بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 [External Link Removed for Guests]تصویر[External Link Removed for Guests] 


 [External Link Removed for Guests] 


  بقیع 



[FONT=Microsoft Sans Serif]نه قبله در تو که قبله نماست در تو بقیع    
[FONT=Microsoft Sans Serif]نه کعبه کعبه اهل ولاست در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]هزار مرتبه برتر از عرش حق     
[FONT=Microsoft Sans Serif]نیاز خانه اهل سماء است در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]سکوت محض تو در اوج غربت     
[FONT=Microsoft Sans Serif]نماد ناله قلب خداست در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]همین که بی حرم و گنبدی و     
[FONT=Microsoft Sans Serif]نشان از واقعه ای غم فزاست در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]به هر دو عالم اگر فخر می کنی چه     
[FONT=Microsoft Sans Serif]هزار مادر شاه وفاست در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]به اشک نم نم خود زائرت سحر می     
[FONT=Microsoft Sans Serif]شمیم علقمه و کربلاست در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]اگرچه مهد ولایی به کربلا     
[FONT=Microsoft Sans Serif]کجاست سری ز تن خود جدا در تو   


 [FONT=Microsoft Sans Serif]کنار تربت مادر به یاد کرب و     
[FONT=Microsoft Sans Serif]صدای ناله مهدی رساست در تو   

 [FONT=Microsoft Sans Serif]سید محمد میرهاشمی   

[FONT=Times New Roman] 
 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

    تصویر 


 [FONT=Microsoft Sans Serif]باز كن بر روى من آغوش جان را اى   
[FONT=Microsoft Sans Serif] 
تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع

خاكى اما برتر از افلاك دارى  
 
در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع

پنج خورشیدِ جهان‎افروز در دامان  
 
كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع

مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و  
 
بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع

جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور  
 
مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع

باز گو با ما، مزار كعبه‎ی دل‎ها  
 
در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع

قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته  
 
كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع

چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند  
 
چشمه ‎ی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع

محمد علي مجاهدي"پروانه"  



 تصویر    
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر
       گلستان بقيع
  
 
[FONT=Microsoft Sans Serif]بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را   [FONT=Microsoft Sans Serif] 
[COLOR=#c00000]درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را

بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد
  
شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد

درون قلب جهان ، انقلاب گشته بیا
  
نفس ، بدون تو همچون عذاب گشته بیا

نظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین
  
حرم به دست حرامی خراب گشته بیا

این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده
  
چشمهای منتقم ، بار دگر گریان شده

بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار
  
گشت روشن ، از چه قبر فاطمه پنهان شده
  
  [COLOR=#0070c0]محمد حسين بهجتي "شفق"
  
 
  [FONT=Microsoft Sans Serif]  
 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر


امشب عجب هوائیه
هوای تربت بقیع

نه صحنی و نه مرقدی
نه خادمی ، نه هیئتی

سلوک عارفانه است
معنای عشق واقعیست

تو وصف مرقد حسن
خبری از شش گوشه نیست

گنبد طلا یا پرچمش
یا صحن بین الحرمین

بین حرمهای بقیع
اندکی ام فاصله نیست

میگن پاهاتو تو بقیع
آروم بزار رو ی زمین

از کجا معلوم زیر پات
نشونی از فاطمه نیست
 


 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 
تصویر    
بقيع غريب
  

 [FONT=Microsoft Sans Serif]  گرددم دو ديده پريشان و جان، غريب
در منظرى كه نيست به هفت آسمان، غريب

يا رب بقيع، قطعه اى از آسمان توست
پيچيده در غبار زمين و زمان، غريب

آن گوهرى كه بود مَلك خادم درش
خفته ست در كنار حَرَم، بى نشان، غريب

اين خاك، ميزبان پريشان كربلاست
مانده ست در حضور تو، اى آسمان، غريب

اينجا مزار صادق آل محمد(ص) است
تنها، ميان گردش چشم جهان، غريب

در خلوت است بارگه باقرالعلوم(عليه السلام)
همچون مزار مادر زخمى، جوان، غريب

اين سوى ميله، مرقد اولاد مصطفاست
و آن سو، نگاه غمزده زائران، غريب

اين محرمان پردگى عرش ذوالجلال
اينسان فتاده اند در اين خاكدان، غريب

اشك است اينكه مى چكد از آستين ابر
مِهر است اينكه مانده در اين آستان، غريب

مى گردد آسمان، به طوافى هميشگى
بر اين مدار غربت و بر اين مكان، غريب

يا رب چه حكمتى ست در اين قطعه شريف
مهمان غريب و بارگه ميزبان، غريب

يارب كرامتى! كه زنم بوسه بر
 
 
سر را نهم به خاك و بگويم بر آن غريب
   
 
[FONT=Microsoft Sans Serif]حسين اسرافيلي    
 
 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر  

[FONT=Microsoft Sans Serif]غربت آباد ديار آشنايى ها، بقيع
همدم ديرينه غمهاى ناپيدا، بقيع

در تو ـ حتّى ـ لحظه ها هم بى قرارى مى كنند
اى تمام واژه هاى اشك را معنى بقيع

در تو، خون ديده ها دريا شد و صاحبدلان
جرعه جرعه عشق نوشيدند از اين دريا بقيع

سنگ فرش كوچه هايت داغ هاى سينه سوز
شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا بقيع

تو بلور روشنايى هاى شهر يثربى
چون نگينى مانده در انگشتر بطحا بقيع

همصدا با قرنها مظلومى آل رسول
حنجرى كو؟ تا در اين غربت كند آوا، بقيع

وسعت تنهايى ات دل هاى ما را مى برد!
تا خدا تا عشق تا تنهايى مولا بقيع

قصّه مظلومى اش را با تو گفت آن شب كه داشت
در گلو، بُغضِ غريب ماتم زهرا، بقيع

در هجوم تيرگى ها، در شب سرد سكوت
حسرتى مى بُرد خورشيد جهان آرا بقيع

اى مزار هرچه خورشيد از ديار روشنى
اى شكوه نور در آئينه غبرا بقيع

كاش چشمى بود و اشكى، اشتياق مويه اى
با تو مى مانديم ـ تا موعود ـ تا فردا بقيع

اى بهشت آرزو، گم كرده دلهاى پاك
اى زيارتگاه يك عالم دل شيدا بقيع

سيل اشك عاشقان بگذار تا دريا شود
چشمه اى از چشم جان بيدلان بگشا بقيع

دارم امّيد آنكه در محشر پناهم مى دهد
سايه ديوار اين «آشفته»حالى ها بقيع

جعفر رسول زاده " آشفته"
  

[FONT=Microsoft Sans Serif] 
 [FONT=Microsoft Sans Serif]تصویر
  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر

[FONT=Microsoft Sans Serif]بس كه پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع
بوى گل مى‏آید از چاك گریبان بقیع

مرغ شب در سوگ گل‎هایى‏كه بر این خاك ‏ریخت
از سر شب تا سحر، باشد غزل‎خوان بقیع

ناله‏هاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش
از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع

گوش ده تا گریه‎ی زار على را بشنوى
نیمه شب‎ها از دل خونین و حیران بقیع

این حریم عشق دارد عقده‏ها پنهان به دل
شعله‏ها سر مى‏كشد از جان سوزان بقیع

از دل هر ذرّه بینى جلوه‏گر صد آفتاب
گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع

هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار
وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع

بسته‏ام پیمان الفت با مزار عاشقان
خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع

اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دل‎هاى حزین
خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع

سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد
كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع

اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن
باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع

چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب
سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع

محمد حسين بهجتي "شفق"
  

[FONT=Microsoft Sans Serif] 
 تصویر 
[FONT=Microsoft Sans Serif]
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر  

[FONT=Microsoft Sans Serif]جلوه جنت‏به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع

گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند
صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است
یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

گرچه مى‏تابد بر او خورشید سوزان حجاز
از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع

میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر
بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع

بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را
قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع

تا سروکارش بود با عترت پاک رسول
کى عنایت‏با کم و کیف جهان دارد بقیع

این مبارک بقعه را حاجت‏بنور ماه نیست
در دل هر ذره خورشیدى نهان دارد بقیع

اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال
هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع

چون شد ابراهیم قربان حسین فاطمه
پاس حفظ این امانت را بجان دارد بقیع

فاطمه بنت اسد عباس عم، ام البنین
اینهمه همسایه عرش آستان دارد بقیع

در پناه مجتبى در ظل زین العابدین
ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع

باقر علم نبى و صادق آل رسول
خفته‏اند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع

قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز
داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع

کس نمیداند چرا یا قرة عین الرسول
منظر فصل غم انگیر خزان دارد بقیع

آخر اینجا قصه گوى رنج‏بى پایان تست
غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع

خفته بین منبر و محرابى اما بازهم
از تو اى انسیه حورا نشان دارد بقیع

راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت
تا بکى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟

شب که تنها میشود با خلوت روحانى‏اش
اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع

شب که تاریک است و در بر روى مردم بسته‏است
زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع

کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى «شفق‏»
چون ز فیض فاطمه خط امان دارد بقیع

محمد حسين بهجتي "شفق"
   [FONT=Microsoft Sans Serif]   تصویر  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر


[FONT=Microsoft Sans Serif]خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع   [FONT=Microsoft Sans Serif] 
خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقيع

فرشتگان ز زمين مى برند سوى بهشت   
براى غاليه‌ي حوريان غبار بقيع

اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى   
بيا به گلشن روحانى ديار بقيع

دريغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا   
خراب شد همه آثار بى شمار بقيع

ايا كه غيرت دين دارى و ولايت آل   
ببار خون، عوض اشك در كنار بقيع

خراب كرد ستم، مشهد چهار امام   
كز آن شرف به سما يافت خاكسار بقيع

نخست مرقد سبط نبى امام حسن   
بزرگ محور اعزاز و افتخار بقيع

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد   
امين اعظم حق، ركن استوار بقيع

مزار حضرت باقر، عزيز پيغمبر   
كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقيع

مزار حضرت صادق رييس مذهب و دين   
جهان علم و عمل، نور كردگار بقيع

قبور منهدم ديگر از تبار   
فزوده است بر اوضاع رنج بار بقيع

زظلم فرقه وهّابيان ناكس دون   
بيا ببين كه خزان گشته نوبهار بقيع

سعوديان عميل يهود و صهيونيسم   
ز ظلم، هتك نمودند اعتبار بقيع

قبور آل پيمبر، خراب و ويران   
فرشتگان همگان اند سوگوار بقيع

در اين مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد   
شكسته خاطر و محزون و داغدار بقيع

كند ظهور و جهان پر كند ز دانش و داد   
زند به ريشه خصم ستم شعار بقيع

قيام بايد و مردانگىّ و همّت و عزم   
كه بر طرف كند اين وضع ناگوار بقيع

وگرنه تا نشود قطع دست استعمار   
جهان شيعه بود زار و دل فكار بقيع

حراميان به حرم تا كه حاكم اند روا ست   
كه مسلمين همه باشند شرمسار بقيع

سلام بى حد و بسيار بر پيمبر و آل   
درود وافر و بى انتها نثار بقيع

ز ياد مرقد ويران اولياى خدا   
هميشه «لطفى صافى» است بى قرار بقيع

آيت ا... صافي گلپايگاني
 
 
 [FONT=Microsoft Sans Serif]تصویر
  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: بهشت خاموش بقيع به روايت شاعران

پست توسط طهورا »

 تصویر


[FONT=Microsoft Sans Serif]بقیع دیگر یتیمان بیقرارند   
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بروی خاک تو سر می گذارند
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع باید تو با مهمان بسازی
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
ز زهرایم کنی مهمان نوازی
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع من می روم با حال غمناک
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
مدارا کن تو با دلبند لولاک
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع نو رسته محسن گشته پرپر
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
ز ضرب در شده در خون شناور
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع مادر ز کاشانه پریده
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع رنگ از رخ زینب پریده
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع بنشسته در کاشانه محزون
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
ز داغ روی مادر دیده پر خون
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع رحمی نما بر کودکانم
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
که برده خصم دون صبر و امانم
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع با او بگو بردی امانم
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
ز هجر خویش زهرای جوانم
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع با او بگو دستم ببستند
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
همانهایی که پهلویش شکستند
  
[FONT=Microsoft Sans Serif] 
بقیع او از جفا دارد نشانه  
 
ز ضرب سیلی و هم تازیانه  
 
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیع دارد بهمره زار و خسته
  
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
رخ نیلی و پهلوی شکسته
  
[FONT=Microsoft Sans Serif] 
بقیع جانم رسیده بر لب من  
 
به حال مضطر حسین و زینب  
 
 [FONT=Microsoft Sans Serif]
بقیه دیگر حسن مادر ندارد
  
[FONT=Microsoft Sans Serif] 
حسینم داغ او باور  

  [FONT=Microsoft Sans Serif]تصویر
  
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “شعر”