نماز شب گزار در تاريکيها
و في الذمم، رضي الشيم، ظاهر الکرم، متهجدا في الظلم، قويم الطرائق، کريم الخلائق، عظيم السوابق، شريف النسب، منيف الحسب، رفيع الرتب کثير المناقب، محمود الضرائب، جزيل المواهب، حليم رشيد منيب، جواد عليم شديد، امام شهيد، اواه منيب، حبيب مهيب.
وفا کنندهي امانتها، دوستدار خويهاي نيکو، کرمهاي آشکار، نماز شب گزار در تاريکيها، بر پاکنندهي روشها، بخشندهي مخلوقات، بزرگ پيشينيان، نيکو نسب، با حسب فراوان، با رتبههاي بلند، با مناقب فراوان، با سرشتهاي ستوده، با موهبتهاي بسيار، بردبار و رشيد و بازگشت کننده به سوي خدا و سخي و دانا و قدرتمند و پيشواي شهيد و آموزشگر و انابه کننده و دوست دارندهي ترسان هستي.
صاحب رکوع و سجود طولاني
کنت للرسول صلي الله عليه و آله ولدا، و اللقرآن منقدا [سندا] وللامة عضدا، و في الطاعة مجتهدا، حافظا للعهد و الميثاق، ناکبا عن سبل الفساق، و باذلا [بازلا] للمجهود، طويل الرکوع و السجود.
براي رسول صلي الله عليه و آله فرزند بودي و براي قرآن سند و براي امت بازو، و در فرمانبري کوشا، نگاهبان عهد و پيمان، کنارهگير از راههاي گناهکاران و هرزگان، عطا کننده و بخشنده به مسکين به سختي افتاده و داراي رکوع و سجدههاي طولاني بودي.
زاهد در دنيا
زاهدا في الدنيا زهد الراحل عنها، ناظرا اليها بعين المستوحشين منها، آمالک عنها مکفوفة، و همتک عن زينتها مصروفة، و ألحاطک [امحاظک] عن بهجتها مطروفة و رغبتک في الاخرة معروفة.
کنارهگير در دنيا (چون) کنارهگير کوچ کننده از آن، نگرنده به دنيا به ديدهي ترسندگان از آن، آرزوهايت از دنيا بازداشته شده، همت و تلاشت از آرايشهايش برگرفته شده، چشمت از شادماني دنيا پوشيده و اشتياقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.
کارزار با ذوالفقار به سان علي
فجاهدتهم بعد الايعاز لهم [الايعاذ اليهم] و تأکيد الحجة عليهم، فنکثوا ذمامک و بيعتک و أسخطوا ربک و جدک، و بدؤوک بالحرب، فثبت للطعن و الضرب، و طحنت جنود الفجار، و اقتحمت قسطل الغبار، مجالدا بذي الفقار، کأنک علي المختار.
پس با ايشان کارزار کردي پس از آنکه آنان را به انجام کار فراخواندي و حجت و دليل را بر ايشان آشکار نمودي، پس امان و بيعت ترا شکستند و پروردگار و نيايت را خشمگين کردند و جنگ را با تو آغاز نمودند،
پس بر زخم زبانها و ضربهها ايستادگي کردي، و لشگريان ستمگر هرزگان را درهم کوبيدي، در گرد و غبار برخاسته در ميدان جنگ وارد شدي، در حالي که با ذوالفقار کارزار ميکردي، به سان آن که حضرت علي مختار بودي.
"روضه امام زمان عليه السلام در روز عاشورا "
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: "روضه امام زمان عليه السلام در روز عاشورا "
شگفتي فرشتگان از صبر حسين
فلما رأؤک ثابت الجاش، غير خائف و لا خاش، نصبوا لک غوائل مکرهم و قاتلوک بکيدهم و شرهم، و أمر اللعين جنوده، فمنعوک الماء و وروده، و ناجزوک القتال، و عاجلوک النزال، و رشقوک بالسهام و النبال، و بسطوا اليک أکف الاصطلام، و لم يرعوا لک ذماما، و لا راقبوا [راغبوا] فيک أثاما، في قتلهم أولياءک، و نهبهم رحالک، و أنت مقدم في الهبوات، و محتمل للأذيات، قد عجبت من صبرک ملائکة السماوات.
چون تو را پايدار- نه گريز پا و نترس و شريف ديدند، شرارتهاي فريبهايشان را پيش آوردند و با حيله و بدي خود با تو جنگيدند و آن نفرين شده، لشگريانش را فرمان داد، پس تو را از آب و وارد شدن در آن بازداشتند و تو را به جنگ کشاندند،
و در جنگ از شترها پياده شده، بر اسبها نشستند و بر تو شتافتند و با تير و سنگ زدند، و دستها را براي از ميان برداشتن و نابود کردن تو گشودند و احترام تو را حفظ نکردند و از جزاي گناه خويش در حق تو، در کشتن فرزندانت و تاراج بردنت نترسيدند، در حالي که تو پيشتاز در گرد و غبار و تحمل کنندهي آزارها و اذيتها بودي، فرشتگان آسمان از صبر و شکيبايي تو به شگفتي افتادند.
آمادهي شهادت
.
قد رشح للموت جبينک، و اختلفت بالانقباض و الانبساط شمالک و يمينک تدير طرفا خفيا الي رحلم و بيتک، و قد شغلت بنفسک عن ولدک و أهاليک و أسرع شاردا، الي خيامک قاصدا، محمحما باکيا.
پيشانيت براي شهادت عرق کرده بود، و به راست و چپ کشيده ميشدي و به خود ميپيچيدي، گوشهي چشمت را به سوي خاندانت گرداندي و از فکر فرزندان و خاندانت، به خود مشغول شدي، و اسبت گريزان به سوي خيمههايت شتافت، در حالي که شيهه ميکرد و گريان بود.
اهل حرم شتابان به سوي قتلگاه
...
فلما رأين النساء جوادک مخزيا، و نظرن [نظرت] سرجک عليه ملويا، برزن من الخدور، ناشرات الشعور، علي الخدود لاطمات الوجوه سافرات، [و] بالعويل داعيات و بعد العز مذللات، و الي مصرعک مبادرات.
.
هنگامي که زنان، اسبت را شرمسار ديدند و بر روي زين برگشتهات نگاه کردند، از سراپردهها برون آمدند، (با) موهاي پريشان و بر گونهها سيلي ميزدند ولي چهرهها به تمامي باز نشد، و شيون ميکردند و ناله ميزدند، در حالي که پس از عزت و شکوه، خوار و ذليل شده و به سوي قتلگاهت شتابنده بودند.
فلما رأؤک ثابت الجاش، غير خائف و لا خاش، نصبوا لک غوائل مکرهم و قاتلوک بکيدهم و شرهم، و أمر اللعين جنوده، فمنعوک الماء و وروده، و ناجزوک القتال، و عاجلوک النزال، و رشقوک بالسهام و النبال، و بسطوا اليک أکف الاصطلام، و لم يرعوا لک ذماما، و لا راقبوا [راغبوا] فيک أثاما، في قتلهم أولياءک، و نهبهم رحالک، و أنت مقدم في الهبوات، و محتمل للأذيات، قد عجبت من صبرک ملائکة السماوات.
چون تو را پايدار- نه گريز پا و نترس و شريف ديدند، شرارتهاي فريبهايشان را پيش آوردند و با حيله و بدي خود با تو جنگيدند و آن نفرين شده، لشگريانش را فرمان داد، پس تو را از آب و وارد شدن در آن بازداشتند و تو را به جنگ کشاندند،
و در جنگ از شترها پياده شده، بر اسبها نشستند و بر تو شتافتند و با تير و سنگ زدند، و دستها را براي از ميان برداشتن و نابود کردن تو گشودند و احترام تو را حفظ نکردند و از جزاي گناه خويش در حق تو، در کشتن فرزندانت و تاراج بردنت نترسيدند، در حالي که تو پيشتاز در گرد و غبار و تحمل کنندهي آزارها و اذيتها بودي، فرشتگان آسمان از صبر و شکيبايي تو به شگفتي افتادند.
آمادهي شهادت
.
قد رشح للموت جبينک، و اختلفت بالانقباض و الانبساط شمالک و يمينک تدير طرفا خفيا الي رحلم و بيتک، و قد شغلت بنفسک عن ولدک و أهاليک و أسرع شاردا، الي خيامک قاصدا، محمحما باکيا.
پيشانيت براي شهادت عرق کرده بود، و به راست و چپ کشيده ميشدي و به خود ميپيچيدي، گوشهي چشمت را به سوي خاندانت گرداندي و از فکر فرزندان و خاندانت، به خود مشغول شدي، و اسبت گريزان به سوي خيمههايت شتافت، در حالي که شيهه ميکرد و گريان بود.
اهل حرم شتابان به سوي قتلگاه
...
فلما رأين النساء جوادک مخزيا، و نظرن [نظرت] سرجک عليه ملويا، برزن من الخدور، ناشرات الشعور، علي الخدود لاطمات الوجوه سافرات، [و] بالعويل داعيات و بعد العز مذللات، و الي مصرعک مبادرات.
.
هنگامي که زنان، اسبت را شرمسار ديدند و بر روي زين برگشتهات نگاه کردند، از سراپردهها برون آمدند، (با) موهاي پريشان و بر گونهها سيلي ميزدند ولي چهرهها به تمامي باز نشد، و شيون ميکردند و ناله ميزدند، در حالي که پس از عزت و شکوه، خوار و ذليل شده و به سوي قتلگاهت شتابنده بودند.

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
Re: "روضه امام زمان عليه السلام در روز عاشورا "
با کشتن تو اسلام را کشتند
فالويل للعصاة الفساق، لقد قتلوا بقتلک الاسلام، و عطلوا الصلاة و الصيام و نقضوا السنن و الأحکام، و هدموا قواعد الايمان، و حرفوا آيات القرآن، و هملجوا [همجلوا] في البغي و العدوان.
.
پس واي بر سرکشان هرزهي گنهکار، با کشتن تو اسلام را کشتند و نماز و روزه را بيهوده و مهمل گذاشتند و سنتها و احکام را نقض نمودند، و پايههاي ايمان را نابود کردند و آيات قرآن را تحريف نمودند و در فساد و دشمني سخت پيش رفتند.
.
کتاب خدا رها شد
.
لقد أصبح رسول الله صلي الله عليه و آله موتورا، و عاد کتاب الله عز و جل مهجورا و غودر الحق اذ قهرت مقهورا، وفقد بفقدک التکبير و التحليل، و التحريم و التحليل و التنزيل و التأويل، و ظهر بعدک التغيير و التبديل، و الالحاد و التعطيل، و الأهواء و الاضاليل، و الفتن و الأباطيل.
.
انتقام خون کشتهي رسول خدا صلي الله عليه و اله گرفته نشد و کتاب خداوند عز و جل رها شد، و به حق خيانت شد، آن گاه که تو مغلوب گرديدي، و با نابوديات الله اکبر و لا اله الا الله و تحريم و تحليل و تنزيل و تأويل از ميان رفت.
پس از تو تغيير و تبديل و بي ديني و کفر و خواستهاي نفساني و گمراهيها و آشوبها و بيهودگيها و باطلها آشکار گرديد.
.
پيامبر و زهرا گريان و سوگوار
.
فقام ناعيک عند قبر جدک الرسول صلي الله عليه و آله، فنعاک اليه بالدمع الهطول قائلا:
يا رسول الله قتل سبطک و فتاک، و استبيح أهلک و حماک، و سبيت بعدک ذراريک، و وقع المحذور بعترتک و ذويک. فانزعج الرسول، و بکي قلبه المهول، و عزاه بک الملائکة و الأنبياء، و فجعت بک امک الزهراء.
.
.
خبر دهندهي مرگت در کنار قبر جدت رسول صلي الله عليه و اله به پا خواست و با اشک ريزان خبر مرگ تو را به حضرتش داد. در حالي که ميگفت:
[COLOR=#ffffff].
اي رسول خدا، فرزندت و جوانت کشته شد، خانوادهات و نزديکانت بيچاره شدند و فرزندانت پس از تو اسير شدند و خانوادهات و افرادت در گرفتاري و بازداشت افتادند.
[COLOR=#ffffff].
پيامبر آشته خاطر شد و قلب گريانش بگريست، و به خاطر تو فرشتگان و پيامبران به او سر سلامتي دادند مادرت زهرا سوگوار و مصيبت زده شد.
فالويل للعصاة الفساق، لقد قتلوا بقتلک الاسلام، و عطلوا الصلاة و الصيام و نقضوا السنن و الأحکام، و هدموا قواعد الايمان، و حرفوا آيات القرآن، و هملجوا [همجلوا] في البغي و العدوان.
.
پس واي بر سرکشان هرزهي گنهکار، با کشتن تو اسلام را کشتند و نماز و روزه را بيهوده و مهمل گذاشتند و سنتها و احکام را نقض نمودند، و پايههاي ايمان را نابود کردند و آيات قرآن را تحريف نمودند و در فساد و دشمني سخت پيش رفتند.
.
کتاب خدا رها شد
.
لقد أصبح رسول الله صلي الله عليه و آله موتورا، و عاد کتاب الله عز و جل مهجورا و غودر الحق اذ قهرت مقهورا، وفقد بفقدک التکبير و التحليل، و التحريم و التحليل و التنزيل و التأويل، و ظهر بعدک التغيير و التبديل، و الالحاد و التعطيل، و الأهواء و الاضاليل، و الفتن و الأباطيل.
.
انتقام خون کشتهي رسول خدا صلي الله عليه و اله گرفته نشد و کتاب خداوند عز و جل رها شد، و به حق خيانت شد، آن گاه که تو مغلوب گرديدي، و با نابوديات الله اکبر و لا اله الا الله و تحريم و تحليل و تنزيل و تأويل از ميان رفت.
پس از تو تغيير و تبديل و بي ديني و کفر و خواستهاي نفساني و گمراهيها و آشوبها و بيهودگيها و باطلها آشکار گرديد.
.
پيامبر و زهرا گريان و سوگوار
.
فقام ناعيک عند قبر جدک الرسول صلي الله عليه و آله، فنعاک اليه بالدمع الهطول قائلا:
يا رسول الله قتل سبطک و فتاک، و استبيح أهلک و حماک، و سبيت بعدک ذراريک، و وقع المحذور بعترتک و ذويک. فانزعج الرسول، و بکي قلبه المهول، و عزاه بک الملائکة و الأنبياء، و فجعت بک امک الزهراء.
.
.
خبر دهندهي مرگت در کنار قبر جدت رسول صلي الله عليه و اله به پا خواست و با اشک ريزان خبر مرگ تو را به حضرتش داد. در حالي که ميگفت:
[COLOR=#ffffff].
اي رسول خدا، فرزندت و جوانت کشته شد، خانوادهات و نزديکانت بيچاره شدند و فرزندانت پس از تو اسير شدند و خانوادهات و افرادت در گرفتاري و بازداشت افتادند.
[COLOR=#ffffff].
پيامبر آشته خاطر شد و قلب گريانش بگريست، و به خاطر تو فرشتگان و پيامبران به او سر سلامتي دادند مادرت زهرا سوگوار و مصيبت زده شد.
