از دید وهابیت، "عمر بن خطاب " هم مشرک است!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 41
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷, ۲:۰۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 186 بار
سپاس‌های دریافتی: 159 بار
تماس:

از دید وهابیت، "عمر بن خطاب " هم مشرک است!

پست توسط nazer110 »

 [FONT=Times New Roman]یکی از مهم ترین ابزار تهاجم بی امان وهابیت علیه شیعه،[COLOR=#NaNNaNNaN]   و وسیله قرار دادن کسانی ست که در بارگاه الهی تقرب دارند. این نقطه ی اختلاف میان شیعه و وهابیت، همان طور که بارها گوشزد کرده ام، حمله ی بی منطقی را سامان داده که غالبا همراه با خشونت می باشد، خشونتی که در چهره های گوناگون به خصوص ترور، قطع عضو، شکنجه و… بروز یافته است. این خشونت که امروزه تئوریزه گردیده و مستند به فتاوی علمای وهابی ست، اسف بارترین صحنه های تاریخ را رقم زده و دهشت ناک ترین مناظر خشونت به نام مذهب را به نمایش گذارده است.  
 [FONT=Times New Roman]علمای وهابی حاضر نیستند حتی در کتب مربوط به مذهب اهل سنت نیز مطالعه ای نموده و مستند بودن اعمال شیعیان در مورد [COLOR=#NaNNaNNaN]  را بپذیرند. روشن است که به هیچ روی نمی توان گفت دانشمندان این فرقه ی خشونت طلب، از انبوه مدارک تاریخی درباره [COLOR=#NaNNaNNaN]  بی اطلاع هستند، بلکه آن گاه که تعصب در کار آید، پرده ای بس ضخیم در مقابل دیدگان آویخته می شود و حتی کوچک ترین شعاعی از واقعیت به دیده درنمی آید.  
 [FONT=Times New Roman]این بار نیز مطلب خود را در قالب داستانی تاریخی عرضه می دارم، تا هم جذابیت موضوع حفظ شود و هم استناد نوشتار محفوظ بماند. اما داستانی که به جرات می توان گفت از نقل های بسیار معتبر و خدشه ناپذیر نزد اهل سنت می باشد، از این قرار است:  
 [FONT=Times New Roman][COLOR=#NaNNaNNaN]در سالی که قحطی و خشک سالی فراگیر شده بود، عمر بن خطاب  [COLOR=#NaNNaNNaN]( خلیفه دوم اهل سنت ) از عباس ( عموی پیامبر اکرم  [COLOR=#NaNNaNNaN]صلی الله علیه وآله  [COLOR=#NaNNaNNaN] ) درخواست نمود که از خداوند طلب باران نماید. خداوند نیز با دعای عباس بر آنان باران فروفرستاد و زمین سرسبز گشت. پس عمر گفت: به خدا سوگند! عباس وسیله ای به سوی خداوند و جایگاهی برای رسیدن به او می باشد. هنگامی که مردم سیراب گشتند، دست به بدن عباس می کشیدند ( برای تبرک ) و به او می گفتند: خوشا به حالت ای ساقی مکه و مدینه 
  (1). (2) 
  
 [FONT=Times New Roman]اینک به نتایجی که با دقت در این داستان حاصل می شود و درپی آن سوالاتی که مطرح می گردد، عنایت فرمائید.  
 [FONT=Times New Roman][COLOR=#NaNNaNNaN]الف.  عمر به عنوان خلیفه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، بدون آن که مستقیما به سراغ خداوند برود و خواسته اش را بدون واسطه از ذات اقدس ربوبی طلب کند، دست به دامان یکی از بندگان خدا شده است.  
 [FONT=Times New Roman]آیا وهابیت این کار عمر را مساوی با شرک می داند؟ آیا مهر تایید، تنها بر کار عمر زده می شود یا اگر دیگران نیز این کار را انجام دهند، عمل پسندیده ای انجام داده اند؟ اگر به طور کلی هر نوع خواسته ای از کسی غیر از خداوند متعال شرک است، به نظر شما عمر به خاطر ارتکاب شرک و خروج از دایره ی مسلمانی، عنوان خلیفه را از دست نخواهد داد؟  
 [FONT=Times New Roman][COLOR=#NaNNaNNaN]ب.  یکی از مبانی مورد تاکید اهل سنت، عدالت تمام اصحاب است. این بدین معنی است که کار ناشایستی از این گروه صادر نمی شود. آیا علاوه بر عمر که خود [COLOR=#NaNNaNNaN]  به کسی غیر از خداوند شده، سایر مردم مدینه که قطعا تعداد زیادی از اصحاب در میان آنان بوده اند، ناظر ماجرا نبوده اند؟ اگر این کار عمر شرک باشد، آیا سکوت اصحاب، بلکه اعلام رضایتی که پس از نتیجه بخش بودن این عمل شرک آلود! کرده اند، دلیل بر مشرک بودن طیف گسترده ای از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نیست؟ اگر صحابه با نظر وهابیت در مورد مشرک دانستن کسی که توسل می کند، هم داستان بودند، آیا نباید همچون علمای وهابیت فتوا به قتل عمر می دادند و کشتن وی را برابر با هزار حسنه می دانستند؟!  
 [FONT=Times New Roman][COLOR=#NaNNaNNaN]ج.  عباس عموی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، به عنوان کسی که از نزدیکان رسول اکرم علیه وآله السلام محسوب می شده، درخواست عمر را می پذیرد و دست به دعا برمی دارد. این مطلب که به وضوح از این نقل تاریخی استفاده می شود، نشان دهنده ی آن است که[COLOR=#NaNNaNNaN] توسل  حتی در میان بستگان پیامبر اکرم صلوات الله علیه، امری مقبول و پذیرفته شده، بوده است. آیا وهابیون می توانند اتهام شرک را به این فرد نیز وارد آورند، یا به ناچار وی را علاوه بر عمر و سایر صحابه حاضر در مدینه، از استثناهای حرمت [COLOR=#NaNNaNNaN]  خواهند دانست؟!  
 [FONT=Times New Roman][COLOR=#NaNNaNNaN]د.  در این نقل آمده است که خداوند با دعای عباس، باران را فروفرستاد. آیا این کار خداوند تاییدی بر عمل به زعم شما شرک آلود خلیفه، عباس و سایر صحابه نیست؟ آیا خود خداوند را هم آمر و راضی به شرک می دانید؟  
 [FONT=Times New Roman][COLOR=#NaNNaNNaN]ه.  پس از مستجاب شدن دعای عباس، خلیفه سوگند یاد کرده است که عباس وسیله ای به سوی خداوند و جایگاهی برای رسیدن به او می باشد. با این سوگند خلیفه چه می کنید؟ آیا خلیفه سوگند دروغ یاد کرده است؟ آیا در نظر شما سوگند دروغ، گناه نیست؟ آیا می پذیرید که خلیفه ی دوم مذهب شما، آشکارا مرتکب معصیت شده باشد؟  
 [FONT=Times New Roman]آیا عمر چون خلیفه بوده، مجاز به شرک بوده و شرک لطمه ای به توحید وی وارد نمی کرده است، و تنها شیعیان هستند که به خاطر متوسل شدن به انسان های مقرب بارگاه خداوند، باید مشرک قلمداد شوند؟ به راستی آیا تعصب شما را وادار به موضع گیری در برابر حق و حقیقت نکرده است؟؟  
 [FONT=Times New Roman]   
 [FONT=Times New Roman]   
 [FONT=Times New Roman]پی نوشت   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]1. 
عباس منصب سقایت حجاج را داشته است و بدین جهت ساقی مکه شمرده می شده است. پس از مستجاب شدن دعای او و سیراب شدن اهل مدینه، مردم او را ساقی مدینه نیز لقب دادند و در نتیجه او ساقی دو حرم مکه و مدینه نام گرفت.
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]2. 
گوشه ای از منابع مهم اهل سنت که این واقعه را ثبت کرده اند ( نوزده منبع ):
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]الف.  
المستدرک، حاکم نیشابوری، جلد2، صفحه615، حاکم سند این داستان را صحیح دانسته است.
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ب. 
وفاء الوفاء، سمهودی، جلد2، صفحه419
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ج. 
غریب الحدیث، ابن قتیبة، جلد1، صفحه 397
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]د. 
اسد الغابة، ابن اثیر، جلد 3، صفحه111، ناشر: دارالکتب العربی، بیروت، لبنان
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ه. 
اضواء علی السنة المحمدیة، ابی ریة، صفحه159
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]و. 
الاستیعاب، ابن عبدالبر، جلد2، صفحه814
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ز. 
شفاء السقام، السبکی، صفحه120
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ح. 
المواهب، قسطلانی، جلد1، صفحه16
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ط. 
شرح المواهب، زرقانی، جلد1، صفحه62
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ی. 
فرقان القرآن، عزامی، صفحه117
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ک. 
الخصائص الکبری، سیوطی، جلد1، صفحه6
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ل. 
الفایق فی غریب الحدیث، زمخشری، جلد3، صفحه 116، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]م. 
تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، جلد26، صفحه363، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ن. 
الوافی بالوفیات، صفدی، جلد16، صفحه361، ناشر: دار احیاء التراث، بیروت، لبنان
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]س. 
المغنی، ابن قدامة، جلد2، صفحه295
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ع. 
الشرح الکبیر، ابوالبرکات، جلد2، صفحه295
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ف. 
نیل الاوطار، شوکانی، جلد4، صفحه32
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ص. 
الاصابة، ابن حجر عسقلانی، جلد2، صفحه271
   
 [FONT=Times New Roman] [COLOR=#NaNNaNNaN]ق. 
فتح الباری، جلد2، صفحه 413
   
 
[FONT=Times New Roman] 
 
[JUSTIFY ALIGN=LEFT]
[FONT=Times New Roman][External Link Removed for Guests] 
[/JUSTIFY ALIGN]
ارسال پست

بازگشت به “وهابیت”