جوان و تهاجم فرهنگي

مدیران انجمن: قهرمان علقمه, شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

 

2. عوامل داخلى.  
   
 مهاجمان فرهنگى، براى اين كه توفيق بيش ترى به دست آورند، از امكانات و زمينه هاى داخلى به خوبى استفاده مى كنند; يكى از زمينه هاى داخلى، ناهماهنگى فرهنگى است; براى ناهماهنگى عناصر فرهنگى، عوامل مختلفى را مى توان در نظر گرفت.  
 
عوامل داخلى ناهماهنگى فرهنگى مربوط به تمام جوامع  
 
الف) خود خواهى قدرتمندانى كه اعتراف مى كنند كه « قانون، مانند تار عنكبوتى است كه فقط انسان هاى ضعيف را به دام مى اندازد».  
 
ب) لذت گرايى كه از خم شدن به روى خودِ طبيعى شروع مى شود و در قهوه خانه ى پوچ گرايى سربلند مى كند و همه ى اصول و قوانين را زير پاى خود مى بيند.  
 
ج) سلطه گرى در هر شكلى كه باشد، و به وسيله ى هر كسى كه به فعاليت برسد، همه ى ارزش هاى فرهنگى را مى سوزاند و با مهارت زياد، خاكستر آنها را با رنگ آميزى هاى زيباى تصنعى به روى انسان هاى جوامع مى پاشد كه من فرهنگ محبوب و مطلوب شما را هديه فرستاده ام.  
 
راه هموار است و زيرش دام ها
قحط معنى در ميان نام ها
لفظ ها و نام ها، چون دام هاست
لفظ شيرين ريگ، آب عمر ماست[14]
 




 [External Link Removed for Guests] 
   
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

 


 [SIZE=150]عوامل داخلى ناهماهنگى فرهنگى مربوط به ايران  

متأسفانه در كشور ما هم، علاوه بر عوامل فوِ، كه بعضى بيش تر و بعضى كم تر خودنمايى مى كند، زمينه هاى ديگرى نيز وجود داشته است، از جمله:   
 
الف) غفلت از لزوم برنامه هاى بنيادين و استراتژى فرهنگى;  
 
ب) در اقليت بودن هنرمندانى كه درد دين دارند;[15]  
 
ج) كم بودن رشد اخلاقى در بخشى از مردم و مسئولان;  
 
د) ازدياد مشكلات اقتصادى مردم;  
 
هـ) كم فهمى بعضى مسؤلان فرهنگى، نسبت به فرهنگ اسلامى;  
 
و) استفاده نكردن از علوم انسانى، در جهت پيش برد اهداف فرهنگى دينى.
 
   
 بعضى از متفكران، عوامل داخلى تهاجم فرهنگى را چنين برشمرده اند:

1. تلقى غير واقعى وپذيرش مطلق نسبت به غرب;  
 
2. غرب را منبع انديشه، و رجوع به فرهنگ اسلامى - ملى را كهنه پرستى دانستن;  
 
3. مطرح كردن مفهوم توسعه به طور نارسا;  
 
4. جريان روشن فكرىِ بيمارگونه;  
 
5. داشتن تعريف خاص از نظام آموزشى;  
 
6. ارائه نشدن يا ناقص ارائه شدن فرهنگ خودى;  
 
7. القاى فرهنگ غرب، با استناد به اين اصل كه فايده و مصلحت را از هر جا و هر تاريخ و هر فرهنگى بايد گرفت. [16]  
 
مهاجمان فرهنگى از شيوه هاى مختلفى بهره مى گيرند; براى اهداف خود، مراتب و مراحلى را تنظيم و گام به گام آن را دنبال مى كنند; آنان چنين القا مى كنند كه هر انقلابى يك عمر معمولى دارد و عمر انقلاب اسلامى ايران هم سپرى شده است.  
   
  در انزواى نيروهاى مؤمن، ايجاد يأس در مردم، سوِ دادن جوانان به سوى فساد، توزيع عكس هاى مبتذل و مواد مخدر، تضعيف اراده و همت جوانان، تحقير و بمباران جريان فرهنگ و ادب و هنر دينى، استفاده از ابزارهاى هنرى، مثل فيلم، ويدئو، مطبوعات، شعر و غيره، ايجاد تفرقه بين بخش هاى مختلف و مهم جامعه، مثل حوزه و دانشگاه، حوزه و نظام اسلامى، دانشجويان و مسئولان، بزرگ نمايى در خصوص اشكالات مسئولان و ايجاد شبهه و ترديد در موضوعات بسيار اساسى، مثل تفكر دينى، تفكيك بين دين و سياست، ولايت فقيه، كارايى نظام اسلامى، آزادى، و مواردى از اين قبيل نيز از شيوه هاى گوناگون مهاجمان فرهنگى است.[17]
 
   
 [External Link Removed for Guests] 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

 

سؤال: نمونه ها و مصاديقى از تهاجم فرهنگى را بيان كنيد.


جواب: ما ترويج آنچه را كه بر خلاف فرهنگ اسلامى باشد، نزاع و ستيز فرهنگى مى دانيم. ما مى خواهيم در گوشه و كنار زندگى مردم ـچه فردى و چه اجتماعى، چه خرد و چه كلان ـ ايده ها و تربيت قرآنى و الهى حاكم باشد; و هر عمل آگاهانه ى مخالف آن را نزاع فرهنگى مى دانيم و معتقديم كه حتّى المقدور، بايد مورد بحث و بررسى قرار گيرد و با آن مقابله ى فرهنگى شود.
 
   
 بايد انديشه و عواطف و رفتار مردم را به اسلام متمايل كرد; نبايد جمهورى اسلامى و امكانات آن، بستر رشد فرهنگ هاى غير دينى شود. نظام اسلامى و نهادهاى فرهنگى آن، بايد تلاش كنند تا فرهنگ اسلامى به خوبى فهميده، تبيين و اجرا شود; به طور مثال، نبايد ديدگاه يك مسئول فرهنگى به صورتى باشد كه فرهنگ اسلامى و غير اسلامى، هر دو به مردم معرفى شود تا هر كدام را خواستند بپذيرند و عمل كنند. اگر اكثر مردم، جمهورى اسلامى را خواستند، انصاف و منطق حكم مى كند كه مسئولان فرهنگى هم به دنبال جمهوريت و اسلاميت باشند، نه چيز ديگر.  
 
بر اين اساس، مصاديق نزاع هاى فرهنگى در كشور ما بسيار زياد است; اعم از اين كه واقعاً به قصد مخالفت با فرهنگ دينى، و يا كج فهمى و بد فهمى نسبت به اين فرهنگ باشد.  
 
در حيطه هاى شناختى، معارف ضد دينى، در حجم زيادى ارائه مى شود. اومانيسم، ليبراليسم اخلاقى، اصالت علوم تجربى، تجددگرايى به معناى عام، سكولاريسم، پلوراليسم، جدايى دين از سياست و... از موضوعاتى هستند كه در چند سال گذشته، حجم بسيار زيادى از مجلات، روزنامه ها و كتاب ها را به خود اختصاص داده اند; و به علت قدرت تبليغى زياد فرهنگ غربى، كفه ى ترازو، بر ضد اسلام و فرهنگ اسلامى سنگين شده است.  
   
   
  [External Link Removed for Guests]
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

 در هر صورت، از ديدگاه يك انديشمند معتقد مسلمان، اين نوع بمباران كردن، يك هجوم فرهنگى است.[18]
 
در حيطه هاى عاطفى، به يك تقدس زدايى گسترده و منظم از تمام مظاهر دينى، نظير احكام الهى، پيامبر(ص)، ائمه(عليهم السلام)، حضرت فاطمه(س)، زيارت عاشورا و وارث، روحانيت شيعه، ولايت فقيه، حضرت امام خمينى(رحمهم الله)، رهبر معظم انقلاب، ارزش هاى اخلاقى، روحيه ى جهاد و ايثار و شهادت، حزب الله، بسيج و غيره اقدام نموده اند.      آنها مى خواهند مردم مسلمان، نسبت به اين امور، هيچ حساسيت و غيرتى نداشته باشند و احساس و عواطف مردم نسبت به شهادت و كشته شدن معمولى، يكسان باشد; مردم به گونه اى غيرت زدايى شوند كه ناروا گفتن در حضور آنها به حضرت زهرا (س)، همانند ناروا گفتن به يك فرد معمولى باشد. چه بسا استدلال مى كند كه تقدس، امرى غيرلازم و غيرمنطقى است; در حالى كه علاوه بر تأكيدات دينى در باب ارزشمندى اين تقدس، شواهد روان شناختى و جامعه شناختى متعددى نيز بر آن وجود دارد.[19]  
 
جلوه هاى رفتارى اين هجوم نيز فراوان است. بدحجابى ها، مدگرايى هاى عجيب و غريب، مثل مدل مو، لباس و عينك، رقص و پاى كوبى هاى خيابانى، خانه هاى فساد، نوارهاى ويدئويى مبتذل، فيلم هاى سينمايى زشت و زننده، ترويج اشرافى گرى، عربده كشى ها، كم لطفى نسبت به آمران به معروف و ناهيان از منكر، وفور مواد مخدر، ناامنى ها و سرقت هاى نسبتاً زياد، جهت گيرى نام گذارى فرزندان در خانواده ها از نام هاى اسلامى به غير اسلامى و كم معنا، زنده كردن بعضى گروه هاى خارجى يا هنرپيشه هاى ناصالح رژيم گذشته، و موارد فراوان ديگر همه از مظاهر و جلوه هاى رفتارى ستيز فرهنگى يا لا اقل، بى تدبيرى فرهنگى است; اما اگر اين مظاهر رفتارى، از طريق راديو و تلويزيون بعضى كشورها، با هزينه ى خود آنها، به زبان فارسى، ضبط و پخش و تبليغ شود، نشانه ى يك هجوم فرهنگى است.  
 
از سوى ديگر، سخت گيرى هاى افراطى نيز نتايج معكوس و بسيار نامطلوبى دارد. اگر بانوانى با مانتو و روسرى، بدون جذابيّت و با رعايت سادگى، حجاب اسلامى خود را حفظ كنند، نبايد مورد كم لطفى قرار گيرند، و يا يك جوان متدين، نبايد به خاطر بلندى موى سر، يا پوشيدن لباس رنگى يا آستين كوتاه مورد بغض قرار گيرد. نبايد بيش از خواسته ى دين از خودمان و ديگران انتظار داشته باشيم و يا تصويرى از اسلام ارائه كنيم كه نشاط و شادى را از جوان ها، بلكه از كل جامعه بگيرد; در مواردى از اين قبيل، كه كم هم نيستند،  
  
 بايد با اشاره كردن به اقتضائات عرفى، تلاش كنيم تا ذهنيت و عواطف فرد را به رعايت بيش تر و بهتر احكام اسلام متمايل گردانيم و اختيار را به خود فرد واگذاريم. نبايد دافعه ى ما بيش از جاذبه ى ما باشد و نبايد به نسل جوان بدبين باشيم; بلكه بايد در رفتارها و برنامه هاى كم اثر و كم جاذبه ى خودمان تجديد نظر كنيم.

منابع:
[1]. نيل پستمن، تكنوپولى، تسليم فرهنگ به تكنولوژى، ترجمه ى صادِ طباطبايى، ص 2.
[2]. SCIENCE
[3]. Technology
[4]. indusrialism
[5]. CAPITALISM
[6]. Secularism
[7]. humanism
[8]. INDIVIDUALISM
[9]. Rationalism
[10]. liberalism
[11]. ر.ك. مصطفى ملكيان، سنت گرايى، تجدد گرايى، پسا تجدد گرايى.
[12]. سيد على خامنه اى، «فرهنگ و تهاجم فرهنگى» برگرفته از سخنان مقام معظم رهبرى، ص 142 ـ 151.
[13]. ر.ك: اس، هرمن، نوام چامسكى، فيلترهاى خبرى، ترجمه ى مير فخرايى، ص 17 ـ 69.
[14]. محمدتقى جعفرى(رحمهم الله)، فرهنگ پيرو، فرهنگ پيشرو، ص 86-88.
[15].ر.ك: اسماعيل شفيعى سروستانى، تهاجم فرهنگى و نقش تاريخى روشنفكران، wxص127 ـ 129.
[16]. ر.ك: تقى آزاد ارمكى، كتاب سروش، مجموعه مقالات(1)، 1375.
[17]. دفتر سياسى لشكر امام حسين، مقابله با شبيخون فرهنگى; سيد على خامنه اى، فرهنگ و تهاجم فرهنگى، ص 52 ـ 67.
[18]. براى آشنايى با اين مفاهيم ر.ك. مصطفى ملكيان، سنت گرايى، تجدد گرايى، پسا تجدد گرايى، (جزوه ى درسى)، و براى آشنايى با مصاديق ستيزه گرانه آنها ر.ك: معاونت سياسى قرارگاه ثارالله، نفوذ و استحاله، تهران، 1377.
[19]. ر.ك: على شيرازى، نقد انديشه ها، ص 12 ـ 38; م، سلحشور، تهاجم شيطانى، ص 11 ـ 42
 
 [External Link Removed for Guests] 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

 [COLOR=#c00000]سؤال: آيا مى توان مرز دقيقى بين تبادل فرهنگى و تهاجم فرهنگى كشيد؟ معيار تشخيص هر كدام چيست و چه زمانى تبادل و تعامل فرهنگى، تبديل به تهاجم فرهنگى مى شود؟

جواب: هر يك از تبادل فرهنگى و تهاجم فرهنگى داراى سه شكل و مرحله ى مهم است كه از اين طريق مى توان آنها را از يكديگر باز شناخت.
اَشكال و مراحل مختلف تهاجم عبارت اند از: تحميل، تخريب و تسليم فرهنگى.
  
 اَشكال و مراحل مختلف تبادل فرهنگى عبارت اند از:  
 [COLOR=#c00000]گزينش، تحليل و توليد فرهنگى; كه هر يك از اين اشكال را به طور مختصر توضيح مى دهيم:
  
 منظور از گزينش اين است كه هر چيزى را كه از ديگران است نه به طور مطلق رد كنيم و نه بپذيريم. هر فرهنگى اجزاى بسيار متعددى دارد كه ممكن است بعضى از آنها نامطلوب باشد. ما اجزايى را كه مطابق با ارزش هاى فرهنگ خودى است انتخاب مى كنيم.

منظور از تحليل اين است كه آنچه را كه از فرهنگ ديگر گزينش كرده ايم، متناسب با فرهنگ خودى، گوارش و جذب كنيم; به همان صورتى كه يك گياه، عناصر موجود در خاك را جذب كرده، مورد استفاده ى خود قرار مى دهد.
 
 اگر فرهنگى دو مرحله ى گزينش و تحليل را درست انجام دهد، به مرحله اى از رشد و توانايى مى رسد كه مى تواند با توليدات خود، نيازهاى جامعه اش را برطرف سازد.

اگر اجراى هر يك از اين سه مرحله، با مشكل مواجه شود; مثلا تحميل فرهنگى جاى گزينش را بگيرد، يا ورود تخريب گرانه جاى جذب و گوارش صحيح را بگيرد، يا مصرف محض فرهنگ بيگانه جاى توليد فرهنگى را بگيرد، موجب تهاجم فرهنگى مى گردد.[1]

در تحميل فرهنگى، فرهنگ مهاجم، عناصر مفسد را به فرهنگ مورد نظر تحميل مى كند. در تخريب فرهنگى، فرهنگ مهاجم توان و قوه ى تجزيه و تحليل را از فرهنگ مقابل مى گيرد. در تسليم فرهنگى، به تحديد مرزهاى فرهنگى پرداخته، آن را محدود مى سازد.

در مجموع مى توان گفت كه تهاجم فرهنگى، نوعى ارتباط فرهنگى است كه در آن، حداقل، يكى از سه هدف تحميل، تخريب و تسليم فرهنگى تعقيب مى شود; بر خلاف تبادل فرهنگى كه در نهايت، باعث رشد و زايندگى فرهنگ خودى مى شود.[2]


  :  
 [1]. اصغر افتخارى و على اكبر كمالى; رويكرد دينى در تهاجم فرهنگى، ص 69 ـ 72.  
 [2]. همان، ص 72 ـ 74.  



  [External Link Removed for Guests] 
آخرین ويرايش توسط 1 on طهورا, ويرايش شده در 0.
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »


سؤال: موضوع جهانى شدن، در حيطه ى فرهنگ، چه معنى و هدفى دارد; و مقصود از فرهنگ واحد جهانى چيست؟ آيا تحقق چنين چيزى ممكن است؟

 جواب: فرهنگ اسلامى و قرآنى، خود را منحصر به يك قوم، زبان يا زمان خاص نمى داند; بلكه خود را يك فرهنگ جهانى معرفى مى كند كه براى هدايت تمام بشريت و در تمام زمان ها و مكان ها، صالح و توانمند است; پس به نوعى مى توان گفت كه اسلام، داعيه دار جهانى شدن است.

از سوى ديگر، جهانى شدن در حيطه هاى مختلف زندگى بشرى، از جمله: فرهنگ ، اقتصاد، سياست و زبان، يكى از بارزترين و مهم ترين تجليات فرهنگ ، و از جدى ترين مباحث دهه ى اخير است; و در لابديت يا اختيارى بودن و مفيد يا مضر بودن آن براى جوامع مختلف، سخنان زيادى گفته شده است; البته نياز به ذكر است كه «ميان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمين تا آسمان است».
مرحوم علامه محمد تقى جعفرى(رحمهم الله) به وضوح، اين دو نوع فرهنگ جهانى را بيان كرده اند.
ايشان در جايى به فرهنگ جهانى دينى چنين اشاره مى كنند:

همه ى تمدن هاى اصيل بشرى و انبياى عظام الهى، حكما، نوابغ انسان شناس، اخلاقيون و فرهنگ سازان تاريخ انسانى در طول قرون و اعصار متمادى، كه هماهنگى و اتحاد انسان ها را هدف فعاليت هاى خود قرار داده بودند، مى دانستند كه اگر افراد بشر بخواهند به مقام هماهنگى و اتحاد و برادرى و برابرى كه اصيل ترين آرمان انسانى است برسند، قطعاً بايد در صفات كمالى و اخلاِ عالى و والا، كه جملگى از عوامل كمال هستند، به هم برسند; نه در مراحل پَست حيوانى و صفات جمادى و ماشينى».[1]

و در جاى ديگر، در نفى فرهنگ جهانى غير دينى مى فرمايند:
آن هنگام كه افراد بشر نخواهند با آزادى شرافتمندانه به هماهنگى و وحدت برسند، با جبر ناآگاهانه در ميان دندانه هاى زندگى ماشينى، پهلوى هم قرار گرفته، با كمال بى اعتنايى به حقيقت، اين وضعيت جديد خود را، وحدت انسان ها خواهند ناميد; و اگر روزى فرا رسد كه بلاى خانمان سوز فرهنگ زدايى از خاندان بشريت، آن اندازه ريشه دار شود كه حتى بتواند اصول مشترك ارزش هاى فرهنگ تكاملى اقوام و ملل را تباه سازد، دليل قطعى بر ناتوانى شرم آور مديريت هاى جوامع خواهد بود;[2]

اين يك اصل است كه فرهنگ جهانى هرچه معنوى تر باشد انسانى تر است; به عبارت ديگر، با طبيعت مادىِ انسان، نمى توان به فرهنگ انسانى دست يافت; چرا كه طبيعت مادى انسان، ميدان تزاحم ها و تضادهاست; با اين طبيعت نمى توان به برادرى، برابرى، آزادى معقول، كرامت، شرف و حيثيت انسانى نايل آمد.[3]

فرهنگ واحد جهانى كه در غرب مطرح است، در واقع، شكل جديد نزاع فرهنگى است; در فرهنگ واحد جهانى، فرهنگ غنى تر باقى مى ماند و فرهنگ هاى ضعيف تر از بين مى روند و فرهنگ باقى مانده (حاكم) مى تواند با كم ترين هزينه، هر خواسته اى را از جوامع ضعيف تر كسب كند.

تافلر در كتاب « جابه جايى قدرت » معتقد است كه ايران به خاطر تنوعات قومى و به دنبال آن، تنوعات فرهنگى، مى تواند مدعى ابرقدرتى فرهنگى باشد. اگرچه ايران داراى تمدن سنتى است و از حيث تمدنِ جديد، ضعيف است، اما مثل ديگر كشورهاى شرقى، از نظر فرهنگى، بسيار غنى است; تمدن بين النهرين كه شامل ايران و مصر و عراِ و... مى شود، دراين خصوص قابل ذكر است.


ايده ى جهانى سازى فرهنگى، بر بيل كلينتون (رييس جمهور سابق آمريكا) نيز اثر گذاشته بود; او معتقد بود كه طبق قانون «بقاى اصلح» داروينى،بايد تئورى «برخورد تمدن ها» ترويج و تشويق شود; او به جاى فرهنگ، بر روى تمدن تأكيد مى كرد; زيرا آمريكا جديدالاحداث است و فرهنگ چندان نيرومندى ندارد; لكن تمدن و تكنولوژى نيرومندى دارد. بر عكس، اروپايى ها روى فرهنگ تأكيد مى كنند; مثلا دانشگاه آكسفورد، چندين قرن است كه فعاليت دارد; لذا فرهنگ اروپايى ها بسيار غنى است، اگرچه ممكن است در تكنولوژى و تمدن، به آمريكا نرسند.

هم زمان با سخن رانىِ كلينتون، جناب آقاى خاتمى، رييس جمهورى اسلامى ايران نيز سخن رانى كرد; با اين تفاوت كه به جاى برخورد تمدن ها، بر روى «گفتوگوى تمدن ها» تأكيد نمود و اين باعث شد كه ايران بر روند فرهنگ جهانى اثر گذاشته، فى الجمله، كشورهاى اروپايى را تحت تأثير، و آمريكا را در موضع انفعالى قرار دهد.

البته روشن است كه لازمه ى جهانى سازى به روايت آمريكا، به ويژه در بعضى كشورهاى جهان سوم، قوم كُشى فرهنگى و قوميت كشى است; يعنى چيزى كه دكتر شريعتى آن را «بى هويتى» و اقبال آن را «بى خودى» مى دانند; پس هدف و معناى جهانى سازى فرهنگى، از ديدگاه دينى و غير دينى روشن شد.


 [External Link Removed for Guests]  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

متفكرين مسلمان، براى حفظ فرهنگ خودى در مقابل سيل جهانى سازى فرهنگى، چهار پيش نهاد پيش گيرانه دارند:

الف) برنامه ريزى جهتارائه ى صحيحِ فرهنگ اسلامى به جامعه در سطوح مختلف، به ويژه درونى سازىاخلاِ اسلامى در تمام زواياى زندگى; در اين ره گذر، براى موفقيت بيش تر،بايد از علوم انسانى و تكنولوژى آموزشى استفاده ى كامل نمود;

ب) آشنايى جامعه، بهويژه قشر جوان، با ادبيات خودى، مثل آثار حافظ، سعدى، فردوسى و ديگران.ادبيات ايرانى ـ اسلامى بسيار غنى تر از آن چيزى است كه امروزه به خوردجامعه ى بشرى داده مى شود; و نه تنها شايسته ى كم لطفى و بى مهرى نيست،بلكه بايد در سطح وسيع، تبليغ و درونى شود;

ج) آشنايى با تاريخ خود،جامعه و فرهنگ خود; زندگى بزرگان دينى و دانشمندان و افراد بلندهمت درابعاد مختلف، براى جامعه ى اسلامى، به ويژه نسل جوان، بسيار آموزنده است وبايد به شكل هاى مختلف آن را احيا كرد;

د) آشنايى با پديده هاىجامعه شناختى و روان شناختى جامعه; مردم بايد از فعل و انفعالات اجتماعى وفرهنگى و تغيير و تبديل هاى مهم و نقاط عطفى كه در جهان و فرهنگ جهانىحاصل مى شود، مطلع باشند.

اگر اين چهار مطلب به قدر كافى مورد توجه قرار گيرد، آثار تهاجم فرهنگى بسيار كم تر خواهد شد.
متأسفانه، داعيه دارفرهنگ واحد جهانى، دنياى غرب است; على رغم اين كه فرهنگ غرب، نمايانگر همهى مغزها و دل هاى مردم آن سرزمين نيست ـ به خصوص با توجه به آنچه از دايرهالمعارف ها به دست مى آيد ـ ليكن غالب است; و اين فرهنگ غالب، بر مبانى واصولى مبتنى است. از ديدگاه علامه جعفرى(رحمهم الله) اين اصول و مبانىعبارت اند از:

1. توجه بيش تر به زندگى دنيوى و بى توجهى به منزلگاه اخروى;

2. آزادى مطلق; تنها با اين شرط كه مزاحم آزادى هاى ديگران نباشد;

3. اصالت قدرت; اگر چهاين ديدگاه هنوز در فرهنگ غرب، عمومى نشده است، و بعضى از كتاب هاى اخلاقىآن را محكوم مى نمايند; ولى همه ى ابعاد فرهنگِ سياسى و اجتماعى آنها،لبريز از جلوه هاى اين اصل انسان سوز است;

4. اصالت لذت; با تفسير تنگ مادى و جسمانى كه از لذت دارند;

5. اصالت منفعت; اين اصل، به نحوى، روشن تر از اصول ديگر، بروز و ظهور دارد;

6. روش ماكياولى در فرهنگ سياسى; كه باعث شده است حقيقت انسانيت، در مديريت انسان ها جايگاهى نداشته باشد;

7. رواج پراگماتيسم; يعنى ملاك صحت و بطلان، فقط عمل خارجى عينى است;

8. محدود كردن شناخت هاى علمى به آنچه از راه حواس ظاهرى و آزمايشگاهى به دست مى آيد;

9. طرح مسائل از همگسيخته به عنوان فلسفه; در صورتى كه بشر، بدون درك كلى اصول ارتباطاتچهارگانه ( انسان با خويشتن، انسان با خدا، انسان با جهان هستى، و انسانبا هم نوعان) توانايى تفسير و توجيه اختيارىِ زندگى را ندارد;

10. هنرهاى مبتذل; امروزه در غرب، هنر به چيزى اطلاِ مى شود كه بيش تر جلب توجه نمايد و موجب شگفتى افراد شود.[4]

آنان كه به دنبال جهانى سازى فرهنگى هستند، تلاش مى كنند تا اين اصول و مبانى، عموميت پيدا كند.


 منابع : 
 [1]. محمدتقى جعفرى، فرهنگ پيرو ، فرهنگ پيشرو، ص3.  
 [2]. همان.  
 [3]. همان، ص 75-77.  
 [4]. ر. ك: محمدتقى جعفرى تبريزى، فرهنگ پيرو، فرهنگ پيشرو، ص 108ـ111.  






 [External Link Removed for Guests] 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: جوان و تهاجم فرهنگي

پست توسط طهورا »

 [COLOR=#c00000]سؤال: چرا غالباً با مطرح شدن بحث تهاجم فرهنگى، اذهان متوجه نوجوان و جوان مى شود؟ مگر تنها عناصر موجود در فرهنگ يك جامعه، نوجوانان و جوانان اند؟


جواب: مسئله ى جوانان و نوجوانان، و امكانات جسمى و روانى و نيازهاى مادى و معنوى آنان، اهميت فوِ العاده اى دارد; اگر به داده هاى دينى نظر كنيم، در مى يابيم كه در سيره ى پيامبر(ص) و احاديث اهل بيت(عليهم السلام)، اين طبقه ى سنى، مورد عنايت بوده اند; حتى اگر به صورت معجم لفظى، از طريق كليد واژه هاى شابّ، شباب، فتيان، شيب، شيخ، اَحداث، شبّان، «اذا بلغ الغلام اشده» و امثال اين ها كه به نوعى با مفهوم نوجوان وجوان ارتباط دارند، در كتب روايى تفحص كنيم، روايات و مطالب بسيارى را مى يابيم كه گوياى اهميت اين طبقه است. به نمونه هايى از آنها اشاره مى كنيم:

امام على(عليه السلام) مستى را بر چهار صنف مى داند: 1. مستى جوانى; 2. مستى مال; 3. مستى خواب; 4. مستى حاكميت;[1] آن حضرت، اولين مستى را، مستى جوانى مى داند، كه از نيروى فوِ العاده ى اين دوران حكايت دارد، و نسبت به سرعت گذر از آن نيز هشدار مى دهد كه چقدر فاصله ى جوانى با پيرى كم است; و چقدر زندگى دنيا به مرگ نزديك است;[2] و در اين راستا، سفارش مى كند:

جوان هاى خود را بر اساس آداب زمان خودتان تربيت نكنيد و آنان را مجبور نكنيد كه جوانى خود را مثل جوانى شما بگذرانند، چه اين كه آنها براى زمانى غير از زمان شما خلق شده اند.[3]
و در احاديث ديگرى آمده است:

خداوند كسى را كه جوانى اش را به اطاعت خداوند بگذراند دوست دارد.[4]

خداوند جوان توبه كننده را دوست دارد.[5]

توبه كردن از هر كسى خوب است، ولى در جوانى بهتر است.[6]

خداوند متعال در نزد ملائكه، به جوان عابد افتخار مى كند و مى فرمايد:
ببينيد چگونه اين بنده ى من از تمايلات خود، به خاطر من گذشته است.[7]

پيامبر اسلام (ص) به شكل و ظاهر زيباى جوانى نيز اهميت داده و مى فرمايند:
خضاب كنيد; زيرا باعث افزايش جوانى و زيبايى شما مى شود.[8]

اين تشبه به جوان، فقط در جمال و ظاهر جوانى مطلوب است، نه در رفتار; چرا كه از مسن ترها انتظار مى رود در تصميم گيرى و رفتار، از تجربيات خود به خوبى استفاده كنند و سنجيده تر از جوان ها عمل نمايند و آنان را راه نمايى كنند; بدترين پيران از اين حيث آن كسى است كه تشبه به جوان ها بنمايد، و از آن سوى، بهترين جوانان آنانى هستند كه تشبه به پيران نمايند.[9]

با نگاهى به سخنان امام خمينى(رحمهم الله) نيز، اهميت اين دوران به خوبى روشن مى شود. ايشان بارها به جوانان ابراز ارادت كرده اند و بيش ترين نيروها و امكانات و هم چنين بيش ترين خطر را متوجه اين دوران مى دانند; به اصلاح نفس در جوانى توصيه مى كنند و جوان را داراى لطافت قلب، و نزديك تر به ملكوت اعلا مى دانند; ايشان مى فرمايند:

تا جوانى در دست توست، كوشش كن در عمل و تهذيب قلب و شكستن اقفال آن و رفع حجب، كه هزاران جوان، كه به افق ملكوت نزديك ترند، موفق مى شوند و يك پير موفق نمى شود.[10]

با توجه به اهميت و حساسيت ها و ويژگى هاى روان شناختىِ اين دوران از يك سو، و آمار بالاى جمعيت جوان در ايران، از سوى ديگر، دشمن تلاش مى كند تا با سرمايه گذارى جدى، آنان را از نظام اسلامى جدا كند.
  

 منابع : 
 [1]. قال على(عليه السلام): اصناف السكر اربعة، سكر الشباب و سكر المال و سكر النوم و سكر الملك: تحف العقول، ص 119.  
 [2]. ما اقرب الدنيا من الذهاب و الشيب من الشباب: غررالحكم، ج 6، ص 107، ح 9689.  
 [3]. لا تقسروا اولادكم على آدابكم، فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم; ابن ابى الحديد، ج 20، ص 267، كلمه ى 102.  
 [4]. ان الله يحب الشاب الذى يفنى شبابه فى طاعة الله: نهج الفصاحه، ح 800.  
 [5]. ان الله تعالى يحب الشاب التائب: نهج الفصاحه، ح 749.  
 [6]. التوبة حسنة، لكنه فى الشباب احسن: مجموعه ورام، جلد 2، ص 118.  
 [7]. ان الله تعالى يباهى الشاب العابد الملائكة، يقول انظروا الى عبدى كيف ترك شهوته من اَجلى: نهج الفصاحه، ح 736.  
 [8]. مكارم الاخلاِ، ص 43.  
 [9]. خير شبابكم من تشبه بالكهول و شر كهولكم من تشبه شبابكم: نهج الفصاحه، ح 1514.  
 [10]. چون در اين مختصر نمى شود ديدگاه امام در مورد جوانان را بيان كرد; براى آگاهى بيش تر، ر.ك: تبيان آثار موضوعى، دفتر شانزدهم، جوانان از ديدگاه امام خمينى(رحمهم الله).  






 [External Link Removed for Guests] 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “جوانان”