دريا صدا زد اي لبتعطشان،منآبم آبيبنوش اي آتشت کرده کبابم
عباس گفت اي آب حاشاکزتونوشم آيدصداي نالهي اصغر به گوشم
دريا صدا زد ساقيعطشانکهديده؟! ايبحررا هم داده آب از اشک ديده
عباس گفت اي آب آتششوبهکامم ازمندهاني تَر کن اي درياي غيرت
عباس گفت ازتشنگانشرمندههستم آخرنگاهفاطمه باشد به دستم
دريا صدا زد توهمههستِحسيني نيروبگير از من که خود دستِ حسيني
عباس گفتا اوستمولا،منغلامم بياوبُوَد آب روان آتش به کامم
دريا صدا زد اي زدهآتشبههستم منچون تو بر داغ لب تو تشنه هستم
عباس گفتا تشنهتر ازتورباباست درسينهاشآتش به جاي شير ناب است
دريا صدا زد گر نمينوشيزمنآب آبازچه همره ميبري با اين تب و تاب
عباس گفتا وعدهدادمبرسکينه تاآبآرم بهر گلهاي مدينه
دريا صدا زد اي همهايثاروصبرت زيبدکهتا محشر بگردم دور قبرت
گفتگوی آب و عباس.......
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
- محل اقامت: کره زمین
- سپاسهای ارسالی: 194 بار
- سپاسهای دریافتی: 797 بار
- تماس:
گفتگوی آب و عباس.......
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم
خانه مادری ما همه بیت الزهراست
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد
مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
خانه مادری ما همه بیت الزهراست
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد
مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست