امامت در سنين كودكي ، چگونه !!!
از جمله سؤالهاي مطرح در مورد امام زمان (عج) اين است که:
.
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]آيا کسي ميتواند در سنين کودکي به مقام امامت و خلافت برسد؟
.
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]به بيان ديگر، کودکي که تکليف ندارد، چگونه ميتواند به «مقام ولايت اللّهي» برسد؟
.
«ابن حجر هيثمي» از علماي اهل سنت، در اينباره مينويسد:
.
«آنچه در شريعت مطهر ثابت شده، اين است که ولايت طفل صغير صحيح نيست؛ پس چگونه شيعيان به خود اجازه داده و گمان بر امامت کسي دارند که عمر او هنگام رسيدن به امامت، بيش از پنج سال نبوده است...؟!» [1] .
.
احمد کاتب نيز مينويسد:
«معقول نيست که خداوند طفل صغيري را به رهبري مسلمين منصوب کند!» [2] .
.
در پاسخ اين اشکال ابتدا به مقدماتي چند اشاره نموده؛ سپس به پاسخ اشکال خواهيم پرداخت.
اهميت فوق العاده امامت در ميان شيعيان
درميان شيعيان، امامت از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است؛ برخلاف ساير فرقههاي اسلامي که براي اين مسأله اهميت زيادي قائل نيستند؛ زيرا مفهوم امامت در نزد شعيه، بامفهوم آن در نزد ديگر فرقههاي اسلامي متفاوت است.
.
البته آنان جهات مشترکي دارند؛ ولي يک جهت اختصاصي در اعتقادات شيعه در باب امامت هست و به همين دليل مسأله «امامت» از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است. شيعه امامت را جزء اصول دين ميشمارد؛ ولي اهل تسنن آن را از فروع دين ميدانند.
.
«امامت» به معناي اعتقاد به ضرورت وجود امام کامل علي الاطلاق و معصوم در هر زمان است. امامي که امامتش به وراثت از پدر به پسر منتقل نشده و دست نشانده نظام حاکم نيست؛ بلکه امامت و ولايت را به جهت قابليتهاي ذاتي، ازسوي خداوند کسب کرده است. اين اعتقاد تأثير به سزايي در ميان جوامع شيعي و دوستداران اهل بيت (ع) دارد و به لحاظ فکري و عقيدتي، آنان را نسبت به زعامت و امامت اين بزرگواران قانع ساخته است.
شوون امام
.
رهبري اجتماع
.
«امام» به معناي اول آن، همان رئيس عام است؛ يعني، بعد از رحلت پيغمبر (ص) يکي از شؤون بلاتکليف آن حضرت، رهبري اجتماع است.
.
اجتماع،نيازمند زعيماست و هيچ کس در اين جهت ترديد ندارد. حال زعيم اجتماع بعد از پيامبر (ص) کيست؟ اين مسألهاي است که هم شيعه و هم سني آن راقبول دارد؛ لکن در صفات، ويژگيها و مصداق آن با يکديگر اختلاف دارند.
.
اهل تسنن ميگويند: پيامبر (ص) شخص معيني را براي خلافت معين نکرد و اين وظيفه خود مسلمين است که رهبر را بعد از پيامبر (ص) انتخاب کنند.
.
شيعه ميگويد: پيشوا و جانشين پيامبر (ص) را، بايد خود آن حضرت معين کند. چنين شخصي بايد از صفات و ويژگيهاي خاصي برخوردار باشد که آنها تنها در اميرالمؤمنين علي (ع) جمع است.
.
مرجع ديني
.
يکي از شؤون پيامبر (ص)، تبليغ وحي بود. مردم وقتي درباره اسلام سؤالي داشتند و يا مطلبي در قرآن نبود، از پيامبر (ص) ميپرسيدند. سؤال اين است که آيا تمامي احکام، دستورات و معارف دين، در قرآن آمده و خود پيامبر (ص) به عموم مردم گفته است يا نه؟
.
آنچه پيامبر (ص) براي عموم مردم بيان فرمود، تمام دستورات اسلام نيست؛ بلکه آن حضرت دين را با بيان ولايت و مرجعيت ديني حضرت علي و ائمه معصومين (ع) به اکمال رساند.
.
امام علي (ع)، وصّي پيامبر (ص) بود و آن حضرت تمام معارف اسلامي را براي حضرت علي (ع) تشريع نمود و او را به عنوان يک عالم تعليم يافته از خود؛ ممتاز از همه اصحاب؛ کسي که در گفتارش خطا و اشتباه نميکند و ناگفتههاي دين را ميداند، معرفي کرد و از مردم خواست که بعد از او در مسائل ديني، به حضرت علي (ع) مراجعه کنند. اهل سنت قائل به چنين مقامي براي آن حضرت نيستند. .
ولي خداوند
.
«امامت» درجه و مرتبه سومي دارد که اوج مفهوم آن است و اين معنا به وفور در کتابهاي شيعه وجود دارد و وجه مشترک ميان تشيع و تصوف است.
.
مرحوم علامه طباطبايي (ره) در گفتوگوي خود با پروفسور هانري کربن مي گويد:
.
اين به معناي آن نيست که شيعه اين مفهوم از امامت را از متصوفه اخذ کرده است؛ بلکه صوفيان آن را از شيعه گرفتهاند؛ زيرا اين مسأله از زماني در ميان شيعه مطرح بود که هنوز تصوف، صورتي به خود نگرفته بود و يا اين مسأله در ميان آنان مطرح نبود. اين معنا، همان «انسان کامل» و به تعبير ديگر حجت زمان است؛
.
يعني، در هر زمان و دورهاي، يک انسان کامل و معصومي وجود دارد که حامل معنويت کلي انسانيت است. او به مقام «ولايت اللّهي» رسيده و مظهر اجلي و اتم جميع صفات جمال و جلال الهي است. از شؤون آن، دو مقام گذشته (مرجعيت سياسي و ديني) است و امامتي که شيعه براي امامان خود ثابت کرده از اين قبيل است.
ديدگاه قرآن
.
امامت عهد الهي است
.
خداوند متعال در قرآن ميفرمايد:
.
«و اذ ابتلي ابراهيم ربّه بکلمات فاتمّهن قال انّي جاعلک للناس اماما قال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظّالمين»؛
[3]
.
«بياد آر هنگامي که خداوند، ابراهيم را به اموري چند (مانند اعمال حج، قرباني کردن فرزند، افتادن در آتش نمرود...) امتحان کرد و او همه را به جاي آورد؛ خداوند بدو گفت: من تو را به پيشوايي خلق برگزيدم. ابراهيم عرض کرد: اين پيشوايي را به فرزندان من نيز عطا خواهي کرد؟ فرمود: عهد من هرگز به ستمکاران نخواهد رسيد».
جعل امامت به امر خداوند
.
ازآيات قرآن استفاده ميشود که امامت به امر خداست و آن را براي هر کسي که قابل بداند، قرار ميدهد و اين به جهت عظمت مقام و منزلت امامت است.
.
در اين آيه، خداوند ميفرمايد: «اني جاعلک للناس اماما»؛ «من تو را به پيشوايي خلق برگزيدم» و بدين ترتيب جعل را به خود نسبت ميدهد.
.
قرآن از زبان حضرت موسي (ع) نقل ميکند:
.
«رب اشرح لي صدري و يسّرلي امري واحلل عقده من لساني يفقهوا قولي و اجعل لي وزيرا من اهلي هارون اخي...»؛ [4]
.
«موسي عرض کرد: پروردگارا ]اکنون که بر اين کار بزرگ مأمورم فرمودي[ پس شرح صدرم عطا فرما و کار مرا آسان گردان و عقده زبانم را بگشا تا مردم سخنم را فهم کرده ]بپذيرند[. و ]نيز[ از اهل بيت من يکي را وزير و معاون من فرما، برادرم هارون را ]وزير من گردان[...».
خداوند متعال ميفرمايد: «و جعلناهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا»؛ [5]
«و آنان را پيشواي مردم قرار داديم تا خلق را به امر ما هدايت کنند».
[HIGHLIGHT=#ccc1d9][HIGHLIGHT=#e5e0ec]از مجموعه اين آيات، استفاده ميشود که براي امامت، معناي خاصي - غير از آنچه اهل سنت ميگويند - وجود دارد.
اطاعت مطلق براي امام به جهت ولايت کليه الهي
.
قرآن ميفرمايد:
«يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم»؛ [6]
«اي اهل ايمان! از خدا و رسول و صاحبان امر از ميان خود، اطاعت کنيد».
.
فخر رازي مينويسد: «صاحبان امر، غير از معصومين، نميتوانند کساني ديگر باشند؛ زيرا امر به اطاعت مطلق از غير معصوم محال است».
امامت روح تمام دستورات اسلام است
..
خداوند متعال ميفرمايد:
. «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمک من الناس»؛ [7]
«اي پيغمبر! آنچه از خدا بر تو نازل شد، به خلق برسان که اگر نرساني، تبليغ رسالت و اداي وظيفه نکردهاي و خداوند تو را از آزار مردم نگه خواهد داشت».
.. .
به اتفاق علماي شيعه و طبق نظر جماعت کثيري از دانشمندان اهل تسنن، اين آيه در روز غدير در شأن اميرالمومنين عليبنابيطالب (ع) نازل شد و رسول اکرم (ص) بعد از نزول آن، ولايت اميرالمومنين (ع) را به مردم ابلاغ کرد.
.
از عبارت «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» استفاده ميشود که، قرآن معناي خاصي از امامت را در نظر دارد و اين معنا غير از آن است که اهل تسنن به آن معتقداند.
.
شيعه اماميه قائلاند به اين که امامت، از اصول دين و روح تمام دستورات شريعت است. در بعضي از روايات نيز آمده است:
«و ما نودي بشيء بمثل ما نودي بالولايه [8] ؛
.
و بر هيچ امري به مانند ولايت اين چنين تأکيد نشده است».
. .
.
------------------------------
.
[1] صواعق المحرقة / ص166
[2] تطور الفكر السياسي / ص102
[3] سوره بقره / آيه 124
[4] طه / 20
[5] انبياء / 73
[6] نساء/ 59
[7] مائده / 67
[8] بحار الانوار / ج68/ص329


