۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر  
اگر در انتساب روضه به كلینى تردیدى نكنیم و اگر روایت‏هاى سید را از جهت سند درست بدانیم باید آمدن امام على بن الحسین (ع) بكوفه را بین سالهاى 67 ـ 74 فرض كنیم كه سالهاى حكومت حارث بن ربیعه، بشر بن مروان و عبدالله بن خالد بر این شهر و دوره بى‏ثباتى حكومت‏هاى عراق و عدم تسلط كامل دمشق بر ایالت‏ها بوده است زیرا:

1 ـ امام على بن الحسین پس از بازگشت از شام تا پایان زمامدارى یزید در مدینه بسر برده است و در واقعه حره حاضر بود و خاندان‏هایى را از مردم شهر پناه داد.

2 ـ پس از مرگ یزید كوفه دستخوش آشوب و انقلاب گردید (64 ـ 67) و در این مدت هم امام على بن الحسین در مدینه به سر برده است زیرا مختار پس از تسلط بر كوفه بدو نامه نوشت و از وى خواست رخصت دهد تا دعوت به نام او آغاز گردد.

3 ـ در دوره حكومت بیست ساله حجاج بر كوفه (75 ـ 95 ه.ق) ظاهراً امام على بن الحسین بدین شهر نیامده. چه از یكسو دشمنى حجاج با او و خاندان او آشكار است و از سوى دیگر با مراقبت‏هاى دقیق وى بر شهر و سیاست انتظامى كه پیش گرفت ممكن نبود على بن الحسین به كوفه درآید و آمدن او از دیده جاسوسان حجاج پنهان ماند. و اگر او را می دیدند مسلماً نزد حجاج میبردند.

احتمال آمدن آن حضرت به كوفه تنها در فاصله سال هاى 67 ـ 74 میسر است اما فرض بهتر و دقیق‏تر اینست كه بگوئیم ابوحمزه در سفرهاى مكرر خود به مدینه شرف ملاقات امام را یافته و دعاها و روایت‏ها را در آنجا از او آموخته است. (و العلم عند الله) .
  
  تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر


 
  [SIZE=150]زینت عابدان  

و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما

خاندان پیغمبر به پیروى از سید و مهتر خود در عبادت پروردگار اهتمامى خاص داشتند.

قرآن به پیغمبر اسلام امر كرد كه پاسى از شب را به نماز بگذراند تا آنكه خدا او را به مقامى محمود برساند و او چنان در كار عبادت اهتمام ورزید كه قرآن به دلداریش آمد. «ما أنزلنا علیك القرآن لتشقى» پس از او امامان دین سیرت جد خود را زنده نگاه داشتند و در میان آنان گذشته و از على بن ابى‏طالب و على بن الحسین (ع) در كثرت عبادت امتیازى خاص یافته است، چنانكه از لقب‏هاى او سید العابدین، سید الساجدین و ذوالثفنات است. او بیشتر شب‏هاى عمر خود را به نماز و طاعت خدا گذرانیده. ابن شهرآشوب به اسناد خود از طاوس فقیه آرد:

او را دیدم از شامگاه تا سحر طواف و عبادت كرد. چون اطراف خود را خالى دید به آسمان نگریست و گفت «خدایا ستاره‏هاى آسمانت فرو رفتند و دیده‏هاى آفریدگانت خفتند. درهاى تو به روى خواهندگان باز است! نزد تو آمدم تا مرا بیامرزى و بر من رحمت كنى! و در عرصات قیامت روى جدم محمد (ص) را به من بنمایانى!» سپس گریست و گفت «به عزت و جلالت سوگند، با معصیت خود قصد نافرمانى ترا نداشتم و درباره تو در تردید و به كیفر تو جاهل نبودم. و عقوبت تو را نمى‏خواستم. اما نفس من مرا گمراه كرد و پرده‏اى كه بر گناه من كشیدى مرا بر آن یارى داد. اكنون چه كسى مرا از عذاب تو مى‏رهاند؟ و اگر رشته پیوند خود را با من ببرى به رشته چه كسى دست زنم؟ چه فرداى زشتى در پیش دارم كه باید پیش روى تو بایستم!»

«روزى كه به سبكباران می گویند بگذرید و به سنگین‏باران می گویند فرود آیید، آیا با سبكباران خواهم گذشت؟ یا با سنگین‏باران فرود خواهم آمد؟ واى بر من هرچه عمرم درازتر مى‏شود گناهانم بیشتر می گردد و توبه نمی كنم. آیا هنگام آن نرسیده است كه از روزگارم شرم كنم.» سپس گریست و گفت:

أتحرقنى بالنار یا غایة المنى

فأین رجائى ثم أین محبتى

أتیت بأعمال قباح ردیئة

و ما فى الورى خلق جنى كجنایتى

پس گریست و گفت: پاك خدایا ترا نافرمانى مى‏كنند، چنانكه گویى ترا نمى‏بینند. و تو بردبارى مى‏كنى چنانكه گوئى ترا نافرمانى نكرده‏اند. با بندگانت چنان نكوئى می كنى كه گوئى به آنان نیازمندى و تو اى سید من از آنان بى‏نیازى.

سپس به مسجد رفت. من نزد او رفتم سرش را بر زانوى خود نهادم و چندان گریستم كه اشكم بر گونه‏هایش روان شد. برخاست و نشست و گفت كیست كه مرا از یاد پروردگار بازمی دارد؟

ـ من طاوس هستم اى فرزند رسول خدا. این جزع و فزع چیست؟ بر ما است كه چنین زارى كنیم لیكن به جاى عبادت، جنایت و نافرمانى پیشه مى‏سازیم. پدرت حسین بن على است! مادرت فاطمه زهراست! جدت رسول خداست! به من نگریست و گفت:

ـ طاوس! هیهات هیهات. از پدر و مادرم مگو! خدا بهشت را براى فرمانبرداران و نیكوكاران آفریده اگرچه بنده حبشى باشد. و آتش را براى كسى كه او را نافرمانى كند آفریده هرچند سید قریشى باشد.

مگر كلام خدا را نشنیده‏اى كه «فإذا نفخ فى الصور فلا أنساب بینهم یومئذ و لا یتسائلو .

به خدا فردا جز عمل صالح، چیزى تو را سود ندارد.   
   
   
   
 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر     



 پيامبر دعا

سلام اى چارمين نور الهى

كليم وادى طور الهى


تو آن شاهى كه در بزم مناجات

خدا مى‏كرد با نامت مباهات


تو را سجاده داران مى‏شناسند

تو را سجده گزاران مى‏شناسند


تو سجادى تو سجاده نشينى

تو در زهد و ورع تنهاترينى


قيامت مى‏شود پيدا جبينت

به صوت «اين زين العابدينت»


شبيه تو خدا عابد ندارد

مدينه غير تو زاهد ندارد


تو با درماندگان خود شفيعى

تو با خيل جذامى‏ها رفيقى


سحرها نان و خرما روى دوشت

صداى سائلان تو به گوشت


فرزدق را تو شعر تازه دادى

تو بر شعر ترش آوازه دادى


تو ميقاتى تو مشعر زاده هستى

عزيز من پيمبر زاده هستى


تو كز نسل امير المؤمنينى

پيمبر زاده ايران زمينى


سزد شاهان فتند اينجا به زانو

على‏بن الحسين شهر بانو


تو را ايرانيان رب مى‏شناسند

تو را با نام زينب مى‏شناسند


تو در افلاك زين العابدينى

تو روى خاك با ما همنشينى


قتيل تار گيسوى تو اصغر

فدايى تو باشد همچو اكبر


ابوفاضل همان ماه مدينه

كنارت دست دارد روى سينه


تو كوه عصمتى، لرزش ندارى

تو از غير خدا خواهش ندارى


تو در بالاى منبر چون رسولى

تو در محراب خود گويا بتولى


تو بابايى چنان شمشير دارى

تو بابايى ز نسل شير دارى


تو را شب زنده داران مى‏پرستند

لبت را روزه داران مى‏پرستند


تو جنس‏ات از نيستان غدير است

تو نامت روى ديوان غدير است


تو بر پيشانى خود پينه دارى

تو بر حق خدمتى ديرينه دارى


تو آنى كه به كويت هر كه آمد

غلام مستجاب الدّعوة باشد


تو اشك مطلقى، گريه تبارى

تو از روز ازل ابر بهارى


تو مقتل سيرتى از جنس آهى

تو مثل حنجر گل بى گناهى


رعيت‏هاى تو شه زادگانند

اسيران درت آزادگانند


تو بزم روضه را بنيانگذارى

تو در دل روضه ماهانه دارى


تو از جنس غرور دخترانى

تو آه سينه بى معجرانى


تو منبر رفته‏اى اما به ناقه

سخن‏ها گفته‏اى امّا به ناقه


تو آن يعقوب يوسف زاده هستى

تو آن از دست يوسف داده هستى


محمد سهرابي


 [SIZE=150]
 تصویر
   
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Iron
Iron
پست: 465
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۴۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2007 بار
سپاس‌های دریافتی: 991 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط مستور »

کیست سجاد؟

اصل ایمان، پایه ی دین، قبله ی اهل ولایت

پیشوای قائمین و راکعین و ساجدین است

در عبادت، در اطاعت، در فتوّت، در سخاوت

مقتدای خاضعین و خاشعین و حامدین است
تصویر تصویر تصویر

تصویر
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " - قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " - مقداری خرد پشت " چه بدونم " -و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر


  شمّه ای از اخلاق امام علی بن الحسین علیه السلام  
 
محبت به جذامیان  
 
امام صادق علیه السلام می فرماید: حضرت امام سجّاد درود خدا بر ایشان بر جذامیان گذشت در حالی که سوار بر مرکبش بود و جذامیان مشغول غذا خوردن بودند، آن حضرت را به صرف غذا دعوت کردند، حضرت فرمود: بدانید اگر روزه نبودم برای غذا کنارتان قرار می گرفتم. چون به خانه رسید دستور داد غذا پخت کنند و در پخت آن سلیقه به خرج دهند، سپس آنان را دعوت به غذا کرد و خود هم برای غذا خوردن با آنان نشست. [1]
فضای امن و امان
حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام یکی از غلامانش را دو بار صدا کرد و او جواب نداد، بار سوم به او فرمود: فرزندم! آیا صدای مرا نشنیدی؟ گفت: چرا شنیدم، فرمود: تو را چه شد که پاسخم را ندادی؟ گفت: از تو احساس امنیت می کردم، حضرت فرمود: خدا سپاسگزارم که خدمتگزارانم از من احساس امنیت می کنند. [2]  
 
نماز  
 
ابوحمزه ثمالی می گوید: امام سجاد علیه السلام را در نماز دیدم که ردایش از شانه اش می افتد ولی برای حفظ آن بر شانه اش توجه نمی کند تا از نمازش فارغ شد. سبب بی توجهی او را به ردایش در حال نماز پرسیدم؟ پاسخ داد: وای بر تو! می دانی در برابر که بودم!؟ نماز عبد جز آنچه را از آن به قلبش به جا آورده قبول نمی شود.  
 
عفو گذشت قرآنی  
 
کنیزی از کنیزان حضرت امام سجاد درود خدا بر ایشان برای وضو جهت نماز به روی دستان مبارکش آب می ریخت ناگاه آفتابه از دست کنیز روی صورت حضرت افتاد و آن را شکافت! حضرت سر مبارکش را به سوی او بر داشت، کنیز گفت: خدای بزرگ می گوید: "آنان که خشم خود را فرو می برند"[3]، حضرت فرمود: خشمم را فرو بردم؛ کنیز گفت: "و از مردم گذشت می کنند"[4]؛ حضرت فرمود: از تو درگذشتم؛ کنیز گفت: "و خدا نیکوکاران را دوست دارد"[5]؛ حضرت فرمود: برو که در راه خدا آزادی.[6]  
 
بخشیدن افطاری  
 
روزی که حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام روزه می گرفت، فرمان می داد گوسپندی را ذبح کنند و اعضایش را قطعه قطعه نمایند و بپزند، هنگام غروب در حالی که روزه بود سر به دیگهای غذا می برد تا جایی که بوی آبگوشت خوشمزه را استشمام می کرد سپس می فرمود: ظرفها را بیاورید و برای فلان خانواده و فلان خانواده پر کنید و ببرید تا همه دیگها خالی می شد، آنگاه برای خود حضرت نان و خرما می‏آوردند و همان افطارش بود.  


          تصویر 
         
آخرین ويرايش توسط 1 on طهورا, ويرايش شده در 0.
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 



اوج عظمت در سن خردسالی

 
عبدالله بن مبارک می گوید: سالی به مکه رفتم، در میان حاجیان در حرکت بودم که ناگاه خردسالی هفت یا هشت ساله دیدم که در کناری از کاروان حاجیان حرکت می کرد و زاد و توشه ای همراهش نبود، پیش رفتم و به او سلام دادم و گفتم: همراه که بیابان را طی می کنی؟ گفت: همراه خدای نیکوکار.
در نظرم انسانی بزرگ آمد؛ گفتم : فرزندم! زاد و توشه ات کجاست؟ گفت: زادم تقوای من است و توشه ام دو پای من و هدفم مولایم.
نزدم بزرگ آمد؛ گفتم: از چه خانواده ای هستی؟ گفت: مطلّبی هستم؛ گفتم: از کدام تیره؟ گفت: هاشمی. گفتم: از کدام شاخه؟ گفت علوی فاطمی، گفتم: سرور من! آیا شعری هم گفته ای؟ گفت: آری، گفتم: چیزی از شعرت را برایم بخوان، شعری به این مضمون خواند:
ما فرستادگان بر حوض کوثریم که گروهی را از آن می رانیم و وارد شدگانش را آی می دهیم؛ کسی جز به وسیله ما به رستگاری نرسید و آنکه ما را دوست داشت، کوشش و زادش خسارت ندید، هر که ما را خوشحال کرد، از ما شادی و خوشی به او رسید و هر که ما را رنجاند میلادش میلاد بدی بود و آنکه حق ما را غصب کرد وعده گاهش برای دیدن مکافاتش قیامت خواهد بود!
سپس از نظرم غایبب شد تا به مکه آمدم و حجّم را به پایان بردم و برگشتم. به ابطح که آمدم حلقه ای دایره وار از مردم دیدم، سرکشیدم تا ببینم که دور چه کسی حلقه زده اند، همان خردسال را که با او هم صحبت شدم دیدم، پرسیدم: کیست؟ گفتند: این زین العابدین علیه السلام است! [7]
 


 
ضمانت برای پرداخت وام  


 
عیسی ین عبد الله می گوید: عبدالله را هنگام مرگ فرا رسید، طلبکارانش جمع شدند و اموالشان را از او مطالبه کردند، به آنان گفت: مالی ندارم تا به شما بپردازم. به هر یک از بنی اعمامم یا پسر عموهایم علی بن الحسین (ع) و عبدالله بن جعفر که می خواهید رضایت دهید که بدهی مرا به شما بپردازند.
طلبکاران گفتند: عبدالله جعفر مردی است که وعده طولانی می دهد و شخصی مسامحه کار و سهل انگار است و علی بن الحسین علیه السلام مردی است که مال ندارد ولی بسیار راستگوست و او نزد ما برای رفع این مشکل محبوب تر است.
خبر به حضرت رسید، فرمود: من تا وقت رسیدن غله پرداخت این بدهی را ضمانت می کنم و حال آنکه غله ای برای حضرت نبود، هنگامی که غله آمد خدا مالی را برای حضرت مقدر کرد و آن بزرگوار همه طلب طلبکاران را پرداخت.[8]
 


 
بردباری بی نظیر  


 
شخصی از میان مردم به حضرت امام سجاد علیه السلام ناسزا گفت: غلامانش قصد او را کردند، حضرت فرمود: رهایش کنید، آنچه از ما پنها ن است بیشتر از چیزی است که در حق من می گویند؛ سپس به آن مرد فرمود: آیا نیازی داری؟ آن مرد شرمنده شد. حضرت لباسش را به او عطا کرد و فرمان داد هزار درهم به او بپردازند. آن مرد با فریاد می گفت: شهادت می دهم که تو فرزند رسول خدایی [9] !



منبع:
انصاریان، ح. (1384)، اهل بیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین، قم:دار العرفان.

[1] الکافی: 2/123، باب التواضع، حدیث 8؛ وسائل الشیعة: 15/277، باب 31، حدیث 20507؛ بحار الأنوار: 46/55، باب 5، حدیث 2
 


 
[2]أعلام الوری: 261، الفصل الرابع؛ کشف الغمة: 2/87؛ مشکاة الأنوار: 178، فصل الثانی و العشرون؛ بحار الأنوار: 46/56، باب 5، حدیث 6

[3]آل عمران (3): آیه 134: و الکاظمین الغیض

[4]و العافین عن الناس

[5]و الله یحبّ المحسنین

[6]الأمالی، صدوق: 201، المجلس السادس و الثلاثون، حدیث 12؛ روضة الواعظین: 2/379؛ بحار الأنوار: 46/67، باب 5، حدیث 36.

[7]مناقب: 4/155؛ بحار الأنوار: 46/91، باب 5، حدیث 78.

[8]الکافی: 5/97، باب قضاء الدین، حدیث 17؛ مناقب: 4/164؛ بحار الأنوار: 46/94، باب 5، حدیث 84.

[9] مناقب: 4/157؛ بحار الأنوار: 46/95، باب 5، حدیث 84.

 


    [COLOR=#0070c0] تصویر      
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 



روش امام زين العابدين(ع) در تربيت روحي

از آنجا که ائمه هدي، براي تمام نسلها درهر ديار و دوره اي مشعلهاي فروزان حقند و از آنجا که شرايط حاکم بر يک ديار ودوره با آنچه بر ديار و دوره اي ديگر گذشته تفاوت دارد و از آنجا که خداوند، رسالتهاي خويش را با برانگيختن حضرت محمد(ص) و جانشينان معصوم حضرتش پايان بخشيده است، پس حکمتش اقتضا مي کند که سيره هر يک از آنان جهت هدايت با روش خاص متمايز باشد، تا روشهاي گوناگون آنان، گنجينه اي پر بار براي مردم باشد و هر کس مطابق با خود و شرايط ويژه اي که در آن به سر مي برد، از آنها بهره گيرد.

امام سجاد(ع) نيز بر مبناي اين برنامه الهي عمل کرد.. زندگي آن حضرت قله عبادت و زاري به درگاه خدا و نشر روح ايمان در جامعه و تربيت مرداني بزرگ همچون زهري و سعيد بن جبير وعمر بن عبدالله سبيعي و... در زهد و تهجد بود.

امام عليه السلام از اين روشها استفاده نمود:

1- بندگان مخلص و پاکدل پيش از آنکه به زبان، مردم را به خدا فرا بخوانند، با کردار خويش راه خدا را تبليغ مي کنند. آنان به مردم فرماني نمي دهند ، مگر آنکه خود پيش از آنان، آن کار را انجام داده باشند.

زندگي امام سجاد (ع )، صفحه ايماني تابناک و پاک بود.. صحابي مشهور پيامبر(ص) ، جابربن عبدالله انصاري درباره امام سجاد گفته است: در ميان فرزندان پيامبران کسي را چون علي بن الحسين (ع ) نديدم!

2- تربيت نسلي از علماي رباني که آنان نيز به نوبه خود دانشمندان و انقلابيون و بندگان صالح را تربيت کردند. بدين سان تعاليم امام از طريق جانهاي پاک سلسله وار به ديگران انتقال مي يافت.

در ميان اين افراد، مرداني از عرب و موالي بودند و هر يک داستان و تاريخي براي خود داشتند. حال از عطر خوش سيره حواريون و ياران امام سجاد(ع) که اکثراً از تابعين بودند، اندکي بهره مند مي شويم:

الف- سعيد بن جبير يکي از اين تابعين بود که روح ايمان را از امام زين العابدين(ع) برگرفته بود. او درعبادت و جهاد سرمشق بود و به " بصير العلماء" شهرت داشت. تمام قرآن را در دو رکعت مي خواند و آوازه علم و دانش او در ميان دانشمندان چنان بود که مي گفتند: بر روي زمين کسي نيست جز آنکه به دانش سعيد بن جبير نيازمند است.(1)

سعيد به دست طاغوت عراق، حجاج، به شهادت رسيد. امام صادق درباره او فرمود:

"سعيد بن جبير به علي بن الحسين (ع ) اقتدا مي کرد و علي هم او را مي ستود. علت اينکه حجاج او را کشت نيز همين بود. سعيد ، مردي راست کردار بود."(2)

ب- ابو اسحاق عمربن عبدالله سبيعي همداني از ياران مورد اعتماد امام سجاد(ع) بود. وي در عبادت به مرتبه اي رسيده بود که درباره اش مي گفتند که درآن روزگار عابدتر از وي کسي نبود ، چرا که هر شب يک بار قرآن را ختم مي کرد و چهل سال نماز صبح را با وضوي نماز شب به جاي مي آورد. او محدث بود و در نزد عام و خاص هيچ کس در نقل روايت از او موثق تر به شمار نمي آمد.(3)

ج- " زهري" در دربار امويان کار مي کرد. روزي مردي را مجازات کرد و آن مرد هنگام مجازات جان سپرد. اين امر موجب ترس و وحشت او شد و در نتيجه از دربار گريخت. و براي مدت نه سال در يکي از غارها اعتکاف گزيد. امام سجاد(ع) در سفر خود به حج ، در ميان راه او را ديد به وي گفت:

" من بر تو از يأست بيش از گناهت مي ترسم. ديه اي براي خانواده( مقتول) بفرست و خود به سوي خانواده ات روانه شو. در پي دينت باش."

زهري گفت: سرورم مشکل مرا حل کردي. خدا خود آگاهتر است که رسالت خويش را در کجا قرار دهد.

زهري به خانه خود رفت و در شمار ياران امام علي بن الحسين(ع) جاي گرفت. از اين رو يکي از بني مروان به طعنه به او مي گفت: زهري، پيامبرت،( يعني امام سجاد) چه مي کند؟!(4)

د- سعيد بن مسيب بن حزن از تابعين بزرگي بود که به دست اميرمؤمنان تربيت شده بود و در خط اهل بيت (ع) جاي داشت و جزو اصحاب برگزيده امام سجاد (ع ) بود آن حضرت درباره وي فرموده است:

" سعيد بن مسيب داناترين مردم به آثار گذشتگان است."(5)

روزي ، مردي به سعيد گفت: هيچ کس را از فلاني پرهيزکارتر نديدم. سعيد گفت: آيا علي بن الحسين( ع ) را ديده اي؟ مرد گفت: نه . سعيد گفت: من هيچ کس را از او پرهيزکار تر نديدم.(6)

علاوه براينها گروه بسياري از علماي بزرگ اسلام نيز بوده اند که درس زهد و تقوا و تفسير و حکمت و فقه را از محضر امام سجاد(ع) فرا گرفتند. شيخ مفيد در اين باره مي گويد: فقها از آن حضرت، دانشهاي بسياري فرا گرفتند و مواعظ و دعاها و فضايل قرآن و حلال و حرام را از آن حضرت ياد گرفته، و حفظ کردند.

ابن شهر آشوب گويد: کمتر کتابي در زهد و موعظه يافت مي شود که در آن از قول امام زين العابدين (ع ) روايتي نقل نشده باشد. (7)




    [COLOR=#0070c0] تصویر      
    [COLOR=#0070c0]      
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 
   
 


رسالتها در عصر امام سجاد عليه السلام:

مردم مسلمان عصر امام عليه السلام به علت تبليغات و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي حكومتهاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بي ديني به سر مي بردند.
 
   
 بدعتها و عقايد گمراه كننده و باطل به عنوان احكام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود.  
   
 در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد عليه السلام، احياي مجدد اسلام ناب محمدي (ص)، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليه السلام، مبارزه با جهالت سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود.  
   
 امام عليه السلام مي بايد در برابر حقايق سياسي اسلام روشنگري مي كردند بويژه كه درباره امامت و رهبري و افشاگري عليه حكومتهاي غاصب و ظالم و ترويج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شيعيان و مسلمانان را براي مبارزه و جهاد عليه ظلم، بدعت و گمراهي آماده مي ساختند.  
   
 آن حضرت موفق شدند كه در سخت ترين شرايط و با استفاده از ظريفترين شيوه هاي تبليغاتي و مبارزاتي، در اهداف خويش موفق و پيروز شوند.
 
   
   
   
    [COLOR=#0070c0] تصویر      

   [COLOR=#0070c0]    
   [COLOR=#0070c0]    
 
 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 تصویر 



نقش امام سجاد در تربيت موالي:

"موالي" يعني: عده اي از ايرانيان كه به عراق آمده و در آنجا با تشيع آشنا شده. همچنين از جمله موضوع شايع در قرن اول و دوم هجري تربيت موالي بود.


اين افراد عمدتاً به علت داشتن استعداد مناسب و نيز آمادگي كسب علم و نيز با احساس ضعفي كه ايشان در برابر عرب ها داشتند و درصدد بودند كه آن را جبران كنند، به خوبي در زمينه حديث كار كردند و در نتيجه توانستند در مدت زماني كوتاه از فقها و محدثين مراكز عمده اسلامي شوند.

اين افراد در خانواده هاي مختلف عرب، تربيت شده بودند كه طبعاً انگيزه هاي سياسي و مذهبي جاري و مرسوم در آن قبايل و عشيره ها، به اينان نيز سرايت كرده بود، به ويژه كوفه، بيشتر گرايش شيعي داشت و "موالي" آن نيز چنين بودند،

از اين رو اهل بيت عليهم السلام نيز از اين ويژگي براي تربيت موالي استفاده كردند. در اين ميان، سياست علي بن الحسين عليه السلام شايان توجه بسيار است.

امام مي كوشيد تا در مدينه، با تربيت طبقه "موالي"، راه را براي آينده باز كند. و اسلام صحيح و سليم را به آنان (كه زمينه كافي داشتند) انتقال دهد، پس با شخصيتي كه امام داشت به شايستگي مي توانست در روحيه موالي اثر بگذارد و احساسات شيعي را به آنان انتقال دهد.



    [COLOR=#0070c0] تصویر      
    [COLOR=#0070c0]      
   
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ۩ ۞ ۩ ۞ ۩ تو در افلاك زين العابديني ۩ ۞ ۩ ۞ ۩

پست توسط طهورا »

 


تو در افلاك زين العابديني

تصویر

سلام اى چارمین نور الهى
 
 كلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى كه در بزم مناجات
 
 خدا مى‏كرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند
 
 تو را سجده گزاران مى‏شناسند

تو سجادى، تو سجاده نشینى
 
 تو در زهد و ورع تنهاترینى

قیامت مى‏شود پیدا جبینت
 
 به صوت «اَینَ زین العابدینت»

شبیه تو خدا عابد ندارد
 
 مدینه غیر تو زاهد ندارد

تو با درماندگان خود شفیعى
 
 تو با خیل جذامى‏ها رفیقى

سحرها نان و خرما روى دوشت
 
 صداى سائلان تو به گوشت

فرزدق را تو شعر تازه دادى
 
 تو بر شعر ترش آوازه دادى

تو میقاتى تو مشعر زاده هستى
 
 عزیز من پیمبر زاده هستى

تو كز نسل امیرالمؤمنینى
 
 پیمبر زاده ایران زمینى

سزد شاهان فتند اینجا به زانو
 
 على‏بن الحسین شهربانو

على‏بن الحسین شهربانو
 
 تو را با نام زینب مى‏شناسند

تو در افلاك، زین العابدینى
 
 تو روى خاك، با ما همنشینى
 


 تصویر  
   
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “مناسبت و یادواره”