زین آتش نهفته كه در سینه من است خورشید شعله ایست كه در آسمان گرفت الهی من ذاالّذی ذاق حلاوة محبتّك فرام منك بدلاً و من ذاالّذی انس بقربك فابتغی عنك حولا خداوندا!كیست كه ساغر محبت از دست تو نوش كرد و حلقه بندگی دیگری در گوش كرد؟! كدامین نرگس، پای نیاز در چشمه تو شست و چشم شیفتگی به تو ندوخت؟ خدایا!كدامین كهكشان بر گرد تو گشت و واله و حیران تو نگشت؟ عزیزا!كدامین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرا آورد و جاذبه مهر تو دید و به بركه گریخت؟ معشوقا!كدامین انسان پیشانی عشق بر خاك ربوبیت تو سائید و شیرینی تو چشید و دل به دیگری سپرد؟ دلبرا!كدامین پروانه، شعله های ملتهب جمال تو دید و به ظلمت پناه برد؟ امیدا!كدامین یوسف به عشق رؤیای تو آواره نگشت؟ كدامین یوسف در زیر سرپناه تو به زلیخا پناه داد؟ شاهدا!كدامین موسی در كوره ی طور گداخته شد و حضور رقیب تو را دوام آورد؟ ربّا!كدامین مربی كلامی با تو گفت و لب از صحبت دیگران ننهفت؟ شور آفرینا!كدامین محمّد در حرا صدای تو شنید و نلرزید؟ "فاجعلنا ممّن اصطفیته لقربك و ولایتك وأخلصته لودّك و محبّتك و شوّقته الی لقائك و رضیته بقضائك و منحته بالنّظر الی وجهك و حبوته برضاك و اعذته من هجرك و قلاك و بّوأته مقعد الصّدق فی جوارك و خصصته بمعرفتك." خداوند!گیاه به خشكی گرائیده ی ما را در جوار جویبار جاری خودت قرار ده و از زلال محبت خویش سیرابمان كن. خدایا!ما كه دل از دنیا و ما فیها كنده ایم و دل به غیر تو نسپرده ایم، درونمان را در كوره ودّ و مهر خویش خالص گردان... خداوندا!ما را از آن دسته از بندگانت قرار ده كه پرنده ی اشتیاقشان را در آسمان آبی لقاء خودت رخصت پرواز دادی و ماهی رضایتشان را در دریای قضاء خودت پروراندی، آنان كه زنگار هر چه غیر از آیینه ی دلشان زدودی تا آنجا كه رخسارتو را به تمامه درقلب های خویش به تماشا نشستند
آنان كه در طاقچه رضایتشان نشاندی و اشك هجران خودت را از مژگانشان چیدی و غبار دوریت را با دست های مهر آغشته ات از چهره شان پاك كردی و در چمن های سبز صداقت در جوار درخت خویش جایشان دادی و ظرفیت نوشیدن از چشمه ی عبادت را اعطایشان كردی.
"واهّلته لعبادتك وهیّمت قلبه لأرادتك واجتبیته لمشاهدتك واخلیت وجهه لك و فرّغت فؤاده لحبّك و رغبته فیما عندك و الهمته ذكرك و اوزعته شكرك و شغلته بطاعتك و صیّرته من صالحی برّیتك واخترته لمناجاتك و قطعت عنه كلّ شیءٍ یقطعه عنك ..."
قال رسول الله صلى الله عليه و آله [COLOR=green] من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان [COLOR=green] يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها. [COLOR=darkorchid] رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: [COLOR=darkslategray] كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقهاش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند. [COLOR=blue] بحار الانوار ج 93 ص 331
اعمال مستحبي ماه مبارك رمضان
[FONT=Times New Roman]نماز شب
[FONT=Times New Roman][COLOR=green]دو [FONT=Times New Roman]رکعت، در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه سوره توحید، [FONT=Times New Roman] و در رکعت دوم بعد ازحمد صد مرتبه سوره توحید، [FONT=Times New Roman] و بعد از سلام صد مرتبه " لا اله الا الله "
تقويم ماه مبارك رمضان
[COLOR=#993300] [COLOR=green]روز شانزدهم
آیت الله سیدجلال الدین روضاتی (1360 ه . ق) درگذشت محمد بن حسن شریف جعفری (ابویعلی) خلیفه و جانشین مفید (433 ه . ق)
[COLOR=#c00000][SIZE=170]******************** [COLOR=#ccffff][COLOR=blue][SIZE=170]روزه و اخلاص
[COLOR=darkslategray]روزه، تمرين اخلاص و پاكى نيّت و تنزّه از ريا، و اجتناب از شهرت طلبى و مدح و ثناى خلق است.
[COLOR=darkslategray]اين عيوب و آفات در امور نيك ديگر بيشتر وارد مى شود; ولى روزه دار براى رياكارى ناچار به حفظ رژيم روزه و امساك از مفطرات نيست; زيرا ممكن است در خلوت از مفطرات امساك ننمايد و خود را روزه دار معرّفى كند. پس اگر شخصى در تمام مدّت روز و در خلوت و جلوت، پنهان و آشكار روزه دار بود، علامت پاكى نيّت و صدق باطل و اخلاص او است و فايده آن، تمرين و تربيت نفس بر خلوص نيّت و طهارت مقصد و پرهيز از حبّ شهرت و عوام فريبى و حبّ جاه و كسب اعتبار در بين مردم است.
هر مقدار اجتماع از آفات عوام فريبى و حبّ شهرت و جاه و مقام پاك شود، واقعيّات و حقايق، ميزان سنجش كارها معلوم مى شود و اشتباه كارى ها از بين مى رود و بزرگ ترين خطرى كه حيات زعما و رهبران ملل و حتّى حكما و دانشمندان را تهديد مى كند، همين عوام فريبى و حبّ جاه و شهرت است كه به واسطه آن اعمال از مسير حقيقت پرستى و واقع بينى منحرف شده و اجتماع در اشتباه مى افتد و علّت عمده شكست بسيارى از نهضت ها و قيام ها و حركات اصلاحى، عدم خلوص نيّت از ابتدا و يا آلوده شدن نيّات در ميانه راه و وسط كار، به اين آفات است . هر چه اجتماع انسانى از اين آفات تطهير شده و سران و رهبران از حبّ مدح و سپاس پاك باشند و مدح و سپاس، وسيله تقرّب به آنها نباشد و مبالغه و گزافه گويى و نيايش و تواضع نسبت به آن ها از بين برود چنين جامعه اى به سوى ترقّى واقعى خود بهتر قدم بر مى دارد. از اين جهت در اسلام به اخلاص در نيّت، و توحيد در عبادت، اهميّت بسيار داده شده است.