اشعار درباره امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Senior Member
Senior Member
پست: 175
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: قم
سپاس‌های ارسالی: 102 بار
سپاس‌های دریافتی: 283 بار
تماس:

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط Hamed_53 »


در خم غدیر کز خدای ازلی
رفت آن همه تأکید به تعیین ولی

دانی چه نتیجه کشف شد از اسلام
مقصود علی بود و تولاّی علی
 

چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests] 
Senior Member
Senior Member
پست: 175
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: قم
سپاس‌های ارسالی: 102 بار
سپاس‌های دریافتی: 283 بار
تماس:

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط Hamed_53 »

گفتم به دل امشب ز چه این شور و نواست
از بهر چه مهتاب چنین غالیه ساست

بر بام فلک زهر چرا نغمه سر است
گفتا شب میلاد علی شیر خداست
 

چون گفتی بنده ای به بندگی اش پایبند و چون خواندی به خداوندی اش به احکامش محکم...

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests] 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط سعید منتظر »

مرحبا
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
New Member
New Member
پست: 17
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۴:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11 بار
سپاس‌های دریافتی: 56 بار

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط دل افروز »

  
بر مدار مهر او گردد زمين ديوانه وار/ /در سماع آيد ز جام عشق او ليل ونهار
او كه از نامش دل آشفتگان, يابد سكون/ /ناجي دارالغرار و شافع دار القرار

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار..

او كه با شمشير برهان ,سركشان را بنده كرد/ /او كه دربستربخفت ومرگ را شرمنده كرد
او كه جسم نيمه جان دين حق ,احيا نمود/ /وزسبوي معرفت ,پر ساغر آينده كرد

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

او كه پيمان اخوت بانبوت بسته است/ /او بحق پيوسته و از غير حق بگسسته است
سر نهاده بي تعلق بر ره معشوق خويش/ /رقعه آزادگي با مهر خون آرسته است

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

آن توئي قرآن ناطق در شب قدر آمدي/ /در شب تاريك اذهان, چون مه بدر آمدي
اي كه بر جمع جهالت پيشه بي اعتبار/ /بس صبوري كردي وبا وسعت صدر آمدي

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

قائد پرهيزكاران ,مقتداي مومنان/ /پيشواي زاهدان وعابدان و عارفان
برزبان عرشيان و فرشيان ذكرعليست/ /نام عليايش تسلي بخش اهل آسمان

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار

پينه بسته كتف شب از كيسه نان ورطب/ /ديده ها درانتظار طلعت محبوب شب
آن نسيم مهرباني مي نوازد كوچه ها/ /مي برد از دل ,صفاي روي او رنج وتعب

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لا فتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

بغض سنگيني نهان در سينه داري چاه زار/ /اي كه بعد از فاطمه گشتي علي را غمگسار
در دلت بنهفته اي درهاي غلتان چون صدف / چون بگنجد در كفي, امواج بحر بيقرار......

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

او كه امشب برده تيغ كينه,كابوسش بخواب/ / شد صلات ودر صفش ابليس,صورت در نقاب
كام محراب از جبينش خورده وسيراب شد/ /رسته از دنياي دون وشد دعايش مستجاب....

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

زينب محزون بيا شد لحظه هاي واپسين/ /مرگ مادر ديده اي جان دادن بابت ببين
روزگار بي مروت با دل زارت چه كرد/ /زهر جانسوزحسن ,راس حسينت بعدازاين

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

سوگ مولايم علي شد كو گذرگاه نجف/ /تاكنم برديده سرمه ,خاك درگاه نجف
همنوايم با بقيع و كربلا و كاظمين/ /همچو سامرا و مشهد در غم شاه نجف

كيست او؟ميرعرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار (م.ر.شايق)  
New Member
New Member
پست: 17
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۴:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11 بار
سپاس‌های دریافتی: 56 بار

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط دل افروز »

    [SIZE=150] 
يا علي(ع) آيين حق را روح و جاني از تو بود............ اقتدار دين پيغمبر زماني از تو بود



صف شكن,دشمن فكن,دست خدا در آستين........ هر كجا حق مي نشست آنجا نشاني از تو بود



فاتح خيبر , شه خندق , دلير نهروان ........... در يد و بازوي حق تاب و تواني در تو بود



زاده بيت العتيق و خفته ليل المبيت........... در طريق حق ,سلوك و جانفشاني از تو بود



در سجود آمد جهان بر خاتم انگشت تو ........... در ركوع , بر بينوايان ,مهرباني از تو بود



مي رسيد از كوچه ها ,هرشب صداي پاي تو.............. سفره بيچارگان را ,قرص ناني از تو بود



چاه كوفه, پرده پوش قطره هاي راز شد............... در دل شب تا سحر آه و فغاني از تو بود



اي گداي پاكباز درگه ذات ازل......... .. عاشقي را تا ابد ,رمز و معاني از تو بود



سر نهادي بر حريم آستان كبريا............. محفل محراب خون را ميزباني از تو بود



رستگار و فائزم بر صاحب كعبه قسم.......... فرق لب بشكفته گويد , كامراني از تو بود


دل افروز(م.رودگري)_مشهدالرضا(ع) 
New Member
New Member
پست: 3
تاریخ عضویت: شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ۱:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 11 بار

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط Ashraf Makhloghat »

  [COLOR=navy]داني زچه رو ديده ما ميگريد 
  [COLOR=navy] در ماتم شاه اوليا مي گريد  
  [COLOR=navy] تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست 
  [COLOR=navy] عيسي بفلک از اين عزا ميگريد 
  [COLOR=navy] شد کشته بمحراب عبادت حيدر 
  [COLOR=navy] هر ديده بحال مرتضي مي گريد 
  [COLOR=navy] بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين 
  [COLOR=navy] در خلد برين خير نساء ميگريد   
آنچه هستی هدیه خداوند است به تو
آنچه می شوی هدیه توست به خدا
پس بی نظیر باش!!!
New Member
New Member
پست: 3
تاریخ عضویت: شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ۱:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 11 بار

Re: اشعار درباره جناب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

پست توسط Ashraf Makhloghat »

بیا ای دوست تا باهم بسوزیم
چو شمع محفل ماتم بسوزیم
من و تو سوگوار یک عزیزیم
بیا تا هردو در یک غم بسوزیم
بیا چون شمع و چون پروانه باشیم
به گرد هم بررای هم بسوزیم
بیا با محرمان دمساز گردیم
چرا از طعن نامحرم بسوزیم
چو می خواهی در ان عالم نسوزی
همان بهتر در این عالم بسوزیم
به خورشید محبت ره توان برد
اگر یک صبح چون شبنم بسوزیم
چو می باید بسوزد سینه بگذار
بیاد عترت خاتم بسوزیم
کمال سوختن عشق علی است
مبادادر عزایش کم بسوزیم
نسوزد آفتاب حشر مارا
اگر از داغ او یکدم بسوزیم
(محمد)باز از سوز جگر گفت
بیا ای دوست تا باهم بسوزیم
آنچه هستی هدیه خداوند است به تو
آنچه می شوی هدیه توست به خدا
پس بی نظیر باش!!!
ارسال پست

بازگشت به “شعر”