آنگاه كه درون خويش را از خود تهي يافتي و بيرون خويش را خالي از خدا
قرآن بخوان
آنگاه كه مرگ را ختم و معاد را وهم و پندار خود را حتم يافتي
قرآن بخوان
آنگاه كه غرور وجودت را گرفت و تفاخر ،شعورت را
و ذلت خويش را عزت يافتي و نخوت خويش را همت
قرآن بخوان
آنگاه كه از فرط جهالت ،امانت را از ياد بردي و به خيال سعادت ،اسير ضلالت گشتي
قرآن بخوان
آنگاه كه مرگ خود را دور ديدي و حيات خويش را جاويد يافتي و دنيا وآخرت را جدا از هم
قرآن بخوان
آنگاه كه از درستي گسستي و بر مركب سستي نشستي
و به پستي پيوستي و در منجلاب تباهي ، رهائي خواستي
قرآن بخوان
آنگاه كه نسيان گريبانت را گرفت و عصيان دامانت را و معصيت خويش را معصوميت پنداشتي
قرآن بخوان
آنگاه كه گذشته را حسرت و حال را عسرت و آينده را حيرت احساس كردي ،شب قدر را بياد آور
قرآن بخوان
آنگاه كه از بيعت با تاريكي و غيبت نور خسته شدي
قرآن بخوان
آنگاه كه در دل سياه شب و در اعماق تاريك ظلمات ،در جستجوي نور و روشني
شمع وجودت از شور و التهاب مي سوزد ودر آرزوي صيح و سپيدي ،افق را به اميد
نظاره فلق مي نگري تا شايد طلوع فجر را در نيمه شب تماشا كني ،قرآن را باز كن
تا در فلق برگهايش ،در افق انديشه ات فجر را ببيني
قرآن بخوان
حرف دل شهيد مهدي رجب بيگي
در بهار قرآن براي سلامتي بهار دلها
تا طلوع فجر ظهورش
با اين قافله
همراه باش
[HIGHLIGHT=#ddd9c3]
