داستان ذوالقرنین

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 2
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۷, ۲:۲۷ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 8 بار

داستان ذوالقرنین

پست توسط avestta »

داستان ذوالقرنین

آنچه در کتاب مقدس آسمانی مسلمانان آمده و آیات کریمه سوره کهف را ازط شماره 83 تا 98 را در بر گرفته است ، مبین این معنی است که جمعی از کفار قریش به تحریک یهودیان از پیامبر خدا (ص) سوالاتی درباره اصحاب کهف ، روح و ذوالقرنین را مطرح می کردند تا نظر آن بزرگوار را در هر باب بشنوند.

ترجمه ی آیه چنین است :

(( تو را از ذوالقرنین پرسند ، بگو : برای شما از او خبری خواهم خواند و وی را در زمین تمکین دادیم و از همه چیزها وسیله ای عطا کردیم . پس راهی را تعقیب کرد .
چون به غروبگاه آفتاب رسید آن را دید که در چشمه ای گل آلود فرو می رود و نزدیک چشمه گروهی را یافت .
گفتیم ای ذوالقرنین یا عذاب می کنی یا میانشان طریقه ای نیکو پیش می گیری . گفت : هر که ستم کند زود باشد که عذابش کنیم و پس از آن سوی پروردگارش برند و عذابی سختش کند و هر که ایمان آرد و کار شایسته کند ، پاداشنیک دارد و او را از فرمکان خویش کاری آسان گویییم .
آنگاه راهی را دنبال کرد تا به طلوعگاه خورشید رسید و آن را دید به قومی طلوع می کند که ایشان را در مقابل آفتاب پوشششی نداده ایم . چنین بود ، و ما از آن چیزها که نزد وی بود ، به طور کامل خبر داشتیم .
آنگاه راهی را دنبال کرد ، تا وقتی میان دو کوه رسید ، مقابل آن قومی رایافت که سخن نمی فهمیدند . گفتند :
ای ذوالقرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین تباه کارانند ، آیا برای تو خراجی مقرر داریم که میان ما و آنها سدی کنی . گفت: آن چیزها که پروردگارم مرا تمکن آن داده است بهتر است ، مرا به نیرو کمک دهید ، تا میان شما و آنها حایلی کنم .
قطعات آهن پیش من آرید . تا چون میان دو دیواره پر شد گفت : روی گداخته نزد من آرید تا بر آن بریزم . پس نتوانستند بر آند بالا روند و نتوانستند آن را نقب زنند . گفت : این مرحمتی از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بیاید آن را هموار سازد و وعده پروردگارم درست است . ))

و اما درباره ی این که ذوالقرنین کیست ، مولانا ابوالکلام آزاد ، نخستین وزیر فرهنگ هند پس از استقلال که امام الهند لقب دارد ، کتابی تدوین کرده است . وی درکنار بسیاری از محققان دیگر که در این باره سخن گفته اند ، می نویسد:(( یهود به حضرت گفتند درباره پیغمبری که خداوند جز یک بار در تورات از او نام نیاورده است ، به ما خبری بازگوی ؟ حضرت گفت : کدام پیغمبر ؟؟؟ گفت : ذوالقرنین .))
محمد بن جریر طبری و ابن کثیر و سیوطی نیز روایاتی ب همین نهج آورده و مورد تفسیر قرار داده اند .
بدین گونه هویداست که ذوالقرنین مرد شناسایی است که در مقام هدایت مردمی که در تحت فرمان او بوده اند ، قابلیت پیغمبری پیدا کرده و خداوند تبارک و تعالی ، به وی آن مرحمت را ارزانی داشته است که با او سخن بگوید.
این مرد در غرب و شرق عالم جنگ هایی داشته و با بدویان هر حدود ، مبارزه کرده است . بخش قابل اعتنای زندگی او نیز در ستیز با اقوام یأجوج و مأجوج گذشته ، و همان جا هم هست مه سدّ آهنین خود را برای جلوگیری از غارت و دراز دستی آنان بنیاد نهاده است .
چنان شهریار دادگر و بنده نوازی البته جانب کا رعایای ضعیف خود را نگاه می داشته است ولی مهم تر آن است که در برابر جنگندگان شکست خورده نیز رعایت انصاف و عدالت را از دست نداده و از آزار و قتل عام آنان چشم پوشیده است .
حالی که شکست خوردگان گمان می کردند که ذوالقرنین نیز همانند پیروزمندان دیگر ، به شکنجه و بیداد متوسل می شود ، اتمام او نه تنها چنین نکرد که به آنان گفت :(( نیکوکاران و رجال قوم از آسیب مصون خواهند ماند. ))و به داد و دهش دل جملگی را شاد نگاه می دارد .
درباره مال دنیا هم مناعت طبع و بی نیازی خود را آشکار ساخت و آنگاه که شکست خوردگان خواستند برای بنای سد ، پولی جمع آوری کننند ، گفت : خداوند مرا از مال و اندوخته شما بی نیاز ساخته است ، فقط به نیروی کار خویش مرا همراهی کنید تا سدی آهنین در برابر دشمن بسازیم .
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

Re: داستان ذوالقرنین

پست توسط سعید منتظر »

خواهشا ادامه بدید :) :smile:
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
Iron
Iron
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: داستان ذوالقرنین

پست توسط hasan21 »

آیا راسته که میگن ذوالقرنین همون کورش کبیر بوده ؟ آخه چه طور ممکنه ؟
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Iron
Iron
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: داستان ذوالقرنین

پست توسط hasan21 »

من خیلی جاها شنیدم که خداوند فقط به دو پیامبر ملک عطا کرده ( حضرت یوسف علیه السّلام و حضرت سلیمان علیه السّلام ) حالا اگه کورش هم پیامبر باشه اونوقت حرف کسانی گفتن فقط این دو پیامبر ملک داشتند اشتباه می شه که . :D :razz: :grin: :-(
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Iron
Iron
پست: 229
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 88 بار
سپاس‌های دریافتی: 557 بار

Re: داستان ذوالقرنین

پست توسط پاسخ جو »

avestta نوشته شده:بدین گونه هویداست که ذوالقرنین مرد شناسایی است که در مقام هدایت مردمی که در تحت فرمان او بوده اند ، قابلیت پیغمبری پیدا کرده و خداوند تبارک و تعالی ، به وی آن مرحمت را ارزانی داشته است که با او سخن بگوید.


مسلما این سخن مخالف با آموزه های دین اسلام و قرآن مجید است . هیچ کس پس از طی مدتی و یا اعمالی ، دارای قابلیت پیامبری نمی شود !!

بلکه هدایت و پیامبری از جانب خداوند عهدی است که از ازل بسته شده و خداوند به هنگام خلقت ، میثاق و پیمان نبوت را از پیامبرانش گرفته است .


و السلام علی من اتبع الهدی
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ”