خطبه های حضرت علی (ع)
مدیر انجمن: شورای نظارت
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 51
[12] از خطبه هائی است که امام ( ع ) هنگام تسلط لشکر معاويه بر فرات و
جلوگيری از آب ايراد فرموده است مرگ در زندگی توام
با شکست است [13] سپاه معاويه با اين عمل [ بستن آب بر شما ] شما را
به پيکار دعوت کرده است اکنون بر سر دوراهی هستيد : يا به ذلت و
خواری بر جای خود بنشينيد [14] و يا شمشيرها را از خون [ آن جباران سنگدل ]
سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد . مرگ در زندگی توام با شکست
شما است 000 [1] و زندگی در مرگ پيروزمندانه شما آگاه باشيد
معاويه گروهی از بي خبران و گمراهان را همراه آورده [2] و حق را زير پرده
تزوير مخفی نموده است تا به آن پی نبرند تا به آنجا که گردنهای خويش
را آماج تير و شمشيرهای مرگ سازند .
[12] از خطبه هائی است که امام ( ع ) هنگام تسلط لشکر معاويه بر فرات و
جلوگيری از آب ايراد فرموده است مرگ در زندگی توام
با شکست است [13] سپاه معاويه با اين عمل [ بستن آب بر شما ] شما را
به پيکار دعوت کرده است اکنون بر سر دوراهی هستيد : يا به ذلت و
خواری بر جای خود بنشينيد [14] و يا شمشيرها را از خون [ آن جباران سنگدل ]
سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد . مرگ در زندگی توام با شکست
شما است 000 [1] و زندگی در مرگ پيروزمندانه شما آگاه باشيد
معاويه گروهی از بي خبران و گمراهان را همراه آورده [2] و حق را زير پرده
تزوير مخفی نموده است تا به آن پی نبرند تا به آنجا که گردنهای خويش
را آماج تير و شمشيرهای مرگ سازند .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 52
[3] از خطبه هائی است که امام عليه السلام در زمينه ترک دنياپرستی ايراد
فرموده است اگر دائما همچون کبوتران بناليد 000 [4] آگاه باشيد
دنيا گويا پايان يافته وداع خويش را اعلام داشته خوبيهايش مجهول
مانده [5] و پشت کرده به سرعت مي رود . ساکنان خويش را بسوی فنا سوق
مي دهد [6] و همسايگانش را بسوی مرگ مي راند . آنچه از دنيا شيرين بوده
تلخ شده [7] و آنچه صاف و زلال بوده تيرگی پذيرفته و بيش از ته مانده ظرف
آبی از آن باقی نمانده است [8] و يا آن قدر از آن مانده که اگر تشنگان
آنرا بياشامند عطش آنها فرو ننشيند [9] ای بندگان خدا تصميم کوچ نمودن
از سرائی بگيريد که سرانجام به نيستی مي گرايد [10] مبادا آرزوها به شما
چيره شوند خيال نکنيد عمر طولانی خواهيد داشت [ بنابراين از مرکب
غرور فرود آئيد و از دنياپرستی و خودخواهی و تعدی و وتجاوز بر ديگران
دست بداريد ] [11] ثواب زاهدان : [12] به خدا سوگند اگر همانند شتران بچه
مرده ناله سردهيد و بسان کبوتران نوحه کنيد [13] و همچون راهبان زاری
نمائيد و برای نزديکی به حق و بالارفتن درجات خود نزد او [14] و آمرزش
گناهانی که ثبت شده و ماموران حق آن را نگهداری مي کنند دست از اموال
و فرزندان بکشيد 000 [1] [ اينها همه ] در برابر ثوابی که من برايتان
انتظار دارم و عقابی که از آن بر شما وحشتناکم کم است . [2] به خدا سوگند
اگر دلهايتان آب شود و از چشمهايتان از شدت شوق به خدا [3] و يا از
ترس او خون جاری گردد سپس تا پايان دنيا زنده بمانيد [4] و تا آنجا که
مي توانيد در اطاعت فرمان حق کوشش کنيد [5] باز هم اين اعمال شما در
برابر نعمتهای بزرگی که خداوند به شما داده مخصوصا نعمت ايمان
چيز قابل ملاحظه ای نيست [ بنابراين از اعمال خود مغرور نشويد و کارهای
نيک خود را زياد نپنداريد ]
[3] از خطبه هائی است که امام عليه السلام در زمينه ترک دنياپرستی ايراد
فرموده است اگر دائما همچون کبوتران بناليد 000 [4] آگاه باشيد
دنيا گويا پايان يافته وداع خويش را اعلام داشته خوبيهايش مجهول
مانده [5] و پشت کرده به سرعت مي رود . ساکنان خويش را بسوی فنا سوق
مي دهد [6] و همسايگانش را بسوی مرگ مي راند . آنچه از دنيا شيرين بوده
تلخ شده [7] و آنچه صاف و زلال بوده تيرگی پذيرفته و بيش از ته مانده ظرف
آبی از آن باقی نمانده است [8] و يا آن قدر از آن مانده که اگر تشنگان
آنرا بياشامند عطش آنها فرو ننشيند [9] ای بندگان خدا تصميم کوچ نمودن
از سرائی بگيريد که سرانجام به نيستی مي گرايد [10] مبادا آرزوها به شما
چيره شوند خيال نکنيد عمر طولانی خواهيد داشت [ بنابراين از مرکب
غرور فرود آئيد و از دنياپرستی و خودخواهی و تعدی و وتجاوز بر ديگران
دست بداريد ] [11] ثواب زاهدان : [12] به خدا سوگند اگر همانند شتران بچه
مرده ناله سردهيد و بسان کبوتران نوحه کنيد [13] و همچون راهبان زاری
نمائيد و برای نزديکی به حق و بالارفتن درجات خود نزد او [14] و آمرزش
گناهانی که ثبت شده و ماموران حق آن را نگهداری مي کنند دست از اموال
و فرزندان بکشيد 000 [1] [ اينها همه ] در برابر ثوابی که من برايتان
انتظار دارم و عقابی که از آن بر شما وحشتناکم کم است . [2] به خدا سوگند
اگر دلهايتان آب شود و از چشمهايتان از شدت شوق به خدا [3] و يا از
ترس او خون جاری گردد سپس تا پايان دنيا زنده بمانيد [4] و تا آنجا که
مي توانيد در اطاعت فرمان حق کوشش کنيد [5] باز هم اين اعمال شما در
برابر نعمتهای بزرگی که خداوند به شما داده مخصوصا نعمت ايمان
چيز قابل ملاحظه ای نيست [ بنابراين از اعمال خود مغرور نشويد و کارهای
نيک خود را زياد نپنداريد ]
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 53
[6] از خطبه هائی است که امام ايراد فرموده و در آن از قربانی در مني
سخن به ميان آورده است [7] کمال قربانی در آن است که گوش و چشمش
سالم باشد [8] هرگاه گوش و چشم سالم بود قربانی کامل و تمام است [9] گرچه
شاخش شکسته باشد و با پای لنگ به قربانگاه آيد . [10] سيدرضی مي گويد :
منظور از منسک در اينجا قربانگاه است .
[6] از خطبه هائی است که امام ايراد فرموده و در آن از قربانی در مني
سخن به ميان آورده است [7] کمال قربانی در آن است که گوش و چشمش
سالم باشد [8] هرگاه گوش و چشم سالم بود قربانی کامل و تمام است [9] گرچه
شاخش شکسته باشد و با پای لنگ به قربانگاه آيد . [10] سيدرضی مي گويد :
منظور از منسک در اينجا قربانگاه است .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 54
[11] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده است يا جنگ و
يا کفر ؟ [12] [ هنگام بيعت با من ] مردم همانند شتران تشنه کامی که به
آب برسند و ساربان رهاشان ساخته باشد [1] و عقال از آنها برگيرد بر من
هجوم آوردند 000 به هم پهلو مي زدند و فشار مي آوردند آنچنان که گمان
کردم مرا خواهند کشت [2] يا بعضی به وسيله بعض ديگر از ميان خواهند
رفت و پايمال خواهند شد : سپس برنامه و کار خود را زير و رو کردم
همه جهاتش را سنجيدم [3] ديدم چاره ای نيست جز اينکه يکی از دو راه را
انتخاب کنم : يا با [ آنان که از تسليم در برابر حق سر باززده اند ]
به مبارزه برخيزم و يا آنچه را محمد ( ص ) آورده انکار کنم [4] [ ديدم ]
تن به جنگ دادن آسانتر است از اينکه تن به کيفر پروردگار بدهم [5] از
دست رفتن دنيا برايم سهلتر است تا از دست رفتن آخرت [ و ترک نمودن
وظيفه ]
[11] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده است يا جنگ و
يا کفر ؟ [12] [ هنگام بيعت با من ] مردم همانند شتران تشنه کامی که به
آب برسند و ساربان رهاشان ساخته باشد [1] و عقال از آنها برگيرد بر من
هجوم آوردند 000 به هم پهلو مي زدند و فشار مي آوردند آنچنان که گمان
کردم مرا خواهند کشت [2] يا بعضی به وسيله بعض ديگر از ميان خواهند
رفت و پايمال خواهند شد : سپس برنامه و کار خود را زير و رو کردم
همه جهاتش را سنجيدم [3] ديدم چاره ای نيست جز اينکه يکی از دو راه را
انتخاب کنم : يا با [ آنان که از تسليم در برابر حق سر باززده اند ]
به مبارزه برخيزم و يا آنچه را محمد ( ص ) آورده انکار کنم [4] [ ديدم ]
تن به جنگ دادن آسانتر است از اينکه تن به کيفر پروردگار بدهم [5] از
دست رفتن دنيا برايم سهلتر است تا از دست رفتن آخرت [ و ترک نمودن
وظيفه ]
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 56
[12] يکی از سخنانی است که امام ( ع ) در مورد اخلاص خويش و مسلمانان
در نبردهای زمان پيامبر ( ص ) برای پند به اصحابش فرموده است
مخلصانه نبرد مي کرديم [13] در رکاب پيامبر آنچنان مخلصانه مي جنگيديم و
برای پيشبرد [ حق و عدالت ] از هيچ چيز باک نداشتيم که حتی حاضر
بوديم پدران و فرزندان و برادران و عموهای خويش را در اين راه [ اگر
بر خلاف حق باشند ] نابود کنيم . [14] اين پيکار بر تسليم و ايمان ما
مي افزود [1] و ما را در جاده وسيع حق و صبر و بردباری در برابر
ناراحتيها و جهاد و کوشش پي گير با دشمن ثابت قدمتر مي ساخت [2] گاهی يک
نفر از ما و ديگری از دشمنان ما همانند دو قهرمان با يکديگر نبرد
مي کردند [3] هر کدام مي خواست کار ديگری را تمام کند تا کدام يک جام مرگ
را به ديگری بنوشاند [4] گاهی ما بر دشمن پيروز مي شديم و زمانی دشمن بر ما
اما هنگامی که خداوند راستی و اخلاص ما را ديد خواری و ذلت را به
دشمنان ما نازل کرد [5] و نصرت و پيروزی را به ما عنايت فرمود تا آنجا
که اسلام بر زمينها گسترده شد و سرزمين پهناوری برای خويش برگزيد .
[6] به جانم سوگند اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايه ای برای دين
برپا نمي شد [7] وشاخه ای از درخت ايمان سبز نمي گرديد . بخدا سوگند با اين
عمل بي رويه خود آنچنان راه افراط را مي پوئيد که همانند شتری که
بي حساب آن را بدوشند و از پستانش خون بچکد آينده شومی خواهيد داشت .
[12] يکی از سخنانی است که امام ( ع ) در مورد اخلاص خويش و مسلمانان
در نبردهای زمان پيامبر ( ص ) برای پند به اصحابش فرموده است
مخلصانه نبرد مي کرديم [13] در رکاب پيامبر آنچنان مخلصانه مي جنگيديم و
برای پيشبرد [ حق و عدالت ] از هيچ چيز باک نداشتيم که حتی حاضر
بوديم پدران و فرزندان و برادران و عموهای خويش را در اين راه [ اگر
بر خلاف حق باشند ] نابود کنيم . [14] اين پيکار بر تسليم و ايمان ما
مي افزود [1] و ما را در جاده وسيع حق و صبر و بردباری در برابر
ناراحتيها و جهاد و کوشش پي گير با دشمن ثابت قدمتر مي ساخت [2] گاهی يک
نفر از ما و ديگری از دشمنان ما همانند دو قهرمان با يکديگر نبرد
مي کردند [3] هر کدام مي خواست کار ديگری را تمام کند تا کدام يک جام مرگ
را به ديگری بنوشاند [4] گاهی ما بر دشمن پيروز مي شديم و زمانی دشمن بر ما
اما هنگامی که خداوند راستی و اخلاص ما را ديد خواری و ذلت را به
دشمنان ما نازل کرد [5] و نصرت و پيروزی را به ما عنايت فرمود تا آنجا
که اسلام بر زمينها گسترده شد و سرزمين پهناوری برای خويش برگزيد .
[6] به جانم سوگند اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايه ای برای دين
برپا نمي شد [7] وشاخه ای از درخت ايمان سبز نمي گرديد . بخدا سوگند با اين
عمل بي رويه خود آنچنان راه افراط را مي پوئيد که همانند شتری که
بي حساب آن را بدوشند و از پستانش خون بچکد آينده شومی خواهيد داشت .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 55
[6] اين سخن را هنگامی فرمود که يارانش از تاخير فرمان جنگ صفين
ناراحت بودند [7] اما اينکه مي گوئيد آيا [ مسامحه در جنگ ] از ترس
مرگ است ؟ بخدا سوگند باک ندارم [8] من به سوی مرگ بروم يا او به سوی
من آيد [ هنگامی که در راه هدفی باشد ] و اما اگر تصور مي کنيد در
مبارزه شاميان ترديد داشته باشم [9] بخدا سوگند هر روزی که جنگ را تاخير
مي اندازم به خاطر آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به جمعيت ما
بپيوندند و هدايت شوند [10] و در لابلای تاريکيها پرتوی از نور مرا ببينند و
به سوی من آيند و اين برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است
[11] اگر چه دراين صورت نيز به جرم گناهانشان گرفتار مي شوند .
[6] اين سخن را هنگامی فرمود که يارانش از تاخير فرمان جنگ صفين
ناراحت بودند [7] اما اينکه مي گوئيد آيا [ مسامحه در جنگ ] از ترس
مرگ است ؟ بخدا سوگند باک ندارم [8] من به سوی مرگ بروم يا او به سوی
من آيد [ هنگامی که در راه هدفی باشد ] و اما اگر تصور مي کنيد در
مبارزه شاميان ترديد داشته باشم [9] بخدا سوگند هر روزی که جنگ را تاخير
مي اندازم به خاطر آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به جمعيت ما
بپيوندند و هدايت شوند [10] و در لابلای تاريکيها پرتوی از نور مرا ببينند و
به سوی من آيند و اين برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است
[11] اگر چه دراين صورت نيز به جرم گناهانشان گرفتار مي شوند .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 57
[8] آگاه باشيد پس از من مردی با گلوی گشاده و شکمی بزرگ بر
شما مسلط خواهد شد [9] هر چه بيابد مي خورد و در پی آن است که آنچه ندارد
به دست آورد او را بکشيد ولی هرگز نمي توانيد او را به قتل برسانيد .
[10] آگاه باشيد به زودی او شما را به بيزاری و بدگوئی به من وادار مي کند
بدگوئی را در هنگام اجبار دشمن به شما اجازه مي دهم [11] که اين بر درجات
و بلندی مقام من مي افزايد و موجب نجات شما است . اما بيزاری و
برائت هرگز از من بيزاری مجوئيد [12] که من بر فطرت توحيد تولد يافته ام
و در ايمان و مهاجرت از همه پيش قدم تر بوده ام .
[8] آگاه باشيد پس از من مردی با گلوی گشاده و شکمی بزرگ بر
شما مسلط خواهد شد [9] هر چه بيابد مي خورد و در پی آن است که آنچه ندارد
به دست آورد او را بکشيد ولی هرگز نمي توانيد او را به قتل برسانيد .
[10] آگاه باشيد به زودی او شما را به بيزاری و بدگوئی به من وادار مي کند
بدگوئی را در هنگام اجبار دشمن به شما اجازه مي دهم [11] که اين بر درجات
و بلندی مقام من مي افزايد و موجب نجات شما است . اما بيزاری و
برائت هرگز از من بيزاری مجوئيد [12] که من بر فطرت توحيد تولد يافته ام
و در ايمان و مهاجرت از همه پيش قدم تر بوده ام .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 58
[13] يکی از سخنانی است که امام ( ع ) به خوارج فرموده است هنگامی که
خوارج به علی ( ع ) پيشنهاد مي کردند که [ العياذ بالله ] اظهار کند که
من با تحکيم از اسلام بيرون رفته ام و الان توبه مي کنم در حاليکه علی ع
نه حکمی تعيين کرده بود و نه اگر تعيين مي کرد با اسلام مخالفتی داشت
خواری سراسر وجودتان را فراخواهدگرفت [14] گردابی از بلا شما را
فراگيرد و انسان پاک و شريفی از شما به يادگار نماند 000 [1] آيا پس
از ايمانم بخدا و جهادکردن در رکاب پيامبر گواهی به کفر خويش دهم ؟
[2] [ اگر چنين کنم ] گمراه شده ام و از هدايت يافتگان نخواهم بود [
اميدوارم ] به بدترين جايگاه رهسپار شويد و به راه گذشتگان خود
بازگرديد [3] آگاه باشيد به زودی خواری و ذلت سراسر وجودتان را
فراخواهدگرفت و گرفتار شمشير برنده خواهيد شد [4] و استبدادی بر شما
حکومت خواهد کرد که برای ستمگران سنت خواهد شد . [5] شريف رضی
مي گويد : جمله و لا بقی منکم آثر سه رقم نقل شده يکی آبر با
باء و راء روايت شده و از باب يابر النخل مي باشد که به معنی
اصلاح آمده است و آثر نيز روايت شده که به معنی بازگوکننده حديث
مي باشد و اين از نظر من بهتر است گويا امام ( ع ) مي فرمايد : از شما
خبردهنده ای باقی نماند و آبز نيز روايت شده است که به معنی
هلاک شونده و پرش کننده آمده است .
[13] يکی از سخنانی است که امام ( ع ) به خوارج فرموده است هنگامی که
خوارج به علی ( ع ) پيشنهاد مي کردند که [ العياذ بالله ] اظهار کند که
من با تحکيم از اسلام بيرون رفته ام و الان توبه مي کنم در حاليکه علی ع
نه حکمی تعيين کرده بود و نه اگر تعيين مي کرد با اسلام مخالفتی داشت
خواری سراسر وجودتان را فراخواهدگرفت [14] گردابی از بلا شما را
فراگيرد و انسان پاک و شريفی از شما به يادگار نماند 000 [1] آيا پس
از ايمانم بخدا و جهادکردن در رکاب پيامبر گواهی به کفر خويش دهم ؟
[2] [ اگر چنين کنم ] گمراه شده ام و از هدايت يافتگان نخواهم بود [
اميدوارم ] به بدترين جايگاه رهسپار شويد و به راه گذشتگان خود
بازگرديد [3] آگاه باشيد به زودی خواری و ذلت سراسر وجودتان را
فراخواهدگرفت و گرفتار شمشير برنده خواهيد شد [4] و استبدادی بر شما
حکومت خواهد کرد که برای ستمگران سنت خواهد شد . [5] شريف رضی
مي گويد : جمله و لا بقی منکم آثر سه رقم نقل شده يکی آبر با
باء و راء روايت شده و از باب يابر النخل مي باشد که به معنی
اصلاح آمده است و آثر نيز روايت شده که به معنی بازگوکننده حديث
مي باشد و اين از نظر من بهتر است گويا امام ( ع ) مي فرمايد : از شما
خبردهنده ای باقی نماند و آبز نيز روايت شده است که به معنی
هلاک شونده و پرش کننده آمده است .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 59
[6] هنگامی که امام ( ع ) تصميم گرفت با خوارج نبرد کند به او گفته شد
آنها از پل نهروان گذشته اند امام ( ع ) چنين فرمود : قتلگاهشان
کنار نهر است [7] قتلگاه آنان اين سو در کنار نهر است بخدا سوگند
از آنها حتی ده نفر باقی نخواهد ماند و از شما ده نفر کشته نخواهدشد
[8] مرحوم سيدرضی مي گويد : مقصود از نطفه آب نهر است و اين
فصيحترين کنايه در مورد آب است گر چه آب زياد و فراوان هم باشد در
گذشته نيز اشاره به چگونگی اين کنايه نموديم
[در خطبه 48 ] .
[6] هنگامی که امام ( ع ) تصميم گرفت با خوارج نبرد کند به او گفته شد
آنها از پل نهروان گذشته اند امام ( ع ) چنين فرمود : قتلگاهشان
کنار نهر است [7] قتلگاه آنان اين سو در کنار نهر است بخدا سوگند
از آنها حتی ده نفر باقی نخواهد ماند و از شما ده نفر کشته نخواهدشد
[8] مرحوم سيدرضی مي گويد : مقصود از نطفه آب نهر است و اين
فصيحترين کنايه در مورد آب است گر چه آب زياد و فراوان هم باشد در
گذشته نيز اشاره به چگونگی اين کنايه نموديم
[در خطبه 48 ] .