« بسم الله الرحمن الرحيم »
سلام عليکم
ابتدا تشکر ميکنم از انتقاد شما دوست عزيز.
البته، رجوع به تفاسير درجاي خود خوب است و ليکن اين امر هرگز نبايد سدي ما بين ما و تدبر در قرآن شود،
به اين نکته نيز بايد توجه داشته باشم که شرع مقدس در عين حال که از تفسير به رأي به شدت نهي نموده،
بر تدبر در اين کتاب آسماني تشويق بسياري نموده است.
بنابراين اين دو هيچ منافاتي با هم نداشته و قابل جمع هستند البته اين مسئله نيازمند به توضيح بيشتري است.
.
و ليکن در اينجا به صورت موجز و خلاصه تفسير به راي را توضيح خواهيم داد :
مقصود از تفسير به رأيي که روايات از آن به شدت نهي نموده اند، يکي از موارد ذيل است:
1. تحميل نمودن نظرات شخصي به قرآن
و منشا اين قسم،دو مسئله ميتواند باشد:
الف : هوي و هوس و اين مورد مربوط به اشخاصي است که نور ايمان بر قلبهايشان نتابيده
لذا سعي دارند که آيات قرآني را در برابر خواستهاي نفساني و شهوانيشان خاضع گردانند
بنا بر اين آنها در تلاش هستند که آيات قرآني را آنطور که هوي و هوس آنها ميطلبد، بفهمند.
براي مثال قول خداي متعال در قرآن کريم (( وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ (( سوره بقرة آيه 195))
را اينگونه تفسير مينمايند، که واجب است بر انسان که هيچ عملي و يا جهادي و يا برخوردي
با طاغوتهاي زمان خويش نداشته باشد چرا که اينگونه اعمال مصداق هلاکتي است که
خداي متعال ما را از آن نهي کرده است.
ب : پيشينه هاي فکري و اين در رابطه با اشخاصي است که قرآن را در حالي ميخوانند
که اذهان آنها مملو از افکار و ديدگاهها و مفاهيمي است که موجب اسارت وي در آن زنجيرها ميشود.
به همين دليل آنها به قرآن نمينگرند مگر از خلال پنجره هاي افکارشان و در قرآن چيزي نيافته، مگر اينکه افکار آنها را تاييد ميکند.
همچون شخصي که عينک دودي بر روي چشمان خود، نهاده که در اين حال همه اشياء را به رنگ عينکش خواهد ديد.
پس اين گروه نيز قرآن را ميبينند اما به رنگهاي قالب خورده در اذهانشان، آنها سعي دارند آيات قرآني را
آنطور که افکار پوج و واهي آنها اقتضا ميکند توجيه بکنند و اين عين خطا و اشباه است.
در تاريخ گذشته همانند تاريخ معاصر مثالهاي متعددي براي اين قضيه مي يابيم.
اول موضوعي که در اين راستا با آن برخورد ميکنيم تفسير قرآن کريم است بر وفق عقائد کهنه خويش،
همانطور که اين امر را در رابطه با صاحبان مذاهبي همچون معتزلة، اشاعرة و غير اينها به وضوح مشاهده ميکنيم.
اين گروهها آراء خاصي را در رابطه با خدا و صفات ثبوتية و صفات سلبية مطرح نموده و بر قرآن تحميل مينمودند.
در اين راستا همچنين با تفاسيري از آيات قرآني برخورد ميکنيم که مطابق فکر صوفي و ذوق عرفاني است.
تفاسيري که بر اساس استحکام اين دو فکر و با رنگ شرعي دادن به آن افکار مطرح ميشد
و نمونه بارز آن در کتاب الفصوص که توسط محيي الدين عربي به غرض تاييد افکار صوفيانه اش تاليف شده نمايان است.
ابن عربي در اين کتاب سعي بر استخراج معاني خاصي از آيات و احاديث به شيوه ويژه اي از تاويل که مويد افکارش باشد، دارد.
[COLOR=#eeece1].
پس اگر در ظاهر آيه موردي بود که ميتوانست مذهب او را تاييد کند به آن تمسک نموده
و در غير اين صورت معناي آن را به غير آنچه از ظاهر آيه برداشت ميشد، برميگرداند.
براي مثال به اين دليل که مذهب ابن عربي وحدت وجود است، قول حضرت هارون عليه السلام به برادرشان
حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام (( قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي (( آيه 94 سوره مبارکه طه ))
را اينگونه تفسير ميکند: حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام پس از اينکه از طور مراجعت نمود و ديد قومش گوساله را پرستيدند
برادرش هارون را مورد عتاب قرار داده و به او گفت: براي چه مردم را به حال خود رها نکردي تا به پرستش گوساله ادامه دهند ؟!
آيا نميداني که خداي سبحان دوست دارد که پرستش شود در هر صورتي که باشد !!!
2. به سرعت اقدام به تفسير نمودن آيات قرآني بر طبق گمانهاي اوليه اي که با نگاه ابتدايي و گذرا به ذهن خطور ميکند،
بدون يقين و قطع و بدون رجوع به ساير آيات و روايات در رابطه با آن موضوع براي مثال از آيه (( الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (( سوره طه آيه 5 ))
برداشت شود که خداي متعال داراي جسم بوده و مکانش بالاي عرش است.
3. فهم استقلالي آيات مربوط به احکام، همچنين آيات متشابه، آيات مجمل و شبيه به اينگونه آيات
و دور از روايات اهل بيت عليهم السلام و غير منطبق با آن.
و اين بدين جهت است که در زمان رسالت رسول خدا صلي الله عليه و آله، خود حضرت بودند که
آيات پيچيده و مبهم را براي مسلمانان تشريح مينمودند.
و در همين رابطه است قول خداي متعال (( وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (( سوره نحل آيه 44 ))
و ليکن پس از رحلت رسول اکرم صلي الله عليه و آله چه اتفاقي مي افتد ؟!
حضرت محمد صلي الله عليه و آله پس از خود کتاب و عترت را به جانشيني نهادند و آن دو را تا قيامت مقرون يکديگر قرار دادند
و بسياري از روايات وارد شده در نهي از تفسير به رأي، در مقام رد آنهايي است که در صدد فهم قرآن
به صورت مستقل و دور از اهل بيت عليهم السلام بلکه حتي متناقض با فرمايشات ايشان در برخي زمانها
همچون ابو حنيفة، قتادة و غير اين دو، بوده اند، ميباشد.
از باب نمونه روايتي است از امام صادق عليه السلام که ميفرمايند : انما هلک الناس في المتشابه
لانهم لم يقفوا علي معناه و لم يعرفوا حقيقته فوضعوا له تاويلا من عند انفسهم بآرائهم و استغنوا عن مسألة الأوصياء فيعرفونهم.
بنابر اين ميتواند مراد از به کار بردن واژه « به نظر من » يکي از اين دو امر باشد:
1. به معناي نتيجه و حاصل تدبر من در قرآن باشد که در اين صورت نه تنها اشکال نداشته
بلکه نتيجه اطاعت از دستور و فرمان خداي متعال به « [COLOR=#4f6128][COLOR=#002060]تدبروا في القرآن » است.
2. منظور از آن اين باشد که بنده تا زمان کنوني با تدبري که در آيه داشتم به اين نتيجه رسيده ام،
البته هنوز حقانيت مطلب براي من مسلم نيست لذا آن را به عنوان يک نظر مطرح نمودم،
و اين احتمال دوم شايد اغلب باشد به خصوص در اينگونه محافل که انسان گمان دارد،
اگر مطلب ناشايست و يا نادرستي را بيان کند، اصحاب فن به طور حتم به وي تذکر خواهند داد.
با تشکر فراوان از همه شما دوستان.
لطفا جواب منو بدید ...
مدیر انجمن: شورای نظارت
پرش به
- بخش داخلی
- ↲ قوانين و اخبار سايت
- ↲ سوال ، پيشنهاد و انتقادها
- ↲ سرویس میزبانی وب - ETEGHADAT Web Hosting
- گنجینه ثـقلیـن
- ↲ قرآن مجید
- ↲ متن و ترجمه قرآن کریم
- ↲ تفسیر
- ↲ علوم قرآنی
- ↲ اهل بيت (عليهم السلام)
- ↲ پيامبر اکرم (صلّي الله علیه و آله و سلّم)
- ↲ اميرالمومنين علي (علیه السّلام)
- ↲ فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)
- ↲ امام حسن مجتبی (علیه السّلام)
- ↲ امام حسین (علیه السّلام)
- ↲ امام زین العابدین (علیه السّلام)
- ↲ امام محمد باقر (علیه السّلام)
- ↲ امام جعفر صادق (علیه السّلام)
- ↲ امام موسي کاظم (علیه السّلام)
- ↲ امام رضا (علیه السّلام)
- ↲ امام جواد (علیه السّلام)
- ↲ امام هادی (علیه السّلام)
- ↲ امام حسن عسکری (علیه السّلام)
- ↲ صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
- ↲ حديث
- ↲ نهج البلاغه
- ↲ صحیفه سجادیه
- ↲ خطابه غدیر
- ↲ ادعيه و زيارات
- ↲ علوم حدیث
- اصـول ديــن
- ↲ خدا شناسی
- ↲ عدل
- ↲ پیغمبر شناسی
- ↲ امام شناسی
- ↲ مهدویت (عج)
- ↲ معاد
- فـروع ديـن
- ↲ احکام عبادات
- ↲ نماز
- ↲ روزه
- ↲ حج
- ↲ احکام معاملات
- ↲ ساير احکام
- اديـان و مـذاهب
- ↲ اسلام
- ↲ ره یافتگان
- ↲ نقد سایر اندیشه ها
- ↲ وهابیت
- ↲ بهائیت
- ↲ مسیحیت
- ↲ یهودیت
- ↲ زرتشت
- ↲ شیطان پرستی
- ↲ صوفیه
- سایر مباحث تخصصی
- ↲ اخـلاق
- ↲ آداب
- ↲ مهارت های زندگی
- ↲ زن و خانواده
- ↲ ازدواج و زناشویی
- ↲ کودکان و نوجوانان
- ↲ جوانان
- ↲ تاريخ
- ↲ شخصيت ها
- ↲ اخیار
- ↲ اشرار
- ↲ کتابخانه
- ↲ کتاب مخصوص ویندوز
- ↲ کتاب مخصوص موبایل
- ↲ کتابشناسي
- ↲ بخش ادبي
- ↲ شعر
- ↲ داستان
- ↲ قطعه ادبي
- ↲ نکته ها و لطایف
- ↲ پرسش و پاسخ
- بخش عمومی
- ↲ مناسبت و یادواره
- ↲ ماه مبارک رمضان
- ↲ اخبار مذهبي
- ↲ فعالیتهای جمعی
- ↲ نمایشگاه اعتقادات
- ↲ دیگر گفتگو ها
- صوت
- ↲ تلاوت
- ↲ دعا و زیارت
- ↲ مداحی و روضه
- ↲ مناسبت ها
- ↲ مولودی و همخوانی
- ↲ جلسات سخنرانی
- ↲ قصه
- ↲ دیگر نواها
- ↲ معرفی و بررسی آثار صوتی تصویری
- تصویر
- ↲ فیلم
- ↲ فلش
- ↲ اماکن مذهبی
- ↲ دیگر تصاویر
- ↲ گرافیک مذهبی
- ↲ آموزش و سوالات
- ↲ پشت زمینه
- ↲ طرح و ایده
- چندرسانه ای
- ↲ همراه مذهبی
- ↲ نرم افزارهای اسلامی
- ↲ معرفی پايگاه ها

