “ماه مبارک رمضان”