3. باب الحسین علیه السلام شدت دلبستگى حضرت عباس علیه السلام به برادر بزرگتر خود، امام حسین علیه السلام تا آن جا بود كه همواره خود را خدمتگزار وى مىدانست و براى اجراى فرمانهاى ایشان همیشه پیشقدم بود. این بدان دلیل بود كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اَنَا مَدِینَةُ العِلمِ وَ عَلِىٌّعلیه السلام بَابُهَا فَمَن اَرَادَ مَدِینَةَ فَلْیَأْتِ البَابَ؛ من شهر دانش هستم و على علیه السلام دروازه ورود به آن است. پس هر كس خواهان ورود به شهر دانش است، باید نخست سراغ درِ آن را بگیرد.»(16) حضرت عباس علیه السلام نیز درب ورود به شهر حسینى علیه السلام بود. از علامه فقید طباطبایى؛ نویسنده تفسیر بزرگ المیزان در این باره نقل شده است كه فرمود: «مرحوم سید السّالكین و برهان العارفین، آقا سید على قاضى فرمود در هنگام كشف بر من روشن و آشكار شد كه وجود مقدس ابا عبداللّه الحسین علیه السلام مظهر رحمت كلیّه الهیه است و باب و پیشكار آن حضرت، سقاى كربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه علیه است.»(17)
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
4. سقّا سقّا از مشهورترین لقبهاى حضرت عباس علیه السلام است و پس از واقعه كربلا به این لقب متصف گردید.(18) یكى از بىرحمانهترین حربههاى جنگى دشمن در واقعه كربلا، بستن آب به روى لشگر امام حسین علیه السلام بود كه از روز هفتم ماه محرّم آغاز شد اما حضرت عباس علیه السلام به همراه برخى دیگر از بنىهاشم، به فرات حمله مىبرد و آب مىآورد.(19) او این لقب را از پدران خویش به ارث برده بود؛ زیرا حضرت عبدالمطّلب، هاشم، عبد مناف و قُصَىّ نیز چنین لقبى داشتند. حضرت ابوطالب علیه السلام و عباس عموى پیامبر نیز به چنین ویژگى پسندیدهاى مشهور بودند.(20)
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
5 . كَبْش الكتیبة اصطلاحى نظامى است كه در جنگها به كار مىرفته و به فردى شجاع اطلاق مىشده كه فردى كه تمام صفات شجاعت و نامآورى در او جمع بوده و در پیشانى لشگر به جنگ با دشمن مىپرداخته است. این لقب پیش از حضرت عباس علیه السلام تنها به دو نفر داده شده؛ ابتدا به فردى قریشى از قبیله بنى عبدالدار كه از دشمنان سرسخت مسلمانان بود و طلحة بن ابى طلحة نام داشت. او در جنگ احد توسط امیر المؤمنین علیه السلام كشته شد زیرا شخص دیگرى را جرأت رویارویى با او نبود و شجاعت و جنگاورى او باعث تضعیف روحیه مسلمانان شده بود. با كشته شدن او توسط امیر المؤمنین علیه السلام روحیه به مسلمانان بازگشت و سبب خوشحالى پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله شد زیرا كشته شدن او باعث شد اتحاد مشركین به شدت از هم گسیخته شود و بسیارى از آنان پا به فرار گذارند.(21) دومین فردى كه پیش از حضرت عباس علیه السلام به این لقب خوانده شد مالك اشتر نخعى بود. او را در دوران خلافت امیر المؤمنین علیه السلام كبش العراق مىخواندند.(22) پس از وى این لقب به حضرت عباس علیه السلام رسید آن گونه كه از زبان امام حسین علیه السلام سرودهاند: عَبَّاسُ علیه السلام كَبْشُ كَتِیبَتى وَ كَنَانَتى وَ سرُّ قَوْمی بَلْ اَعَزُّ حُصُونى؛ عباس علیه السلام پهلوان لشگر و اهل بیت من بلكه شكست ناپذیرترین دژ من است.»(23)
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
6. حامى الظُعَینة در لغت عرب ظعینة از ریشه ظَعَنَ (كوچ كرد) گرفته شده و به معناى زن هودجنشین(24) مىباشد. این لقب نیز از جمله القابى است كه پس از واقعه عاشورا به حضرت داده شده و به معناى پشتیبان زنان هودجنشین است. چرا كه دلگرمى زنان اهل حرم به بازوى تواناى عباس علیه السلام بود. چه بسا پشتیبانى و حمایت از زنان بىدفاع، خود بخش بزرگى از دفاع است و وجود او در بین لشگر قوت قلبى براى همه به شمار مىآمد. این لقب در عرب پیش از حضرت عباس علیه السلام تنها به یك نفر داده شده و او ربیعة بن مكدم كنانى از قبیله بنى فراس مىباشد و چه در زمان زندگى و چه پس از مرگش او را این گونه مىخواندهاند. آن سان كه دربارهاش سرودهاند: حامى الظعینة این منه ربیعة أم أین من علیا ابیه كلام.(25)
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
القاب یاد شده از مشهورترین لقبهاى حضرت عباس علیه السلام است. البته ایشان لقبهاى دیگرى نیز دارند كه بدین شرح است: 7. شهید؛(26) 8 . عبد صالح؛ 9. مستجار (پشت و پناه)؛ 10. فادى (فداكار)؛ 11. ضَیغَم (شیر)؛ 12. مُؤثر (ایثارگر)؛ 13. ظَهر الولایة (پشتیبان ولایت)؛ 14. طیار؛(27) 15. اكبر؛(28) 16. مواسى (ایثار كننده)؛ 17. واقى (پاسدار)؛ 18. ساعى(29) (تلاشگر)؛ 19. صدّیق (راستگفتار و درستكردار)؛ 20. بَطَل (گُرد)؛ 21. اطلس (چابك و شجاع، در لغت به معناى رنگارنگ یا دو رنگ بوده(30) و كنایه از فرد زیرك و چابك است)؛ 22. حامل اللّواء (پرچمدار).(31) 23. صابر؛ 24. مجاهد؛ 25. حامى؛ 26. ناصر؛(32) در كلام معصومین علیهم السلام لقبهاى دیگرى نیز براى حضرت عباس آمده است كه از جایگاه والا و مقام ارجمند حضرت عباس علیه السلام حكایت مىكند.
پىنوشتها: 1. نك، لغت نامه دهخدا، على اكبر دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1373 ه . ش ، ج 11، ص 16452. 2. معارف و معاریف، السید مصطفى الحسینى الدشتى، تهران، انتشارات مفید، چاپ دوم، 1376 ه . ش، ج 8، ص 595 . 3. نفس المهموم، شیخ عباس قمى، قم، منشورات مكتبه بصیرتى، بى تا، ص 332؛ تنقیح المقال فى احوال الرجال، عبداللّه المامقانى، نجف، مطبعة الحیدریة، 1352 ه . ق، ج 1، ص 128. 4. بطل العلقمى، عبد الواحد بن احمد المظفر، نجف، مطبعة الحیدریة، بىتا، ج 2، ص 9. 5. همان. 6. همان، ص 10. 7. العباس علیه السلام، عبدالرزاق المقرم، نجف، مطبعة الحیدریة، بى تاص 195؛ المجدى فى أنساب الطالبیین، نجم الدین ابوالحسن على بن محمد بن العلوى العمرى، قم، مطبعة سید الشهداء، مكتبة آیة اللّه العظمى النجفى، چاپ اول، 1409 ه . ق ، ص 231. 8. أنساب الأشراف، احمد بن یحیى بن جابر البلاذرى، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، چاپ اول، 1394 ه . ق، ج 2، ص 192؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن الحسن الطبرسى، نجف، مكتبة الحیدریة، چاپ دوم، 1390 ه . ق، ص 203 . 9. بطل العلقمى، ج 2، ص 8. 10. مقتل الحسین علیه السلام، محمد تقى بحر العلوم، بیروت، دار الزهراء، چاپ دوم، 1405 ه . قبحار الأنوار، محمد باقر مجلسى، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ه . ق، ص 315؛ العباس علیه السلام، ص 195. 11. بطل العلقمى، ج 2، ص 91. 12. همان، ص 10. 13. مناقب آل ابى طالب، ابن شهر آشوب السروى المازندرانى، ابو جعفر محمد بن على، قم، مطبعة العلمیة، بىتا، ج 4، ص 108 ؛ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسى، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ه . ق، ج 45، ص 40 . 14. بطل العلقمى، ج 3، ص 35. 15. مقاتل الطالبیین، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 45، ص 40؛ مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 108؛ بطل العلقمى، ج 3، ص 208؛ كبریت الأحمر، ص 384. 16. مستدرك الحاكم النیسابورى، حافظ ابو عبدالله محمد بن عبد الله الحاكم النیشابورى، بیروت، دار الكتب العلمیة، چاپ اول 1411 ه . ق ، ج 3، ص 126. 17. چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، على ربانى خلخالى، قم، مكتب الحسین، چاپ پنجم، 1378 ه . ش، ج 1، صص 147 و 148. 18. الثقات، محمدبن حبّان، دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، بى جا، 1395 ه . ق، ج 2، ص 310 ؛ السیرة النبویة، محمدبن حبّان، بیروت، مؤسسة الثقافیة، چاپ اول، 1407 ه . ق، ج 1، ص 559 . 19. الإختصاص، محمدبن محمد بن نعمان الشیخ المفید، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1402 ه . ق، ص 78 ؛ رجال الطوسى، ابو جعفر محمد بن الحسن، نجف، مطبعة الحیدریة، چاپ اول، 1381 ه . ق ، ص 72 . 20. تاریخ الیعقوبى، احمد بن ابىیعقوب، بیروت، دار صادر، بىتا، ج 2، ص 76 ؛ سیرة النبویة، ابن هشام، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1355 ه . ق، ج 1، ص 96. 21. بطل العلقمى، ج 2، صص 53 ـ 54 . 22. بطل العلقمى، ج 2، صص 53 ـ 54 . 23. همان، ص 60. 24. فرهنگ معاصر، آذرتاش آذرنوش، تهران، نشر نى، چاپ اول، 1379 ه . ش، ص 213. 25. بطل العلقمى، ج 2، صص 63 و 64. 26. مصباح الزائر، سیدبن طاووس، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول، 1417 ه . ق، صص 245 ـ 249 ؛ بحار الأنوار، ج 98، صص 222 ـ 227. 27. بطل العلقمى، ج 2، ص 108. 28. الطبقات، محمد ابن سعد، لیدن، مطبعة بریل، 1321 ه . ق، ج 3، ص 1 ؛ سیر إعلام النبلاء، شمس الدین محمد بن احمد الذهبى، مصر، دار المعارف، بىتا، ج 3، ص 216 . 29. سه لقب اخیر در زیارت ناحیه مقدسه آمده است. 30. لسان العرب، ج 6، ص 135. 31. مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 108؛ بحار الأنوار، ج 45، ص 40 ؛ بطل العلقمى، ج 2، ص 12. 32. چهار لقب اخیر در: الإقبال، على بن موسى بن جعفر السیدبن طاووس، تهران، دار الكتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1390 ه . ق، ص 334 ؛ بحار الأنوار، ج 98، ص 364 ؛ مصباح الزائر، ص 351. منبع: پاسدار اسلام، شماره 285، حجةالاسلام ابوالفضل هادى منش
[COLOR=#0070c0] [COLOR=#0070c0]
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ای حرمت قبله حاجات ما یاد تو تسبیح و مناجات ما تاج شهیدان همه عالمی دست علی ، ماه بنی هاشمی همقدم قافله سالار عشق ساقی عشاق و علمدار عشق سرور و سالار سپاه حسین داده سر و دست به راه حسین عم امام و اخ و ابن امام حضرت عباس علیه السلام ای علم کفر نگون ساخته پرچم اسلام برافراخته مکتب تو مکتب عشق و صفاست درس الفبای تو صدق و صفاست شمع شده ، آب شده ، سوخته روح ادب را ، ادب آموخته آب فرات از ادب توست مات موج زند اشک به چشم فرات یاد حسین و لب عطشان او وآن لب خشکیده ی طفلان او ساقی کوثر پدرت مرتضاست کار تو سقایی کرب و بلاست
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
وناگاه عطر دلنشینی فضا را از شمیم آسمانی اش سرشار کرد ؛
مولودی قدم به گیتی نهاد که با گامهای کوچکش فردایی بزرگ را رقم می زد پدر اورا در آغوش گرفت و بر دستانش بوسه زد، در حالیکه اشک اچشمان مبارکش جاری بود و همه متعجب بودند از این رفتار امام . امام نگاهی به حسین (ع) کرد و فرمود : این دستها در راه امام خود و برای خدا قطع می شوند.
آری ! اولین مرثیه سرای" عباس " علی (ع) بود ، مرثیه ای که تا ابد بر زبانها جاری می ماند .
عباس در وجاهت چنان بود که مردم او را قمر بنی هاشم می خواندند ؛ به راستی از او چه می توان گفت که فرات نیز با تمامی وسعتش شرمسار دل دریایی اوست .
آری ! در عظمت حضرت ابوالفضل همین بس که در روزنبرد، خطاب برادر به وی چنین بود " جانم به فدایت "
و امام سجاد علیه السلام نیز درباره آن بزرگوار چنین می فرماید : " عباس نزد خداوند از مقام و منزلتی برخوردار است که در روز قیامت همه شهدا به آن غبطه خواهند خورد."
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد