راه حلی برای کینه ؟؟؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر

كينه توزى‏


الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحِقْدُ اَلْأمُ العُيوبِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، پست‏‌ترين عيبهاست .


عنه عليه السلام : الحِقدُ مَثارُ الغَضَبِ .

امام على عليه السلام : كينه ، خشم برانگيز است .


عنه عليه السلام : الحِقدُ شِيمَةُ الحَسَدةِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، خصلت حسودان است .


عنه عليه السلام : الحِقدُ نارٌ لا تُطْفَأُ إلّا بالظَّفَرِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، آتشى است كه جز با پيروز آمدن فرونشانده نمى‏شود .


عنه عليه السلام : سَبَبُ الفِتَنِ الحِقْدُ .

امام على عليه السلام : علّت فتنه‏هاو آشوبها كينه‏توزى است .


عنه عليه السلام : الحَقودُ مُعذَّبُ النّفسِ ، مُتَضاعَفُ الهَمِّ .

امام على عليه السلام : جانِ كينه توز در عذاب است و اندوهش دو چندان .


عنه عليه السلام : لا مَودَّةَ لِحَقودٍ .

امام على عليه السلام : كينه توز پايبند دوستى نيست .


الإمامُ الهادي عليه السلام : العِتابُ خَيرٌ مِن الحِقْدِ .

امام هادى عليه السلام : سرزنش و گله گذارى بهتر است از كينه به دل گرفتن .


الإمامُ العسكريُّ عليه السلام : أقلُّ النّاسِ راحةً الحَقودُ .

امام عسكرى عليه السلام : كم‏ آسايش‌‏ترين مردم ، انسان كينه توز است .


سرعةُ ذَهابِ حِقدِ المؤمنِ‏

كينه در دل مؤمن نمى‏پايد


الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : المؤمنُ يَحقِدُ مادامَ في مَجلسِهِ ، فإذا قامَ ذهبَ عنهُ الحِقدُ .

امام صادق عليه السلام : كينه مؤمن تا زمانى است كه نشسته است ، همين كه برخاست كينه نيز از دل او مى‏رود .  



سلام علیکم ،

با توجه به احادیث بالا ، راه حل چیه ؟؟؟؟

حالا آدمی که از یکی کینه داره چی کار کنه ؟؟؟؟

یعنی واقعا دیگه مومن نیست ؟؟؟؟ چون از نشانه های مومن طبق احادیث بالا این هست که کینه نداشته باشه ؟؟؟

اگه کینه اش به جا باشه چی ؟؟؟ مثلا یکی در حقش بدی کرده باشه ؟؟؟ یا ظلم کرده باشه ؟؟؟

اونوقت بازم نباید کینه داشته باشه .... البته بیشتر افراد بر اثر نفرت کینه در وجودشون پیدا میشه ...

یعنی نفرت هم نباید داشته باشن ....


پس اون بیچاره که مورد ظلم و ناحقی قرار گرفته چی کار کنه ....




پاورقی :

1. احادیث فوق از گزینه میزان الحکمه می باشد .
تصویر
Junior Member
Junior Member
پست: 22
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۸, ۱۲:۰۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 50 بار
سپاس‌های دریافتی: 78 بار

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط hagh joo »

به نام خدا

با سلام

تشكر بابت مطلب و احاديث

با توجه به احاديث نتيجه ميشود كه : [SIZE=150]ورود كينه به دل مومن اكيدا ً ممنوع


و اما پاسخ سئوالات حضرت عالي :

1- همانطور كه ميدانيد دل مومن آيينه ي صفات حق تعالي مي باشد و از صفات حضرت حق : بخشايش ، رافت ، رحمانيت و... مي باشد

هرچقدر كه در دل انسا ن كينه نفوذ كنه به همان اندازه اين صفات از دل او بيرون ميره

بنابراين خلوص و عيار " مومن بودن به خدا " كاهش پيدا ميكند . هرچقدر كينه بيشتر باشد به همان اندازه ايمان و تقوي كاهش پيدا ميكند .

2- در رابطه با اينكه حالا با كينه چگونه بر خورد كنيم جواب خيلي ساده هستش : بخشيدن طرف مقابل در درون دل و جان و واگذار نمودن طرف مقابل و اعمالش به خداوند يكتا

همانطور كه بزرگان ما فرموده اند كه : در عفو لذتي هست كه در انتقام نيست .

كلا ً گذشت از خطاي ديگران خيلي براي روح و جان مفيد است وقتي انسان از خطاي كسي گذشت ميكند و به جاي كينه لذت گذشت را در دل جاي ميدهد احساس سبك بالي كرده و احساس بزرگ منشي در درون انسان حس مي شود و در ان حال خيلي بهتر مي توان با خدا ارتباط بر قرار نمود .


بنده حقير بر اين عقيده هستم كه اگه من از خطاي ديگران در رابطه با خودم گذشت كنم ، خداوند منان و رحيم و رحمن نيز از خطا ها و تقصيرات ديگر من خواهد گذشت . زيرا او هيچ عمل خير و صالحي را بي اجر نميگذارد .

براي همين من از هيچ كس كينه به دل نمي گيرم حتي اون هايي كه در حق من بسيار بدي كردند .


ميگويند يك ليوان آب با چند قطره رنگ كدر مي شود . يك پارچ آب با يك و يا چند قاشق رنگ كدر ميشود . يك بشكه آب زلال با چند ليوان رنگ كدر مي شود و يك استخر با يك يا چند بشكه رنگ كدر ميشود و..........ولي اقيانوس به حدي بزرگ است كه حتي رود خانه اي از آلودگي نيز در اون وارد شود باز پاك و زلال مي باشد و تمامي آلودگي ها رو در خود حل ميكنه .

بنابراين دل مومن هرچقدر بزرگتر باشد به همان اندازه كينه ، دشمني ، حسد و.... كمتر در دل اثر ميكنه و بايد دل مومن اقيانوسي باشد كه هيچ كينه اي نتواند در اون ابراز وجود بكند.

به قول بزرگان همچون خورشيد باش كه حتي خواستي به كسي نتابي و نور و حرارت و زندگي به او ندهي ، نتواني

التماس دعا

اللهم عجل لوليك الفرج 
[External Link Removed for Guests]


اللهم عجل لوليك الفرج
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط محمد علي »

مائده آسمانی نوشته شده: تصویر

كينه توزى‏


الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحِقْدُ اَلْأمُ العُيوبِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، پست‏‌ترين عيبهاست .


عنه عليه السلام : الحِقدُ مَثارُ الغَضَبِ .

امام على عليه السلام : كينه ، خشم برانگيز است .


عنه عليه السلام : الحِقدُ شِيمَةُ الحَسَدةِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، خصلت حسودان است .


عنه عليه السلام : الحِقدُ نارٌ لا تُطْفَأُ إلّا بالظَّفَرِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، آتشى است كه جز با پيروز آمدن فرونشانده نمى‏شود .


عنه عليه السلام : سَبَبُ الفِتَنِ الحِقْدُ .

امام على عليه السلام : علّت فتنه‏هاو آشوبها كينه‏توزى است .


عنه عليه السلام : الحَقودُ مُعذَّبُ النّفسِ ، مُتَضاعَفُ الهَمِّ .

امام على عليه السلام : جانِ كينه توز در عذاب است و اندوهش دو چندان .


عنه عليه السلام : لا مَودَّةَ لِحَقودٍ .

امام على عليه السلام : كينه توز پايبند دوستى نيست .


الإمامُ الهادي عليه السلام : العِتابُ خَيرٌ مِن الحِقْدِ .

امام هادى عليه السلام : سرزنش و گله گذارى بهتر است از كينه به دل گرفتن .


الإمامُ العسكريُّ عليه السلام : أقلُّ النّاسِ راحةً الحَقودُ .

امام عسكرى عليه السلام : كم‏ آسايش‌‏ترين مردم ، انسان كينه توز است .


سرعةُ ذَهابِ حِقدِ المؤمنِ‏

كينه در دل مؤمن نمى‏پايد


الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : المؤمنُ يَحقِدُ مادامَ في مَجلسِهِ ، فإذا قامَ ذهبَ عنهُ الحِقدُ .

امام صادق عليه السلام : كينه مؤمن تا زمانى است كه نشسته است ، همين كه برخاست كينه نيز از دل او مى‏رود .  



سلام علیکم ،

با توجه به احادیث بالا ، راه حل چیه ؟؟؟؟

حالا آدمی که از یکی کینه داره چی کار کنه ؟؟؟؟

یعنی واقعا دیگه مومن نیست ؟؟؟؟ چون از نشانه های مومن طبق احادیث بالا این هست که کینه نداشته باشه ؟؟؟

اگه کینه اش به جا باشه چی ؟؟؟ مثلا یکی در حقش بدی کرده باشه ؟؟؟ یا ظلم کرده باشه ؟؟؟

اونوقت بازم نباید کینه داشته باشه .... البته بیشتر افراد بر اثر نفرت کینه در وجودشون پیدا میشه ...

یعنی نفرت هم نباید داشته باشن ....


پس اون بیچاره که مورد ظلم و ناحقی قرار گرفته چی کار کنه ....




پاورقی :

1. احادیث فوق از گزینه میزان الحکمه می باشد .



به هیچ عنوان از احادیث بالا ، نتایجی که فرمودید گرفته نمی شود !

خصوصا دو حدیث آخر که راه حل بیرون رفتن کینه را از دل مومن بیان می کند و اصلا نمی گوید که کینه ورزیدن برای مومن محال است .

بقیه احادیث هم خصوصیات کینه را می گوید و اطلاق هم دارند ، یعنی ربطی به این ندارد که کینه به جاست یا نه بجا ،

بلکه کلا کینه چنین خصوصیاتی می آورد هر طور که باشد . و کسی که مورد ظلم قرار می گیرد مجاز به چیز دیگری است نه کینه !

و با این اندک احادیثی که جمع اوری شده نتیجه این است که کینه کلا نا بجاست ؛ و بد فهمی ما به خاطر ندانستن دقیق معنای کینه است .

خصوصا با توجه به مقایسه ای که حضرت کرده اند :

الإمامُ الهادي عليه السلام : العِتابُ خَيرٌ مِن الحِقْدِ .

امام هادى عليه السلام : سرزنش و گله گذارى بهتر است از كينه به دل گرفتن .

ضمنا در اینگونه موارد باید کاملا خانواده ی حدیثی کینه جمع اوری شود تا بتوان نتیجه گیری درستی به عمل آورد .

و اینچنین شتاب زده به سراغ احادیث رفتن و نتایج عجولانه گرفتن سودی جز فرورفتن بیشتر در حیرت ندارد .

موفق باشید
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط مائده آسمانی »

مائده آسمانی نوشته شده: تصویر

كينه توزى‏


الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحِقْدُ اَلْأمُ العُيوبِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، پست‏‌ترين عيبهاست .


عنه عليه السلام : الحِقدُ مَثارُ الغَضَبِ .

امام على عليه السلام : كينه ، خشم برانگيز است .


عنه عليه السلام : الحِقدُ شِيمَةُ الحَسَدةِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، خصلت حسودان است .


عنه عليه السلام : الحِقدُ نارٌ لا تُطْفَأُ إلّا بالظَّفَرِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، آتشى است كه جز با پيروز آمدن فرونشانده نمى‏شود .


عنه عليه السلام : سَبَبُ الفِتَنِ الحِقْدُ .

امام على عليه السلام : علّت فتنه‏هاو آشوبها كينه‏توزى است .


عنه عليه السلام : الحَقودُ مُعذَّبُ النّفسِ ، مُتَضاعَفُ الهَمِّ .

امام على عليه السلام : جانِ كينه توز در عذاب است و اندوهش دو چندان .


عنه عليه السلام : لا مَودَّةَ لِحَقودٍ .

امام على عليه السلام : كينه توز پايبند دوستى نيست .


الإمامُ الهادي عليه السلام : العِتابُ خَيرٌ مِن الحِقْدِ .

امام هادى عليه السلام : سرزنش و گله گذارى بهتر است از كينه به دل گرفتن .


الإمامُ العسكريُّ عليه السلام : أقلُّ النّاسِ راحةً الحَقودُ .

امام عسكرى عليه السلام : كم‏ آسايش‌‏ترين مردم ، انسان كينه توز است .


سرعةُ ذَهابِ حِقدِ المؤمنِ‏

كينه در دل مؤمن نمى‏پايد


الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : المؤمنُ يَحقِدُ مادامَ في مَجلسِهِ ، فإذا قامَ ذهبَ عنهُ الحِقدُ .

امام صادق عليه السلام : كينه مؤمن تا زمانى است كه نشسته است ، همين كه برخاست كينه نيز از دل او مى‏رود .  




سلام علیکم ،

با توجه به احادیث بالا ، راه حل چیه ؟؟؟؟

حالا آدمی که از یکی کینه داره چی کار کنه ؟؟؟؟

یعنی واقعا دیگه مومن نیست ؟؟؟؟ چون از نشانه های مومن طبق احادیث بالا این هست که کینه نداشته باشه ؟؟؟

اگه کینه اش به جا باشه چی ؟؟؟ مثلا یکی در حقش بدی کرده باشه ؟؟؟ یا ظلم کرده باشه ؟؟؟

اونوقت بازم نباید کینه داشته باشه .... البته بیشتر افراد بر اثر نفرت کینه در وجودشون پیدا میشه ...

یعنی نفرت هم نباید داشته باشن ....


پس اون بیچاره که مورد ظلم و ناحقی قرار گرفته چی کار کنه ....




پاورقی :

1. احادیث فوق از گزینه میزان الحکمه می باشد .




من نتیجه نگرفتم ، بلکه سوال کردم .


در حدیث اخر آمده که :

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : المؤمنُ يَحقِدُ مادامَ في مَجلسِهِ ، فإذا قامَ ذهبَ عنهُ الحِقدُ .

امام صادق عليه السلام : كينه مؤمن تا زمانى است كه نشسته است ، همين كه برخاست كينه نيز از دل او مى‏رود .


یعنی کسی که کینه داره مومن حساب نمیشه ؟ چون یکی از نشانه های مومن نداشتن کینه هست .



یا در جای دیگه امام می فرماید :


عنه عليه السلام : الحِقدُ شِيمَةُ الحَسَدةِ .

امام على عليه السلام : كينه توزى ، خصلت حسودان است .


مگه حتما کسی که حسود هست کینه داره ؟؟؟ اخه وقتی کسی کینه ای داره ، ربطی به حسادتش نمیتونه داشته باشه .



یا اینکه امام میگه کم آسایش ترین مردم انسان کینه توز هست ، خب این به خاطر اینه که دائم خودش اذیت میشه .


حالا اگه میشه درباره اینا هم صحبت بشه و توضیح داده بشه خوبه .


لطف کنید معنی کینه توزی رو هم اینجا بیان کنید .


احادیث دیگه هم بیاریم تا بیشتر درموردش بدونیم و اگه مبتلا هستیم رفعش کنیم .

بیشتر غرض این تاپیک حل این مشکل بود .
تصویر
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط محمد علي »

با سلام

طبق معمول دوباره با عجله پاسخ دادید .

بازم میگم این معنی که شما از حدیث اول اوردید غلطه .

الان هم قصد معنی کردن کینه را ندارم .

عرض کردم باید کل احادیثش رو جمع اوری کنید تا بشه روی اونها بحث کرد .


بحث فقه الحدیث به این سادگیا نیست که با یک ترجمه کردن و دو دو تا چهارتا بخواهید ازش نتیجه بگیرید .

به عنوان مثال خیلی ساده توضیح بدم ، در حدیث اول:

تغییر حالت مومنی که درش کینه هست رو راه حلی برای رفع کینه گفته اند ! یعنی کینه دار شدنش رو طبیعی فرض کردند

و سپس راه حل رو یادش دادن .

کجای این حدیث میگه از نشانه های مومن نداشتن کینه است ؟؟؟

پس مثل همیشه عجله نکنید و هر موقع کل احادیث رو در این موضوع جمع کردید ،

شرحش رو هم از کسانی که در این زمینه کار کرده اند می شنوید .

موفق باشید
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Junior Member
Junior Member
پست: 41
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۱۵ ق.ظ
محل اقامت: قم
سپاس‌های ارسالی: 12 بار
سپاس‌های دریافتی: 53 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط ofogh »

hagh joo نوشته شده:به نام خدا

با سلام

تشكر بابت مطلب و احاديث

با توجه به احاديث نتيجه ميشود كه : [SIZE=150]ورود كينه به دل مومن اكيدا ً ممنوع


و اما پاسخ سئوالات حضرت عالي :

1- همانطور كه ميدانيد دل مومن آيينه ي صفات حق تعالي مي باشد و از صفات حضرت حق : بخشايش ، رافت ، رحمانيت و... مي باشد

هرچقدر كه در دل انسا ن كينه نفوذ كنه به همان اندازه اين صفات از دل او بيرون ميره

بنابراين خلوص و عيار " مومن بودن به خدا " كاهش پيدا ميكند . هرچقدر كينه بيشتر باشد به همان اندازه ايمان و تقوي كاهش پيدا ميكند .

2- در رابطه با اينكه حالا با كينه چگونه بر خورد كنيم جواب خيلي ساده هستش : بخشيدن طرف مقابل در درون دل و جان و واگذار نمودن طرف مقابل و اعمالش به خداوند يكتا

همانطور كه بزرگان ما فرموده اند كه : در عفو لذتي هست كه در انتقام نيست .

كلا ً گذشت از خطاي ديگران خيلي براي روح و جان مفيد است وقتي انسان از خطاي كسي گذشت ميكند و به جاي كينه لذت گذشت را در دل جاي ميدهد احساس سبك بالي كرده و احساس بزرگ منشي در درون انسان حس مي شود و در ان حال خيلي بهتر مي توان با خدا ارتباط بر قرار نمود .


بنده حقير بر اين عقيده هستم كه اگه من از خطاي ديگران در رابطه با خودم گذشت كنم ، خداوند منان و رحيم و رحمن نيز از خطا ها و تقصيرات ديگر من خواهد گذشت . زيرا او هيچ عمل خير و صالحي را بي اجر نميگذارد .

براي همين من از هيچ كس كينه به دل نمي گيرم حتي اون هايي كه در حق من بسيار بدي كردند .


ميگويند يك ليوان آب با چند قطره رنگ كدر مي شود . يك پارچ آب با يك و يا چند قاشق رنگ كدر ميشود . يك بشكه آب زلال با چند ليوان رنگ كدر مي شود و يك استخر با يك يا چند بشكه رنگ كدر ميشود و..........ولي اقيانوس به حدي بزرگ است كه حتي رود خانه اي از آلودگي نيز در اون وارد شود باز پاك و زلال مي باشد و تمامي آلودگي ها رو در خود حل ميكنه .

بنابراين دل مومن هرچقدر بزرگتر باشد به همان اندازه كينه ، دشمني ، حسد و.... كمتر در دل اثر ميكنه و بايد دل مومن اقيانوسي باشد كه هيچ كينه اي نتواند در اون ابراز وجود بكند.

به قول بزرگان همچون خورشيد باش كه حتي خواستي به كسي نتابي و نور و حرارت و زندگي به او ندهي ، نتواني

التماس دعا

اللهم عجل لوليك الفرج 


من هم با ایشون موافقم
اجرأكم علي قسم الجد اجرأكم علي النار .
هر كس از شما در خوردن قسم جديتر است به جهنم نزديكتر است . كنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، ح 30390 

 [External Link Removed for Guests]
 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط سعید منتظر »

ای وای از این کینه‌ی لعنتی ٬

دنیا و آخرت آدمُ‌ آتش میزنه
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط مائده آسمانی »

به نام خدا

سلام علیکم


محمد علي نوشته شده:
عرض کردم باید کل احادیثش رو جمع اوری کنید تا بشه روی اونها بحث کرد .


پس مثل همیشه عجله نکنید و هر موقع کل احادیث رو در این موضوع جمع کردید ،

شرحش رو هم از کسانی که در این زمینه کار کرده اند می شنوید .

موفق باشید





در توانم نیست که کل احادیث رو جمع کنم درباره این موضوع ولی به گفته خودتون در تاپیک ღ یه گونی سیب زمینی ... ღ


محمد علي نوشته شده:تصویر



امیدوارم همه رفقا اول این ماه مبارک ، هرچی گونی سیب زمینی گندیده داشتن ریخته باشن دور

دورترین جایی که برگشتی بهش نیست !



تصویر




راه حل برطرف شدنش چیه ؟؟؟


لطفا یه نسخه بدید .


دوستان اعتقادی کمک کنید تصویر
تصویر
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط محمد علي »

  سلام

برای جمع اوری احادیث ، وارد سایت [External Link Removed for Guests] شده ، و سپس در قسمت جستجو "کینه" را بزنید .

دو صفحه حدیث برایتان می آید که فقط احادیث ش را بدون عنوان و ... در اینجا کپی کنید .

وقت زیادی نمی گیرد .

امیدوارم منظورم را متوجه شده باشید که برای فهمیدن جواب یک سوال ، باید خود انسان نیز سعی و کوشش کند ،

چون اگر به راحتی نسخه ای داده شود ، عمل نمی شود .

منتظر نتیجه تلاشتان هستم تصویر 
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: راه حلی برای کینه ؟؟؟

پست توسط مائده آسمانی »

به نام خدا


با سلام


هر کدوم از احادیث زیر هم خودش لینک بود که درش احادیث دیگری بود ، اونا رو هم باید میزاشتم ؟ اونا رو هم دارم ، اگه باید که بزارم .


پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :


محكمترين حلقه‏هاى ايمان ، خدا را ولىّ خود گرفتن ، دوست داشتن و كينه داشتن به خاطر خداست .


امام على عليه‏السلام :


خالى بودن دل از كينه و حسادت از خوشبختى بنده است .


پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم- در پـاسخ بـه پـرسش از برترين صدقه- :


صدقه‏اى كه به خويشاوند كينه ورز داده شود .


امام على عليه‏السلام :


ميوه خودپسندى ، دشمنى و كينه‏توزى است .


امام على عليه‏السلام :در باب من دو كس به هلاكت افتادند :


دوست افراطى و دشمن كينه‏توز .


امام على عليه‏السلام- به فرزندش محمّد بن حنفيه- :


فرزندم ! من از فقر و نادارى براى تو بيمناكم . پس ، از آن به خدا پناه بر ؛


زيرا كه فقر باعث كاستى در دين و سرگشتگى خرد است و مايه كينه و دشمنى .



امام على عليه‏السلام :


لـجاجت ، جنگها بـه بـار مـى‏آورد و دل‏هـا را كينه‏ور مى‏سازد .


امام صادق عليه‏السلام :


هركه به پدر و مادر خود كه به‏او ستم كرده‏اند كينه‏توزانه نگاه كند ، خداوند هيچ نمازى از او نپذيرد .


الاختصاص به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ:


پسرم! دوستان را زياد كن، و از دشمنان ايمن مباش؛ زيرا كينه در سينه‏هاى آنان، مانند، آب زير خاكستر است.


امام باقر عليه السلام :در نصايح لقمان به پسرش ، اين است كه گفت :


«پسرم ! اگر درباره مرگْ ترديد دارى ، خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخيزْ ترديد دارى ، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ ؛ زيرا اگر انديشه كنى ، مى‏دانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب ، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب ، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ» .


لقمان همچنين گفت: «اى پسرم! آن چنان [به مردمْ] نزديك نشو كه [از دل‏هاى آنان] دور شوى و آن چنان دور نشو كه خوار شوى .


هر موجودى ، همنوع خود را دوست مى‏دارد و همانا آدميزاد نيز همنوع خود را دوست مى‏دارد .


خوبى [يا متاع] خود را جز در برابر مشترىِ آن ، نگستران .


چنان كه ميان قوچ و گرگ ، دوستى و رفاقتى نيست ، ميان نيكوكار و بدكار نيز دوستى و رفاقتى نيست.


هر كه به زشتى [يا قير ]نزديك شود ، پاره‏اى از آن به تنش مى‏چسبد .


همچنين ، هر كه با بدكارْ همدستى كند ، بعضى از روش‏هاى او را مى‏آموزد .


هر كه جدال را دوست بدارد ، دشنام مى‏شنود ، و هر كه وارد جاهاى بد شود ، متّهم مى‏شود و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند ، سالم نمى‏ماند ، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد ، پشيمان مى‏گردد» .


و گفت : «اى پسرم ! با صد نفر رفاقت كن ؛ ولى حتّى با يك نفر هم دشمنى نكن .


اى پسرم ! تو هستى و بهره و اخلاق تو ! بهره تو دين توست ، و اخلاق تو [رابطه] بين تو و مردم است .


پس به آنان كينه نورز ، و اخلاق نيكو را بياموز .


اى پسرم ! غلام نيكان باش ؛ ولى فرزند بدان نباش .


اى پسرم ! امانت را ادا كن ، تا دنيا و آخرتت سالم بماند ، و امين باش ؛ زيرا خداى تعالى خيانتكاران را دوست ندارد .


اى پسرم ! خود را به مردم چنان نشان نده كه از خدا مى‏ترسى ، در حالى كه دلِ تو گنهكار است» .


الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى ـ:

لقمان حكيم عليه السلام وقتى كه از سرزمين خود بيرون رفت ، در موصل ـ كه به آن كومليس گفته مى‏شد ـ فرود آمد .


وقتى كه در كارش در ماند و اندوهش شدّت گرفت و كسى هم نبود كه او را در انجام دادن كارش كمك كند ، پسرش را به خانه برد و در را بر روى خود بست و او را پند داد و گفت :


«پسرم ! دنيا ، درياى عميقى است كه انسان‏هاى بسيارى در آن هلاك شده‏اند .


از عمل در آن ، توشه بر گير ، و كشتى‏اى را بر گير كه مسافر آن ، پَروامندى از خدا باشد .


سپس سوار بر كشتى ، به اعماق دريا برو ، تا نجات يابى ، و من نگرانم كه نجات نيابى .


پسرم ! كشتى [نجات ، ]ايمان است ، و بادبان آن توكّل ، و ساكنان آن شكيبايى ، و پاروهايش روزه و نماز و زكات .


پسرم ! هر كه بدون كشتى وارد دريا شود ، غرق مى‏گردد .


پسرم ! سخن اندك بگو ، و خداوند عز و جل را در همه جا ياد كن ؛ چرا كه او تو را بيم داد و ترساند و آگاه ساخت و آموخت .


پسرم ! از مردم پند بگير ، پيش از آن كه تو مايه پند مردم شوى .


پسرم ! از [پيش‏آمد] كوچك ، پند بگير و پيش از آن كه بزرگ بر تو وارد شود .


پسرم ! هنگام خشم ، خود را مهار كن تا هيزم جهنّم نشوى .


پسرم ! فقر ، بهتر از اين است كه ستم كنى و سركشى نمايى .


پسرم ! بپرهيز از اين كه قرض بگيرى و در پرداخت آن ، خيانت ورزى .


پسرم ! بپرهيز از اين كه كسى را خوار نمايى ؛ چرا كه خود نيز خوار مى‏شوى .


پسرم ! بپرهيز از اين كه فقير از دنيا بيرون بروى و ديگرى را سرپرست كار و دارايى‏ات قرار دهى ، كه او را امير گردانده‏اى .


پسرم ! خداى متعال ، مردم را به خاطر عملشان گرو گرفته است . پس واى بر آنان ، به خاطر آنچه دست و دلشان كسب كرده است .


پسرم ! دنيا را در حالى كه گناهان و شيطان در آن هستند ، امن ندان .


پسرم ! هر آينه نيكوكارانِ پيشين ، مورد آزمون قرار گرفتند ، پس پسينيان چگونه از آن نجات مى‏يابند ؟


پسرم ! دنيا را زندان خود قرار ده ، تا آخرت ، بهشت تو باشد .


پسرم ! تو موظّف نشده‏اى كه كوه‏ها را بر دوش بكشى ، و نيز به انجام دادن چيزى كه توانش را ندارى ، موظّف نشده‏اى ، پس گرفتارى را بر دوشت حمل نكن ، و با دست خودت ، خود را قربانى نكن .


پسرم ! تو چنان كه مى‏كارى ، مى‏دِرَوى ، و چنان كه عمل مى‏كنى ، مى‏يابى .


پسرم ! با پادشاهان همسايگى نكن ، كه تو را مى‏كشند ، و اطاعتشان نكن ، كه كافر مى‏گردى .


پسرم ! با بينوايان همسايگى كن ؛ بويژه با نادارها و بينوايان مسلمان .


پسرم ! براى يتيم ، همچون پدرى مهربان ، و براى بيوه زنان ، همچون همسرى دلسوز باش .


پسرم ! چنين نيست كه هر كس بگويد : «مرا بيامرز» آمرزيده شود .


آمرزيده نشود ، مگر كسى كه پروردگارش را اطاعت كرده باشد .


پسرم ! [نخست ،] همسايه و سپس خانه !


پسرم ! [نخست ،] رفيق و سپس راه !


پسرم ! اگر خانه‏ها بر ارّابه ساخته مى‏شدند ، هيچ كس هرگز با همسايه بد ، همسايگى نمى‏كرد .


پسرم ! تنهايى ، از رفيق بد بهتر است .


پسرم ! رفيق نيكوكار ، از تنهايى بهتر است .


پسرم ! جابه جايى سنگ و آهن ، از همراه بد بهتر است .


پسرم ! من سنگ و آهن را جابه جا كردم ؛ ولى چيزى سنگين‏تر از همراه بد نيافتم .


پسرم ! هر كه با همراه بد رفاقت كند ، سالم نمى‏مانَد ، و هر كه وارد مكان‏هاى بد شود، متّهم مى‏شود .


پسرم ! هر كه زبانش را نگه ندارد ، پشيمان مى‏گردد .


پسرم ! نيكوكار را با نيكىِ خودش سزا توانى داد ؛ ولى بدكار ، كارهاى بدش براى تو كافى است و هر قدر بكوشى ، نمى‏توانى براى او كارى بيش از آنچه خودش براى خود انجام مى‏دهد ، به جا آورى .


پسرم ! كيست كه خدا را پرستيد و خدا او را خوار كرد؟! و كيست كه هواى او كرد و او را نيافت؟!


پسرم ! كيست كه خدا را ياد كرد ، ولى او يادش نكرد؟! و كيست كه به خدا توكّل كرد ، ولى خدا او را به ديگرى واگذاشت؟! و كيست كه به سوى خداوند عز و جل لابه كرد ، ولى به او رحم ننمود؟!


پسرم ! با بزرگ مشورت كن ، و از مشورت با كوچك نيز حيا نكن .


پسرم ! از دوستى با فاسقان بپرهيز . آنان چون سگان‏اند كه اگر نزد تو چيزى را بيابند ، مى‏خورند ، و گرنه ، تو را سرزنش مى‏كنند و رسوايت مى‏كنند ، و دوستىِ آنان ميان خودشان ، لحظه‏اى است .


پسرم ! دشمنىِ مؤمنان ، از دوستى فاسق ، بهتر است .


پسرم ! به مؤمن ستم مى‏كنى ؛ ولى او به تو ستم روا نمى‏دارد ، در پىِ زيان او هستى ؛ ولى او از تو راضى است ، و [اما] فاسق ، خدا را رعايت نمى‏كند ، چگونه تو را رعايت كند ؟!


پسرم ! بر شمارِ دوستان بيفزا و از دشمنان در امان نباش ؛ زيرا كينه در سينه‏هايشان ، مانند آبِ (/ آتشِ) زير خاكستر است .


پسرم ! پيش از آن كه با مردمْ سخن بگويى ، با سلام كردن و دست دادن آغاز كن .


پسرم ! مردم را چنان در فشار قرار نده كه با تو دشمنى كنند ، و [خيلى هم ]آسان‏گير نباش كه خوارت كنند . چنان شيرين نباش كه تو را بخورند ، و چنان تلخ هم نباش كه تو را دور بيندازند .


[و به روايتى :] چنان شيرين نباش كه بلعيده شوى ، و چنان تلخ نباش كه پرتاب گردى .


پسرم ! درباره دانش خدا بگومگو نكن ؛ چرا كه دانش خدا ، درك نمى‏شود و شمارش ندارد .


پسرم ! از خدا چنان بترس كه از رحمتش نااميد نگردى ، و به خدا چنان اميدوار باش كه از مكرش در امان نباشى .


پسرم ! نفس را از هوا و هوس باز دار ؛ چراكه اگر نفس را از هوا و هوس باز ندارى ، وارد بهشت نمى‏گردى و آن را نمى‏بينى .


[و به روايتى :] نفست را از هوايش باز دار ؛ زيرا در هواى آن ، نابودى است .


پسرم ! تو از همان هنگام كه از شكم مادرت فرود آمدى ، رو به آخرت و پشت به دنيا كرده‏اى ؛ حال اگر به آينده برسى ، بهتر از اين است كه به عقب برگردى .


پسرم ! از غرور و تكبّر و فخرفروشى بپرهيز ، كه [با اين خصلت‏ها ]همسايه ابليس در خانه‏اش هستى .


پسرم ! غرور و تكبّر و فخرفروشى را از خود دور كن ، و بدان كه تو ساكن قبرستان خواهى شد .


پسرم ! بدان كه هر كس با ابليسْ همسايگى كند ، در سراى حقير و بى‏كرامت جاى خواهد داشت كه در آن ، نه مى‏ميرد و نه مى‏زيد .


پسرم ! واى بر كسى كه مغرور و متكبّر شود ! چگونه خود را بزرگ شمارد كسى كه از گِل آفريده شده و به گِلى باز مى‏گردد ، آن گاه نداند كه به كدام سو مى‏رود ؛ به سوى بهشت؟ كه در اين صورت ، كامياب شده ، يا به سوى جهنّم؟ كه در اين صورت ، زيان آشكارى ديده و بدبخت گرديده است .


[و به روايتى :] چگونه زور مى‏گويد كسى كه دو بار ، در مجراى بول قرار گرفته است ، چگونه زور مى‏گويد ؟!


پسرم ! آدميزاد ، چگونه مى‏خوابد ، در حالى كه مرگ در پىِ اوست ؟! و چگونه غفلت مى‏كند ، در حالى كه از او غفلت نمى‏شود ؟!


پسرم ! هر آينه برگزيدگان خداوند عز و جل و دوستان و پيامبرانش ـ كه درود خدا بر آنان باد! ـ [همگى ]مردند ؛ پس كيست كه پس از آنها جاويد مانَد و رها گردد .


پسرم ! با كنيزت هم‏بستر نشو ؛ هر چند خوش‏آيند تو باشد ، و خودت را از او باز دار و او را شوهر بده .


پسرم ! رازت را نزد همسرت فاش نكن ، و بر درِ خانه‏ات ننشين .


پسرم ! همانا زن از دنده‏اى كج آفريده شده كه اگر راستش كنى ، آن را مى‏شكنى و اگر رهايش كنى ، كج مى‏ماند . آنان را در خانه‏ها نگه دار . اگر نيكى كردند ، نيكى‏شان را بپذير و اگر بدى كردند ، شكيبا باش . همانا شكيبايى ، از كارهاى مهم و بزرگ است .


پسرم ! زنان ، چهار گروه‏اند : دو گروهشان صالح ، و دو گروهشان ملعون‏اند .


يكى از آن دو گروه صالح ، زنى است كه در ميان قوم خود ، شريف و بزرگوار و در پيش خود ، رام و آرام است ؛ زنى كه اگر به او چيزى داده شود ، سپاس مى‏گزارد ، و اگر گرفتار شود ، شكيبايى مى‏ورزد ؛ اندك ، در دستان او بسيار جلوه مى‏كند و در خانه‏اش درست‏كار است .


دوم از گروه زنان صالح ؛ زنى است كه بسيار مهربان و زاينده است ؛ هميشه با شوهرش به نيكى رفتار مى‏كند .


او مانند مادر مهربان ، بر بزرگان قوم ، محبّت و بر خُردسالان ، دلسوزى مى‏نمايد .


فرزند شوهرش را دوست مى‏دارد ؛ هر چند از زن ديگرى باشد .


در بر دارنده خوبى‏ها ، مورد رضايت شوهر ، و اصلاح كننده خود و خانواده و مال و فرزند است .


بنا بر اين ، او [در كميابى] ، مانند طلاى سرخ است .


خوشا به حال آن كه چنين زنى روزى‏اش شده است ، كه اگر در حضور شوهرش باشد ، يارى‏اش مى‏كند و اگر از او غايب باشد ، [دارايى و آبروى] او را نگه مى‏دارد .


اما يكى از آن دو گروه ملعون ؛ زنى است كه پيش خود ، بزرگ و در ميان قومش رام و آرام است ؛ اگر به او عطا شود ، خشم مى‏كند و اگر منع شود ، عتاب مى‏كند و خشم مى‏گيرد .


بنا بر اين ، شوهرش در دست او گرفتار است و همسايگانش از دست او در رنج‏اند .


پس او همانند شير است كه اگر نزديكش شوى ، تو را مى‏خورد و اگر بگريزى ، تو را مى‏كشد .


زن ملعون دوم ، زنى است كه نزد شوهرش است ؛ ولى ميلش با همسايگان است .


پس زودْخشم و زودْگريان است .


اگر در حضور شوهر باشد ، به او سودى نمى‏رساند و اگر از او غايب باشد ، او را رسوا مى‏سازد .


او به منزله زمين شورى است كه اگر آبش دهى ، [آن را فرو نمى‏برد و] آب بالا مى‏آيد و زمين در آن غرق مى‏شود ، و اگر رهايش كنى ، تشنه مى‏گردد .


اگر فرزندى از او روزى‏ات شد ، از او بهره‏مند نمى‏گردى .


پسرم ! با كنيز ازدواج نكن ، كه فرزندت ـ در حالى كه حاصل توست ـ پيش خودت به فروش مى‏رسد .


پسرم ! اگر زنان هم همانند شراب ، قابل چشيدن بودند ، هيچ مردى هرگز با زن بدى ازدواج نمى‏كرد .


پسرم ! به كسى كه به تو بدى كرد ، نيكى كن و بر [مال] دنيا نيفزا ؛ چرا كه تو از آن ، غافلى و دقّت كن و ببين به كجاى آن مى‏روى .


پسرم ! مال يتيم را نخور ، كه در روز رستاخيز ، رسوا مى‏شوى و موظّف مى‏شوى كه آن را بدو باز گردانى .


پسرم ! اگر [قرار بود] كسى از ديگرى بى‏نياز شود ، هر آينه فرزند ، از پدرش بى‏نياز مى‏شد .


پسرم ! جهنّم ، همه جهانيان را در بر خواهد گرفت و هيچ كس از آن نجات نخواهد يافت ، جز كسى كه خداوند بر او رحم كند و او را به خود نزديك گردانَد .


پسرم ! بد زبان ، تو را نفريبد ؛ چرا كه [در روز رستاخيز ،] دلش مُهر مى‏خورد ؛ ولى اعضايش سخن مى‏گويند و به ضررش گواهى مى‏دهند .


پسرم ! به مردم دشنام نده ، كه [در پاسخ ، به پدر و مادرت دشنام مى‏دهند و] در اين صورت ، اين تويى كه پدر و مادرت را دشنام داده‏اى .


پسرم ! نيكى‏ات تو را مغرور نسازد ، و به واسطه عمل خوبت ، خود را بزرگ نشمار كه هلاك مى‏گردى .


پسرم ! نماز را بر پادار و امر به معروف و نهى از منكر كن ، و بر ناگوارى‏هايى كه به تو مى‏رسد ، شكيبا باش ؛ چرا كه شكيبايى ، از كارهاى بزرگ و مهم است .


پسرم ! به خدا شرك نورز ؛ چرا كه شرك ، ستمى بزرگ است .


پسرم ! در زمين ، خرامان راه نرو ؛ چرا كه تو هرگز نمى‏توانى زمين را بشكافى و به بلنداى كوه‏ها برسى .


پسرم ! هر روزى كه بر تو مى‏آيد ، روز تازه‏اى است كه نزد پروردگار بخشنده ، به ضرر تو گواهى خواهد داد .


پسرم ! تو ، پيچيده در كفن‏هايت و جايگير در قبرت ، بيننده همه عملت خواهى بود .


پسرم ! چگونه در خانه كسى سُكنا مى‏گزينى كه ناخشنودش نموده‏اى؟ يا چگونه با كسى همسايگى مى‏كنى كه نافرمانى‏اش كرده‏اى؟


پسرم ! آنچه را به تو مربوط است ، رعايت كن و آنچه را به تو مربوط نيست ، از خود دور كن ؛ چرا كه اندك آن ، تو را بس است و بسيار آن به تو مربوط نيست .


پسرم ! ديگرى را بر خودت مقدّم ندار ، و دارايى‏ات را براى دشمنانت به ارث نگذار .


پسرم ! هر آينه حلال كوچك ، به حساب مى‏آيد ؛ پس چگونه است حرام بسيار؟!


پسرم ! چشمت از چيزى كه مال تو و در اختيار تو نيست ، را باز دار ، و در ملكوت آسمان‏ها و زمين و كوه‏ها و مخلوقات خدا ، طولانى بينديش ، كه اين براى پند دلت ، كافى است .


پسرم ! سفارش پدر مهربان و دلسوز را بپذير .


پسرم ! پيش از آن كه اجلت فرا رسد ، و پيش از آن كه كوه‏ها تكان بخورند و خورشيد و ماه جمع گردند ، تو در سايه دانشت ، [به انجام دادن كارهاى نيك] ، شتاب كن .


پسرم ! [روز رستاخيز ،] زمانى است كه آسمان ، شكافته و در هم پيچيده مى‏شود و فرشتگان در صف‏هايى ـ در حال ترس [از خدا] و محافظت شده و مهربان ـ فرود مى‏آيند و تو موظّف مى‏شوى كه از صراط بگذرى ، و در اين هنگام ، عملت را مشاهده مى‏كنى ، و ترازوها [ى سنجش عمل] برپا مى‏شوند و نامه‏هاى اعمال ، گشوده مى‏گردند . \


سول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


دشمن‏ترينِ كسانْ نزد خدا ، دشمنِ كينه‏توزِ ستيزه‏گر است . .


رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


هشت تن هستند كه در روز قيامت،دشمن‏ترين كسان نزد خداوند خواهند بود :


دروغگويان ؛ مستكبران؛ كسانى كه كينه برادرشان را در سينه نگه مى‏دارند و چون آنان را ببينند برايشان سوگند مى‏خورند [كه دوستشان دارند] ؛ كسانى كه چون به سوى خدا و


پيامبرش خوانده شوند ، درنگ كنند و كُندى نمايند و چون به سوى شيطان و كارهايش خوانده شوند ، بشتابند ؛ كسانى كه هرگاه آزمندى دنيا برايشان جلوه‏گر شود ، آن را با


سوگندهايشان ، براى خود حلال مى‏شمرند ؛ گرچه بدان حقى نداشته باشند ، سخن‏چينان ؛ تفرقه‏اندازان ميان برادران؛ و كسانى كه براى بى‏گناهان ، لغزش مى‏جويند و مى‏تراشند .


خداى رحمان و عزّ وجلّ ، اينان را پليد مى‏شمارد .


به يكديگر دست دهيد ، كه كينه را از ميان مى‏برد.


كينه‏ور ، كم آسايش‏ترينِ مردم است.


بپرهيز از سخن‏چينى كه بذر كينه مى‏افشانَد و از خدا و مردم دور مى‏كند .


ناصاف‏ترينِ دل‏ها ، دل كينه‏توز است .


خالى بودن سينه از كينه و رشك ، از خوش‏بختى آدمى است .


خوشا آن كه سينه‏اش از كينه تهى و دلش از ناصافى و خيانت ، پاك است !



پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


به يكديگر هديه بدهيد كه كينه‏ها را از بين مى‏برد .


رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم :


به يكديگر حسد نبريد و در خريد و فروش براى فريب دادن خريدار ، به دورغ ، بر بهاى كالا نيفزاييد ، به يكديگر كينه نورزيد و پشت نكنيد ، و از آن گروه بندگان خدا باشيد كه با يكديگر برادرند .


الحمد للّه‏ رب العالمين والصلاة والسلام على عبده المصطفى محمّد وآله الطاهرين و خيار صحابته أجمعين.
امروز ، جهان بيش از هر وقت ديگر ، تشنه دوستى و الفت و مهر و محبّت است.
در دنياى امروز كه بدبينى ، كينه‏توزى ، خشونت و ترور بر جهان حكومت مى‏كند ، جامعه بشرى بيش از هر زمانى احساسِ نياز به كيمياى محبّت دارد.
كيمياى محبّت ، اصلى‏ترين عامل تنش‏زدايى در سطح بين‏الملل و تنها راه رسيدن به صلح همه‏جانبه و فراگير است.
امّا بايد توجّه داشت كه تنها با سخن و شعار و گفتگو ، نمى‏توان به اين كيميا دست يافت . راه دست‏يابى به اين كيميا ، خودسازى و اصلاح فرهنگ عمومى است و نخستين گام در اين راه ، مبارزه با عوامل كينه و نفرت ، و گام دوم ، ايجاد و تقويتِ بنيادهاى مهر و محبّت است .


بهترين آموزگار محبّت

حركت در اين راه ، نياز به تعليم ، تربيت ، آموزش و آموزگار دارد و بهترين و بزرگ‏ترين آموزگارِ مهر و محبّت ، مهربان‏ترين مهربانان ، آفريدگار جهان است . او كه سخن خود را با انسان در قرآن با نام «رحيم» و «رحمان» آغاز مى‏كند (اشاره به اين‏كه او نه تنها «رحيم» است و به اهلِ ايمان و انسان‏هاى شايسته ، سخت مهر مى‏ورزد ، بلكه «رحمان» نيز هست) . او همه را دوست دارد و خوب و بد ، از رحمت و محبّت عامّه او بهره مى‏گيرند كه :
«وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْ‏ءٍ» [ اعراف ، 156 .]
اديم زمين ، سفره عام او استچه دشمن بر اين خوان يغما ، چه دوست [ بوستان سعدى : ديباچه بوستان .]


امير مؤمنان عليه‏السلام با الهام از اين سنّت خداى مهربان ، در منشور حكومت مصر به مالك اشتر مى‏نويسد :
وَأشعِر قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ ، وَالمَحَبَّةَ لَهُم ، وَاللُّطفَ بِهِم ، وَلا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبُعا زارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم ، فَإِنَّهُم صِنفانِ : إمّا أخٌ لَكَ فِى الدّينِ ، وَإمّا نَظيرٌ لَكَ فِى الخَلقِ؛ [ نهج البلاغة ، نامه 53 .]
احساس رحمت ، محبّت و لطفِ به شهروندان را بر دلت بپوشان و بر آنان ، درنده‏اى آسيب‏رسان مباش كه خوردن شكارش را غنيمت داند ؛ چرا كه آنان ، دو دسته‏اند : دسته‏اى برادرِ دينى تو اند ، و دسته‏اى ديگر ، در آفرينش ، همانندِ تو.
و نيز مى‏فرمايد :
أَبلَغُ ما تَستَدَرُّ بِهِ الرَّحمَةَ أن تُضمِرَ لِجَميعِ النّاسِ الرَّحمَةَ . [ غرر الحكم : 3353 .]
بهترين راه جذب رحمت [و مهربانىِ] الهى اين است كه [در دل ،] نيّتِ رحمت [و مهربانى] به همه مردم داشته باشى.

بارى ، آفريدگار مهربان ، نه تنها بزرگ‏ترين آموزگار دوستى است ، بلكه همه مهرورزى‏ها ريشه در رحمت و محبّت او دارند و بدون پيوند با او ، هيچ محبّتى نمى‏پايد و هيچ كينه و دشمنى‏اى از جهان رخت برنخواهد بست و آرزوى فراگير شدن مهر و دوستى در جامعه بشرى و حاكميّت صلح همه‏جانبه هرگز تحقّق نخواهد يافت .
كتاب دوستى در قرآن و حديث ، شرح اين اجمال است . انتشار اين كتاب به زبان عربى مورد استقبال فرهيختگان جهان اسلام قرار گرفت تا آنجا كه برخى از چهره‏هاى علمى حجاز ضمن تأكيد بر نياز همه مسلمانان به اين نوشتار پيشنهاد انتشار آن را در سطح گسترده در جوامع اسلامى ارائه كردند .
به دنبال اين پيشنهاد ، كتاب «دوستى» توسط فاضل گرانمايه جناب آقاى عبدالهادى مسعودى تلخيص گرديد و اينك گزيده آنچه از اين كتاب مربوط به مهرورزى انسان‏ها نسبت به خداى منّان است با عنوان «كيمياى عشق» در برابر شماست . «كيمياى عشق» گزيده بخش دوم كتاب «دوستى در قرآن و حديث» است كه تقريبا همه عناوين اصلى و فرعى آن حفظ و تنها از تعداد احاديث آن كاسته شده است ، بديهى است مطالعه اصل كتاب براى آگاهى كامل‏تر از رهنمودهاى اسلام در زمينه مهرورزى انسان‏ها به پروردگارشان ضرورى است .
به اميد روزى كه با بهره‏گيرى از رهنمودهاى سازنده اسلام قلب مردم جهان مالامال از محبّت و عشق به خداى سبحان شود ، طبعا چنين عشقى ، الفت و سازگارى مردم با يكديگر را نيز در كامل‏ترين شكل آن در پى خواهد داشت.
در اينجا از همه كسانى كه در مركز تحقيقات دار الحديث به گونه‏اى در تهيه اين مجموعه ارزنده سهيم هستند صميمانه سپاسگزارى مى‏نمايم به ويژه حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى محمّد تقديرى كه متن اصلى كتاب با همكارى ايشان سامان يافت و نيز حجت الاسلام جناب آقاى عبدالهادى مسعودى كه گزيده آن را تهيه كردند ، همچنين حجت الاسلام جناب آقاى سيد حسن اسلامى كه زحمت ترجمه آن را پذيرا شدند ، و براى همه آنان از خداوند منان پاداشى در خور فضل و كرامت خود مسئلت دارم .


رؤيايى شگفت!

در پايان ، جالب است به رؤيايى شگفت‏انگيز درباره ترجمه اين كتاب به زبان اردو ، اشاره كنم :
گفتنى است كه ترجمه كتاب دوستى به زبان اردو ، اخيرا به وسيله «مؤسسّه امام المنتظر» و با همّت حجت الاسلام جناب آقاى سيّد نياز نقوى منتشر شد .
ايشان نقل كرده كه : كارِ تايپ و تنظيم ترجمه كتاب به زبان اردو ، به عهده دامادش آقاى سيّد محمّد رضا نقوى بود كه مدّتى پيش در سنّ بيست و هفت سالگى به رحمت ايزدى پيوست ؛ رضوان اللّه‏ تعالى عليه! دو روز پس از وفات وى ، يكى از دوستانش آقاى سيّد ظهير الحسنين شيرازى كه از نقش مرحوم سيّد محمّد رضا در تنظيم ترجمه كتاب دوستى به زبان اردو ، بى‏اطّلاع بوده ، به وى (آقاى سيّد نياز نقوى پدر خانم آن مرحوم) مراجعه مى‏كند و مى‏پرسد :
جريان كتاب محبّت چيست؟ چون من او را در عالم رؤيا ديدم و گفت : «مشكل من (در عالم برزخ) به خاطر مفاتيح الجنان و كتاب محبّت حل شد» ... .
با توجّه به اين‏كه بيننده خواب ، از جريان كارِ آن مرحوم در مورد اين كتاب بى‏اطّلاع بوده ، مى‏توان اطمينان يافت كه اين رؤيا از رؤياهاى صادقه است . لذا از آقاى نقوى خواستم كه آقاى سيّد ظهير ، عين آنچه را در رؤيا ديده ، برايم بنويسد . ايشان نوشت :
بنده چند سالى با مرحوم آقاى سيّد محمّد رضا نقوى ـ اعلى اللّه‏ مقامه ـ آشنايى و رفاقت داشتم . او دو روز بعد از وفاتش به خواب من آمد (شب چهارشنبه نزديك اذان صبح) و به من گفت : «حالم بسيار خوش است . زياد به فكر من نباشيد . فقط در دعاها مرا فراموش نكنيد . بعضى‏ها به من مى‏گفتند : هميشه مشغول كار تايپ و تنظيم كتاب‏ها هستى و دارى وقتت را ضايع مى‏كنى ؛ [امّا] تايپ و تنظيم كتاب مفاتيح الجنان و المحبّة فى الكتاب والسنة (به اردو) ، خيلى بدردم خورد و باعث نجاتم شد!
آرى ، آنچه بيش از هر چيز ديگر ، براى انسان در اين جهان و جهانِ پس از مرگ ، كارساز است ، كيمياى محبّت است :
يك جو ثمر نمى‏برد از خرمن كمالدر دل ، هر آن كه تخم محبّت نكِشته است
إلهى! لم يكن لى حول فأنتقل به عن معصيتك إلاّ فى وقت أيقظتنى لمحبّتك ، فانهج لى إلى محبّتك سبيلاً سهلة أكمل لى بها خير الدنيا والآخرة .
محمّد محمّدى رى شهرى
10 / 9 / 1382



امام على عليه‏السلام :


بسيار سرزنش مكن كه كينه مى‏آورد و به دشمنى و نفرت مى‏انجامد . كسى را سرزنش كن كه اميد دارى سرزنش تو در او كارگر بيفتد.


امام على عليه‏السلام :


بسيار سرزنش مكن كه اين كار ، كينه مى‏آورد و به نفرت و دشمنى انجامد. بسيار سرزنش كردن ، از سوء ادب است.
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “اخـلاق”