« تقوا » به معناى اختيار نفس را در دست داشتن و در برابر هر گناه و فسادى خويشتن دار بودن است ، و البته بدون آگاهى و به اجرا گذاشتن مسائلى كه در ارتباط با پاكى نفس و كمال انسان است تقوا معنى ندارد .آنچه از معناى آيه قبل استفاده مى شود چنين است : خداوند بزرگ هر كس را از طريق معلومات فطرى و نور وحى كه انبيا اعلام كننده آن هستند ، عالم و شناساى تقوا ساخت، و طريق اجتناب از هر گناهى را پس از بازشناساندن گناه به او آموخت ، و اين انسان است كه هر يك از دو راه خير و شر را از طريق الهام شناخته و هر كدام را كه بخواهد مى تواند انتخاب كند ; ولى بايد بداند كه سعادت و رستگارى و فلاح و پيروزى در سايه پاكى نفس و محروميت از بهره هاى الهى معلول آلودگى اوست .
دورنمايى از وضع نفس
در زمينه زيبايى ، زشتى ، يا پاكى و آلودگى نفس ، يا روشنى و تاريكى اش سخن بسيار است . بايد گفت از هنگام شروع زندگى آدمى در زمين به وسيله نوع انسان ، بحث در پاكى و آلودگى نفس و علل و عوامل سلامت و مرض آن شروع شده و تاكنون ادامه دارد و باز هم ادامه خواهد يافت .
محروميّت هاى شوم
اين همه ، براى اين است كه انسان به پاكى گراييده ، از آلودگى ها دور بماند ; زيرا انسان تربيت شده ، نه اينكه مشكلى ايجاد نمى كند ، به علاوه بر تجارت معنوى براى خودش ، حلاّل مشكلات ديگران نيز خواهد بود ; امّا انسان آلوده و ناپاك نه اينكه از تجارت اخروى محروم است ; بلكه مزاحم زندگى ديگران است ، و به خاطر گناه و معصيتى كه از او سر مى زند ، براى ديگران انواع مشكلات را به بار خواهد آورد ! !« غزالى » در كتاب « كيمياى سعادت » مى گويد :« بعضى از آن اخلاق بد باشد كه وى را هلاك كند و بعضى نيكو باشد كه وى را به سعادت رساند . و جمله آن اخلاق اگر چه بسيار است ; اما چهار جنس اند : اخلاق بهايم ، اخلاق سباع ، اخلاق شياطين و اخلاق ملائكه . چه به سبب آن كه در وى شهوت و آز نهاده اند كار بهايم كند ، و به سبب آن كه در وى خشم نهاده اند كار سگ و گرگ و شير كند ، چون زدن و كشتن و با دست و زبان در خلق افتادن ، و به سبب آن كه قدرت بر مكر و حيله و تلبيس و تخليط و فتنه انگيختن دارد كار ديوان كند ، و به سبب آن كه در وى عقل نهاده اند كار فرشتگان كند ، چون دوست داشتن علم و صلاح و پرهيز از كارهاى زشت و صلاح جستن ميان خلق و خوددارى از كارهاى خسيس و شادبودن به معرفت كارها و عيب و ننگ داشتن از جهل و نادانى . به عبارت ديگر گويى در جلد آدمى چهار چيز است : سگى ، خوكى ، ديوى ، فرشته اى ، كه سگ كه نكوهيده و مذموم است ، نه براى صورت و دست و پاى و پوست ; بل بدان صفتى كه در وى است ، كه به آن صفت در مردم افتد . خوك نه به خاطر صورت مذموم است ; بلكه به خاطر آز و حرص برپليدى ، و مسئله شيطان و فرشته هم مسئله اوصاف است نه صورت و شكل » .
قدرت عقل
اين عقل فرشته صفت اوست كه بايد با اتصال به وحى اوصاف نفس را به حرارت عشق به خدا و رسيدن به مقام قرب ، از حيوان صفتى پاك كرده و هر يك را به نور الهى روشن نموده و صفحه تمام اوصاف و يا آيينه نفس كمك گيرى از الهامات الهى ، مركز تجلى صفات حق كند و زمينه بروز وصف خليفة اللهى و انعكاس عَلَّمَ الاَْسْمايى را در انسان فراهم كند ، و انسان را به ارزش واقعى اش ، كه خمير مايه اش با خود اوست آراسته نمايد .
ثمرات ارتباط معنوى
انسان با اتصال به نور نبوت و بهره گيرى از فرامين حق ، مراقب و مواظب حركات و رفتارهاى خود خواهد شد و به اين واقعيت پى خواهد برد كه اگر مطيع شهوت شود ، در وى صفت پليدِ بى شرمى ، حرص ، چاپلوسى ، نفاق ، خسّت ، حسد ، شماتت و غير آن پديد آيد ، اما اگر شهوت مطيع عقل گردد ، عقلى كه مطيع وحى است ، در انسان صفت قناعت ، خويشتن دارى ، شرم ، ظرافت ، آرامى ، پارسايى ، كوتاه دستى ، و بى طمعى پديد آيد .و اگر مطيع حالت غضب شود ، در وى كبر و تهوّر ، ناپاكى و لاف زدن ، بزرگى فروختن ، مكر و حيله و جنگجويى ، خودبزرگ بينى و ظلم كردن به وجود آيد ، و اگر غضب را تابع عقل كند ، البته عقل تابع وحى در وى صبر و بردبارى و عفو و ثبات و شجاعت و سكون و شهامت و كرم آشكار گردد .و اگر مطيع حالت شيطانى نفس گردد ، حيله گر و مكّار ، خائن و ياوه سرا و بددرون و منافق ، از كار درآيد ، و اگر آن حالت را وصل به عقل الهى كند ، در وى زيركى و معرفت ، علم و حكمت ، صلاح و سداد پيدا شود . اين حالاتى است كه چهره مثبت و منفى اش تابع پاكى و آلودگى نفس است و پاكى و آلودگى نفس ، تابع پيروى يا نافرمانى او از دستورات خداست .
تعليمات معنوى
انسان اگر منبع تمام علوم و فضايل مادى شود ، ولى در زير چتر تعليمات الهى نباشد ، راهى براى تزكيه نفس ندارد و با داشتن آن همه علوم، از وحشيگرى ، عصيان ، تخلّف و فساد در امان نخواهد بود .مگر دنياى به اصطلاح متمدن غرب و قسمتى از شرق از علم بى بهره اند ؟ اينان گسترده ترين دانشگاه ها و كتابخانه ها را در اختيار دارند و كثرت عالم و دانشمند در كشورهايشان مثل آب دريا موج مى زند ; ولى مى بيند كه اكثر آنان كه از دانش و علم سهم دارند و يا در راه تحصيل اند از فاسدترين مفسدان و آلوده ترين موجودات روى زمين اند ! !
گوشه اى به مدعيان تمدن
شما آمار هر نوع گناه ، فحشا ، منكرات ، تجاوزات ، ظلم ها ، غارتگرى ها ، دزدى ها ، آدم كشى ها ، جيب برى ها ، مسائل خلاف عفت ، و . . . را كه بخواهيد ( در هر ثانيه چند گناه و جرم ) در روزنامه ها و كتاب هاى خود آنان يافت مى شود . و بيشتر گناهان و تخلّفات كشورهاى مسلمان نشين هم معلول ارتباط با آنها و سياست هاى استعمارى و تهاجم فرهنگ ابتذال آن آلودگان بدتر از حيوان است ! !تعجّب است كه اين وحشيان دور از تمدن واقعى و اين درنده خويان بدتر از حيوان و اين تاريك دلان از خدا بى خبر ، از قيمت و ارزش بيشتر كالاهاى زمين و از مسائل مادى باخبرند ، امّا كمترين خبرى از حيثيت و ارزش انسانى خود نداشته و نمى دانند راه كمال و فضيلت چيست و به قول حكيم ،فيلسوف و عارف آگاه مولوى معنوى :
صد هزاران فضل داند از علوم *** جان خود را مى نداند آن ظلوم
داند او خاصيت هر جوهرى *** در بيان جوهر خود چون خرى
تو همى دانى يجوز ولا يجوز *** خود ندانى كه يجوزى يا عجوز
اين روا وان ناروا دانى وليك *** خود روا يا ناروايى بين تو نيك
قيمت هر كاله مى دانى كه چيست *** قيمت خود را ندانى زاحمقى است
سعدها و نحس ها دانسته اى *** ننگرى سعدى تو يا ناشسته اى
جان جمله علم ها اين است اين *** كه بدانى من كيم در يوم دين
آن اصول دين ندانستى وليك *** بنگر اندر اصل خود كوهست نيك
از اصوليّت اصول خويش به *** كه بدانى اصل خود اى مرد به
در هر صورت انسان هر قدر از امور محسوسه و مادى و جنبه هاى حيوانى ، البته در آن مرز و حدّى كه خدا نمى پسندد ، پا بر شهوات حاد و هوى و هوس گذارد ، مصفّاتر و بر درك حقايق عاليه علوم و وصول به سعادت و آرامش خاطر توانا مى شود ، و هر اندازه به طرف امور مادى و حيوانى تمايل كند، به عالم حيوانيت نزديك تر و بلكه چون اسباب كارش آماده تر از حيوان است ، پست تر از حيوان خواهد شد !بنابراين بايد كوشش كرد ، كه با كمك وحى ، نفس را از حالت اماره و سركشى نجات داد ، و به حالت مطمئنّه شدن و راضيه و مرضيه گشتن رساند .
منبع : کتاب بربال اندیشه
تقوا و پرهيز از گناه
مدیر انجمن: شورای نظارت
ارسال پست
تعداد پست ها:1
• صفحه 1 از 1
ارسال پست
تعداد پست ها:1
• صفحه 1 از 1
پرش به
- بخش داخلی
- ↲ قوانين و اخبار سايت
- ↲ سوال ، پيشنهاد و انتقادها
- ↲ سرویس میزبانی وب - ETEGHADAT Web Hosting
- گنجینه ثـقلیـن
- ↲ قرآن مجید
- ↲ متن و ترجمه قرآن کریم
- ↲ تفسیر
- ↲ علوم قرآنی
- ↲ اهل بيت (عليهم السلام)
- ↲ پيامبر اکرم (صلّي الله علیه و آله و سلّم)
- ↲ اميرالمومنين علي (علیه السّلام)
- ↲ فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)
- ↲ امام حسن مجتبی (علیه السّلام)
- ↲ امام حسین (علیه السّلام)
- ↲ امام زین العابدین (علیه السّلام)
- ↲ امام محمد باقر (علیه السّلام)
- ↲ امام جعفر صادق (علیه السّلام)
- ↲ امام موسي کاظم (علیه السّلام)
- ↲ امام رضا (علیه السّلام)
- ↲ امام جواد (علیه السّلام)
- ↲ امام هادی (علیه السّلام)
- ↲ امام حسن عسکری (علیه السّلام)
- ↲ صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
- ↲ حديث
- ↲ نهج البلاغه
- ↲ صحیفه سجادیه
- ↲ خطابه غدیر
- ↲ ادعيه و زيارات
- ↲ علوم حدیث
- اصـول ديــن
- ↲ خدا شناسی
- ↲ عدل
- ↲ پیغمبر شناسی
- ↲ امام شناسی
- ↲ مهدویت (عج)
- ↲ معاد
- فـروع ديـن
- ↲ احکام عبادات
- ↲ نماز
- ↲ روزه
- ↲ حج
- ↲ احکام معاملات
- ↲ ساير احکام
- اديـان و مـذاهب
- ↲ اسلام
- ↲ ره یافتگان
- ↲ نقد سایر اندیشه ها
- ↲ وهابیت
- ↲ بهائیت
- ↲ مسیحیت
- ↲ یهودیت
- ↲ زرتشت
- ↲ شیطان پرستی
- ↲ صوفیه
- سایر مباحث تخصصی
- ↲ اخـلاق
- ↲ آداب
- ↲ مهارت های زندگی
- ↲ زن و خانواده
- ↲ ازدواج و زناشویی
- ↲ کودکان و نوجوانان
- ↲ جوانان
- ↲ تاريخ
- ↲ شخصيت ها
- ↲ اخیار
- ↲ اشرار
- ↲ کتابخانه
- ↲ کتاب مخصوص ویندوز
- ↲ کتاب مخصوص موبایل
- ↲ کتابشناسي
- ↲ بخش ادبي
- ↲ شعر
- ↲ داستان
- ↲ قطعه ادبي
- ↲ نکته ها و لطایف
- ↲ پرسش و پاسخ
- بخش عمومی
- ↲ مناسبت و یادواره
- ↲ ماه مبارک رمضان
- ↲ اخبار مذهبي
- ↲ فعالیتهای جمعی
- ↲ نمایشگاه اعتقادات
- ↲ دیگر گفتگو ها
- صوت
- ↲ تلاوت
- ↲ دعا و زیارت
- ↲ مداحی و روضه
- ↲ مناسبت ها
- ↲ مولودی و همخوانی
- ↲ جلسات سخنرانی
- ↲ قصه
- ↲ دیگر نواها
- ↲ معرفی و بررسی آثار صوتی تصویری
- تصویر
- ↲ فیلم
- ↲ فلش
- ↲ اماکن مذهبی
- ↲ دیگر تصاویر
- ↲ گرافیک مذهبی
- ↲ آموزش و سوالات
- ↲ پشت زمینه
- ↲ طرح و ایده
- چندرسانه ای
- ↲ همراه مذهبی
- ↲ نرم افزارهای اسلامی
- ↲ معرفی پايگاه ها