به نام خدای محمد(ص)
::راز انكار رحلت پيامبر صليالله عليه و آله ::
رسول اكرم صلياللهعليهوآله در آخرين سفرحج(1) (در عرفه)، در مكه(2)، در غديرخم(3)، در مدينه قبل از بيماري(4) و بعد از آن(5) در جمع ياران يا در ضمن سخنرانى عمومي، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا صلياللهعليهوآله را آگاه ساخته بود كه پيامبرهم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مُرد.(6)
در حجةالوداع در هنگام رميجمرات فرمود: مناسك خود را از من فراگيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم.(7)
هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد.(8)
هنگام بازگشت نيز در اجتماع بزرگ حاجيان فرمود: نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم.(9)
عبداللّه بن مسعود گويد:
پيامبراكرم صلياللهعليهوآله يك ماه قبل از رحلت، ما را از وفات خود آگاه نمود... عرض كرديم:
رسول خدا! رحلت شما در چه موقع خواهد بود؟
فرمود: فراق نزديك شده و بازگشت به سوى خداوند است.(10)
زمانى نيز فرمود:
نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيزگران در ميان شما ميگذارم و ميروم: كتاب خدا و عترتم، اهلبيتم... و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود.(11)
روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن ابيطالب عليهالسلام تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: به من خبر دادهاند شما از مرگ پيامبر خود درهراس هستيد.
آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد... .(12)
در فرصتى ديگر مردم را به رعايت حقوق انصار سفارش و در خطاب به انصار فرمود:
گروه انصار، زمان فراق و هجران نزديك است، من دعوت شده و دعوت را پذيرفتهام... بدانيد دو چيز است كه از نظر من بين آن دو هيچ تفاوتى نيست.
اگر بين آن دو مقايسه شود به اندازه تار مويى بين آن دو فرقى نميگذارم.
هركس يكى را ترك كند مثل اين است كه آن ديگرى راهم ترك كرده است... آن دو كتاب آسمانى و اهلبيت رسالت هستند... سفارش مرا در مورد اهلبيت من رعايت كنيد و...
نيز فرمود: آيا شما را به چيزى راهنمايى نكنم كه اگر بدان چنگ زنيد، پس از آن هرگز به ضلالت نيفتيد؟ گفتند: بلي، اى رسول خدا.
فرمود: آن (چيز) على است. با دوستى من دوستش بداريد و به احترام و بزرگداشت من، او را محترم و بزرگ بداريد. آنچه گفتم جبرئيل از طرف خداوند به من دستور داده بود.(13)
1 ـ الكامل، ج 2، ص 302؛ تاريخ طبري، ج 2، ص 205، چاپ دارالكتب العلميه، بيروت.
2 ـ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 109.
3 ـ همان، ص 110.
4 ـ الكامل، ج 2، ص 318، دارصادربيروت.
5 ـ شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 189 و 190.
6 ـ سوره فصيلت، آيه 6؛ آل عمران، آيه 144.
7 ـ البداية و النهاية، ج 5 ـ 6، ص 323، بيروت.
8 ـ الكامل، ج 2، ص 302، دارصادر؛ تاريخ طبري، ج 2، ص 205، بيروت دارالكتب العلميه.
9 ـ الغدير، ج 1، ص 11.
10 ـ سيرةالمصطفي، هاشم معروف، ص 709، دارالقلم، به نقل از شرح نهج البلاغه، ابن ابيالحديد، ج 3، ص 189 و 190.
11 ـ مسند احمد، ج 3، ص 17 و 26.
12 ـ السيرةالحلبيه، ج 3، ص 348.
13 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابيالحديد، ج 9، ص 170.
