غریب آشنا، محرم دلها

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
پست: 291
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
محل اقامت: همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس‌های ارسالی: 139 بار
سپاس‌های دریافتی: 424 بار

غریب آشنا، محرم دلها

پست توسط yeganeh »


زهر جفا _ محمد خسرونژاد

_________________________


گرچه از زهر جفا دل پرشرر دارد رضا

آتشى در دل ز هجران پسر دارد رضا


در ميان حجره در بسته مى پيچد به خود

ديدگان بى فروغش را پدر دارد رضا


تا بيايد از مدينه نور چشمانش تقى

انتظار ديدن نور بصر دارد رضا


در غريبى مى دهد جان و در آن حالت هنوز

انتظار خواهر خود را مگر دارد رضا


دورى از اهل و عيال و دوستان، خود بس نبود

كز جفاى خصم دون خون در جگر دارد رضا


دست ما «خسرو» به دامانش كه در روز جزا

آبرو پيش خداى دادگر دارد رضا


******************************************************************************



غروب رأفت _ جواد حيدري

_________________________




اى آنكه شبيه تو شه خونجگرى نيست

در راه غم و غربت تو همسفرى نيست



يك يار وفادار كنار تو نبوده

از شيعه مخلص به كنارت اثرى نيست



آن زهر جفا با دل ناز تو چه كرده؟

سوزنده‏تر از سوز دل تو شررى نيست



آن زهر چرا قد تو را كرده كمانى؟

ز آن قامت رعناى تو ديگر خبرى نيست



چون مارگزيده به روى خاك فتادى

آيا به برت خواهر نيكو سيرى نيست



اى كاش به مأمون ستم پيشه بگويند

مظلوم كشى در دل غربت هنرى نيست



هستى تو نماينده زهرا كه به غربت

واللَّه كه مظلوم‏تر از تو پسرى نيست


**********************************************************************




مــولا رضـا _ محمد حیاتی

__________________________





بــاز عــنـايــت شــده لـطـف خـدا

باز شــدم زائـــر كـــوي رضــــا


هـمچـو كبوتر به سويش پر زدم

در حـرم و روضــه مــولا رضـا


رفـتـم و ديــدم كـه بـه چشمان تر

گــرد رواقــش هــمــه در الـتجا


صـحـن و سراي شه اقليم عشق

طـعــنـه زنـد بـه جاه عرش علا


بــه يــاد يـاران و عـزيـزان همه

در آســتــان او شـــدم در دعـــا


بـــارخــدايــا شـه مـلـك طـــوس

تو بگذار از ما و بپوشان خـطـا


«حياتي» از خالق سبحان بخواه

طـواف و حـج و نـجـف و كربلا



ارسال پست

بازگشت به “شعر”