سؤال در مورد امام حسین (ع)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

سؤال در مورد امام حسین (ع)

پست توسط hasan21 »

سلام به همه ی دوستان همونطور که می دونید در یکی از غروات پیامبر که اسمش رو یادم نیست لشگر الهی به پیامبر و یاران محدودش کمک کرد و سپاه اسلام پیروز شد پس چرا این اتفاق در مورد امام حسین (ع) نیفتاد چرا زمانی که فرشتگان و (ظفّر) پادشاه اجنّه خواست با سپاهش به امام کمک کنه امام قبول نکرد ؟
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Iron
Iron
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: سؤال در مورد امام حسین (ع)

پست توسط hasan21 »

پس کجایید ؟ جواب بدید دیگه ؟ :AA: :razz:
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: سؤال در مورد امام حسین (ع)

پست توسط محمد علي »

به نام خدا

سلام

حسن جان یکم صبر داشته باش :razz: :-)

یه موقع ها نیستن رفقا یا دیر می بینن ، ولی مطمئن باش بی جواب نمی مونه :D

اول باید تشکر کنم که سوال دقیقی پرسیدی .

دوم متن اون روایت رو نگاه دوباره ای کنیم ، بعد توضیح بدم :

علامه مجلسى (ره) در جلا العيون به سند معتبر شيخ صدوق و ديگران از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه چون سيدالشهدا عليه السلام از مدينه بيرون آمد، فوج هاى بسيار از فرشتگان با علامت هاى محاربه و نيزه در دست بر اسب هاى بهشتى بر سر راه آن حضرت آمدند و سلام كردند و گفتند :
اى حجت خدا بر جميع خلايق بعد از جد و پدر و برادر خود ، خداى بزرگ جد تو را در چند دفعه با ما يارى كرد ، اكنون ما را به يارى تو فرستاده است.
حضرت فرمود : وعده گاه من و شما در آن جايى باشد كه خداى بزرگ براى من مقرر فرموده است و آن كربلاست ؛ چون به آن بقعه شريفه رسيدم نزد من آييد.
فرشتگان گفتند : اى حجت خدا ، هر حكمى كه خواهى بفرما كه ما تو را اطاعت كنيم و اگر از دشمنى مى ترسى ما همراه توايم و دفع ضرر از تو مى نماييم.
حضرت عليه السلام فرمود : اينان ضررى به من نمى توانند برسانند تا به محل شهادت خود برسم .

پس از اين واقعه افواج بى شمارى از جنيان مسلمان ظاهر شده وقتى به محضر آن حضرت آمدند گفتند :
اى سيد و بزرگوار! ما از شيعيان و ياران توييم ، آن چه خواهى در باب ياران و دشمنان خود به ما بفرما تا ما تو را اطاعت كنيم ، و اگر اجازه بفرمايى تمام دشمنان تو را در همين ساعت هلاك كنيم و تو در جاى خود باشى .
حضرت عليه السلام به آنها دعا كرد و فرمود :
مگر اين آيه را نخوانده ايد : اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشيده

و نيز فرموده است : قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم
بگو كه اگر مى بوديد در خانه هاى خودتان البته بيرون مى آمدند آنها كه برايشان كشته شدن نوشته شده بود به طرف محل كشته شدن و استراحت ايشان .

اگر من در جاى خود بمانم اين خلق ننگين به چه آزمايش شوند و چه كسى در قبر من در كربلا ساكن شود ؟

خداى بزرگ آن زمين را براى من در روز دحو الارض برگزيده است و پناه شيعيان قرار داده است تا امانگاه آنها باشد در دنيا و آخرت.

نزد من آييد در روز عاشورا كه در آخر آن روز من شهيد خواهم شد و سر مرا براى يزيد پليد ببرند.

پس جنيان گفتند :

اى حبيب خدا، اگر نه آن بود كه اطاعت امر تو واجب است ، و مخالفت تو جايز نيست ، هر آينه مى كشتيم تمام دشمنان تو را قبل از آن كه به تو برسند.

حضرت فرمود : به خدا سوگند كه قدرت ما بر ايشان زياده از قدرت شماست و ليكن مى خواهم حجت خدا را بر خلق تمام كنم.

البته روایت دیگری هم آمده که :

امام صادق علیه السلام فرمود:
از پدرم امام باقر علیه السلام که در کودکی در کربلا حضور داشت، شنیدم که فرمود:« آن هنگام که امام حسین علیه السلام با سپاه عمر بن سعد درگیر شد و آتش جنگ برافروخته گردید، خداوند، فرشتگان آسمان‌ها را بر امام حسین علیه السلام فرو فرستاد. امام علیه السلام بین یاری فرشتگان و پیروزی بر دشمنان، یا ملاقات خدا و شهادت مخیّر شد و سرانجام ملاقات با خدا را برگزید.»

یا روایتی مبنی براینکه :

فرشتگانی آمدند ، ولی دیر رسیدند و لذا تا روز ظهور امام عصر عج مامورند در کربلا بمانند تا در رکاب امام انتقام جدش را بگیرند .


اما مهم همان روایت اول است که علت را بیان داشته .

در صدر اسلام ، جنگ مسلمانان با مشرکین بود ،

و تقدیر الهی بر این بود که اسلام نصرت یابد و همچنین ایمان مسلمین در مراحل اولیه بود و استحکام لازم را نداشت .

اما در زمان امام حسین .ع جنگ میان خود مسلمین بود ، و لذا اصل این بود که امتحان و آزمایشی در کار باشد و حجت بر مردم تمام شود .

نه تنها برای دشمنان امام ، بلکه برای خود یاوران امام نیز امتحانی بود تا ایمانشان سنجیده شود

و آنقدر محکم بود که بدون نیاز به یاری فرشتگان به میدان رفتند .

پیروزی امام ، جاودانه شدن اسلام بود ، نه یک جنگ ظاهری در میدان . لذا خود امام فرمودند که

اگر دین جدم جز با ریختن خون من باقی نمی ماند ،

پس ای شمشیرها مرا دریابید .

امام شهادت را پذیرفتند تا دین بماند و حجت به طور کامل بر مردم تمام شود .


تصویرتصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “امام حسین‌ (علیه السّلام)”