پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند كه حمد وستایش بر او باد دوستی علی و فاطمه و ذریه آن دو را بر همه انسان ها
عرضه داشت اول كسانی كه آن را پذیرفته اند به عنوان رُسُل (رسولان) انتخاب شدند و پس از آنان، كسانی كه آن را پذیرفته به عنوان
«شیعه» برگزیده شدند و خداوند در بهشت همه آنان را جمع خواهد كرد.
3.عَنْ أبِی جَعْفَرٍ ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ أنّهُ قال: لِیُهْنِئَكُمْ ـ الإسْمُ ـ قُلْتُ وَ ما هُوَ جُعِلْتُ فِداكَ؟ قالَ: الشِّیعَه، قیلَ إنَّ النّاسَ یُعَتِّرُونَنا بِذلِكَ،
صفات الشيعة با ترجمه 26 حديث 35 - امام صادق بگفته از پدرانش فرمود مردى از ياران امير المؤمنين عليه السّلام بنام همام كه بسيار در بندگى پروردگار كوشا بود عرض كرد يا امير المؤمنين پرهيزگاران را چنان برايم بستهاى كه گويا خود آنها را مىبينم امير المؤمنين عليه السّلام
در پاسخ تأملى كرد و سپس فرمود يا همام تو خود پرهيزگار و نيكوكار باش كه خداى با پارسايان و نيكوكارانست همام عرض كرد يا امير المؤمنين سوگند به آن كسى كه ترا بزرگ داشته و برگزيده و مورد مهر خود قرار داده و ترا بر ديگران برترى داده آنان را براى ما بستاى.
امير المؤمنين بر پا خاست و سپاس و ستايش پروردگار را بجا آورد و بر پيمبر بزرگ درود فرستاد و سپس گفت خداوند بىهمتا آفريدگان را آفريد در حالى كه از بندگى آنان بىنياز بود و نافرمانى آنها باو گزندى نميرسانيد چون نافرمانى گنهكار آسيبى باو نميرساند و فرمانبرى فرمانبران بهرهاى براى او ندارد، وسائل زندگانى را بين ايشان پخش نمود و هر كس را در جهان مقامى در خود او بداد آدم و حوّا را از بهشت بسراى دنيا فرود آورد مزد به گناهشان هنگامى كه آنان را از خوردن گندم پرهيز داده بود و نپذيرفتند و نافرمانى كردند، پارسايان را بر ديگران برترى داد، سخن براستى گويند، زندگى بصرفهجوئى گذرانند و رفتار آنان با آفريدگان بفروتنى است براى خداوند بندگانى فروتنند از دنيا بريده و خود را براى سراى بازپسين آماده كردهاند چشمهاى خود را از آنچه خدا حرام كرده مىپوشانند گوشهاى خود را بشنيدن دانشهاى سودمند فرا داشتهاند در دشوارى و بلد چنان دلشادند كه ديگران در خوشى و نعمت بخواسته خدا خرسندند و اگر مرگ مقدر خداوندى پاىبند آنان نبود از بيم شكنجه و شوق مزد پروردگار يك چشم بهم زدن جان در كالبدشان نمىماند خداوند در دل آنان بسيار بزرگست و براى همين جز خدا در پيش آنان كوچك است باورشان به بهشت چنانست كه گويا او را ديده و در آن بهرهمند و آرميدهاند و باور آنها به دوزخ چنانست كه گويا او را ديده و در آن آزار كشيدهاند دلهاى آنان از جدائى يار حقيقى اندوهگين و مردمان از شرّ ايشان بركنارند از زيادى كوشش بدنهائى لاغر دارند و مورد نيازشان از اين سراى ناپايدار كم است، روانشان بعفت آراسته و رنج آنها در اين دنيا زياد است روزى چند با دشوارى شكيبا باشند تا در پى آن آسايشى دراز بدست آورند بازرگانى بس سودمندى دارند كه خدايشان راهنمائى كرده و براى آنان ميسر فرموده چون دنيا بآنان رو آورد از او سر به پيچانند و در دنيا آنان را دنبال كند و آنها براى نپذيرفتن او را بستوه آوردند اما در شب بر پاى ايستاده و متفكرانه كلام خدا را مىخوانند و دلهاى خود را با آن اندوهگين ساخته و دواى درد خويش را از آن جويند و بكمك آن حال بر گناهان خود گريسته و اعضاء آنها خسته و رنجور مىگرد چون بآيات تهديد و شكنجه گذرند بدل گوش كنند آنچنان كه شكنجه پروردگار را بچشم مىبينند و پوستهاى آنها ميلرزد و دلهايشان مىطپد و گمان ميكنند فرياد و خروش دوزخ در بن گوش آنها است و هنگامى كه بآيات رحمت الهى رسند دل بر وعدههاى آن سپرده و در آن طمع كرده و مشتاقانه بسوى آنها نگاه ميكنند كه گوئى معنى آن آيات در پيش چشمانشان هويدا است ترسان و خميده قامت خداوند بزرگ را ستايش كنند و در پيشگاه يزدان پاك بر سر زانو و يا خميده قد و يا بحال سجده دستها و جبين خود را بر خاك ميسايند، سر شك بر گونههايشان جارى است و براى دور بودن از آتش دوزخ و شكنجهاش بخدا پناه برده و كمك مىخواهند و اما در روز دانشمندان شكيبا و بزرگواران پرهيزگارند ترس خدا اندامشان را چنان گداخته كه به بيماران مىمانند در صورتى كه بتن بيمار نيستند و جانشان رنجور عشق خدا است ديگران آنها را ديوانه مىپندارند و حال آنكه كار بزرگى مبهوتشان ساخته و بزرگى خدا دل و جانشان را مستغرق درياى حيرت نموده هنگامى كه در بزرگى خداوند و سترگى سلطنتش فكر ميكنند و دشواريهاى روز رستاخيز هم پيش چشمان آنان رژه ميرود دلهاى آنان بخروش آمده و كاسه شكيبائيشان لبريز ميگردد و خرد از سرشان پرواز ميكند و چون توفيق بندگى مىيابند بكردن. كارهاى نيك مىشتابند و به بندگى كردن كم خرسندى ندهند و كار خود را هم چيزى نه پندارند از خود بدگمان و بر رفتارهاى خود هراسانند اگر مردمان آنها را بكارهاى نيك بستايند بخود نگرفته و گويند من بخود از غير خود داناترم و خداى من از من بدرون من آگاهتر است، خدايا بگفته ديگران بر من مگير و مرا بهتر از آنچه گمان مىبرند بگردان گناهان مرا كه بآن پى نبردهاند ببخشاى بدرستى كه تو داناى نهان و غيوب و پوشنده عيوبى و از نشانههاى آنها اينست كه در كار دين نيرومند و پشتكار دارند و با نرمى بسيار، دور انديش در كار زندگانيند، در كار ايمان بمرتبه يقين و به پيدا كردن دانش مشتاق و با وجود زيركى، نرم و با مردم آسان گيرند در بخشش دلسوز و در توانگرى ميانهرو در بندگى پروردگار ترسان و در تنگدستى بردبار و در دشواريها شكيبا و بر رنجبران دلسوز و در راه خدا بخشندهاند در كسب، ملايم و در جويائى حلال كوشا و در سفر بسوى خدا سرخوشاند از آز بسيار بدورند هنگام توانائى و بر سر پا بودن نيكوكارند
و زمان چيرگى شهوت از حرام چشم مىپوشند اگر كسى او را از روى نادانى بستايد فريفته نخواهد شد و كارهاى نيك خود را برخ كسان نمىكشد در كارهاى نفسانى و دنيوى آسانگير است كارهاى خوب را پيشه خود ساخته و باز هم هراسانست روز را بشب ميرساند و تمام كوشش او بجا آوردن سپاس خدا است صبح ميكند در حالى كه شب را بياد ايزد بسر مىبرد خوابى ترسان ميكند و بآرزوى كردن كارهاى شايسته مسرورانه روز را آغاز ميكند شب بيمناك از غفلت خويش و روز خرسند بدريافت فضل و بخشش خداوندى و چشم براه آنست اگر نفس در بندگى و پرستش با او همراهى نكند او هم خواهشهاى او را بر نياورد خرسندى او در زندگانى جاويدان و طولانيست و دل بدان بسته و رغبت او در سراى پايدار و كنارهگيرى او از سراى ناپايدار است دانش و بردبارى و خرد را بهم آميخته و او را مىبينى در حالى كه تنبلى از او بدور و نشاطش هميشگى آرزوهايش كوتاه و لغزشهايش كم است آماده كوچ بسفر سراى جاويد با دلى هراسان خداى خود را هميشه ميخواند و از گناهان خويش ترسان است در اين سرا بچيزى خرد سر فرود آورده و نادانى او كم است در كارهاى سراى ناپايدار آسانگير و در امور آن سرا سختگير است شهوت او مرده و خشم خود را فرو خورده كردار و رفتار او نيك و همسايه از او در امان و راحت است
گردنكش نبوده و آزادى بديگرى نميرساند خدا را زياد ياد ميكند و در كار آئين خود استوار است و آنچه را كه دوستانش بوى راز گويند با كسى در ميان نگذارد و گواهى خود را از دشمنان خويش هم دريغ ننموده و براى خدا رياكارانه كار نميكند و شرم و آزرم از او را بدور نمىشود مردن بنيكى و بخشش او چشم داشت دارند و از بدى كردن او آسودهاند اگر با مردم غافل نشيند نامش در گروه هشياران نوشته مىشود و اگر همنشين آگاهان باشد در شمار اهل غفلت نيست كسى كه بر او ستم كند مىبخشدش و چون او را محروم مىنمايد بخشش مىنمايد و كسى كه از او ببرد باو مىپيوندند، بردبارى او از او جدا نميشود و در كارى كه دو دل باشد شتاب نميكند از چيزهاى بدى كه مردم براى او انديشيدهاند و بر آنها دانا شده مىگذرد نادانى از او بدور و گفتار او نرم است مردم را فريب نمىدهد نيكى او هميشه بمردمان ميرسد و در جلوى آنانست راستگو در گفتار و نيكوكار در كردار است كار خوب از او ريزان و كار بد از وى گريزانست، در تنهائى و كشاكش روزگار با وقار و در دشواريها و ناگواريها بردبار است در زمان توانگريش سپاسگزار است بر دشمن خود ستم نكند و در دوستى كوتاهى نمايد چيزى را كه از او نيست ادعا نميكند و حقى را كه بر او وارد است ردّ و انكار نمىنمايد بحقى كه ديگران بر او دارند اقرار ميكند بدون آنكه نيازى بگواه باشد چيزى را كه باو سپردهاند و بايد نگهدارد تباه نميسازد كسى را بنام زشت نخواند و بر هيچ كس ستم روا نمىدارد بديگران رشگ نمىبرد و آزارش بهمسايگانش نميرسد كسى را بگرفتاريهايش شماتت و سرزنش نميكند براى بجا آوردن نمازهاى خود شتاب دارد و اداكننده سپردهها است كه باو سپردهاند بناشايستها نمىگرود و مردم را بكارهاى نيك و دورى از كارهاى زشت دستور مىدهد با نادانى دست بكارى نميزند و از راه راست گامى فراتر نمىنهد اگر خموش باشد در خاموشى اندوهگين نيست و اگر گويا شود جز راست نگويد بلند نخندد بآنچه برايش ميرسد قانع است در خشم افسار خويش را بنفس سركش نسپارد و هوى نفس بر او چيره نشود بخل او را بنده خود نسازد و در آنچه مال او نيست چشم ندوزد با مردم همنشينى ميكند براى آنكه بدانش خود بيفزايد يا بديگرى بياموزاند و چون خاموش شود براى آنست كه راه آشتى پويد پرسش او براى فهميدن است نه مشاجره خاموشى او براى ايجاد شگفتى در ديگران نسبت بخويش نيست كه (او را بزرگ و صاحب ظرفيت بپندارند) سخنرانى او براى خود فروشى بر ديگرى نيست اگر بر او ستم كنند بردبار باشد تا خداوند انتقام او را بازستاند نفس او از او در رنج و مردم از نفس او در راحتند نفس خويش را براى آماده كردن توشه آن سرا برنج افكند و مردم را از بد او راحت كند از كسى كه دورى گزيند براى پرهيزگارى و پاكدامنى است و بهر كه نزديك شود براى دلسوزى و مهربانى است نه دورى او براى گردنفرازى و نه نزديكيش براى فريب است بلكه بخوبان پيش از خود اقتدا ميكند و او خود پيشواى پارسايان و نيكوكارانست.
در اين هنگام همام نعره بزد و جان بداد امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بخدا سوگند من از همين بىتابى و بىتوانى بر او مىترسيدم و دستور داد او را براى دفن آماده كنند و بر او نماز خواند و سپس فرمود پندهاى رسا با اهلش چنين ميكند گويندهاى عرض كرد يا امير المؤمنين چرا ترا گزندى نرسيد فرمود واى بر تو براى هر كسى مرگى است كه از او رد نميشود و سببى است كه از آن نمىگذرد خاموش باش و پر نگو كه شيطان بر زبان تو سخن مىگويد.
اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج السلام علیک یا بقیة الله یا خلیفة الرحمن یا امام الانس والجان السلام علیک یا عین الحیات السلام علیک بجوامع السلام خذ بأیدینا «آقا دست مارا بگیر» یا أبانا إستغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین یا أیها العزیز مسنا و أهلنا الظر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل و تصدق علینا إن الله یجزی المتصدقین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمو أهلک عدوهم من الجن و الإنس من الأولین و آلآخرین
صفات الشيعة با ترجمه 2 حديث 1 -
حديث 1-
(2) ابى بصير گويد امام صادق عليه السّلام فرمود پيروان ما پرهيزگار و در پرستش پروردگار كوشا و با وفا و امانتدار و كنارهگير از دنيايند پنجاه و يك ركعت نماز در روز و شب بجاى مىآورند شبها را بيدار و روزها را روزه دارند زكاة دارائى خود را مىدهند و حج خانه خدا مىكنند و از هر ناشناسى دورى مينمايند.
صفات الشيعة با ترجمه 3 حديث 2 -
حديث 2-
(1) حسين پسر خالد گويد امام رضا عليه السّلام مىفرمود پيروان ما بفرمان ما گردن نهادهاند دستورات ما را گرفته و بكار مىبندند و با دشمنانمان مخالفند و كسى كه بر اين روش نباشد از ما نيست.
صفات الشيعة با ترجمه 3 حديث 3 -
حديث 3-
(2) ابان پسر عثمان گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود كسى كه تقيه نمىكند بر آئين جعفرى نيست و هر كه پرهيزگارى ندارد بخدا باور ندارد.
صفات الشيعة با ترجمه 3 حديث 4 -
حديث 4-
(3) مفضل پسر عمر گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود، دروغ مىگويد آنكه گمان دارد از پيروان ما است و بجز ما تمسك مىجويد.
صفات الشيعة با ترجمه 4 حديث 5 -
حديث 5-
(4) پور ابى نجران گويد شنيدم كه ابو الحسن عليه السّلام مىفرمود آنكه با پيروان ما ستيزه كند با ما ستيزه كرده و هر كه با آنان مهر ورزد با ما مهر ورزيده چون آنان از خميره ما آفريده شدهاند كسى كه آنها را دوست داشته باشد از ما است
و كسى كه دشمن ايشان باشد از ما نيست پيروان ما بروشنائى ما مىنگرند و در رحمت ما مىگروند و با بخشش ما رستگارند اگر يكى از پيروانمان رنجور شود ما هم بناخوشى او رنجور مىشويم و چون اندوهناك گردد ما هم اندوهناك مىگرديم و بسرور او ما هم مسرور مىشويم در خاور و باختر جهان هيچ يك از آنان از ديدگان ما پنهان نيستند، اگر يكى از آنان وامى از خود بجاى گذارد دادن آن وام بر ما است و چون دارائى از او بماند از تبار او است، پيروان ما نمازگزارانند و حج خانه خدا كنند و زكاة دارائى خويش را بدر كنند، روزههاى ماه رمضان را مىگيرند و خاندان پيغمبر خويش را مهر ورزند و از دشمنانشان بيزارى جويند اينان پرهيزگار و بآئين خود باور دارند هر كه آنها را براند خدا را رانده (از خدا دور شده) و كسى كه بر ايشان ايراد گيرد بر خدا ايراد گرفته چون اين گروه بندگان و دوستداران درست پروردگارند و بخدا سوگند يكى از آنان ياراى آن دارد كه باندازه نفرات دو ايل ربيعه و مضر (كه بزيادى نفرات در عرب مشهورند) در نزد خدا ميانجيگرى كند و خداوند هم اين ميانجيگرى را مىپذيرد براى ارزشى كه در پيشگاه پروردگار جهانيان دارند.
صفات الشيعة با ترجمه 5 حديث 6 -
حديث 6-
(1) محمد پسر عمران گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود كسى كه بدرستى و از بن دندان لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ گويد به بهشت داخل مىگردد و هنگامى لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ را درست و از ته دل گفته كه با گفتن او ديگر گرد حرام نگردد.
صفات الشيعة با ترجمه 5 حديث 7 -
حديث 7-
(2) زيد پسر ارقم گويد پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود هر كه براستى لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگويد بهشت براى او است و ميزان درستى گفتن لا اله إلا اللَّهاش بآنست كه از ناشايستها دورى كند.
صفات الشيعة با ترجمه 6 حديث 8 -
حديث 8-
(3) ابى عبيده حذاء گويد شنيدم ابو عبد اللَّه عليه السّلام مىفرمود هنگامى كه پيغمبر خدا مكه را گشود بر كوه صفا ايستاد و سپس چنين گفت اى پسران هاشم و عبد المطلب من فرستاده پروردگار شما بسوى شمايم و دلسوز شمايم نگوئيد محمد از ما است نه شما و نه ديگران دوست من نيست مگر اينكه از پرهيزگاران باشيد چگونه در روز جزا بشما آشنا باشم هنگامى كه دنيا را بر گردنهاى خود سوار كرده و مردم ديگرى مىآيند و آخرت را با خود مىآورند، آگاه باشيد كه من پيامبرى خود را بسزا بجا آوردم و اندرزهاى شايسته بشما دادم و راهنمائى خود را نمودم كارهاى گذشته من از آن من و رفتار گذشته شما براى شما است (واكنش كارهاى اين سرا در آن دنيا خواهد بود و هر كس در گرو رفتار خود مىباشد).
صفات الشيعة با ترجمه 7 حديث 9 -
حديث 9-
(1) محمد پسر قيس گويد امام باقر عليه السّلام بنقل از پدرانش فرمود كه امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود ميوه همنشينى كردن با بدان گمان بد بردن بخوبان است و همنشينى با نيكان بدان را نيك مىسازد چنان كه همنشينى با بدكاران خوبان را بد مىكند و هر زمانى كه نتوانستند دين كسى را بشناسيد بهمنشينانش نگاه كنيد اگر از مردان خدا هستند او هم بر آئين خدا است و چنانچه دوستانش بر راه خدا نيستند او هم بهرهاى از آئين يزدانپرستى ندارد پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىفرمود هر كه بخدا و روز رستاخيز باور دارد با هيچ كافرى دوستى نمىكند و با بدكاران نشست و برخاست نمىنمايد و اگر با آنان همنشينى كرد خود نيز كافر و بدكاره است.
صفات الشيعة با ترجمه 7 حديث 10 -
حديث 10-
(1) پسر فضال گويد شنيدم حضرت رضا عليه السّلام مىفرمود هر كه بدور شده از ما نزديك شود و يا از وابستگان ما دورى كند يا كسى را كه بما عيب مىبندد ستايش نمايد يا بدشمن ما بخشش كند از ما نيست و ما هم از او نيستيم.
اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج السلام علیک یا بقیة الله یا خلیفة الرحمن یا امام الانس والجان السلام علیک یا عین الحیات السلام علیک بجوامع السلام خذ بأیدینا «آقا دست مارا بگیر» یا أبانا إستغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین یا أیها العزیز مسنا و أهلنا الظر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل و تصدق علینا إن الله یجزی المتصدقین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمو أهلک عدوهم من الجن و الإنس من الأولین و آلآخرین
صفات الشيعة 7 الحديث الثاني عشر
[الحديث الثاني عشر]
12 حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَكِّلُ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ وَ اللَّهِ مَا شِيعَةُ عَلِيٍّ ص إِلَّا مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ وَ رَجَا ثَوَابَهُ وَ خَافَ عِقَابَه
صفات الشيعة با ترجمه 8 حديث 13 -
حديث 12-
(3) احمد پسر عبد اللَّه گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود: پيروان على عليه السّلام شكم و فرج خود را از حرام نگه مىدارند و عفيفند كار را تنها براى خرسندى آفريننده خود مىكنند و بمزد او چشم دارند و از كيفر و شكنجه او هراسناكند.
حديث 13-
(1) محمد پسر عجلان گويد نزد امام صادق عليه السّلام بوديم كه مردى داخل شد و سلام كرد از او پرسش فرمودند برادران دينى تو چگونهاند از آنان ستايش فراوانى نمود باو فرمود احوالپرسى توانگران آنها با مستمندانشان چگونه است عرض كرد كم است فرمود رسيدگى مالدارانشان بدرويشان بر چه پايه است گفت كردار و رفتارهائى را ياد آور ميشويد كه پيش ما نيست فرمود پس چگونه اينان گمان ميكنند كه از پيروان مايند.
حديث 14-
(2) حسن پسر خراز گويد از امام رضا عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: كسى هست كه دوستى ما خاندان پيغمبر را دستاويز قرار داده و خرابكارى او بر پيروان ما از زيان دجال بيشتر است عرض كردم اى پسر پيغمبر چرا؟ فرمود براى مهرورزيدن او با دشمنان ما و ستيزه او با دوستان ما و چون چنين نمود حق بباطل آميخته مىشود و امر مشتبه مىگردد و مؤمن از دور و شناخته نميشود.
حديث 17-
(3) معلى پسر خنيس گويد شنيدم امام صادق عليه السّلام مىفرمود: كسى كه بما ناصبى باشد او را ناصبى نگويند براى آنكه فردى را نمىيابى كه بگويد من محمد و دودمانش را دشمن دارم ولى ناصبى كسى است كه نسبت بشما ناصبى است در حالى كه مىداند شما ما را دوست داريد و از دشمنانمان بيزارى مىجوئيد سپس فرمود كسى كه دشمنى از ما را اسير كند دوستى از دوستان ما را كشته است.
حديث 18-
(4) احمد پسر محمد گويد امام صادق عليه السّلام فرمود: پيروان على عليه السّلام كسانى هستند كه از زيادى روزهدارى و گرسنگى كشيدن باريك ميان و خشكيده لب هستند، مهربان و دانشمند و داراى گذشتند. بترك زيادى دنيا شناخته مىشوند، پس در كارهاى خود پرهيزكارى و كوشش در مجاهده با نفس را پيش گيريد.
حديث 19-
(1) پسر ابى المقدام بگفته از پدرش گويد امام باقر عليه السّلام فرمود اى پسر ابى المقدام پيروان على عليه السّلام از زيادى بندگى و بيدارى شبها و قيام در آن و روزهدارى روزها لاغر و رنجديده و لب چروكيده هستند لب خشكند از زيادى ياد خدا كردن و لاغر ميانند از بسيارى روزه گرفتن رنگهايشان زرد و چهره آنان درهم كشيده و دگرگون شده چون شب فرا رسد زمين را فرش خود سازند و پيشانى خويش را در پيشگاه خدا بخاك مىسايند ديدگان آنان گريان اشگهايشان ريزان و نماز و دعاى ايشان فراوانست كتاب خدا را ميخوانند و در حالى كه مردم در سرورند آنها اندوهگيناند.
حديث 20-
(2) سندى پسر محمد گويد گروهى بدنبال امير المؤمنين عليه السّلام ميرفتند.
آنها را ديد و فرمود شما كيستيد گفتند يا امير المؤمنين پيروان شمائيم فرمود چرا نشانى پيروان خود را بر شما نمىبينم عرض كردند نشانى پيروان شما چيست؟
فرمود: از شبزندهدارى زرد چهره و از زيادى روزهدارى لاغر مياناند و از بسيارى ذكر خدا گفتن لبهايشان خشك و چروكيده و بر آنان گرد بيم و ترس خدا نشسته است.
حديث 21-
(1) مفضل گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود: پيروان جعفر عليه السّلام كسانى هستند كه شكم و فرج خود را از حرام نگه ميدارند و كوشش آنها در راه بندگى خدايشان زياد است و اميد بمزد پروردگار و ترس از شكنجه او را دارند اگر چنين مردمى را ديديد اينان پيروان جعفر بن محمّداند.
حديث 22-
(2) جابر جعفى گويد امام باقر عليه السّلام مىفرمود: يا جابر آيا كسى تنها باينكه بگويد خاندان پيغمبر را دوست دارم دلخوش بوده و خود را از پيروان ما مىپندارند بخدا سوگند پيروان ما كسانيد كه از خدا بترسند و فرمانبرى او را پيشه خود قرار دهند و آنها به فروتنى و ترس از خداوند و امانتدارى و زيادى ياد خدا كردن و روزه و نماز بجاى آوردن و نيكى به پدر و مادر كردن و رسيدگى بهمسايگان درويش و وام داران و يتيمان نمودن و راستگوئى و كتاب خدا خواندن و زبان از عيوب مردم باز داشتن شناخته مىشوند و اينان امينان ملت خود هستند (1) جابر عرض كرد اى پسر پيغمبر ما كسى را باين رفتار و كردار نمىشناسيم فرمود يا جابر از راه بدر مرو و كجفهمى مكن آيا براى مرد همين بس است كه بگويد على عليه السّلام را دوست دارم و نزديكى به او را مىجويم اگر او بگويد پيغمبر خدا را كه از على عليه السّلام والامقامتر است دوست دارم و روش زندگانى او را سرمشق خود قرار ندهد و كارهاى او را پيروى ننمايد اين دوستى هيچ بهره براى او نخواهد داشت از خدا بپرهيزيد و آنچه را كه خدا فرمان داده بكار بنديد بين خداوند و آفريدگانش خويشى نيست دوستدارترين و پرارجترين مردم بنزد پروردگار پرهيزكارترين آنها است همان كسى كه از كارهاى پيشوايان دين پيروى مىنمايد، يا جابر بنده بخداوند جز بفرمانبرى از او نزديك نخواهد شد، تنها بگفتن اينكه با مائيد از آتش رهائى نخواهيد يافت و بر خداوند حجتى نداريد هر كه فرمانبر خدا باشد او دوست ما
و با ما است و كسى كه فرمان خدا را نبرد دشمن ما است و دوستى ما جز با كار درست و پرهيزكارى بدست نمىآيد.
حديث 23-
(1) امام باقر عليه السّلام فرمود پيروان على عليه السّلام كسانى هستند كه در دوستى ما سر از پا نمىشناسند و براى ما با هم مهر مىورزند براى زنده كردن امر ما يك ديگر را ديدار ميكنند اگر خشمگين شوند زيادهروى نميكنند و چون خرسند گردند تند نميروند براى همسايگان خود بركتند و با همنشينان و هم آميزشكنندگان خود مهربان و رفتار دوستانه دارند.
حديث 25-
(3) عمرو پسر ابى المقدام بگفته از پدرش گويد كه امام باقر عليه السّلام فرمود
(1) يا جابر پيرو على عليه السّلام كسى است كه صدايش از گوشش نمىگذرد (فرياد نميزند) و دشمنى او تا بتواند از دستش بديگرى نخواهد رسيد (تا بتواند دشمنى با ديگرى را در خود خفه ميكند) كسانى را كه در باره ما كوتاه آمدهاند ستايش نميكنند و با كسانى كه با ما دشمنند رفت و آمدى ندارند و با هر كه بما عيب بندد نمىنشينند پيرو على عليه السّلام مانند سگ روزه نميكشد و مانند كلاغ آزمند نيست از مردم درخواست و پرسش نميكند اگر چه از گرسنگى بميرد، زندگانى آنان درويشانه و خانه بدوشند اگر در جايى باشند مردم آنها را نمىشناسند و اگر پنهان باشند كسى آنها را نمىجويد و چون بيمار شوند احوال آنها را نمىپرسند و اگر بميرند كمتر كسى با خبر مىشود و در گورها يك ديگر را ديدار كنند (روانشان) عرض كردم اينها را از كجا پيدا كنيم فرمود در اطراف زمين و بين بازارها آوارهاند و اين فرمايش خداوند بزرگ است آنجا كه مىگويد أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِين
حديث 26-
(2) مفضل پسر قيس گويد امام صادق عليه السّلام فرمود پيروان ما در كوفه چند نفرند عرض شد پنجاه هزار و مرتب مىپرسيد تا اينكه فرمود آيا اميد دارى كه بيست نفر باشند سپس فرمود بخدا سوگند دوست دارم در كوفه بيست و پنج نفر مرد باشند كه امامت ما را بشناسند و بر ما جز گفتار درست نگويند.
حديث 27-
(1) محمّد پسر على ماجيلويه گويد امام صادق عليه السّلام فرمود روزى ابو جعفر منصور دوانيقى (خليفه دوم عباسى) در حيره زمان ابى العباس سفاح برادرش بمن گفت يا ابا عبد اللَّه چگونه است كه پيرو شما در هر مجلسى كه باشد پنهان خود را آشكار ميكند و مذهبش شناخته مىشود فرمود اين براى شيرينى ايمانيست كه در سينههاى آنانست و آن شيرينى پنهان آنها هويدا مىشود.
حديث 28-
(2) پسر ابى عمير گويد امام باقر (يا صادق عليه السّلام) فرمود از شما كسى است كه نمازش از ديگرى بيشتر است و گروهى از شما حج كردنش بيش از ديگران است و مردى صدقهدان و روزهداريش بيش از ساير مردم است ولى هر كه از شما داناتر است والامقامتر است.
حديث 29-
(3) مفضل پسر زياد عبدى گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود ما از خانواده صدق و صفائيم كوشش شما براى ياد گرفتن معالم دينتان است و هم دشمنانتان بنابودى شما است و دلهاى آنها از كينه شما آغشته است آنچه را كه از شما مىشنوند پس و پيش و كم و زياد ميكنند و براى شما شريكانى قرار مىدهند و متهمان مىنمايند و همين گناه براى آنها كافيست.
حديث 30-
(1) محمّد پسر يحيى پسر سدير گويد امام صادق عليه السّلام مىفرمود چون روز رستاخيز فرا رسد آدميان را بنام مادرانشان ميخوانند مگر ما و پيروان ما را چون در نژاد و ريشه ما خللى نيست (مقصود آنكه غير ما و محبين ما مشكوك النسبند).
حديث 32-
(1) مسعدة پسر صدقه گويد از امام صادق عليه السّلام از پيروانش پرسيدند فرمود پيروان ما كسانيند كه در كارهاى نيك پيشقدماند و از كردن كارهاى بد سرباز مىزنند نيكوئى را آشكار مىكنند و بكار خوب پيشى مىگيرند براى علاقهاى كه برحمت خداوند جليل دارند اينان از مايند و با مايند هر جا كه ما باشيم.
حديث 33-
(2) اصبغ پسر نباته گويد روزى امير المؤمنين عليه السّلام بيرون آمد و ما گرد هم بوديم فرمودند شما كيستند و گرد هم آمدنتان براى چيست عرض كرديم گروهى از پيروان تو هستيم فرمودند پس چرا نشانى پيروان خود را در شما نمىبينم عرض كرديم نشان پيروان تو چيست فرمود آنها از زيادى بيدارى و نماز شب رنگشان زرد و چشمهايشان كم سو و اشكريز از ترس خدايند لبهايشان از زيادى روزه دارى و ذكر خدا گفتن خشك شده و بر آنها گرد ترس و فروتنى نشسته است.
حديث 34-
(3) ابى بصير گويد بر امام صادق عرض شد پيروان خود را براى ما بستاى
فرمود پيروان ما كسانى هستند كه صدايشان كوتاه و از گوششان نمىگذرد و كينه آنها از دستهايشان رد نمىگردد (و بديگرى برخورد نمىكند) كار خود را بر ديگران بار نميكنند و كل مردم نمىشوند بجز از برادران دينى از كسى ديگر پرسش و درخواست نميكنند اگر چه از گرسنگى بميرند، پيروان ما مثل سگ پارس نميكنند و مانند كلاغ آزمند نيستند پيروان ما در زندگانى سبكبال و خانه بدوشند آنها را در دارائيشان براى ديگران حقى معلوم كردهاند و با يك ديگر انس مىگيرند و هنگام مرگ ناله و بىتابى نميكنند در گورهايشان يك ديگر را ديدار ميكنند عرض شد فدايت شوم كجا اينها را بجوئيم فرمودند و در اطراف زمين و بين بازار چنان كه خداوند فرمود أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِين
اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج السلام علیک یا بقیة الله یا خلیفة الرحمن یا امام الانس والجان السلام علیک یا عین الحیات السلام علیک بجوامع السلام خذ بأیدینا «آقا دست مارا بگیر» یا أبانا إستغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین یا أیها العزیز مسنا و أهلنا الظر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل و تصدق علینا إن الله یجزی المتصدقین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمو أهلک عدوهم من الجن و الإنس من الأولین و آلآخرین
13.عَنْ مُوسی بْنِ جَعْفَرٍ ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ قالَ:
یا مَعْشَرَ الشِّیعَه إنَّكُمْ قَدْ عاداكُمْ الْخَلْقُ فَتَزَیَّنُوا لَهُمْ بِما قَدَرْتُمْ عَلَیْهِ. 1 امام هفتم ـ علیه السلام ـ فرمود:
شیعیان ما! شما ملتی هسید كه دشمنان بیشماری در كمین شما است،
ای گروه شیعه شما از دشمنان ما روی گردانید و با آنان دشمن هستید پس خود را بیارایید.
14.عَنْ الإمامِ الرِّضا ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ :
شِیعَتُنا الْمُسَلِّمُونَ لِأمْرِنا الْآخِذُونَ بِقَولِنا، الْمُخالِفُونَ لِأعْدائِنا فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذالِكَ فَلَیْسَ مِنّا. 2 امام هشتم ـ علیه السلام ـ فرمودند:
شیعه ما كسانی هستند كه در برابر «امر» ما تسلیم اند به «قول» ما گردن می نهند و با دشمنان ما مخالف هستند و
افزود پس كسی كه این چنین نباشد او از ما نیست. 15.عَنْ أبِی جَعْفَرٍ الثّانی ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ : عَنِ النَّبِیِّ ـ صلی الله علیه و آله ـ قال:
حُبِّی وَ حُبُّ أهْلِ بَیْتِی وَ شِیعَتِهِمْ وَ أنْصارِهِمْ فِی قُلُوبِ الْمَلائِكَه. 3 امام دهم ـ علیه السلام ـ از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل كرد كه آن حضرت فرمود:
محبّت من و اهل بیت من و شیعیان و یاران آن ها در دل های فرشتگان نهفته است.
16.قالَ الْاِمامُ الْعَسْكَرِیُّ ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ : قالَ رَجُلٌ لِرَسُولُ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ:
فُلانٌ یَنْظُرُ إلی حَرَمِ جارِهِ وَ إنْ أمْكَنَهُ مُواقَعَه حَرامٍ لمْ یَضِقْ عَنْهُ فَغَضِبَ رَسُولُ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ وَ قالَ:
إئْتُونِی بِهِ، فَقالَ رَجُلٌ آخَرُ: یا رَسُولُ اللهِ إنّهُ مِنْ شِیعَتِكَ وَ مِمَّنْ یَعْتَقِدُ مُوالاتِكَ وَ مُوالاه عَلِیٍّ ـ عَلَیْهِ السَّلامُ ـ وَ یَتَبَرَّءُ مِنْ أعْدائِكُمْ،
فَقالَ رَسُولُ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ: لا تَقُل إنَّهُ مِنْ شِیعَتِنا فَإنَّهُ كِذْبٌ، إنَّ شِیعَتَنا مَنْ شَیَّعَنا وَ تَبِعَنا فِی أعْمالِنا وَ لَیْسَ هذا الّذی
ذَكَرْتَهُ فِی هذا الرَّجُلِ مِنْ أعْمالِنا. 4
امام حسن ـ علیه السلام ـ فرمود: مردی به پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت:
فلان كس به همسر همسایه خود چشم می دوزد و اگر امكان عمل نامشروع دست دهدكوتاهی نمی كند،
پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ غضبناك شد و فرمود: او را حاضر كنید، مردی كه در كنار پیامبر بود گفت:
یا رسول الله او از شیعیان شما است و به علی (إمیر المؤمنین) ـ علیه السلام ـ عشق می ورزد و از دشمنان ما بیزاری می جوید.
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نگو كه چنین كسی از شیعیان ما است، او دروغگو است زیرا شیعیان ما آن هایی هستند كه
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
از نرم افزار «گنجینه روایات نور»
صفات الشيعة 26 الحديث السادس و الثلاثون
[الحديث السادس و الثلاثون]
36 أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ الَّذِي إِذَا غَضِبَ لَمْ يُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ وَ الَّذِي إِذَا رَضِيَ لَمْ يُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِي الْبَاطِلِ وَ الَّذِي إِذَا قَدَرَ لَمْ يَأْخُذْ أَكْثَرَ من ماله [مِمَّا لَه
صفات الشيعة با ترجمه 26 حديث 36 -
حديث 36-
(2) صفوان پسر مهران گويد امام صادق عليه السّلام فرمود مؤمن كسى است كه چون خشمگين شود خشمش او را از جاده راست بدور نكند و چون راضى شود خرسنديش او را در باطل فرو نمىبرد و چون توانائى يابد بيش از مال و حق خود را دست نميزند.
حديث 38-
(2) عبد اللَّه پسر سنان گويد از امام صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود: اى بندگان خدا شما را به پارسائى سفارش ميكنم مردم را بر شانههاى خود سوار نكنيد كه خوار خواهيد شد خداوند بزرگ در كتاب خود فرموده قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً «1» سپس فرمود بيماران خود را پرسش كنيد و جنازههاى آنان را مشايعت نمائيد و براى ايشان گواه باشيد در پرستشگاههايشان با آنان نيايش بدرگاه خدا كنيد و حقوق آنها را بدهيد سپس فرمود چقدر سنگين و سخت است بر گروهى كه گمان ميكنند بدنبال پيشوايانى قدم برميدارند و فرمايش آنها را پذيرا هستند در حالى كه چون آنها را دستور بنيكى و دورى از بدى مىدهند از آنان نمىپذيرند و اسرار آنها را نزد دشمنانشان فاش مىكنند و چون دشمنان آنها نزد ما مىآيند و مىگويند گروهى هستند كه چنين و چنان مىگويند و ما خواهيم گفت از آنان بيزاريم بيزارى ما از آنها واجب مىشود.
حديث 39-
(1) عبد اللَّه پسر زياد گويد بر امام صادق عليه السّلام در منى درود فرستاديم و سپس عرض كرديم اى پسر پيغمبر ما گروهى گذارندهايم و گفتگوهاى اين جا را در جايى بازگو نخواهيم كرد ما را وصيتى بفرما فرمود شما را بر پارسائى و پرهيزگارى و راستگوئى و اداى امانت و نيكى آميزش با كسانى كه با شما رفت و آمد دارند و درود بلند فرستادن و سير كردن مردمان سفارش ميكنم، در مساجدشان نماز كنيد و بيمارانشان را احوالپرسى نمائيد مردگان ايشان را مشايعت كنيد و پدرم مىفرمود پيروان ما خاندان پيغمبر خوبان خويشان خود هستند اگر دانشمندى يا اذان گوئى يا پيشوائى و يا امانتدارى و رازدارى يافت شود از آنانست مردم را با ما مهربان كنيد و ما را با ايشان دشمن ننمائيد.
حديث 40-
(2) حمران پسر اعين گويد امام صادق عليه السّلام فرمود امام سجاد عليه السّلام در خانه خود نشسته بود گروهى درب خانه را كوبيدند فرمود اى كنيز نگاه كن
كوبنده درب كيست عرض كردند گروهى از پيروان شمايند با شتاب چنان از جاى برخاست كه نزديك بود بر زمين افتد و چون درب را باز و بايشان نگاه كرد برگشت و فرمود دروغ مىگويند نشانى تشيع آنان چيست و نشانه بندگى و اثر سجودشان كجا است، پيروان ما به زيادى بندگى و ژوليدگيشان شناخته ميشوند (منظور آنكه بظاهر خود زيادى پاىبند نبوده و توجه بيشترشان بعوالم معنوى و اخروى است) زيادى بندگى پروردگار بينىهاى آنان را زخم نموده و جبين و جاهاى سجودشان پينه بسته از روزههاى بسيار و ايستادن در پيشگاه پروردگار و دوام اذكار لاغر ميان و لبخشگانند، بندگى يزدان چهرههاى آنان را درهم كشيده و بيدارى شب جوانى آنها را دگرگون نموده و روزه بودن در روزهاى گرم بدنهاى آنها را گداخته هنگامى كه مردم خاموشند آنان تسبيح گويند و چون مردم در خوابند آنان در نماز بسر مىبرند و زمانى كه آفريدگان مسرورند آنان اندوهگينند، به بسيارى بركنارى از دنيا شناخته مىشوند سخنان آنها رحمت و سرگرمى آنها به بهشت است.
اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج السلام علیک یا بقیة الله یا خلیفة الرحمن یا امام الانس والجان السلام علیک یا عین الحیات السلام علیک بجوامع السلام خذ بأیدینا «آقا دست مارا بگیر» یا أبانا إستغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین یا أیها العزیز مسنا و أهلنا الظر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل و تصدق علینا إن الله یجزی المتصدقین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمو أهلک عدوهم من الجن و الإنس من الأولین و آلآخرین