اول از همه نکته بسیار مهمی را به دوست خوبم یادآوری کنم. این روشی که شما در پیش گرفته اید، روش مناسبی برای بحث و نقد نظرات نیست. من خیلی خوشحالم که بعد از مدتها مکانی را یافتم که به صورت پویا فعالیت میکند و در آن میتوانم بسیار بیاموزم. اما چند نکته را یادآوری میکنم تا بحث ثمر بخش باشد و الا به درازا میکشد و بهره ای از آن نمیتوان برد و تنها موجب خستگی میشود
اولا شما بدون توجه به پست قبل خود، مسئله را بسط میدهید و نکته های پراکنده نقل میکنید و من در هر پاسخ مجبور به جواب دادن به تمام آنها هستم.
ثانیا اگر بنده برای رد مطلبی که شما نوشته اید نقدی و مدرکی می آورم، شما نیز برای اثبات حرف خود باید در رد مدارک بنده نقد بیاورید و اشتباه بودن کلام بنده را توجیه کنید. اینکه شما از روی اشکالاتی که بنده وارد کرده ام بدون پاسخ رد شویدو مطلب جدیدی را در تایید سخن خود بگویید خالی از اشکال نیست. ( همانطورکه مشاهده میکنید جزء به جزء نوشته هایتان را بررسی کرده و در مورد آن بحث میکنم)
ثالثا اگر مطلبی را قبول کردید حتما بگویید. (همچنان که بنده این کار را کرده ام.)
من این دفعه سوم است که تایپ می کنم و این سایت محترم اعتقادات به خاطر مشگلی که داره هنوز ارسال نکرده متن رو پاک می کنه!!!!!!!!
به خاطر وقتی که گذاشتید صمیمانه سپاسگذارم.
مشکل شما به این علت است که تکه هایی از مطلب خود را، از جایی (مثلا word )کپی میکنید و به این علت تمام نوشته ها فونت یکسان و اسکریپت مشابهی ندارند. راه حل این است که بعد از اتمام نوشتن روی "Switch On/Off WYSIWYGMode" دو بار کلیک کنید تا همه نوشته ها یک فرم شود. سپس اقدام به ارسال مطلب کنید.و اما...
شما به ایرادات من پاسخ نگفته اید.. با توجه به آنچه بالا گفتم انتظار دارم پاسخ مشکلاتی که به سخنان شما وارد کردم را شرح دهید. اشکالاتی که بنده گرفتم و پاسخی ندیدم از این قرار هستند:
1-
با توجه به نوشته ی شما اینگونه به نظر میرسد که توسل را تنها "حب اولیاء خدا و شفاعت جویی از آنها و توجه به خدا به وسیله آنها و ..."میدانید.کل مطلبی که بنده عرض کردم به معنای توسل و مصادیق آن اشاره داردو خواستم این نکته را عرض کنم این موارد که در بین مردم به عنوان توسل مصطلح شده، تنها یک راه توسل است و البته برترین آن ها هم نیست چنان که واجب نمی باشد در حالی که اعمال واجب که هر یک وسیله ای است برای تقرب،وجود دارند! _ برترین وسیله ها در خطبه حضرت علی (ع) د رنهج البلاغه آمدهاست که پیش تر آنها را نوشتم _
پاسخ دهید به خطبه حضرت علی که در تفسیر نمونه از آن یاد شده و برترین راه توسل برای توسل کنندگان را،ايمان به خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلّم)، جهاد، عبادات همچون نماز و زكات و روزه و زيارت خانه خدا، صله رحم و انفاق در راه خدااعم از انفاق هاي پنهاني و آشكار دانسته اند چه اشکالی وارد است؟ و اگراشکالی وارد نیست چگونه بر خلاف نص صریح این خطبه بهترین توسل را توسل به اولیاء خدا میدانید؟
2-
به نظر بنده معنای اینعبارت این است: "هر آنچه در آسمان ها و زمین است برای تقرب به او وسیله ای انتخاب میکند" و بعد حضرت فاطمه (س) میفرمایند که آن وسیله بین خلق ما هستیم. و البته هیچ حصری هم در میان نیست یعنی حضرت نمی فرمایند "تنها وسیله ما هستیم".
پاسخ دهید آیا حصر توسل در ائمه منظور شما بوده است یا خیر؟ اگر بله چرا؟
3-
ولی نکته مهم تر، شما نوشته اید: "خداوند متعال جسم نیست تا بخواهد صورت را به سمت او کند"
این جمله شما فاقد هرگونه ریشه و درون مایه ی اسلامی است. آیا برای توجه به خداحتما باید "جسمی" وجود داشته باشد؟ آیا نبی اکرم و ائمه هدی اکنون جسمی درروی زمین و در میان ما هستند( به استثنا ی امام زمان)؟
پاسخ دهید...
4-
طبق آیه زیر هیچ حصری در این میان وجود ندارد:
وَ للَّهِ المَْشرِقُ وَ المَْغْرِب فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَسِعٌ عَلِيمٌ(115)
ترجمه : مشرق و مغرب از آن خدا است و به هر سو رو كنيد ، خدا آنجا است ، خداوند بي نياز و دانا است .
لذانبیاکرم و وصی او تنها یکی از این مصادیق "وجه الله" هستند و برای توجه به خدا نیازی به اتخاذ وجه خاصی نمی باشد و به هرچه توجه شود "وجه الله" است.
اما بیان صفت "وجه الله" برای اولیاء خدا نشان از آبرومندی ایشان در پیشگاه خدا دارد چنان که در دعای توسل میخوانیم "یا وجیه عند الله" یعنی ایآبرومندان در پیشگاه خدا
پاسخ دهید با توجه به نص صریح کلام خدا چگونه وجه خاصی (ائمه و نبی اکرم) برای توجه به خدا قائل شده اید؟ آیامعنای این عبارت همان "آبرومندان نزد خدا" نمی باشد؟
5-
در بیان این مطلب که "خداوند تنها از طریق ائمه به دیگران توجه میکند" نقد بسیاری دارم. لطفا دلیل خود را بیاورید.
لطفا دلیل بیاورید
____________________________________________________________
____________________________________________________________
خوب حالا پاسخ پست شما..
این نظری که من گفتم را از دو نفر از بزرگان شنیده ام:
1- آیت الله شیخ سند. که در کتاب الامامة الالیهة جزء 4 بیان کرده اند که در پیوست آورده ام و می توانید کتاب را مطالعه کنید.
2- آقای رضوی رئیس موسسه احیاء دین امیر المومنین زیر نظر دفتر آیت الله وحید.
بنده صرف نظر را نقد کردم و به آن اشکال گرفتم و برای رد آن آیه از قرآن آوردم. نظرات این بزرگان محترم است اما جواب اشکالات من نیست!
به این آیه هم توجه کنید:
وَإِذَاقِيلَلَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِلَوَّوْارُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (منافقون 5)
با توجه به این آیه توسل به پیامبر نشانه ایمان و عدم توسل نشانه نفاق و استکبار
تفسير نمونه ج : 11 ص : 194 آيات 19 - 23
مستكبران كيانند ؟ !
در چندين آيه از آيات قرآن استكبار به عنوان يك صفت ويژه كفار به كار رفته ، و از همه آنها استفاده مي شود ، كه منظور از آنها تكبر از قبول حق است.
سوره نوح آيه 7 : و اني كلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم في آذانهم و استغشوا ثيابهم و اصروا و استكبروا استكبارا
هنگاميكه من اين گروه بي ايمان را دعوت مي كنم تا مشمول عفو تو شوند انگشتها رادر گوش گذارده و در زير لباس خود را پنهان مي كنند ، و در گمراهي اصرارميورزند و در برابر حق استكبار دارند .
سوره منافقين آيه 5 : و اذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول الله لووا رؤسهم و رأيتهم يصدون و هم مستكبرون
وهنگامي كه به آنها بگوئي بيائيد تا رسول خدا براي شما آمرزش بطلبد ،سرپيچي مي كنند و آنها را مي بيني كه مردم را از راه حق باز مي دارند واستكبار ميورزند .
سوره جاثيه آيه 8 : يسمع آيات الله تتلي عليه ثم يصر مستكبرا كان لم يسمعها
آيات خدا را كه بر او خوانده مي شود مي شنود ، اما چنان با حالت استكبار اصرار بر كفر دارد كه گوئي آن آيات را هرگز نشنيده است !
باتوجه به این آیه ها تکبر در برابر قبول حق را استکبار گویند نه عدم توسل. در واقع قبول نکردن عبدالله در شفاعت جویی توسط پیغمبر تکبر او در مقابل حق بود. این که توسل به پیامبر نشانه ی ایمان است کاملا حق است اما بیان این مطلب که عدم توسل نشانه ی "نفاق" و "استکبار" است مستلزم این است که شما توسل به اولیاء خدا را امری اجباری بدانید. با قبول این گفته هر که را که مستقیما و بدون واسطه با خدا ارتباط بر قرار نماید منافق و مستکبرخوانده اید. ولی هرگز چنین نیست. نمونه های بسیاری در قرآن و تاریخ اسلام داریم که در آینده اگر لازم شد برای مثال خواهم آورد.
دوست خوبم شما آیه را تفسیر به رای فرموده اید. در هیچ کجای تفسیر المیزان و تفسیرنمونه از این آیه برای توجیه اجبار در توسل به اولیاء استفاده نشده بلکه در این تفاسیر این عمل را نمونه ای از مقاومت در برابر حق بیان کرده اند.در تفسیر نمونه آمده است:
"در آيه بعد براي رفع هرگونه ابهام دراين زمينه ، مي افزايد : به فرض كه آنها نزد تو بيايند و براي آنهااستغفار كني ، زمينه آمرزش در آنها وجود ندارد بنابراين تفاوتي نمي كند كه براي آنها استغفار كني يا نكني ، هرگز خداوند آنها را نمي بخشد ! ( سواءعليهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن يغفر الله لهم )"
لذا نبودن زمینه آمرزش به واسطه کبر آنها در مقابل حق باعث پذیرفته نشدن آنها در درگاه محبوب شده است نه عدم توسل آنها به نبی..
نکته اینجاست که توسل به انبیاء و اولیاء خدا تنها یکی از راهای توسل است وگرچه عین صواب است اما اظهر من الشمس است که هیچ اجباری در آن نیست وارتباط مستقیم با پروردگار نه تنها "نفاق" و "استکبار" نیست بلکه از نقاط قوت دین اسلام است...
در صفحات نخست تفصیر نمونه ذیل سوره ی مبارکه حمد که به واقع یک قرآن کامل است آمده:
اين سوره اساسا با سوره هاي ديگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشني دارد به خاطر اينكه سوره هاي ديگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما اين سوره از زبان بندگان است ، و به تعبير ديگر در اين سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است. آغاز اين سوره با حمد و ستايش پروردگارشروع مي شود .و با ابراز ايمان به مبدء و معاد ( خداشناسي و ايمان بهرستاخيز ) ادامه مي يابد ، و با تقاضاها و نيازهاي بندگان پايان مي گيرد .انسان آگاه و بيدار دل ، هنگامي كه اين سوره را مي خواند ، احساس مي كند كه بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مي كند و در عالم روحانيت و معنويت لحظه به لحظه به خدا نزديكتر مي شود . اين نكته بسيار جالب است كه اسلام بر خلاف بسياري از مذاهب ساختگي يا تحريف شده كه ميان خدا و خلق واسطه ها قائل مي شوند به مردم دستور مي دهد كه بدون هيچ واسطه با خدايشان ارتباط برقرار كنند !
اين سوره تبلوري است از همين ارتباط نزديك و بي واسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، دراينجا تنها او را مي بيند ، با او سخن مي گويد ، پيام او را با گوش جان ميشنود ، حتي هيچ پيامبر مرسل و فرشته مقربي در اين ميان واسطه نيست و عجب اينكه اين پيوند و ارتباط مستقيم خلق با خالق آغازگر قرآن مجيد است .
دوست عزیزم عجیب نیست که این سوره را در هر نماز واجب باید خواند..
بههر حال طی مطالبی که در اولین پست آوردم، شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق نص صريح قرآن باعث تقرب به پروردگار مي گردد، پيروي از پيامبر و امام، حتي سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان وصالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مي باشد همه و همه از مصادیق توسل هستند و یک انسان آگاه از این طرق به پروردگارخویش نزدیک میگردد ولی بیان مطالب خارج از حق در هیچ حیطه ای صحیح نمی باشد.
حالا اگر کسی به پیامبر توسل نکند و به سایر توسلاتیکه شما دوست عزیز آوده اید توسل کند آیا طبق این آیه شریفه از مستکبراننیست؟؟
خیر نیست. توسل به معنای انتخاب وسیله ای برای نزدیک شدن به خداست و هر وسیله ای که انتخاب شود نیکوست. اینکه کدام وسیله ارجح است و کدام وسیله واجب کاملا واضح است. آنهایی که بنده از خطبه ی حضرت علی (ع) بیان کردم همگی واجب اند و به گفته ی ایشان بهترین راه متوسل شدن هستند. آن که شما بر آن اصرار داری گرچه حق و صواب است اما واجب نیست و عدم انجامش همچون پاک کردن امضای بنده است و گناهی محسوب نمی شود!!
مثل اینکه درست شد
اما آقا نیما من امروز سه مرتبه متن رو نوشتم و سه بار پاک شد
فقط به خاطر شما![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سپاسگذارم. حمید جان به مدت دو هفته به اینترنت دسترسی نخواهم داشت. ممکن است پاسخ بعدی در زمان دوری باشد. عذر خواهی میکنم.

