الــه
•معنی «اله» در لغت عرب
خلاصه گفتار لغت نامه ها درباره ی معنی واژه «اله» به شرح زیر است:
«اله» بر وزن کِتاب، از مادّهء ألَهَ یَألَهُ به معنای عَبَدَ یَعبُدُ عبادةً است که به دو معنای «پرستش کردن»و «اطاعت نمودن»
می باشد.
اله به معنای «مألوه» (اسم مفعول) می باشد ، همان طور که کتاب به معنای مکتوب است. بنابراین [COLOR=#0070c0]اله یعنی معبود یا مُطاع .
نتیجه اینکه با توجه به دو معنایی که در لغت برای عبادت آمده ، «اله» یعنی :
1- تذلّل و خضوع و پرستش
2- اطاعت و فرمان برداری.
«اله» به دومعنای مختلف می آید :
1- عبادت شده یا معبود .
2- اطاعت شده یا مطاع .
•معنی «اله» در قرآن کریم
در آیات بسیاری از قرآن کریم ،صفت بارز الوهیت ، «خالق بودن» می باشد . چنانکه در قرآن کریم می خوانیم :
«همانا انسان را از چکیده ای که از گِل گرفته شده است،آفریدیم .سپس او را نطفه ای قرار دادیم درجایگاه محفوظ .
پس از نطفه، خون بسته شده و خون بسته شده را گوشت جویده، و گوشت جویده را استخوان آفریدیم. سپس بر استخوان،
گوشت پوشانیدیم. پس از آن،او را مخلوقی دیگر آفریدیم. پس مبارک است خداوند بهترین آفریدگار.» 1
«وبه تحقیق بالای سر شما، هفت راه (آسمان) را آفریدیم و ما از مخلوقات خود غافل نیستیم.» 2
آنگاه ، بعضی از انواع مخلوقهایی را که برای انسان خلق شده است ، یاد آور می شود. پس از نشان دادن انواع آفرینش های الله ،
می فرماید:
«وبه تحقیق ما نوح را به سوی قومش فرستادیم .
پس نوح گفت : ای قوم من! الله را بندگی کنید که برای شما الهی جز الله نیست ،پس آیا تقوا پیشه نمی سازید؟» 3
سپس ابداع اُمم دیگر را یادآور می شودکه همان آفرینش و خلق کردن ایشان است؛ وجریان کفر ایشان را تا آپه 91 همین سوره
(مومنون) بازگو می کند، تا آنجا که می فرماید:
«الله فرزندی نگرفته و اله دیگری با اونیست، اگر الهی دیگر با او می بود، هر یک با مخلوق خود می بود و بر دیگری برتری می جست
( ودر عالم وجود، دسته بندی رخ می داد).» 4
در این آیات ، صفت بارز اولوهیت ، تنها «خالق بودن» می باشد؛ و بدین سبب است که در سوره« احقاف»، پس از آنکه می فرماید:
﴿ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ إِلَّا بِالْحَقِّ ... ﴾، از مشرکان سؤال می کند:
«بگو (ای پیامبر!) آیا شریکانی را که به جای خداوند قائل هستید، نگریسته اید؟ به من نشان دهید از زمین چه آفریده اند؟
و آیا برای آنها در آسمان ها شرکت و دخالتی است؟ اگر شما راست میگویید برای من کتابی بیاورید که پیش از این قرآن باشد،
یا اثر و خطی که از علوم پیشینیان باقی مانده باشد، و دلالت بر صحّت عبادت غیر خدا داشته باشد.» 5
و در آیه 40 سوره فاطر می فرماید:
«به من بنمایانید آنها را که خدا می دانید از زمین چه آفریده اند؟ آیا برای آنها شرکت و دخالتی در امر آسمان ها نیز می باشد؟» 6
و در آیه 16 از سوره رعد می فرماید:
«آیا برای خداوند شریکانی فرار داده اند که آنان، خلقتی چون آفرینش او دارند، به طوری که این دو خلقت برای آنها مشتبه شد و
نتوانستند بین این دو خلقت فرق بگذارند(وبدین علّت اینان،آنها را شریکان خدا قرار دادند)؟!» 7
و در آیه 17 سوره نحل می فرماید:
« پس آیا کسی که خلق می کند، مانند کسی است که خلق نمی کند؟آیا متذکّر نمی شوید؟» 8
و در آیه 20 سوره نحل،آیه 3سوره فرقان و آیه 191 سوره اعراف نیز همین معنا را متذکّر می گردد.
نیز در آیه 73 سوره حج می فرماید:
«همانا کسانی را که جز خدا می خوانیدشان،هرگز نمی توانند مگسی را هم خلق کنند،هرچند که بر این کار مجتمع شوند!»9
در همه این آیات، در مقام تحدّی و استدلال با مشرکان، در زمینه توحید سخن گفته شده است؛
در دو آیه اوّل می پرسد:
«این بت ها که آنها را اله می خوانید و عبادت می کنید، نشان دهید که در زمین چه آفریده اند؟»
ودر آیه سوم می پرسد:
«آیا برای الله شریک گرفته اید، به این علّت که این شریکان مانند الله مخلوق هایی دارند؛ و این مخلوق ها با مخلوق های الهی برایتان
مشتبه شده است؟ مسلّماً می دانید که چنین نیست!»
بنابراین در آیات بعد می فرماید:
«آیا کسی که خالق می باشد،با آن که خالق نیست یکسان است؟!»
ودر آیه اخیر می فرماید :
«اینان که جز خدا می خوانید(آلهه ای که جز خدا می خوانید) هرگز مگسی را خلق نمی کنند، اگر چه با هم در این کار همکاری کنند.»
چنان که میبینیم قرآن در مقام استدلال و مقابله با مشرکان که – جز«الله»– خدایان دیگری را پرستش می کنند، می فرماید:
«آفرینش خاص الله است و این «اله»ها آفرینشی ندارند و بدان قادر نیستند.»
از همه این احتجاج ها معلوم می شود که صفت بارز اله، «خالقیت» می باشد.
در آیات زیر این معنی روشن تر بیان شده است:
«این خدای شماست،پروردگارتان.الهی جز اونیست،آفریننده هر چیز.پس او را پرستش کنید.»
«گفت : ای قوم!الله را عبادت کنید، جز او الهی بر شما نیست؛او شما را از زمین آفرید.»
«آیا آفریننده ای جز الله هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ الهی جز او نیست...»
«جز الله خدایانی دیگر برای خود اختیار کردند که هیچ چیزی را نمی آفرینند و خود آن خدایان آفریده شده اند.»
بنابراین همه افعال آفرینش،از اله و خدای جهان است؛باران می فرستند،گیاه را می رویاند،زنده می کند، می میراند، شفا می دهد و
مالک هر شیء اوست.
وچون چنین است، مؤثـّری درعالم هستی، جز او – که به الله موسوم می باشد- نیست تا بتواند نیازمندی های ما را بر آورد.
پس باید الله را بپرستیم و از او حاجت بطلبیم.
پی نوشت :
1- مؤمنون: 14-12﴿ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿12﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿13﴾
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ
﴿14﴾ ﴾
2- مؤمنون: 17 ﴿ وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ ﴾
3- مؤمنون: 23 ﴿ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴾
4-مؤمنون:91 ﴿ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ... ﴾
5- احقاف: 4 ﴿ قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ
هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴾
6- ﴿ ... أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ ...﴾
7- ﴿...أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ ...﴾
8- ﴿ أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ ﴾
9- ﴿ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ﴾


