[SIZE=150] [COLOR=#a0a0a0] [COLOR=#ccffff][FONT=Times New Roman][COLOR=#0070c0][SIZE=170][SIZE=150]ايام ضربت خوردن و شهادت مولاي متقيان [COLOR=#ccffff][FONT=Times New Roman][COLOR=#0070c0][SIZE=170][SIZE=150] بر سوگواران ال الله تسليت باد [SIZE=150] [COLOR=#a0a0a0] [COLOR=#ccffff][FONT=Times New Roman] [FONT=Times New Roman][SIZE=150] [COLOR=#a0a0a0] [COLOR=#ccffff]
[COLOR=#a0a0a0] [COLOR=#33cc33][FONT=B Narenj] [COLOR=#a0a0a0] امشب مسجد كوفه و محراب و منبرش يتيم ميشود [FONT=B Narenj] امشب صدايي اسمانها را پر ميكند صداي جبريل با حزن و اندوه مي ايدكه :
والله اركان الهدي قتل علي المرتضي
امشب زينبين و حسنين عليهم السلام
لباس يتمي بر تن ميكنند
و علي به خداي خويش رستگارمي شود
[SIZE=200]"فزت و رب الكعبة"[COLOR=#33cc33][FONT=B Narenj][FONT=Nazanin] [COLOR=#a0a0a0]
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
[FONT=B Narenj][FONT=Nazanin][External Link Removed for Guests] [FONT=B Narenj] نامه امام علي به امام حسن وامام (ع)
[External Link Removed for Guests] و [External Link Removed for Guests] شما را سفارش ميکنم به ترس از خدا، و اين که دنيا را نخواهيد، هر چند که دنيا پي شما بيايد. و دريغ مخوريد بر چيزي که به دستتان نيايد.
حق را بگوييد و براي پاداش (آن جهان) کار کنيد. با ستمکار بجنگيد و ستمديده را ياري کنيد.
شما و همه فرزندانم و کسانم و آنها را که نامه من به دستشان ميرسد، سفارش ميکنم به ترس از خدا و نظم در امور و آشتي با يکديگر؛ که من از جد شما شنيدم که ميگفت:« آشتي دادن ميان مردم بهتر است از سالها نماز و روزه»
به خاطر خدا مراعات حال يتيمان را بکنيد. آنان را گاه گرسنه و گاه سير نگه نداريد و نزد خود ضايع شان نکنيد؛ و همسايگان تان را دريابيد که [External Link Removed for Guests] شما سفارش آنها را بسيار ميکرد، چندان که گمان برديم براي آنان ارثي معين خواهد نمود. و به خاطر خدا قرآن را ارج بنهيد؛
مبادا ديگران در عمل به احکام آن بر شما پيشي گيرند؛ و به خاطر خدا به نماز اهميت دهيد که ستون دين شماست؛ و به خاطر خدا تا زماني که زنده ايد، خانهي او را خالي مگذاريد که اگر حرمت آن را نگاه نداريد،به عذاب خدا گرفتار خواهيد شد؛
و به خاطر خدا در راه خدا به مال و جان و زبانهايتان جهاد کنيد.با هم متحد باشيد، به هم بخشش کنيد و مبادا از هم روي برگردانيد. امر به معروف و نهي از منکر را وا مگذاريد که در غير اين صورت، بدترين افراد، حکمراني شما را بر دست گيرند و آن گاه هر چه نفرين کنيد، خدا از شما نپذيرد..
اي پسران [External Link Removed for Guests]! چنين نشود که بگوييد اميرمؤمنان را کشتهاند و به اين بهانه دستهايتان را به خون مسلمانان بيگناه آلوده کنيد. بدانيد جز قاتل من کسي نبايد بابت خون من کشته شود. اگر من از اين ضربهي او از دنيا رفتم،
او را تنها يک ضربه بزنيد و دست و پا و ديگر اندام او را مَبُريد که ازرسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم که ميفرمود:« از بريدن اندام مرده بپرهيزيد، هر چند سگ هار باشد».
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
[COLOR=#ccccff] [COLOR=#ccccff][COLOR=#a0ff40]کودکي امام علي
زماني که علي شش ساله بود، در مکه قحطي شد و پدراو ابوطالب،دچار مشکل مالي گرديد.
محمد که خود در کودکي تحت سرپرستي ابوطالب قرار گرفته بود و در اين زمان سنش از سي سال گذشته بود، براي سبک کردن بار عايلهٔ وي به او پيشنهاد کرد که سرپرستي علي را او بر عهده بگيرد.
ابوطالب پذيرفت و علي از کودکي در خانهٔ محمد و تحت نظر او قرار گرفت. و زير دست او بزرگ شد وپرورش يافتن به دست محمد امتيازي بود که او آن را از شرافتهاي خود برميشمرد.
اسلام آوردن امام علي
علي که از کودکي در خانه محمد بزرگ شده بود،اولين شخص مذکري بود که پس از بعثت محمد به پيامبري، به او ايمان آورد. در سال سوم پس از بعثت،محمد از طرف خداوند وظيفه يافت تا اعضاي خانوادهٔ خود را به اسلام دعوت کند. اوبه اين منظور حدود چهل نفر از خاندان عبدالمطلب را به مهماني ناهاردعوت کرد و درپايان آن مجلس سه بار از مهمانان درخواست کرد که به پيامبريش ايمان بياورند و او را ياري کنند که از اين جمع در هر سه بار فقط علي بودکه آمادگي خود را اعلام کرد.
پس از آن محمد گفت: اي خويشاوندان و بستگان من، بدانيدکه علي برادر و وصي و خليفه پس از من در ميان شماست.
ويژگي امام علي
براي علي، ويژگيها و خصائ صبسياري بر شمرده شده است. علي عين عدالت و حقيقت است. او در سخنوري و ادبيات چيره بود.
ادباي عرب سخن او را شيواترين سخن پس از قرآن ميدانند.به طوري که وابستگان بني اميه علي رغم دشنام گفتن به وي، گفتارش را از حفظ ميکردند، تا بيانشان شيواشود. مجموعه گفتارها و نوشتارهاي وي توسط سيد رضي در کتابي به نام نهج البلاغه جمع آوري شده است. علاوه بر آن مجموعه روايات وي در کتاب غررالحکم جمع شده است.
بين مسلمانان خصوصاً شيعيان مقام عرفاني، علم، شجاعت، عدالت، صبر، کمک به بينوايان و ساده زيستي علي مورد ستايش قرار گرفته است. از ميان مسلمانان غير شيعه ابن ابي الحديد به شرح نهج البلاغه پرداخته است.
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
19 رمضان سال 40 هجري قمري: ضربت خوردن حضرت علي(ع) در مسجد كوفه
عبدالرحمن بن ملجم مرادي، از گروه خوارج و از آن سه نفري بود كه در مكه معظمه با هم پيمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصيت مؤثر در جامعه اسلامي، يعني امام علي بن ابي طالب(ع)، معاويه بن ابي سفيان و عمرو بن عاص را در يك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.
هر كدام به سوي شهرهاي محل مأموريت خويش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادي به سوي كوفه رفت و در بيستم شعبان سال 40 قمري وارد اين شهر بزرگ شد.
وي به همراهي شبيب بن بجره اشجعي، كه از همفكران وي بود و هر دوي آن ها ز سوي "قطام بنت علقمه" تحريك و تحريث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمري در مسجد اعظم كوفه كمين كرده و منتظر ورود اميرمؤمنان علي بن ابي طالب(ع) شدند. هم چنين قطام، شخصي به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طايفه اش بود، به ياري آن دو نفر فرستاد.
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
روايت شده، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علي(ع)، زمين به لرزه در آمد و درياها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهاي مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سياهي وزيد، به طوري كه جهان را تيره و تاريك ساخت.
أشعث بن قيس كندي كه از ناراضيان سپاه امام علي(ع) و از دو چهرگان و منافقان واقعي آن دوران بود، آنان را راهنمايي، پشتيباني و تقويت روحي مي نمود.
حضرت علي(ع) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجيبي داشت و دخترش را به شگفتي درآورد.
روايت شده كه آن حضرت در آن شب بيدار بود و بسيار از اتاق بيرون مي رفت و به آسمان نظر مي كرد و مي فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمي گويم و به من دروغ گفته نشده است. اين است آن شبي كه به من وعده شهادت دادند.
به هر روي، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم كوفه شد و خفته گان را براي اداي نماز بيدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادي را كه به رو خوابيده بود، بيدار و خواندن نماز را به وي گوش زد كرد.
هنگامي كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گرديد و سر از سجده اول برداشت، نخست شبيث بن بجره با شمشير برّان بر وي هجوم آورد، وليكن شمشيرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادي فريادي برداشت: "لله الحكم يا علي، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشير خويش را بر فرق نازنين حضرت علي(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.
حضرت علي(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود:
[COLOR=red]بسم الله و بالله و علي ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛
سوگند به خداي كعبه، رستگار شدم.
نمازگزاران مسجد كوفه، برخي در پي شبيب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بيابند و برخي در اطراف حضرت علي(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود مي زدند و براي آن حضرت گريه مي نمودند.
حضرت علي(ع)، در حالي كه خون از سر و صورت شريفش جاري بود، فرمود:هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ اين همان وعده اي است كه خداوند متعال و رسول گرامي اشت به من داده اند.
حضرت علي(ع) كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبي(ع) فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد.
روايت شده كه آن حضرت در آن شب بيدار بود و بسيار از اتاق بيرون مي رفت و به آسمان نظر مي كرد و مي فرمود:
به خدا سوگند، دروغ نمي گويم و به من دروغ گفته نشده است. اين است آن شبي كه به من وعده شهادت دادند.
روايت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علي(ع)، زمين به لرزه در آمد و درياها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهاي مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سياهي وزيد، به طوري كه جهان را تيره و تاريك ساخت و جبرئيل امين در ميان آسمان و زمين ندا داد و همگان ندايش را شنيدند.
وي مي گفت:
[COLOR=red]تهدمت و الله اركان الهدي، و انطمست أعلام التّقي، و انفصمت العروه الوثقي، قُتل ابن عمّ المصطفي، قُتل الوصي المجتبي، قُتل علي المرتضي، قَتَله أشقي الْأشقياء ؛
سوگند به خدا كه اركان هدايت درهم شكست و ستاره هاي دانش نبوت تاريك و نشانه هاي پرهيزكاري بر طرف گرديد و عروه الوثقي الهي گسيخته شد. زيرا پسر عموي رسول خدا(ص) شهيد شد،
سيد الاوصيا و علي مرتضي به شهادت رسيد. وي را سياه بخت ترين اشقياء، [يعني ابن ملجم مرادي] به شهادت رسانيد.
بدين گونه پيشوايي شايسته، امامي عادل، خليفه اي حق جو، حاكمي دلسوز و يتيم نواز، كامل ترين انسان برگزيده خدا و جانشين بر حق محمد مصطفي(ص)، به دست شقي ترين و تيره بخت ترين انسان روي زمين، يعني ابن ملجم مرادي ملعون، از پاي درآمد و به سوي ابديت و لقاء الله و هم نشيني با پيامبران الهي و رسول خدا(ص) رهسپار گرديد و امت را از وجود شريف خويش محروم نمود.
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
[SIZE=200][COLOR=#NaNNaNNaN][FONT=Simple Outline Pat][SIZE=150] [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]
علي در نهچ البلاغه
بررسی نهجالبلاغه نشان میدهد که از دیدگاه امام علی علیهالسلام ، عدالت در رأس ارزشهای اسلامی قرار دارد و تمامی ارزشها به عدالت بازمیگردد.
در ارزیابی، مدیریت و قضاوت، عدالت، شرط اصلی است. با این حال، تجسّم عدالت، وجود مبارک خود امام علی علیهالسلام بود.
این معنا در سخن معروف توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی آمده است که گفت: «امام علی؛ ما را جز این نرسد که او را دوست بداریم و به او عشق ورزیم. در کوفه ناگهان به حیله کشته شد و شدت عدالتش موجب این جنایت گشت.»
به سخن کارلایل میتوان این جمله را افزود که در واقع، پافشاری امام علی علیهالسلام بر اجرای احکام و پیروی از سیره پیامبر اسلام و پرهیز از انحراف در اداره حکومت، زمینهساز توطئه بر ضد آن حضرت شد.
حضرت علی علیهالسلام بر آن بود تا آنجا که میشود، در پاسداری از اسلام و ارزشهای آن تلاش کند و در این راه، افزون بر آیات قرآن، سیره پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله نیز به عنوان الگوی عملی مورد توجه آن حضرت قرار داشت.
بنابراین، در مسئله خلافت نیز همین معنا مورد توجه قرار گرفت و دوران کوتاه رهبری سیاسی جامعه اسلامی، نماد برجستهای شد از شیوه حکومت علوی. مدت این خلافت و پایان آن را خوارزمی، از نویسندگان اهل سنت، در کتاب مناقب خود چنین آورده است:«مدت خلافت علی علیهالسلام چهار سال و ده ماه بود که به دست ابن ملجم مرادی به شمشیر مضروب شد و این حادثه شوم، قبل از ورود به دهه سوم ماه رمضان روی داد».
فروزان حیات امام علی علیهالسلام ، در افق روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در آسمان شهر کوفه به خون نشست و شمشیر مسموم نفاق و کین، فرق انسان عدالتگستری را شکافت که برترین خلق پس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. آنان که میخواستند نور خدا را خاموش کنند، نمیدانستند که اراده الهی، بر مانایی علی علیهالسلام استوار است و میبینیم که همچنان، کردار و گفتار امام مؤمنان، چراغ راه مردان خدا و حقجویان و یکتاپرستان جهان است.
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
به طور معمول، در اسلام، جهاد آنجا معنا پیدا میکند که به مرزهای اسلامی حمله شده و جامعه اسلامی یا بخشی از آن مورد تهدید قرار گرفته باشد. جنگهایی که در زمان پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و امام علی علیهالسلام رخ داد، چنین بود. در عین حال، اگر جنگی شکل میگرفت و آتشی شعلهور میشد، سردار و سپهسالار آن و امیر جنگاوران و سربازان اسلام، کسی جز شیر خدا، حضرت علی علیهالسلام نبود. ایشان در شب آخر عمر سراسر جهاد و تلاش خویش و در فردای فاجعه نوزدهم رمضان، خطاب به دخترش میفرماید: «دخترم! من تمام عمرم را در معرکهها و صحنههای کارزار گذرانده و با پهلوانان و شجاعان نامی مبارزهها کردهام. چه بسیار یک تنه بر صفوف دشمن حمله برده و بزرگان رزمجوی عرب را به خاک و خون افکندهام. ترسی از چنین اتفاقات ندارم، ولی امشب احساس میکنم دیدار حق فرا رسیده است». امام علی علیهالسلام ، مقام امامت و پیشوایی امت اسلامی را بر عهده داشت. در کتاب شریف نهجالبلاغه، به جایگاه رهبری و نیز وظایف حاکم جامعه دینی اشاره شده است. مبارزه با فساد و رهبران فاسد، بهرهوری از دانش، بینش و مدیریت همراه با پیشینه درخشان و دارا بودن صفاتی چون مردمدوستی، خودسازی، هوشیاری، قاطعیت، هماهنگی در گفتار و کردار و دردمندی، از جمله نکاتی است که مورد توجه امام علی علیهالسلام قرار گرفته است. با این عقیده، امیرمؤمنان پس از آنکه در مسجد کوفه هدف قرار گرفت، خطاب به ابن ملجم فرمود: «آیا من برای تو امام بدی بودم که با من اینگونه رفتار کردی؟ آیا بر تو مهربان نبودم؟ آیا بیش از دیگران به تو عنایت نکردم؟ آیا عطایت را زیاد نکردم؟ زیرا امید داشتم که از گمراهی رهایی یابی و به هدایت رهنمون شوی».
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
[FONT=Simple Outline Pat] [COLOR=#cc99ff][FONT=Times New Roman][COLOR=#bfffff] [COLOR=#a0a0a0]
پروازي عاشقانه
مسجد کوفه در نوزدهم ماه رمضان سال چهلم، محلی بود که پرده از چهره مسلماننمایان برداشته شد. خوارج باقی مانده از جنگ نهروان، نورانیت خورشید را نمیدیدند و حق و باطل را به گونهای یکسان در تاریکی میپنداشتند و تنها خود را مسلمان میدانستند. به تعبیر امام خمینی رحمهالله ، آنهایی که حضرت امیرمؤمنان علی علیهالسلام را در محراب عبادت کشتند، مدعی اسلام بودند و با اسم اسلام، با اسلام جنگیدند.
ایشان در جای دیگر، از عدهای یاد میکند که پیشانیشان از شدت طول سجده پینه بسته بود، ولی حق را کشتند. این مسئله و شهادت امام علی علیهالسلام ، گواه مظلومیت و غربت آن امام همام است. در فرهنگ اسلامی، شهادت، هدف نیست، بلکه ابزار ایستادگی و پایداری در برابر تهاجم دشمنان دین است. هرگاه بستر ایثار و از خودگذشتگی فراهم شد، شهادت نیز پدیدار میشود. شهادت، وسیلهای است که در پیشگاه حضرت دوست، مقام و منزلت ویژهای دارد و جایگاهی است برای ابراز تعبد و اخلاص در بندگی، و برای شهید شدن، چه کسی والاتر از امام موحدان، حضرت علی علیهالسلام . انسان کاملی که به شهادت عشق میورزید و واژه شهادت برایش نشاط آفرین بود.
در نامه 62 نهجالبلاغه از زبان امام علی علیهالسلام آمده است که من مشتاق ملاقات پروردگارم. آن حضرت، بهترین مرگها را کشته شدن در راه خدا میدانست و سوگند یاد کرده بود که هزار ضربه شمشیر بر من، آسانتر از مرگ در بستر در غیر بندگی خداست.
ها از مرگ گریزانند و از گرفتاری در چنگال آن هراسی همیشگی دارند. اسلام، بزرگانی را به جوامع بشری معرفی کرد که نه تنها از مرگ نمیترسیدند، بلکه آن را به بازی میگرفتند. برجستهترین شخص در سبکباری و در عین حال بیقراری درباره مرگ در راه خدا، امیرمؤمنان علی علیهالسلام بود.
صحنههای فراوانی در زندگی امام علی علیهالسلام پدید آمد که شاهدی بر این معناست. برای نمونه، در جریان هجرت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله ، در بستر ایشان خوابید و در واقع، در آغوش خطر آرمید. در جنگ بدر، نه تنها دلاوران قریش را به خاک انداخت، بلکه پشت ترس را نیز به خاک کشاند.
در جنگ احد، بیش از هفتاد زخم برداشت، ولی پایداریاش، به اسلام و مسلمانان قوّت بخشید. از همه پرمعناتر اینکه، برای تأمین هزینه ازدواجش، زره خود را فروخت؛ زیرا به تعبیر پیامبر اسلام، به آن نیاز نداشت. آن انتظار و این بیقراری، درسحرگاه نوزدهم رمضان به وصال انجامید. نوزده رمضان، سکوی پرواز ظاهری امام علی علیهالسلام تا بیکرانها، زمان جدایی از خلق و رسیدن به محبوب واقعی بود.
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد