بسم الله الرحمن الرحیم اثرات معنوي نماز بر روح و روان انسان ( نماز از نظر روانشناسی ) هر کسي تابع ميزان معرفت و شناخت اوست و چون معرفت و ايمان افراد با هم متفاوت است، نمازهاي آنها و آثار آن نمازها نيز
است.
به هر حال هيچ نمازي بدون اثر نمي باشد هر چند ميزان آن آثار کاملا متفاوت است.
با ايمان بايد بکوشد با تمرين و تصميم و اراده قوي به نمازش عمق و شور و حال ببخشد و با مطالعه کتاب هائي که در اين
شده و اسرار و نکات ظريف نماز را بيان کرده اند و نيز مطالعه شرح حال بزرگاني که به نماز عشق مي ورزيده اند و نماز آنها
اي از معراج مؤمن بوده به تدريج و کم کم بر حضور و توجه در نمازش بيفزايد و شور و نشاط خود را در حال نماز بيشتر نمايد.
بايد دانست که
همين نمازهاي بي روح و دست و پا شکسته ما نيز خالي از آثار مختلف تربيتي و رواني و اجتماعي نمي باشد و اگر انسان همين نماز بي روح را هم ترک مي کرد، ميزان جرم و خطا و معصيت او بيشتر مي شد. چون اثر عمده نماز که همان نهي از فحشا و زشتي و گناهان است، حتي در اين گونه نمازها نيز ظاهر و آشکار مي گردد. روايت آمده است جواني از انصار نماز خود را به جماعت با پيامبر -صلي الله عليه و آله- مي خواند ولي گاهي مرتکب خطا و گناه نيز
شد. اين جريان را به پيامبر گفتند. حضرت فرمود:
بالاخره اين نماز روزي باعث بيداري و دوري او از گناه مي گردد. طولي نکشيد که آن جوان متنبه و بيدار شد و دست از اعمال بد و زشت خود برداشت و در صراط مستقيم بندگي قدم گذاشت. انسان مومن بايد به هر طريق با خداي خود مرتبط و پيوسته باشد و رابطه اش را با خداي خود هر چه قدر هم که ضعيف و کم رنگ باشد،
ننمايد و همين ارتباط ضعيف را روز به روز تقويت نمايد تا به تدريچ به درجات عالي قرب و معرفت خداي متعال برسد:
است بخشي از عبارت هاي نماز
اعلان نياز به درگاه خداوند است اما بخش عمده آن
ستايش و سپاس و تعظيم و خاكساري به درگاه خداوند است كه
نماد پرستش و بندگي به درگاه پروردگار است.
بر اين كه نيازمندان با اعلان نياز به درگاه بي نياز مطلق و ديدن لطف و رحمت از سوي او حس پرستش و بندگي در آنان بيش از
زنده و شكوفا مي شود. براي توضيح بيشتر به مطالب زير توجه كنيد:
قرآن شريف وقتي درباره انگيزه خلقت انسان سخن به ميان مي آورد، بحث عبادت را مطرح مي
«
و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون؛[COLOR=#0070c0] و من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند » (ذاريات، آيه 56).
نماز مهمترين و با شكوه ترين جلوه عبادت محسوب مي شود تا حدي كه هيچ عبادتي براي تقرب و نزديكي عبد به مولا به پايه نماز نمي رسد. علي(ع) در اين خصوص مي فرمايند:
«
الصلوه قربان كلي تقي؛ نماز وسيله نزديك شدن هر پارسايي به خداست» (نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1152).
قرآن كريم وقتي درباره حكمت همين نماز سخن مي گويد، علت تشريع آن را ذكر و ياد خدا مي
«
و اقم الصلوه لذكري؛ نماز را براي اين كه ياد مرا زنده كنيد به پا داريد » (طه، آيه 14).
و در مواردي ديگر، دليل عبادت را
تشكر از خداوند معرفي مي كند
«
يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم والذين من قبلكم؛ اي مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد؛ آن كس كه شما و كساني را كه پيش از شما بودند آفريد » (بقره، آيه 21).
از طرف ديگر
نماز تنها به امت پيامبر(ص) ما اختصاص ندارد بلكه اين عهد و پيمان الهي با همه مردم و در همه دوره هاست كه تنها خدا شايسته عبادت و پرستش است. شريف جريان نماز و محراب عبادت پيامبران گذشته و حضرت مريم مادر عيسي مسيح(ع) را در طي آياتي مطرح كرده كه
را در اديان الهي بيان مي نمايد.
نماز در تمام ادیان بوده !!! دلت را با خداوند آشنا كن زعمق جان خدايت را صدا كن دلت غفلت زده مانند سنگ است مس دل را ز ياد او طلا كن شكوه بندگي در خاكساري است خضوع و بندگي پيش خدا كن تو غرق نعمت پروردگاري بيا و حق نعمت را ادا كن نشان حق شناسي در نماز است جفا تا كي بيا قدري وفا كن ركوعي، سجده اي، اشكي، خضوعي به پيش آن يكي قامت دو تا كن اكنون بدون اين در اين اسرار و حكمت ها خللي ايجاد شود، وقتي بنده به آستان حق رو مي كند و فرمان او را با نمازگذاردن اجابت
نمايد مشمول عنايت هاي الهي و بركات و آثار نماز مي گردد.
برخي آثار نماز به اين شرح است: 
نماز موجب
احساس غرور و افتخار است؛
افتخاري از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد.

نماز از آن جهت كه
وسيله اتصال عبد به مولاست ؛
احساس قدرت بنده مي گردد، نماز گزاران حقيقي به وسيله نماز به اطمينان قلبي مي رسند و ترس از غير خدا را از دل بيرون
كنند.

نماز موجب
احساس عزت است؛
تمام عزت ها از آن خداست، از اين رو اتصال به عزيز مطلق به انسان عزت و سربلندي مي بخشد.

نماز
بزرگترين عامل تربيت و اصلاح ظاهري و باطني است.

نماز سبب
گشايش امور و خروج از دشواري هاست؛
«
واستعينوا بالصبر والصلوه؛ از صبر و نماز در برخورد با مشكلات كمك بگيريد» (بقره، آيه 45).
با توجه به اين آثار است كه گفته شده
نماز اعلان نياز به درگاه بي نياز است. كه سر تا پا كارش و صفاتش، خلقتش و بقااش وابسته به خداوند است براي اين كه موجوديتش به عنوان
«عبد» در جهان
به رسميت شناخته شود، لازم است ارتباط خود را با خالق هستي از راه عبادت برقرار و حفظ نمايد.
در واقع نماز
پيش از آن كه اعلان نياز باشد، اظهار بندگي است «عبد» اول «عبوديت» خود را ثابت مي كند بعد خواه ناخواه مشمول توجهات ربوبي مي شود. مضامين بالاي سوره حمد گوياي اين حقيقت است كه توحيد و يگانه پرستي، والاترين هدفي است كه براي انسان ترسيم شده است و
راه رسيدن به اين هدف - به حقيقت - عبادت و بندگي است و نماز برترين تجلي و ظهور عبادت شمرده مي شود.