نظر دانشمند و محقق آلمانی "مسیو ماربین" وی میگوید: حسین بن علی وارث امیرمؤمنان، علی، از حیث شجاعت و دلاوری است، چون پدرش در نطق و بیان و انتقاد از منافقین ید طولایی داشتهاست. حسین اولین شخصیت سیاستمدار مذهبی بوده است كه تا به امروز چنینسیاستمدار فداكاری در جهان به وجود نیامدهاست. بنی امیه ـ دشمن كینه توز اسلام ـ در مقام هتك حرمت به اسلام برآمدند، در این صورت حسین سكوت را جایز ندانسته به طور جدی و علنی علیه بنی امیه وحكومت وقت قیام كرد و بساط آل ابی سفیان و یزیدیان را به رسوایی و نابودی كشانید. اوعلناً و آشكارا میگفت: من در راه حق و امر به معروف كشته میشوم و كمترین تردیدی ندارم، اگرچه جانم و عزیزانم را در این راه از دست بدهم؛ كما اینكه چنین كرد كه در دنیا چنین سابقه نداشته و نخواهد داشت كه شرحش از حد ایجاز ما خارج است.
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
سخنی از محمد علی جناح هیچ نمونهای از شجاعت و فداكاری بهتر از آن كه امام حسین از لحاظ جانبازی و تهوّر نشان داد در جهان پیدا نمیشود. بهعقیده من تمام مسلمین باید از شهیدی كه اینگونه در سرزمین عراق فداكاری كرد و قربانی داد سرمشق بگیرند و پیروی نمایند. در این جا به فرازی از دعای عرفه امام حسین میپردازیم كه میفرماید:«الهی تردّدی فی الاثار یوجب بعد المزار» كما اینكه در روز عاشورا برای حسین بنعلی جز شهادت و لقای خداوند متعال و اجرای احكام دین جدش محمد چیز دیگری مطرح نبود. در روز عاشورا در برابر شهادت هریك از اصحاب و یارانش لحظه به لحظه چهره مقدسش نورانیتر و زیبا و جذابتر میشد، چون بدون هرگونه حجاب و پردهحق تعالی را رؤیت مینمود كه حتی حجاب نوری هم در این میان نبود و همه اینمصائب و سختی و گرفتاریها برای حسین زیبا بود. همانطوری كه حضرت زینب در خطابه خود با سخنان كوبنده در مجلس ابنزیاد در جواب او فرمود: ای ابن زیاد هرآنچه بر ما گذشت در طول این مدت جمیل بود و ما جز زیبایی چیزی ندیدیم و خداوند همه را به ما زیبایی عطا فرمود. در خاتمه، بر حسین و اهلبیت پاك و فداكارش و یاران باوفایش درود میفرستم.
منبع : سايت تبيان
سید علی اکبر قریشی
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
امام حسين(ع) در بيان رسول خدا با تكيه بر منابع اهل سنت
• طليعه
امام حسين عليه السلام نامي آشنا براي عموم مسلمانان و بلكه همه دردمندان است. اينشخصيت وصفناپذير چنان مورد توجه رسول خدا صلوات الله عليه و آله بوده كه به نظر ميرسد فلسفه اين عنايت و توجه در آن عصر براي جماعت زيادي روشن نبوده و تا حدودي هم شايد حقداشتهاند، چون هيچ كس نميتواند فراواني گفتهها و توجهات پيامبر اسلام(ص) به اينبزرگوار را يك امر عاطفي برخواسته از رابطه پدر و فرزندي بداند، زيرا همه حركات و گفتههاي رسول خدا(ص) به طور قطع و يقين بسيار فراتر از اين حوزه است، چيزي كه واقعيتهاي تاريخي آن را اثبات ميكند .
رسول خدا(ص) كه تمام گفتهها و حركات او با پشتوانه الهي سرچشمه ميگيرد،[وما ينطق عن الهوي] هرگز سخنان بلند و معنا داري در مورد امام حسين به صرف رابطه فرزندي ايراد نكرده و حكمتهاي بيشماري در اين برخورد و نگاه رسول خدا(ص) وجود داشت كه بسياري از آنها به مرور زمان، آن هم زماني نه چندان طولاني به گونهاي كه برخي ياران رسول خدا آن زمان را درك كردند، روشن شد .
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
روايتهاي فراواني كه هم از طريق اهل سنت و هم در منابع شيعه ذكر شده،تصريح دارند كه نامگذاري اين مولود مبارك به وسيله رسول خدا(ص) بوده كه البته در برخي از آنها چنين آمده كه حضرت فرمودهاند: اين نام گذاري به دستور جبرئيل و در نقل ديگر به دستور خداوند بوده است . به چند نمونه توجه كنيد :
الف) «ذخائر العقبي» از اسماء بنت عُميس روايت كرده كه حضرت زهرا(س)فرزندبزرگوارش، حسن(ع) را به خانه من آورد، درست همين لحظه پيامبر اكرم(ص) تشريف آوردند و فرمود: اي اسماء! فرزندم را بياور. امام حسن(ع) را در پارچهاي زرد رنگ نهادهبودم و به حضور مباركش بردم، رسول خدا(ص)" فرمود: مگر به شما نگفتم كودك را در پارچه زرد رنگ نپيچيد. بلافاصله كودك را در پارچه سفيدي گذاشتم و به حضورش بردم. رسول خدا(ص) كودك را از من گرفت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت .
آن گاه از علي(ع) پرسيدند: اين فرزند را چه ناميدهايد؟ علي(ع) گفت: من بر شما پيشي نميگيرم، رسول خدا(ص) فرمود: من هم در نام گذاري او، بر خدا سبقت نميجويم. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و گفت: اي محمد! پروردگار سلام ميرساند و ميفرمايد:موقعيت علي در نزد تو، مانند منزلت هارون به موسي است؛ با اين تفاوت كه پيامبري پس از تو مبعوث نميشود، اسم فرزند را حسن نام گذاري كن .
پس از يك سال امامحسين(ع) متولد شد. پيامبر اكرم(ص) به خانه اسماء آمد و جريان را آن سان كه بيانكرديم، به وي گفت و قصه نام گذاري را متذكر شد تا آن جا كه "جبرئيل" گفت: نام اينكودك را حسين بگذار
مشابه همين حديث در منابع شيعه ذكر شده است .
ب) مرحوم صدوق با اسناد خودش از امام رضا(ع) و ايشان هم از پدران بزرگوارش از امام زين العابدين از اسماء بنت عميس روايت كرده كه وقتي امام حسين(ع) به دنيا آمدند رسول خدا(ص) به علي(ع) فرمودند : "اسم فرزندت را چه گذاشتي؟" علي(ع) گفتند: من در نام گذاري او از شما پيشينميگيرم... رسول خدا(ص) فرمود: من هم در نام گذاري او از خدا پيشي نميگيرم. آن گاهجبرئيل فرود آمد و گفت: اي محمد خداي علي اعلي به تو سلام ميرساند و ميگويد:جايگاه علي نزد تو همانند جايگاه هارون نسبت به موسي است و اين فرزند را به اسم فرزند هارون نام گذاري كن. رسول خدا(ص) فرمودند: اسم پسر هارون چه بوده؟ جبرئيلگفت: شبير. رسول خدا(ص) فرمودند: زبان من عربي است و جبرئيل در جواب گفت: نام او را حسين بگذار..."
البته روايات با اين مضمون فراوان نقل شده چه در كتابهاي اهل سنت و چه شيعه، گرچه برخي مطالب ديگر در تعدادي از آن روايات وجود دارد كه قابل بحث ميباشد، ولي آن چه از مجموع اين روايات برمي آيد اين كه نام گذاري اين مولود شريف به وسيله رسول خدا(ص) بوده و ايشان هم به امر خداوند اين كار را انجام دادهاند. كمتر ديده شده و يا شايد سابقه نداشه باشد كه نام گذاري كسي با اين ترتيب و تشريفات خاص و الهي انجام گرفته باشد و اين نشان از عظمت و بزرگي اين وجود مقدس دارد .
2 ـ اذان گفتن رسول خدا(ص) در گوش امام حسين عليه السلام
حاكم نيشابوري از ابورافع و او نيز از پدرش روايت كرده كه رسول خدا(ص) را ديدم كه هنگام تولد امام حسين(ع) در گوش او اذان گفت .
همين مضمون در روايات ديگر بنابه نقل منابع اهل سنت و شيعه وارد شدهاست .
3 ـ رفع تشنگي از حسنين با گذاشتن زبان در دهان آن دو
ابن حجر عسقلاني در «تهذيب التهذيب» از اسحاق بن ابي حبيبه و او از ابوهريره روايت ميكند كه گفت: گواهي ميدهم كه همراه رسول خدا(ص) حركت ميكرديم كه ناگهان رسول خدا(ص) صداي حسنين را شنيد كه ميگريستند و مادر ايشان هم همراه آنان بود، پيغمبر(ص) با سرعت به سوي آنها شتافت و پرسيد: چرا اين دو فرزندم ميگريند؟ فاطمه پاسخ داد: از تشنگي. رسول خدا(ص) به سراغ مشك كهنهاي كه با آب آن وضو ميگرفت رفت. ولي آن روز آب بسيار كم بود و مردم هم به دنبال به دست آوردن آب بودند .
رسول خدا(ص) فرياد زد: آيا كسي از شما آب همراه دارد؟ هيچ كس آبي به همراه نداشت. آن گاه رسول خدا(ص) خطاب به فاطمه فرمودند: يكي از آن دو فرزند را به من بده. فاطمه يكي از آنها را از زير چادرش بيرون آورد و پيامبر اكرم(ص ) او را در حالي كه ميگريست به سينه چسبانيد و زبان مباركش را در ميان دهان او فرو برد. او زبان مبارك رسول خدا(ص) را ميمكيد تا سيراب شد و از گريه باز ايستاد و همين رفتار را با فرزند ديگرش هم انجام داد .
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
بخاري نقل ميكند كه محمد بن ابي يعقوب ميگويد: من شنيدم كه ابن ابي نعم از عبدالله بن عمر درباره مُحرِم سؤال ميكرد (حكم كشتن پشه را ميپرسيد) ابن عمر گفت: مردم عراق از خون پشه سؤال ميكنند، در حالي كه پسر دختر رسول خدا(ص) را كشتند و پيامبر(ص) فرمود : حسن و حسين گلهاي خوش بوي من هستند كه از دنيا برگرفتهام .
نسائي در كتاب خصائص اميرالمؤمنين(ع) به سند خود از «انس بن مالك» روايت ميكند كه بعضي اوقات ـ و يا بارها ميشد ـ كه به حضور مبارك رسول خدا(ص) وارد ميشدم، حسن و حسين را ميديدم كه روي سينه و شكم پيامبر(ص) جست و خيز ميكردند و پيامبر(ص) ميفرمود: "دسته گل خوش بوي امت من هستند ."
در ذخائر العقبي بابي را عنوان كرده با اين موضوع: «ذكر ماجاء انهما ريحاتناه من الدنيا» و در اين باب، چهار روايت را كه از پيامبر اسلام(ص) ميباشند آورده كه پيامبر فرمودهاند: حسن و حسين(ع) دو گل خوش بوي من از دنيا ميباشند .
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
5 ـ گريه امام حسين(ع) رسول خدا(ص) را آزار ميداد
در ذخائر العقبي روايت كرده كه يزيد بن ابي زياد نقل كرده كه پيامبر اسلام(ص) از خانه عايشه بيرون آمدند و از كنار خانه فاطمه عبور كردند، كه ناگهان صداي گريه امامحسين(ع) به گوشش رسيد، رسول خدا(ص) فرمودند: مگر نميداني (اي فاطمه) كه گريه حسين مرا آزار ميدهد .
6 ـ محبوبترين افراد نزد پيامبر صلوات الله عليه
ترمذي در باب مناقب حسنين به سند خود از انس بن مالك روايت ميكند كه از رسول خدا(ص) پرسيدند: كدام يك از خاندانتان نزد شما محبوبتر است؟ فرمود:«حسن و حسين» و به )حضرت فاطمه) ميفرمودند: دو فرزندم را صدا بزن و آنان را به سينه ميفشرد و ميبوييد .
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ابن عساكر از يعلي روايت كرده : همراه رسول خدا(ص) براي مهماني دعوت شده بوديم، بيرون آمديم كه امام حسين(ع ( با بچهها بازي ميكرد... و گاهي اين طرف و گاهي به طرف ديگر فرار ميكرد و رسول خدا(ص)... او را گرفت و يك دست بر پشت امامحسين(ع) و دست ديگر زير چانه او گذاشتند و دهان را در دهان او گذاشت و او را بوسيد .
طبراني با سند خود از انس بن مالك روايت كرده هنگامي كه سر مبارك امامحسين(ع) در برابر عبيدالله بن زياد قرار دادند او با چوب دستي كه در دستداشت،لبهاي مبارك امام حسين(ع) را ميزد و آن گاه دندانهاي مطهر آن جناب را توصيف ميكرد، من با خود گفتم كه خدا تو را به بيچارگي گرفتار سازد، من خود شاهد عيني جريان بودم كه رسول خدا(ص) جايي را كه اكنون چوب ميزني، ميبوسيد !
و نيز ابن حجر هيثمي از ابن ابي الدنيا روايت ميكند كه زيد بن ارقم در مجلس ابن زياد حضور داشت كه ديد ابن زياد با چوب دستي به لب و دندان آن حضرت ميزند، به وي گفت: چوب دستي را از لب و دندان امام حسين(ع ( بردار، به خدا سوگند همواره ميديدم كه رسول خدا(ص) ميان اين دولب را ميبوسيد. آن گاه «زيد بن ارقم» گريست و ابن زياد ناراحت شد و گفت :
"خدا ديدگان تو را بگرياند، اگر پيرمرد خرفت و بي عقلي نبودي گردنت را ميزدم " زيد بن ارقم از جاي خود برخاست، خطاب به مردم گفت: "اي مردم شما از امروز به
بعد مردگاني بيش نخواهيد بود، براي اين كه پسر فاطمه را شهيد كرديد و پسر ابنمرجانه را بر خود امير قرار داديد. به خدا سوگند طولي نميكشد نيك مردانِ شما را ميكشند و بدسيرتان را به شما ميگمارند ."
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد