:: ای همه مظلوميت ، سيمرغ قاف عاشقی!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1668
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3099 بار
سپاس‌های دریافتی: 5474 بار

:: ای همه مظلوميت ، سيمرغ قاف عاشقی!

پست توسط Labbaik »

 "بسم ربّ الحســـین(ع)" 

  می لرزيد وقتی خاک می شد بسترت

آسمان واکرد چتری از محبت بر سرت


حنجر جبريل هم با نام تو تطهير شد

تا رسيد آن تيغ بی شرم و حيا بر حنجرت


نخلهای تشنه از تنهايی ات خم می شدند

تا شنيدند از لبانت ربنای آخرت


ای همه مظلوميت ، سيمرغ قاف عاشقی!

رنگ غربت داشت از روز ازل بال و پرت


در دل رود فرات از ماهيان بايد شنيد

مرثيه بر آن گلوی تشنه ی از خون ترت


ای خدای زخمهای آشنا و ناگزير

وحی تو شد "هل من ..." و يک قافله پيغمبرت


کوفه کوفه شرمساری مانده در تاريخ و باز

کربلا در کربلا ماييم و زخم پيکرت! 


 شاعر:سید حبیب حبیب پور 
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند


 تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “شعر”