حضرت آدم در کربلا
هنگامي که حضرت آدم عليه السلام به زمين فرستاده شد، ميان او و همسرش «حوا» جدايي افتاد. آدم براي يافتن همسرش، به جستوجو پرداخت. در ميانة راه، گذارش به کربلا افتاد. پس بياختيار، اشک از چشمانش جاري شد و ابري از غم، دلش را تسخير کرد. سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدايا! آيا ديگربار، دچار معصيتي شدهام که اين حال به من دست داده است؟
خطاب رسيد : «اي آدم! گناهي از تو سر نزده است، بلکه در اين سرزمين، فرزند تو ـ حسين عليه السلام ـ را با ستم، به قتل ميرسانند»
عرض کرد: خدايا حسين کيست؟ آيا از پيامبران است؟
ندا آمد:
«نه، پيامبر نيست، ولي فرزند پيامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است.»
عرض کرد: خدايا! قاتل او کيست؟
خطاب آمد: «نامش يزيد است که ملعون آسمانها و زمين است.»
در اين هنگام، به جبرئيل رو کرد و گفت: دربارة قاتل حسين عليه السلام چه بايد کرد؟
جبرئيل گفت: «بايد او را لعن کرد».
آدم عليه السلام چهار بار يزيد را لعن کرد و راه خود را در پيش گرفت و از سرزمين کربلا خارج شد.1
پيامبران و حادثه کربلا
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 225
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 219 بار

-
- پست: 225
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 219 بار
Re: پيامبران و حادثه کربلا
کشتي نوح در کربلا
عجله کنيد: «همه سوار بر کشتي شويد. کودکان را فراموش نکنيد. عذاب خداوند نازل شده است» اين کلامي بود که حضرت نوح عليه السلام به قوم خود ميگفت: از آسمان و زمين آب فوران ميکرد. وزش باد شديد نيز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان کرده است. همه بر کشتي سوار شدند و کشتي بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتي در راه بود که ناگهان از حرکت ايستاد. نوح عليه السلام، مضطرب و نگران با خود ميگفت: خدايا! چه شده است؛ چرا کشتي حرکت نميکند؟
ناگهان ندا آمد: «اي نبيالله! اينجا، سرزميني است که فرزند زادة خاتم الانبيا صلي الله عليه و آله و سلّم و پسر اشرف اوليا کشته ميشود.»
نوح پرسيد: قاتل او کيست؟
ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمانها و زمين است.» نوح عليه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن کرد تا سرانجام کشتي به راه افتاد و از غرق شدن نجات پيدا کرد.2
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

-
- پست: 225
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 219 بار
Re: پيامبران و حادثه کربلا
عبور حضرت ابراهيم از قتلگاه
ابراهيم عليه السلام به سرزمين کربلا رسيد. آرام آرام با مرکبش ميگذشت که ناگهان به گودال قتلگاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم عليه السلام زبان به استغفار گشود و عرض کرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است که به اين بلا دچار شدم؟
جبرئيل نازل شد و عرض کرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل ميرسانند.»
قاتل او کيست؟
جبرئيل گفت: «قاتل او، ملعون آسمانها و زمين است که قلم، بر روح اعظم، لعن او را نگاشته است.» در اين هنگام، ابراهيم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرين کرد.3
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

-
- پست: 225
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 219 بار
Re: پيامبران و حادثه کربلا
باد و سليمان عليه السلام
سليمان بر بساط خود، در آسمان در حال حرکت بود. ناگهان، باد به جنبو جوش افتاد و بساط سليمان از کنترل وي خارج شد. سليمان عليه السلام تعجب کرد و وحشت و اضطرابي عجيب، سراپاي او را فرا گرفت.
پرسيد: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به
قتلگاه حسين عليه السلام رسيدهايم.
سليمان پرسيد: حسين عليه السلام
کيست؟
باد گفت: او فرزند علي بن ابيطالب و دختر خاتم الانبيا ـ محمد مصطفي ـ است که در اين سرزمين، به دست قومي جفاکار به قتل ميرسد.
سليمان پرسيد: نام قاتلش کيست؟
پاسخ داد: او ملعون زمين و آسمانها است.
در اين هنگام، سليمان دست به آسمان برداشت و يزيد را لعن کرد. باد به خود آمد و بساط سليمان را برداشت و از زمين کربلا دور کرد.5
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

-
- پست: 225
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 219 بار
Re: پيامبران و حادثه کربلا
موسي و کربلا
موسي عليه السلام با «يوشعبن نون» در راه بودند که ناگهان، نعلين موسي پاره شد و خاري در پايش فرو رفت و خون از آن جاري شد. موسي رو به آسمان گفت: خدايا! مگر از من گناهي سر زده است که به چنين کيفري، در دنيا مبتلا ميشوم؟
خطاب رسيد: «اي موسي! نام اين سرزمين کربلا است و در همين سرزمين، خون حسين عليه السلام ريخته ميشود و به دست قومي جفاکار به قتل ميرسد.»
موسي گفت: خدايا! حسين کيست؟
خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفي، آخرين فرستادة من، است.»
عرض کرد: قاتل او کيست؟ فرمود: «کسي است که ماهيان دريا و وحشيان صحرا و پرندگان هوا نيز او را لعن ميکنند.»
موسي عليه السلام نيز رو به آسمان کرد و قاتلان حسين عليه السلام را لعن و نفرين کرد و با يوشع از زمين کربلا گذشت.5
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

-
- پست: 225
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۱:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 219 بار
Re: پيامبران و حادثه کربلا
عيسي عليه السلام و کربلا
عيسي عليه السلام که در جمع حواريان بود و از سرزمين کربلا ميگذشت، پس از شنيدن خبر قرار گرفتن شيري بر سر راه عابران، جلو آمد و رو به شير گفت: چرا در اين راه نشستهاي و مانع رفت و آمد عابران هستي؟
حيوان به زبان آمد و گفت: يا نبيالله! نميگذاريم از اينجا بگذري، مگر آن که بر يزيد، قاتل حسين، لعن کني.
عيسي عليه السلام پرسيد: قاتل او کيست؟
شير گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بيابانها است، به ويژه در ايام عاشورا.
عيسي عليه السلام به همراه حواريان دست به آسمان برداشت و يزيد و قاتلان امام حسين عليه السلام را لعن کرد. آنگاه شير از سر راه کنار رفت و آنان از آن سرزمين گذشتند.6
پينوشتها:
1. علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج10، ص 156.
2. همان، ص 158.
3. همان.
4. همان، ص 157.
5. همان، ص 156.
6. همان، ص 157
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم