لطفا جواب منو بدید ...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط hasan21 »

متأسفانه دیگه من نمی دونم تو هم مثل خودمی تا جوابتو نگیری بی خیال نمیشی . :::P :razz: :grin:
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 322
تاریخ عضویت: شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷, ۱:۳۴ ب.ظ
محل اقامت: مشهد مقدس
سپاس‌های ارسالی: 845 بار
سپاس‌های دریافتی: 856 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط HamidSHS »

سلام بر محمد علي عزيز :razz:

راستش من اينطور برداشت ميكنم كه چون خداوند باطن انسان ها رو از همون اول پاك آفريده و باطن انسان ها نوراني هست ، لذا كساني كه كافر مي شن ، اون نور ازشون دور ميشه .

شايد هم اينطور مي خواسته معني رو برسونه :
شايد كساني كه ايمان آوردند ، اگر از ايمان خودشون برگردند و كافر بشند ، اون نور ايمان از اون ها گرفته ميشه .

اين جوابي بود كه به ذهن خودم رسيد :ch:
ياعلي (عليه السلام) :D
 
تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

از حسن جان ممنونم که تا اینجا کمکمون کرد تصویر


و سلام به اقا حمید گل
HamidSHS نوشته شده:

راستش من اينطور برداشت ميكنم كه چون خداوند باطن انسان ها رو از همون اول پاك آفريده و باطن انسان ها نوراني هست ، لذا كساني كه كافر مي شن ، اون نور ازشون دور ميشه .




اگر اینطور باشه ، قسمت اول آیه رو نمیشه درستش کرد .

چون اگر همه از اول نورانی بودند ، باید در مورد مومنین می گفت از نور به نور رفتند . اما میگه از ظلمت به نور ؛ پس معلومه قبل از ایمان همه در ظلمت بوده اند

شايد هم اينطور مي خواسته معني رو برسونه :
شايد كساني كه ايمان آوردند ، اگر از ايمان خودشون برگردند و كافر بشند ، اون نور ايمان از اون ها گرفته ميشه .


اما شاید این جواب یکمی قانع کننده تر به نظر برسه . می تونی دلیلی هم براش ذکر کنی ؟ تصویر

ممنونتصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 322
تاریخ عضویت: شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷, ۱:۳۴ ب.ظ
محل اقامت: مشهد مقدس
سپاس‌های ارسالی: 845 بار
سپاس‌های دریافتی: 856 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط HamidSHS »

مثلا در جاهايي از قرآن آمده كه اگر كساني كه ايمان آوردند ، بعد از ايمان آوردنشون ، كافر بشن ، ديگه بخشيده نميشن ( اگر درست يادم باشه )

شايد اين آيه هم تذكري باشه براي كساني كه ايمان آوردند.

- - - - - - - - - - - - -

الان داشتم دنبال يك چيزي ميگشتم كه با اين برخورد كردم : ببين جوابي هست كه شما ميخواستي يا نه ؟ :D

جايگاه ايمان و اعتقاد و باورهاى دينى در وجود انسان قلب و روح انسان است و شك نيست كه فشار خارجى و زور و اجبار، راهى در آنجا ندارد و ممكن نيست كسى را به داشتن يك اعتقاد مجبور كرد. اين آيه در صدد بيان همين حقيقت است و براى كسانى كه مى‏پنداشتند كه با زور و تهديد مى‏توان كسى را وادار به قبول يك عقيده كرد، تذكر مى‏دهد كه دين يك امر قلبى و باطنى است و زور و تهديد در آن راهى ندارد و انسان بايد با عقل و درك خود و با توجه به دلائل و حجتها، دينى را باور كند. البته ممكن است كه اين دليل سست و بى‏پايه باشد مانند استدلال به اينكه چون پدران ما اين عقيده را داشتند ما نيز اين عقيده را داريم، ولى به هر حال اين هم براى خود دليلى است و مى‏تواند معيار و ملاك انتخاب باشد.

آنچه مسلم است، اين است كه بشر در انتخاب دين آزاد است و باورهاى دينى را نمى‏توان با زور و شلاق به كسى تحميل كرد هر چند كه گاهى شرايط محيط و جامعه طورى است كه انسان فرصت انديشيدن درباره باورهاى خود را ندارد و كاملاً پيرو محيطى است كه در آن زندگى مى‏كند ولى بايد توجه داشت كه اين خود ناشى از علاقه‏اى است كه شخص به سنتهاى قومى خود دارد و اين علاقه معيارى براى انتخاب سريع شخص مى‏شود و در عين حال الزام آور نيست و هيچ كس مجبور به پذيرش باورهاى جامعه خود نيست و ممكن است عوامل مختلفى در شخص اثر بگذارد و او انتخاب خود را عوض كند.

قرآن كريم در عين حال كه از اين حقيقت مسلم خبر مى‏دهد، دليل آن را هم بيان مى‏كند و آن اينكه راه از بيراهه و هدايت از گمراهى مشخص شده‏است و با آمدن پيامبران الهى و وجود عقل و انديشه در بشر، دين حق براى همه شناخته شده است و بشر با اندكى توجه و تعقل و تدبر مى‏تواند راه درست را تشخيص بدهد و دين حق را پيدا كند منتهى گاهى نيروهايى سد راه انسان مى‏شوند و مانع تشخيص درست افراد مى‏گردند كه در اين صورت پيامبران وظيفه دارند كه با آن نيروها مبارزه كنند و موانع سعادت را از سر راه انسانها بردارند. اين مبارزه ممكن است از راه تبليغ و ارشاد باشد و ممكن است حتى از طريق جنگ باشد.

پيامبران هيچ گاه به وسيله جنگ؛ دين را تحميل نمى‏كنند، بلكه اگر جنگى اتفاق مى‏افتد، براى برطرف كردن موانع و نيروهاى شيطانى از سر راه توده‏هاى مردم است تا زمينه براى انديشيدن درست آنها فراهم شود و آنها بتوانند آگاهانه دين حق را پيدا كنند و به آن ايمان بياورند.

در ادامه آيه، سرنوشت و عاقبت سعادتبار كسانى را كه با انتخاب درست ، دين خدا را به چنگ مى‏آورند، بيان مى‏كند و مى‏فرمايد: كسانى كه به طاغوت كافر شوند و به خدا ايمان بياورند به دستگيره محكمى چنگ زده‏اند كه هرگز قطع نمى‏شود.

طبق اين بيان، ايمان محكمى كه انسان را نجات مى‏دهد دو مرحله دارد: مرحله اول كفر به طاغوت است و مرحله دوم ايمان به خدا. منظور از طاغوت، تمام نيروهايى است كه در مقابل حق صف بسته‏اند و سد راه انسانها در رسيدن به دين حق هستند مانند شيطان و افراد طغيانگرى كه يا به جهت كج‏انديشى و يا به جهت جاه‏طلبى و سودجويى، انسانها را از رسيدن به دين حق منع مى‏كنند و همچنين تمام معبودهاى دروغين.

اين نيروها دربرابر حق طغيان كرده‏اند و لذا به آنها «طاغوت» گفته مى‏شود. فرد مؤمن در درجه اول بايد تمام آنها را نفى كند و خود را از قيد آنها آزاد سازد و در درجه دوم چون بيگانه را از خانه دل دور كرد، ايمان به خدا بياورد و خانه دل را دربست در اختيار خدا بگذارد. در چنين صورتى است كه كارى عظيم كرده و به محكمترين دستگيره چنگ زده كه زوال و نابودى ندارد. او نيروى اندك خود را به نيروى بى‏پايان الهى متصل كرده و به كمال مطلق پيوسته است.

درپايان، آيه از دو صفت خداوند ياد مى‏كند و اينكه او شنوا و داناست. آنچه را كه مى‏گويند مى‏شنود و آنچه را كه در دل دارند مى‏داند و براى او به خوبى روشن است كه چه كسى ايمان واقعى دارد و چه كسى از نور ايمان خالى است.

اين آيه نظير آيه ديگرى از قرآن است كه مى‏فرمايد:

«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِى الأَرْضِ كُلُّهُم جَميِعاً اَفَأنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّى يَكُوُنُوا مُؤمِنين» (يونس/ 99).

«و اگر پروردگار تو مى‏خواست، البته همه كسانى كه در زمين هستند، ايمان مى‏آوردند، پس آيا تو مردم را مجبور مى‏كنى كه مؤمن باشند»؟

طبق اين آيه، خداوند به حكمت خود نخواست كه همه مردم را خواه و ناخواه و به ناچار مؤمن كند و هر كس بايد با ميل و رغبت خود مؤمن شود. آنگاه از پيامبر مى‏پرسد كه تو مى‏خواهى مردم را مجبور به ايمان كنى؟ در حالى كه چنين چيزى امكان ندارد.

با توجه به اين آيات و آيات مشابه ديگر، بى‏پايگى سخنان كسانى كه اسلام را دين شمشير و زور قلمداد كرده‏اند به خوبى روشن مى‏شود، زيرا از نظر قرآن چنين چيزى امكان پذير نيست و مردم بايد از روى ميل و اراده خود ايمان بياورند و اگر اسلام شمشيرى كشيده فقط براى دفاع از كيان خود و نيز براى از بين بردن نيروهايى بود كه سدّ راه سعادت مردم بوده‏اند. اسلام اين موانع را در جامعه‏هايى كه به آنها دسترسى پيدا كرد، از بين برد تا مردم بتوانند آزادانه دين خدا را انتخاب كنند و در عين حال مجبور نبودند ولذا كسانى از آنها مسلمان نشدند و اسلام، كارى به كار آنها نداشت منتهى از آنها جزيه مى‏گرفت تا از آنها دفاع كند و آنها آزادانه در جامعه اسلامى دين خود را حفظ كنند.

قرآن كريم پس از تأكيد بر آزادى انسان در انتخاب عقيده، در ادامه سخن، سرانجام هر دو گروهى را كه با استفاده از آزادى خود راه خدا و يا راه شيطان را برگزيده‏اند، بيان مى‏كند: از ديدگاه اين آيه، افرادى كه به خدا ايمان آورده‏اند، براى خود سرور و ياور و سرپرستى دارند و افرادى كه كافر شده‏اند نيز براى خود دوستان و سرورانى دارند. سرور و ياور مؤمنان، خداست كه آنها را از تاريكيها و گمراهيها نجات مى‏دهد و به سوى نور مى‏برد، نور هدايت و راهيابى كه مؤمنان همواره با آن زندگى مى‏كنند. ولى دوست و سرور كافران همان طاغوت است كه در آيه پيش ذكر آن گذشت يعنى طغيانگرانى چون شيطان و يا معبودهاى دروغين و افراد طغيانگرى كه سدّ راه ايمان مردم هستند. اينها دوستان كافران‏اند و نتيجه اين دوستى آن است كه آنها را از نور ايمان به سوى تاريكيهاى جهل و ضلالت مى‏برند و آنان در روز قيامت وارد جهنم خواهند شد و در آن جاويدان خواهند بود.

تشبيه ايمان به نور، و كفر به تاريكى ، تشبيه بسيار جالبى است زيرا نور، خواصى دارد كه ايمان هم همان خواص را دارد. بعضى از خواص نور ظاهرى عبارت است از اينكه نور باعث رشد و نموّ گلها و گياهان مى‏شود، نور سرعتى فوق‏العاده دارد (در هر ثانيه سيصدهزار كيلومتر) و نور عامل تشخيص راه از چاه و دوست از دشمن و تشخيص چهره‏ها و قيافه‏هاست كه در تاريكى تشخيص داده نمى‏شود. عين همين خواص در ايمان به خدا هم وجود دارد: ايمان به خدا باعث رشد و شكوفايى استعدادهاى مؤمنان مى‏شود و آنان را با سرعتى هرچه تمامتر به سوى كمال و خوشبختى مى‏برد و باعث تشخيص حق از باطل و صلاح از فساد مى‏گردد. ايمان نور است و مؤمن از اين نور بهره مى‏برد و اين در حالى است كه كافر در ظلمت به سر مى‏برد و از اين‏همه خواص و آثار نور، ايمان بى‏بهره است.

در پايان توجه خوانندگان محترم را به دو روايت جلب مى‏كنيم:

1 ـ در بعضى از روايات، «عروة‏الوثقى» به ايمان و يا حب اهل بيت پيامبر و يا ائمه و يا اميرالمؤمنين(ع) تفسير شده است.

(كنز الدقائق، ج 1، ص 612 ـ 615).

همه اينها به معناى واحدى بازگشت مى‏كند و آن ايمان به خدا و آن چيزى است كه رسول خدا از جانب خدا آورده است.

2 ـ عن على بن ابيطالب (ع) قال: المؤمن ينقلب فى خمسة من النور: مدخله نور و مخرجه نور و علمه نور و كلامه نور و منظره يوم القيامة نور.(الخصال، ص 277).

امير المؤمنين(ع) فرمود: مؤمن در پنج نور حركت مى‏كند: محل ورود او نور است و محل خروج او نور است و علم او نور است و كلام او نور است و ديدگاه او در روز قيامت نور است.
 
تصویر 
Iron
Iron
پست: 266
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۸۶, ۹:۴۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 71 بار
سپاس‌های دریافتی: 568 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط راوي »

سلام
خوبی محمدعلی جان ؟
اول فکر کردم کسی سوال کرده داری جواب میدی بعد دیدم نه بابا سوال خودته تصویر

با اجازه ما هم پاسخ بدیم . یه چیزی قبلش بگم اونم اینکه فکر کنم فهم قرآن بدون راهنمایی دانایان اصلی آن خیلی خطری باشد .

در تفسیر این آیه در کتاب عیاشی که از تفاسیر روایی هست ، پاسخ این سوال به زیبایی داده شده

در جلد یک صفحه 138 آمده که از امام صادق (ع) معنی این آیه را پرسیدند و ایشان فرمودند ، همانا ایشان ابتدا در نور اسلام بودند

و سپس با برگزیدن امام جائر و ظالم (همان معنی اصلی طاغوت) از نور اسلام خارج شدند و به کفر گرویدند لذا خداوند آتش را بر ایشان واجب کرد .

در روایت بعدیش هم به این شکل تعبیر شده که نور همانا آل محمد (ع) هستند و ظلمت ، همانا دشمنان ایشان هستند .

واین معنی در خود آیه هم به وضوح مشخص هست که معنی ایمان و کفر را در پذیرش ولایت الهی و یا ولایت طاغوت می داند .


البته موید قرآنی هم داره ، که حمید آقا هم اشاره ای بهش کردن

یعنی کسانی که پس از ایمان برگردند را کافر می خواند ، و کافر فقط به کسانی گفته نمی شود که از ابتدا کافر بودند .

1- ان الذين امنو ثم كفروا ثم امنوا ثم ازدادوا كفراً لكم يكن الله ليغفر لهم و لا ليهديهم سبيلا.
بشرالمنافقين بان لهم عذاباً اليما الذين يتخذون الكافرون اوليا من دون المومنين ايبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعاً
خداوند قطعاً چنين نيست كه كساني را كه ايمان آورده سپس كافر شده اند و مجدداً ايمان آورده سپس كافر شده اند و آنگاه كفرشان افزون گشته، بيامرزد و يا به راهي هدايتشان كند. به منافقين بشارت بده كه عذاب دردناكي دارند، كساني كه كافرين، و نه مؤمنين، را دوست (سرپرست) مي گيرند. آيا عزت را نزد آنان مي جويند؟ كه همه عزت نزد خداست. (نساء۱۳۶ ـ ۱۳۷)

/// در اینجا تاکید می کند که این کفار نام دیگرشان منافقین است و قرآن به منافق نیز صفت کافر اطلاق کرده !

و مرتد نیز کافر نامیده شده .

2- و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الاخره و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون (بقره۲۱۷)
ـ... و هر كس از شما از دين خود برگردد و در حالي كه كافر باشد بميرد پس كردار اينان دردنيا و آخرت تباه شده و براي هميشه ياران آتش خواهند بود.



تاهمین مقدار تونستم جمع کنم تصویر تصویر
.
تصویر
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

سلام

واقعا ممنونم ، فکر نمی کردم توی این چند ساعت کوتاه اینهمه جواب برسه و منم پاسخ سوالمو بگیرم .

از حمید عزیز ممنونم نکات بسیار جالبی بود ، با اینکه توی بعضی قسمتاش توضیحاتِ فراتر از موضوع هم بود اما دلایل خوبی بود .

از راوی عزیز هم ممنونم ، چون دلایل محکمی که بهش نیاز داشتم تا قلبم آرام بگیره خصوصا با نور کلام اهل بیت.ع و دلایل قرآنی رو برام بیان کرد .


خیلی جالب بود ، و تازه دارم ترغیب میشم که همه سوالامو اینجا بپرسم :-)

چه سایت خوبی دارید :smile:

پس منتظر سوال بعدی باشید :razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Junior Member
Junior Member
پست: 20
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷, ۱۲:۱۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 33 بار
سپاس‌های دریافتی: 45 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط Sadegh S. »

اشكال آيه ميگويد طاغوت، كفار را از نور بيرون ميآورد در حالى كه كفار، از اول داخل در نور نبوده‏اند.
پاسخ در پاسخ از اين اشكال دو وجه گفته شده است:
1- اين جمله مانند اينست كه ميگويند: پدرم مرا از ارث برندگان بيرون كرد با اينكه مانع از داخل شدن او شده است يا در داستان يوسف ميفرمايد:
«إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» (من رها كردم آئين مردمى را كه به خدا ايمان نياورده‏اند) در حالى كه يوسف از آغاز داخل در آن جمعيت نبوده است.
2- اين آيه مربوط بآن دسته از كفار است كه قبلا مسلمان بودند و سپس مرتد شدند (از مجاهد) و وجه اول بهتر است. (1)
=====================
نورى كه كافر از آن اخراج ميشود، بايد همان نور فطرى و استعدادى و مواهب انسانى باشد كه در سر حد ميان مراتب اكتسابى نور و ظلمت واقع است. در اين حد مؤمن و كافر هر دو داراى نور و گرفتار ظلماتند. مؤمن در ولايت خدا در مى‏آيد و رو بنور پيش ميرود و كافر ولايت طاغوت بسراغش مى‏آيد و از فطرت سليم و نورپذير بيرونش ميبرد و شعاعهاى استعدادش را پى در پى خاموش ميگرداند تا بمرگ مواهب و ظلمت مطلق برساند. خداوند با عنايت و تدبير مباشر و ارائه انوار برتر، مؤمن را از ظلمات ميرهاند و او را بحال خود نميگذارد و هشيارش ميگرداند تا مغرور و فريفته نشود. طاغوت شيطانى و آدم نما، وعده دروغ ميدهد و ميفريبد و آرزوهاى كاذب بر مى‏انگيزد تا كافر فريفته شده در هر مرتبه از تاريكى و نورنما كه هست خود را در روشنى و روشن بينى پندارد: «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً- 4: 120» تا دچار ظلمات متراكم شود و هر روزنه نجاتى برويش مسدود شود. (2)
__________________
(1) ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 118
(2) پرتوى از قرآن، ج‏2، ص: 210-209
 تصویر        ِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿201 - الاعراف)         اهل تقوا را از شيطان وسوسه و خيالى به دل فرا رسد همان دم خدا را به ياد آرند و همان لحظه بصيرت و بينايى پيدا كنند

‏ 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

با تشکر از همه دوستان

مجموعه جوابهایی که داده شد برامدش این بود که منظور از الذین کفروا همان کسانی هستند که اول مسلمان بودند

و سپس با پیروی از طاغوت به کفر وارد شدند و از نور اسلام به ظلمت کفر وارد شدند . تفسیر نور و ظلمت رو هم که به خوبی بیان کردند

بازم ممنونم تصویر

[HR]
اما سوال بعدی :

در سوره قصص ایه 76 میگه
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ﴿76﴾

قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم كرد; ما آنقدر از گنجها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود!

(به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: «اين همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادى‏كنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد! (76)




هرچی فکر کردم نفهمیدم که این چه توصیفی هست که خدا برای گنج های قارون به کار برده ؟

یعنی چی که کلیدهای اونارو نمیشد حمل کرد ؟


یجوریه !تصویر


نظر شما چیه تصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 322
تاریخ عضویت: شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷, ۱:۳۴ ب.ظ
محل اقامت: مشهد مقدس
سپاس‌های ارسالی: 845 بار
سپاس‌های دریافتی: 856 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط HamidSHS »

ميگم داري مشكوك ميزني محمد علي جان :grin:
اين كه واضح هست ::ns
زمان قارون ، اين از خدا بي خبر اينقدر ثروت داشته كه تعداد كليد هاي صندوق هاي گنج و طلاش رو وقتي دور يك حلقه مي بستند ( مثل دسته كليد هاي ما اما در سايز بزرگ ) ، افراد زورمندي لازم بوده تا اون ها رو حمل كنه كه اين خودش نشان از كثرت ثروت و مال اون بوده .

البته آيه بالا رو اگر اينطوري بيان كنيم ، همه چيز روشن ميشه :

ما آنقدر از گنج‏ها (و صندوق جواهرات) به او داده بوديم كه حمل (آن ذخاير و)كليدهايش بر گروه نيرومند نيز سنگين بود.

التماس دعا
( راستي اينقدر تا دير وقت بيدار نباش :z:b )
ياعلي :razz:
 
تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

خوب منم تعجبم از همینه چرا میگه حمل کلیدهاش ، خوب می گفت حمل صندوق هاش !

ممکنه آدم کلی کلید داشته باشه ، ولی صندوقاش خالی باشه ...

اگه دلیل قانع کننده ای براش پیدا کنم ، از مشکوک زدن در میام :-)

مثلا همینی که نوشتی توی پرانتز برام سوال شد که از کجا آوردی ؟ چون منطقی تر به نظر می رسید

ما آنقدر از گنج‏ها (و صندوق جواهرات) به او داده بوديم كه حمل (آن ذخاير و)كليدهايش بر گروه نيرومند نيز سنگين بود.


:razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”