سلام
داستاني شنيدم از قارون و اينكه خدا او را در يكي از اقيانوس ها براي عذاب مي فرسته(غرق ميكنه)
و زماني كه حضرت يونس پيامبر به دهان ماهي مي روند (به حكم رحمت خدا يا...) قارون با يونس صحبت و گفتگويي ميكنه
و از يونس احوال موسي را مي پرسه
يونس هم به او ميگويد كه موسي سال هاست كه مرده....
در اين هنگام دل قارون از شنيدن اين خبر به رحم مي ياد (و شايد گفته شدكه اشك هم ميريزد)
به همين علت خداوند او(قارون) را مي بخشد
و در مورد حضرت يونس نيز آورده شد كه
ايشان را در واقع امام حسين (ع) نجات دادند...
در اين دو مورد اگر دوستان ماجراي دقيق را تعريف كنند ممنون ميشم
برقرار باشيد




