عرضه دين چيست ؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 203
- تاریخ عضویت: جمعه ۷ فروردین ۱۳۸۸, ۴:۰۴ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 621 بار
- سپاسهای دریافتی: 602 بار
عرضه دين چيست ؟
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرضه دين عبارتست از بيان دانسته ها و باور هاي ديني در پيشگاه امام معصوم عليه السلام يا نائب ايشون براي تاييد ايشان :
[COLOR=#NaNNaNNaN] يک نمونه از عرضه دين در مورد شاه عبدالعظيم حسني بوده که در پيشگاه امام معصوم عليه السلام به عرض دين ميپردازند که اين عرض دين رو براي اطلاع بيشتر مخاطبين اوردم :
[COLOR=#NaNNaNNaN] عبدالعظيم حسنى فرمود: بر آقا و مولاى خود، على بن محمّد عليه السلام وارد شدم، چون نظر آن حضرت بر من افتاد، فرمود : مرحبا اى ابوالقاسم، براستى كه تو از دوستانما هستى.
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرض كردم : اى پسر پيغمبر، مىخواهم عقايد دينى خود را بر شما عرضه بدارم، اگر پسنديده باشد بر او ثابت باشم تا به لقاى خداوند برسم.
[COLOR=#NaNNaNNaN] امام فرمود : بگو، اى ابوالقاسم.
كردم : من معتقدم كه خدا يكى است و مانند او چيزى نيست، و از دو حدّ[COLOR=#NaNNaNNaN] ابطال و تشبيه[COLOR=#NaNNaNNaN] [COLOR=#NaNNaNNaN] [COLOR=#NaNNaNNaN] [COLOR=#NaNNaNNaN] است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نيست، بلكه پروردگار اجسام را جسميّت داده و صورتها را تصوير فرموده، و اعراض و جواهر را آفريده است، او خداوند همه چيز و مالك و محدث اشياء است. معتقدم كه محمد (صلي ذالله عليه و آله) بنده و فرستاده او ، خاتم پيغمبران است، و پس از وى تا روز قيامت پيغمبرى نخواهد بود، شريعت وى آخرين شرايع بوده و پس از او دينى و مذهبى نخواهد آمد. عقيده من درباره امامت اين است كه امام بعد از حضرت رسول (صلي الله عليه وآله) اميرالمؤمنين على بن ابىطالب(عليه السلام) است، بعد از او حسن، پس از وى حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و سپس شما.
[COLOR=#NaNNaNNaN] در اين هنگام حضرت هادى(عليه السلام) فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است، ليكن مردم درباره امام بعد از او چه خواهند كرد؟
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرض كردم: اى مولاى من، مگر آن چگونه است؟
[COLOR=#NaNNaNNaN] فرمود: امام بعد از فرزندم حسن شخصش ديده نمىشود و اسمش در زبانها جارى نمىگردد تا خروج كند و زمين را از عدل و داد پر كند، همان طور كه از ظلم و ستم پر شده باشد.
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرض كردم: به اين امام غائب هم معتقد شدم و اكنون مىگويم: دوست آنان دوست خدا و دشمن ايشان دشمن خدا است، طاعت آنان طاعت پروردگار و معصيت و نافرمانى از آنها موجب معصيت اوست.
[COLOR=#NaNNaNNaN] من عقيده دارم كه معراج و پرسش در قبر و هم چنين بهشت و دوزخ و صراط و ميزان حقاند، و روز قيامت خواهد آمد و در وجود آن شكى نيست، و خداوند همه مردگان را زنده خواهد كرد و نيز عقيده دارم كه واجبات بعد از اعتقاد به ولايت و امامت عبارتاند از: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر.
[COLOR=#NaNNaNNaN]
[COLOR=#NaNNaNNaN] در اين هنگام حضرت هادى (عليه السلام) فرمود: اى ابوالقاسم، به خدا سوگند اينها دين خداست كه براى بندگانش برگزيده است، بر اين عقيده ثابت باش. خداوند تو را به همين طريق در زندگى دنيا و آخرت پايدار بدارد.
[COLOR=#NaNNaNNaN] پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ميفرمايد:
[COLOR=#NaNNaNNaN] از مومن [COLOR=#NaNNaNNaN] چون دينش حفظش ميکند و ترس من از کافر هم نيست چون کفرش نابودش ميکنه من از منافق ميترسم که با استدلالهاي غلط مردم را گمراه ميکنند [COLOR=#NaNNaNNaN] .
[COLOR=#NaNNaNNaN] يک نمونه از عرضه دين در مورد شاه عبدالعظيم حسني بوده که در پيشگاه امام معصوم عليه السلام به عرض دين ميپردازند که اين عرض دين رو براي اطلاع بيشتر مخاطبين اوردم :
[COLOR=#NaNNaNNaN] عبدالعظيم حسنى فرمود: بر آقا و مولاى خود، على بن محمّد عليه السلام وارد شدم، چون نظر آن حضرت بر من افتاد، فرمود : مرحبا اى ابوالقاسم، براستى كه تو از دوستانما هستى.
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرض كردم : اى پسر پيغمبر، مىخواهم عقايد دينى خود را بر شما عرضه بدارم، اگر پسنديده باشد بر او ثابت باشم تا به لقاى خداوند برسم.
[COLOR=#NaNNaNNaN] امام فرمود : بگو، اى ابوالقاسم.
كردم : من معتقدم كه خدا يكى است و مانند او چيزى نيست، و از دو حدّ[COLOR=#NaNNaNNaN] ابطال و تشبيه[COLOR=#NaNNaNNaN] [COLOR=#NaNNaNNaN] [COLOR=#NaNNaNNaN] [COLOR=#NaNNaNNaN] است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نيست، بلكه پروردگار اجسام را جسميّت داده و صورتها را تصوير فرموده، و اعراض و جواهر را آفريده است، او خداوند همه چيز و مالك و محدث اشياء است. معتقدم كه محمد (صلي ذالله عليه و آله) بنده و فرستاده او ، خاتم پيغمبران است، و پس از وى تا روز قيامت پيغمبرى نخواهد بود، شريعت وى آخرين شرايع بوده و پس از او دينى و مذهبى نخواهد آمد. عقيده من درباره امامت اين است كه امام بعد از حضرت رسول (صلي الله عليه وآله) اميرالمؤمنين على بن ابىطالب(عليه السلام) است، بعد از او حسن، پس از وى حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و سپس شما.
[COLOR=#NaNNaNNaN] در اين هنگام حضرت هادى(عليه السلام) فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است، ليكن مردم درباره امام بعد از او چه خواهند كرد؟
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرض كردم: اى مولاى من، مگر آن چگونه است؟
[COLOR=#NaNNaNNaN] فرمود: امام بعد از فرزندم حسن شخصش ديده نمىشود و اسمش در زبانها جارى نمىگردد تا خروج كند و زمين را از عدل و داد پر كند، همان طور كه از ظلم و ستم پر شده باشد.
[COLOR=#NaNNaNNaN] عرض كردم: به اين امام غائب هم معتقد شدم و اكنون مىگويم: دوست آنان دوست خدا و دشمن ايشان دشمن خدا است، طاعت آنان طاعت پروردگار و معصيت و نافرمانى از آنها موجب معصيت اوست.
[COLOR=#NaNNaNNaN] من عقيده دارم كه معراج و پرسش در قبر و هم چنين بهشت و دوزخ و صراط و ميزان حقاند، و روز قيامت خواهد آمد و در وجود آن شكى نيست، و خداوند همه مردگان را زنده خواهد كرد و نيز عقيده دارم كه واجبات بعد از اعتقاد به ولايت و امامت عبارتاند از: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر.
[COLOR=#NaNNaNNaN]
[COLOR=#NaNNaNNaN] در اين هنگام حضرت هادى (عليه السلام) فرمود: اى ابوالقاسم، به خدا سوگند اينها دين خداست كه براى بندگانش برگزيده است، بر اين عقيده ثابت باش. خداوند تو را به همين طريق در زندگى دنيا و آخرت پايدار بدارد.
[COLOR=#NaNNaNNaN] پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ميفرمايد:
[COLOR=#NaNNaNNaN] از مومن [COLOR=#NaNNaNNaN] چون دينش حفظش ميکند و ترس من از کافر هم نيست چون کفرش نابودش ميکنه من از منافق ميترسم که با استدلالهاي غلط مردم را گمراه ميکنند [COLOR=#NaNNaNNaN] .


-
- پست: 128
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۴:۱۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 137 بار
Re: عرضه دين چيست ؟
سلام
خیلی مطلب خوبی نوشته اید
اما خوب است در مورد زمان غیبت تکلیف ما را مشخص کنید که چگونه باید عرضه عقاید کرد ؟؟
خیلی مطلب خوبی نوشته اید
اما خوب است در مورد زمان غیبت تکلیف ما را مشخص کنید که چگونه باید عرضه عقاید کرد ؟؟

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: عرضه دين چيست ؟
با سلام و تشكر .
راه علم در زمان غيبت كبراي امام معصوم عليه السلام تقريبا بسته است ، اما راه علمي همواره باز است .
به طور مختصر توضيح اينكه : اگر مراد از علم معناي فلسفي باشد ، يعني هيچ گونه احتمال خلاف در آن نباشد، تنها راه علم، فقط ضروريات و متواترات و مسلمات فقهي خواهد بود، در اين صورت راه علم به بيشتر احكام شرعي بسته است ، اما راه علمي (يعني ظني كه دليل قطعي بر اعتبار آن وجود دارد) مانند احاديث، اجماعها ، شهرتها، سيره و ديگر موارد، براي شناخت احكام باز است و درموارد نبودن آنها نيز به اصول عمليه مراجعه مي شود . بنابراين راه شناخت احكام بسته نيست .
و در مورد عقايد نيز راه عرضه باز است، عقايد مي تواند به قرآن و احاديث قطعي الصدور و سيره ائمه عليهم السلام عرضه شود.
در پناه امام زمان (عج) .
راه علم در زمان غيبت كبراي امام معصوم عليه السلام تقريبا بسته است ، اما راه علمي همواره باز است .
به طور مختصر توضيح اينكه : اگر مراد از علم معناي فلسفي باشد ، يعني هيچ گونه احتمال خلاف در آن نباشد، تنها راه علم، فقط ضروريات و متواترات و مسلمات فقهي خواهد بود، در اين صورت راه علم به بيشتر احكام شرعي بسته است ، اما راه علمي (يعني ظني كه دليل قطعي بر اعتبار آن وجود دارد) مانند احاديث، اجماعها ، شهرتها، سيره و ديگر موارد، براي شناخت احكام باز است و درموارد نبودن آنها نيز به اصول عمليه مراجعه مي شود . بنابراين راه شناخت احكام بسته نيست .
و در مورد عقايد نيز راه عرضه باز است، عقايد مي تواند به قرآن و احاديث قطعي الصدور و سيره ائمه عليهم السلام عرضه شود.
در پناه امام زمان (عج) .


-
- پست: 128
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۴:۱۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 137 بار
Re: عرضه دين چيست ؟
با سلام و تشكر .
منظور از تقریبا چیست یا باز است و یا بسته !
در قرآن آمده " ان ااظن لا یغنی عن الحق شیئا "
ظن مطلقا حجت نیست ؟ چگونه شما بعضی از امور را استثنا کردید ؟ دلیل قطعی شما بر این مطلب چیست ؟؟؟؟
مشهور است که قرآن ظنی الدلاله است پس چه طور به آن تمسک می کنید ؟؟؟؟
عقل چه شد ؟؟؟؟
راه علم در زمان غيبت كبراي امام معصوم عليه السلام تقريبا بسته است
منظور از تقریبا چیست یا باز است و یا بسته !
در قرآن آمده " ان ااظن لا یغنی عن الحق شیئا "
ظن مطلقا حجت نیست ؟ چگونه شما بعضی از امور را استثنا کردید ؟ دلیل قطعی شما بر این مطلب چیست ؟؟؟؟
مشهور است که قرآن ظنی الدلاله است پس چه طور به آن تمسک می کنید ؟؟؟؟
عقل چه شد ؟؟؟؟

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: عرضه دين چيست ؟
حامد صارم نوشته شده:در قرآن آمده " ان ااظن لا یغنی عن الحق شیئا "
با سلام خدمت دوست عزیز

صحیح آیه این هست :
" و ان الظن لا یغنی من الحق شیئا " (28 نجم)
لطفا بیشتر دقت بفرمایید ، چون خیلی فرق هست بین من و عن (در همین آیه)
اگر کمی با دقت و تدبر در این ظرافت آیه بیندیشید خیلی از سوالات ایجاد نمی شود .
موفق باشید

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 128
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۴:۱۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 137 بار
Re: عرضه دين چيست ؟
سلام
ضمن تشکر از تذکرتان
احتمالا به آن چیزی که مد نظر شماست نرسیده ام و این مطلب را نوشته ام !!!!!!!
ضمن تشکر از تذکرتان
احتمالا به آن چیزی که مد نظر شماست نرسیده ام و این مطلب را نوشته ام !!!!!!!

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: عرضه دين چيست ؟
حامد صارم نوشته شده:با سلام و تشكر .راه علم در زمان غيبت كبراي امام معصوم عليه السلام تقريبا بسته است
منظور از تقریبا چیست یا باز است و یا بسته !
در قرآن آمده " ان ااظن لا یغنی عن الحق شیئا "
ظن مطلقا حجت نیست ؟ چگونه شما بعضی از امور را استثنا کردید ؟ دلیل قطعی شما بر این مطلب چیست ؟؟؟؟
مشهور است که قرآن ظنی الدلاله است پس چه طور به آن تمسک می کنید ؟؟؟؟
عقل چه شد ؟؟؟؟
با سلام و عرض پوزش بابت تأخير در ارسال جواب به دليل مشكل فني ؛
راه علم تقريبا بسته است يعني راهي كه علما بطور مستقيم و به راحتي و با اراده خود خدمت امام معصوم عليه السلام برسند و عرضه دين كنند بسته است ، اما بعضا مواردي داشتيم كه برخي علما به محضر امام (ع) مشرف شده و كسب فيض نمودند .
بحث ظن در اصول دين مفصل است ، بطور خلاصه و مفيد مي توان گفت :
هر ظن تا زماني كه به بي اعتباري آن يقين نداشته باشيم، حجت و معتبر خواهد بود.
مشهور است كه قرآن ظني الدلاله است ؟! لطفا واضح تر توضيح دهيد . متشكرم.

-
- پست: 128
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۴:۱۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 52 بار
- سپاسهای دریافتی: 137 بار
Re: عرضه دين چيست ؟
با سلام و تشكر . از وثتی که گذاشته اید
نتیجه این کلام شما این است که راه علم به طور کلی برای ما بسته است
اگر کسی هم با امام زمان ارتباط داشته باشد
اولا من نیستم
ثانیا ارتباط شخصی از علما با امام زمان برای من حجت نیست
نتیجه راه علم صد در صد بسته است
این قانون را از کجا آورده ایید ؟
بر فرض قبول قاعده شما
از کجا اعتبار یا عدم اعتبار آن را بفهمیم ؟
بر فرض فهمیدیم:
این ظن در اصول معتبر است یا در فروع ؟
اگر در اصول معتبر نیست چرا در فروع معتبر است و بالعکس ؟
ظنی بودن قرآن یعنی شما مطلبی را که از قرآن (ظاهر قرآن ) استفاده می کنید نمی توانید به آن 100 در صد یقین داشتنه با شید بلکه گمان به صحت این مطلب دارید وئ احتمال خلاف میرود
بحثی از کار برد عقل برای یافتن اعتقاد یا حکم صحیح نکردید
راه علم تقريبا بسته است يعني راهي كه علما بطور مستقيم و به راحتي و با اراده خود خدمت امام معصوم عليه السلام برسند و عرضه دين كنند بسته است ، اما بعضا مواردي داشتيم كه برخي علما به محضر امام (ع) مشرف شده و كسب فيض نمودند .
نتیجه این کلام شما این است که راه علم به طور کلی برای ما بسته است
اگر کسی هم با امام زمان ارتباط داشته باشد
اولا من نیستم
ثانیا ارتباط شخصی از علما با امام زمان برای من حجت نیست
نتیجه راه علم صد در صد بسته است
هر ظن تا زماني كه به بي اعتباري آن يقين نداشته باشيم، حجت و معتبر خواهد بود.
این قانون را از کجا آورده ایید ؟
بر فرض قبول قاعده شما
از کجا اعتبار یا عدم اعتبار آن را بفهمیم ؟
بر فرض فهمیدیم:
این ظن در اصول معتبر است یا در فروع ؟
اگر در اصول معتبر نیست چرا در فروع معتبر است و بالعکس ؟
ظنی بودن قرآن یعنی شما مطلبی را که از قرآن (ظاهر قرآن ) استفاده می کنید نمی توانید به آن 100 در صد یقین داشتنه با شید بلکه گمان به صحت این مطلب دارید وئ احتمال خلاف میرود
بحثی از کار برد عقل برای یافتن اعتقاد یا حکم صحیح نکردید

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: عرضه دين چيست ؟
با سلام خدمت جناب صارم
یک انتقاد جدی که به نوع ورود و خروج شما به بحث ها داشتم این است که از ابتدا چشم خود را بسته و سیم ترمز را هم بریده و
و چون تخته سنگی که از بالای کوه به پایین غلط می خورد ، راه خود را طی می کنید .
با اینکه می دانم در اکثر موارد دلسوزانه می خواهید خیلی از استدلال ها را قوت ببخشید و یا برخی از مشهور های نادرست را شناسانده و
از اذهان پاک کنید اما باید این تذکر را بدهم که شما در یک جمع خودی و شیعی دارید بحث می کنید و اینجا تالاری برای گفتگوی دوستانه و
رشد تعاملی است .
لکن 99 درصد موارد ورود شما به بحث ها جنبه جدلی و خصمانه دارد !
در 110 درصد (!) موارد هم اصلا نمی گویید می خواهید به کجا برسید تا با جهت دهی بهتری همراهان خود را به آن سو هدایت کنید .
نکاتی که خدمت شما عرض کردم ، حاصل چندین سال تجربه در عرصه گفتگوی دینی در نت است (خصوصا به صورت مکتوب)
و منکر این نیستم که شما نیز در عرصه تبلیغ خارج از نت مدت ها فعالیت داشته اید اما تقاضای من شناخت بهتر این فضا
و روشنگری مطلوب تر در بحث هایتان و مهم تر از همه اصلاح لحن متن ها و نحوه ورود و خروج به بحث است .
[HR]
اما در مورد بحث اخیر :
برادر من ، اینهمه مغالطه را با چه هدفی به میان می کشید ؟؟؟
همین ادعایی که در زیر کرده اید و اتفاقا مشهور هم نیست ، دقیقا همان سوالاتی را که در اشکال به دوست قبلی کردید بر همین نیز وارد است :
این قانون را از کجا آورده ایید ؟
بر فرض قبول قاعده شما
از کجا اعتبار یا عدم اعتبار آن را بفهمیم ؟
بر فرض فهمیدیم:
این ظن در اصول معتبر است یا در فروع ؟
اگر در اصول معتبر نیست چرا در فروع معتبر است و بالعکس ؟
[HR]
ضمنا
این جایگاه کاذبی که به صورت افراطی برای عقل قائل هستید و در سراسر پست های شما و دوستان (چند ایدی ) شما نمایان است
قرار است شما را به کجا برساند ؟
از کدام منبع الهی چنین تایید محکمی بر مستقل بودن این منبع در فهم و دریافت تمامی امور اعتقادی دارید ؟
(متاسفانه یکی از عوارض فلسفه خواندن همین است که انسان حتی اگر منکر فلسفه هم باشد بصورت گریز ناپذیر منابع وحیانی را
شکاکانه می انگارد و فقط عقل ناقص خود را راهگشای همه امور می پندارد)
البته نیاز به تذکر نیست که ما هیچگاه نقش این موهبت الهی را نادیده نگرفته ایم و در مباحثی که بصورت مفصل ارائه کرده ایم
نحوه بررسی اموراعتقادی را توضیح داده ایم ، اما یادآوری نکات فوق ضروری می نمود .
موفق باشید
یک انتقاد جدی که به نوع ورود و خروج شما به بحث ها داشتم این است که از ابتدا چشم خود را بسته و سیم ترمز را هم بریده و
و چون تخته سنگی که از بالای کوه به پایین غلط می خورد ، راه خود را طی می کنید .
با اینکه می دانم در اکثر موارد دلسوزانه می خواهید خیلی از استدلال ها را قوت ببخشید و یا برخی از مشهور های نادرست را شناسانده و
از اذهان پاک کنید اما باید این تذکر را بدهم که شما در یک جمع خودی و شیعی دارید بحث می کنید و اینجا تالاری برای گفتگوی دوستانه و
رشد تعاملی است .
لکن 99 درصد موارد ورود شما به بحث ها جنبه جدلی و خصمانه دارد !
در 110 درصد (!) موارد هم اصلا نمی گویید می خواهید به کجا برسید تا با جهت دهی بهتری همراهان خود را به آن سو هدایت کنید .
نکاتی که خدمت شما عرض کردم ، حاصل چندین سال تجربه در عرصه گفتگوی دینی در نت است (خصوصا به صورت مکتوب)
و منکر این نیستم که شما نیز در عرصه تبلیغ خارج از نت مدت ها فعالیت داشته اید اما تقاضای من شناخت بهتر این فضا
و روشنگری مطلوب تر در بحث هایتان و مهم تر از همه اصلاح لحن متن ها و نحوه ورود و خروج به بحث است .
[HR]
اما در مورد بحث اخیر :
برادر من ، اینهمه مغالطه را با چه هدفی به میان می کشید ؟؟؟
همین ادعایی که در زیر کرده اید و اتفاقا مشهور هم نیست ، دقیقا همان سوالاتی را که در اشکال به دوست قبلی کردید بر همین نیز وارد است :
ظنی بودن قرآن یعنی شما مطلبی را که از قرآن (ظاهر قرآن ) استفاده می کنید نمی توانید به آن 100 در صد یقین داشتنه با شید بلکه گمان به صحت این مطلب دارید وئ احتمال خلاف میرود
این قانون را از کجا آورده ایید ؟
بر فرض قبول قاعده شما
از کجا اعتبار یا عدم اعتبار آن را بفهمیم ؟
بر فرض فهمیدیم:
این ظن در اصول معتبر است یا در فروع ؟
اگر در اصول معتبر نیست چرا در فروع معتبر است و بالعکس ؟
[HR]
ضمنا
بحثی از کار برد عقل برای یافتن اعتقاد یا حکم صحیح نکردید
این جایگاه کاذبی که به صورت افراطی برای عقل قائل هستید و در سراسر پست های شما و دوستان (چند ایدی ) شما نمایان است
قرار است شما را به کجا برساند ؟
از کدام منبع الهی چنین تایید محکمی بر مستقل بودن این منبع در فهم و دریافت تمامی امور اعتقادی دارید ؟
(متاسفانه یکی از عوارض فلسفه خواندن همین است که انسان حتی اگر منکر فلسفه هم باشد بصورت گریز ناپذیر منابع وحیانی را
شکاکانه می انگارد و فقط عقل ناقص خود را راهگشای همه امور می پندارد)
البته نیاز به تذکر نیست که ما هیچگاه نقش این موهبت الهی را نادیده نگرفته ایم و در مباحثی که بصورت مفصل ارائه کرده ایم
نحوه بررسی اموراعتقادی را توضیح داده ایم ، اما یادآوری نکات فوق ضروری می نمود .
موفق باشید
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: عرضه دين چيست ؟
با سلام و ادب و تشكر از بيانات جناب محمد علي؛
البته ! افراط گري در كاربرد عقل در اعتقادات و استفاده مفرط از عقل بدون نقل، زيان آور خواهد بود!!
.
وقتي استثناء وجود دارد ، پس صد در صد وجود ندارد !!
شايد تاپيك زير اندكي راهگشا باشد!
** ره يافتگان كوي دوست **
اين قانون در كتب اصول فقه دانشگاه ها تدريس مي شود ، و عقل!! هم اين بيان امام صادق عليه السلام را تأييد مي كند كه :
[COLOR=#0070c0]اصل اول در هر چيز مشكوك حليت آن است، مگر آن كه حرمت آن ثابت شود . (اصول كافي / ج6/ ص339/ح2)
ظني كه در اصول فقه مطرح است در فروعات و احكام دين مطرح شده ، اما راهگشاي ظن و گمان به امور اعتقادي هم همان عرضه به قرآن و سنت و سيره اهل بيت عليهم السلام است كه در ابتداي بحث مطرح شد !
جهت دريافت اطلاعات بيشتر :
« نقش روایات ، در امور اعتقادی »
بنده نيز چنين مشهوري نيافتم !!
جواب جناب محمد علي در پاسخ به اين قسمت، قانع كننده و صحيح است .
موفق باشيد .
البته ! افراط گري در كاربرد عقل در اعتقادات و استفاده مفرط از عقل بدون نقل، زيان آور خواهد بود!!
.
نتیجه این کلام شما این است که راه علم به طور کلی برای ما بسته است
اگر کسی هم با امام زمان ارتباط داشته باشد
اولا من نیستم
ثانیا ارتباط شخصی از علما با امام زمان برای من حجت نیست
نتیجه راه علم صد در صد بسته است
وقتي استثناء وجود دارد ، پس صد در صد وجود ندارد !!
شايد تاپيك زير اندكي راهگشا باشد!
** ره يافتگان كوي دوست **
این قانون را از کجا آورده ایید ؟
بر فرض قبول قاعده شما
از کجا اعتبار یا عدم اعتبار آن را بفهمیم ؟
بر فرض فهمیدیم:
این ظن در اصول معتبر است یا در فروع ؟
اگر در اصول معتبر نیست چرا در فروع معتبر است و بالعکس ؟
اين قانون در كتب اصول فقه دانشگاه ها تدريس مي شود ، و عقل!! هم اين بيان امام صادق عليه السلام را تأييد مي كند كه :
[COLOR=#0070c0]اصل اول در هر چيز مشكوك حليت آن است، مگر آن كه حرمت آن ثابت شود . (اصول كافي / ج6/ ص339/ح2)
ظني كه در اصول فقه مطرح است در فروعات و احكام دين مطرح شده ، اما راهگشاي ظن و گمان به امور اعتقادي هم همان عرضه به قرآن و سنت و سيره اهل بيت عليهم السلام است كه در ابتداي بحث مطرح شد !
جهت دريافت اطلاعات بيشتر :
« نقش روایات ، در امور اعتقادی »
ظنی بودن قرآن یعنی شما مطلبی را که از قرآن (ظاهر قرآن ) استفاده می کنید نمی توانید به آن 100 در صد یقین داشتنه با شید بلکه گمان به صحت این مطلب دارید وئ احتمال خلاف میرود
بنده نيز چنين مشهوري نيافتم !!
بحثی از کار برد عقل برای یافتن اعتقاد یا حکم صحیح نکردید
جواب جناب محمد علي در پاسخ به اين قسمت، قانع كننده و صحيح است .
موفق باشيد .
