[FONT=Comic Sans MS]مشروعيت تقيه [COLOR=#0070c0]از ديدگاه شيعه[COLOR=#0070c0] و
از شبهاتي كه اهل تسنن به ويژه وهابيها، فراوان از آن سخن گفته و سر و صداي زيادي اطراف اين سر داده و با
تمام قدرت جهت درهمكوبيدن شيعه به ميدان آمدهاند، [HIGHLIGHT=#ebf1dd]مسأله تقيه است.
به جرأت ميتوانيم بگوئيم كه آنان به تمام اعمال شيعيان نگاهي تقيه آميز دارند، و به تعبيري ديگر خيمهاي به
اعمال ديني شيعيان بر نگاه وهابيان شيعه سايه افكنده است و از دوربيني آميخته به شك همه چيز را رصد ميكنند.
اين رو، در برابر پاسخگوئي شيعيان و واكنش آنان نسبت به اتهاماتي كه وارد ميكنند بلافاصله پاسخ داده ميشود كه شما
ميكنيد و اگر آن را رد ميكنيد، اين هم تقيه است.
گويند: شيعه معتقد به تحريف قرآن است، اگر آن را نميپذيرد، تقيه ميكند!!!
قائل به كفر تمام مسلمانان غير از خود است، اگر آشكارا نميگويد، به خاطر تقيه است!!!
[COLOR=#0070c0]شيعه قائل به تناسخ ارواح است... و صدها تهمتي كه همه روزه از تريبونهاي وهابيها شنيده ميشود.
با بررسي حقيقت تقيه و اندكي تأمل در آن، درمييابيم كه نه تنها تقيه در شريعت اسلام جايز است؛ بلكه قاعده و اصلي
و فطري است كه تمام عقلاي عالم آن را قبول داشته و در موارد متعدد در زندگي شخصي و اجتماعي خود از آن بهره
برند.
است كه هر عاقلي هنگامي كه ببيند با اظهار عقيده؛ جان، مال، ناموس، و آبرويش به خطر ميافتد، موقتاً از
خودداري و خود را از شرّ دشمن حفظ ميكند و هرگز كاري نميكند كه دشمن به هدف نهائي خود كه از بين بردن وي و
او است، دست يابد.
تقیه به معناي دست برداشتن كامل از عقيده نيست؛ بلكه نوعي ديگر از مبارزه براي مكاتب و گروههاي است كه خطر انقراض
را احساس ميكنند و در حقيقت تغيير شكل مبارزه از شيوه مستقيم به حالت غير مستقيم و از روياروئي آشكارا به مبارزه
مخفيانه است؛ زيرا در اين برهه، تنها اين روش است كه آنها را از خطر نابودي كامل حفظ ميكند.
آنجايي كه پيروان اهل بيت عليهم السلام همواره در اقليت و حكومتها در اختيار دشمنان آنان بوده، از اين روشن مبارزه
بيشتري كردهاند و به جرأت ميتوان گفت كه[HIGHLIGHT=#ffff00] تقيه نقش تعيين كنندهاي در حفظ و بالندگي مكتب شيعه داشته .
روش مبارزه كه آغازگرش خود امير مؤمنان عليه السلام بوده، اگر در مقاطعي از تاريخ؛ به ويژه در زمان حكومتهاي بني
و بني العباس به كار برده نميشد، هم اكنون نه اثري از شيعيان باقي بود و نه كسي فكر شيعي را ميشناخت.
اين مذهب نيز اهميت تقيه را درك كرده و از نقش آن را در حفظ اين مكتب به خوبي آگاه هستند؛ از اين رو است كه
تلاش را در تخطئه اين فكر و غير مشروع جلوه دادن آن به كار بردهاند تا شايد بتوانند به مقصود نهائي شان كه نابودي
مكتب امير مؤمنان عليه السلام است، دست يابند.
از دانشمندان سني؛ از جمله ابن تيميه حراني، در تخطئه و نامشروع جلوه دادن تقيه، تا حدي زياده روي كردهاند كه آن
الحاد و نفاق و گاهي آن را از اعمال يهود دانستهاند و شيعيان را به خاطر تقيه كردن، به يهود تشبيه كردهاند .
ابن تيميه در منهاج السنة مينويسد:
ذكره موجود في الرافضة وفيهم أضعاف ما ذكر ... منها غيرهم مشابهة للسامرة الذين هم شر اليهود ولهذا يجعلهم الناس
المسلمين كالسامرة في اليهود ومثل استعمالهم التقية وإظهار خلاف ما يبطنون من العداوة مشابهة لليهود ونظائر
... .
[COLOR=#7030a0] چيزهايي كه در رافضه وجود دارد، شباهت آنها به سامريها است كه آنها بدترين قوم يهود هستند؛ از اين رو است مردم
ها را در ميان مسلمانان، همانند سامريها در ميان يهود ميدانند . يكي از كارهاي شيعيان، تقيه و اظهار خلاف آنچه در
[COLOR=#7030a0]باطن دارند ـ از دشمني با ديگر مسلمانان ـ به خاطر همنوائي با يهوديان است . و همانند آن در شيعه بسيار يافت ميشود .
در جاي ديگر صريحاً شيعيان را زنديق، ملحد و منافق ميخواند:
الرافضة فأصل بدعتهم عن زندقة وإلحاد وتعمد الكذب كثير فيهم وهم يقرون بذلك حيث يقولون ديننا التقية وهو أن يقول
بلسانه خلاف ما في قلبه وهذا هو الكذب والنفاق.
رافضه، پس اساس و سرمنشأ آنها از زندقه و الحاد است . دروغگويي عمدي در ميان آنها فراوان ديده ميشود ، خود
ها به اين مسأله اعتراف كرده و گفتهاند كه تقيه دين ما است . تقيه اين است كه شخصي با زبان چيزي را بگويد كه در قلب
[COLOR=#7030a0]خلاف آن را اعتقاد دارد، و اين همان دروغگويي و نفاق است .
النفاق وأسبابه ليست في أحد من أصناف الأمة اظهر منها في الرافضة حتى يوجد فيهم من النفاق الغليظ الظاهر ما لا
في غيرهم وشعار دينهم التقية التي هي أن يقول بلسانه ما ليس في قلبه وهذا علامة النفاق.
ها و اسباب نفاق، روشنتر از آنچه در ميان شيعيان وجود دارد، در ميان ديگر گروههاي مسلمان نيست؛ نفاق شديدي
در ميان آنها آشكار است، در ديگران ديده نميشود . شعار آنها تقيه است؛ يعني با زبان چيزي گفته شود كه در قلب به
آن اعتقاد ندارد و اين از نشانههاي نفاق است.
همه تندخوئي، بدزباني و عصبانيت ابن تيميه از استراتژي تقيه، اهميت بيش از پيش آن را روشن ميسازد.
ادامه خواهيم ديد كه مشروعيت تقيه نه تنها از ديدگاه شيعيان؛ بلكه از ديدگاه رسول خدا صلي الله عليه وآله، صحابه،
و بزرگان اهل سنت نيز پذيرفته شده و در عمل نيز به آن پايبند بودهاند و اگر قرار باشد كسي به خاطر تقيه كردن؛
، زنديق و يهودي و ... نام بگيرد، صحابه و همفكران ابن تيميه به آن سزاوارتر هستند.
آشنايي بهتر با معنا و حقيقت تقيه، ابتدا آن را از نظر لغت بررسي و سپس از ادله مشروعيت تقيه و پيشينه آن در
، تابعين، دانشمندان و مردم عادي اهل سنت، سخن خواهيم گفت.
گروه پاسخ به شبهات، مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
ــــــــــــــــــــــ پی نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. ابن تيميه الحراني، أحمد عبد الحليم أبو العباس (متوفاي728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج 1، ص 37، تحقيق: د. محمد
رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ .
2. . تيميه الحراني، أحمد عبد الحليم أبو العباس (متوفاي728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج 1، ص 68، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ .
. ابن تيميه الحراني، أحمد عبد الحليم أبو العباس (متوفاي728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج 7، ص 151، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ .


