تفسیر سوره بقره

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 31 :


وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَىالْمَلَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِى بِأَسْمَآءِ هَؤُلَا ءِ إِن كُنْتُمْصَدِقِينَ‏


ترجمه:

و خداوند همه‏ى اسماء (حقائق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها رابه فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گوييد، از اسامى اينها به منخبر دهيد؟


تفسیر:

خداوند متعال اسماء [271] و اسرار عالم هستى را، از نام اولياى خود [272]تاجمادات را به آدم تعليم داد. به تعبير امام صادق عليه السلام كه در تفسيرمجمع‏البيان آمده است: تمام زمين‏ها، كوهها، دره‏ها، بستر رودخانه‏ها وحتّى همين فرشى كه در زير پاى ماست، به آدم شناسانده شد.

271)اسم« در عرف ما فقط به معنى نام و نشان است، ولى در فرهنگ قرآنى نامِهمراه با محتواست. چنانكه »فله الاسماء الحسنى« يعنى خداوند صفات عاليهدارد.
272) تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 54 و اكمال الدين صدوق، ج 1، ص 14.


نکته ها:

1- معلّم واقعى خداست وقلم، بيان، استاد وكتاب، زمينه‏هاى تعليم هستند.«عَلّم»
2- برترى انسان بر فرشتگان، به خاطر علم است. «وعلّم آدم...»
3- انسان براى دريافت تمام علوم، استعداد و لياقت دارد. «كلّها»
4- فرشتگان عبادت بيشترى داشتند و آدم، علم بيشترى داشت. رابطه مقام خلافتبا علم، بيشتر از عبادت است. «نسبّح بحمدك... علّم آدم الاسماء»
5 - براى روشن كردن ديگران، بهترين راه، برگزارى امتحان و به نمايش گذاشتنتفاوت‏ها و لياقت‏هاست. «علّم... ثم عرضهم... فقال انبئونى»
6- فرشتگان، خود را به مقام خليفةاللهى لايق‏تر مى‏دانستند. «ان كنتم صادقين» [273]

273)در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: »ان كنتمصادقين« يعنى اگر شما فرشتگان در ادّعاى لايق‏تر بودن خود، صادق هستيد.تفسير نورالثقلين.
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 32:


قَالُواْ سُبْحَنَكَ لَا عِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَآ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ‏


ترجمه:
فرشتگان گفتند: پروردگارا! تو پاك و منزهى، ما چيزى جز آنچه تو به ما آموخته‏اى نمى‏دانيم، همانا تو داناى حكيمى.

تفسیر:

ابليس و ملائكه هر كدام به نوعى خود را برتر از آدم مى‏ديدند؛ ابليس بهواسطه‏ى خلقت؛ «انا خير منه» و فرشتگان به واسطه‏ى عبادت؛ «نحن نسبحبحمدك» امّا ابليس در برابر فرمان سجده خداوند، ايستادگى كرد، ولى فرشتگانچون حقيقت را فهميدند، پوزش خواستند وبه جهل خود اقرار كردند. «سبحانك لاعلم لنا»


نکته ها:

1- عذرخواهى از سؤال بدون علم، يك ارزش است. «سبحانك»
2- اوج گرفتن‏ها و خود برتر ديدن‏ها بايد تنظيم شود. گويندگان سخن «نسبّح و نقدّس» گفتند: «لا علم لنا»
3- به جهل خود اقرار كنيم. «لا علم لنا» فرشتگان عالى‏ترين نوع ادب را بهنمايش گذاشتند. كلمات: «سبحانك، لاعلم لنا، علّمتنا، انّك، انت العليمالحكيم»، همه نشانه‏ى ادب است.
4- علم فرشتگان، محدود است. «لا علم لنا»
5 - علم خداوند، ذاتى است؛ «انّك انت العليم» ولى علم ديگران، اكتسابى است. «علّمتنا»
6- امور عالم را تصادفى نپنداريم. «انت العليم الحكيم»
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 33 :

قَالَ يَادَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّآ أَنبَأَهُمْبِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّى أَعْلَمُ غَيْبَالسَّمَوَ تِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْتَكْتُمُونَ‏

ترجمه:

(خداوند) فرمود: اى آدم فرشتگان را از نام‏هاى آنان خبر ده. پس چون آدمآنها را از نام‏هايشان خبر داد، خداوند فرمود: كه آيا به شما نگفتم كهاسرار آسمان‏ها و زمين را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه راپنهان مى‏داشتيد (نيز) مى‏دانم.


نکته ها:


1- به استعدادهاى لايق، فرصت شكوفايى و بروز بدهيد. «انبئهم باسمائهم»
2- در آزمون علمى كه خداوند برگزار نمود، آدم بر فرشتگان برترى يافت. «فلمّا انبئهم باسمائهم»
3- ملائكه علاوه بر آنچه گفتند، مسائلى را هم كتمان مى‏داشتند. «كنتم تكتمون»
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 34:

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئِكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَفِرينَ

ترجمه:

و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد، همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد و تكبّر كرد، و از كافران گرديد.

تفسیر:

به فرموده قرآن، ابليس از نژاد جنّ بود كه در جمع فرشتگان عبادت مى‏كرد. «كان من الجنّ» [274]
سجده بر آدم چون به فرمان خدا بود، در واقع بندگى و عبوديت خداست. [275]زيرا عبادت واقعى، عملى است كه خداوند بخواهد، نه آنكه طبق ميل ما باشد. ابليس حاضر بود قرن‏ها سجده كند، ولى به آدم سجده نكند.
ابليس مرتكب دو انحراف و خلاف شد:
الف: خلاف عقيدتى؛ «أبى‏» كه سبب فسق او شد. [276]
ب: خلاف اخلاقى؛ «استكبر» كه سبب دوزخى شدن او گرديد. [277]
سجده براى آدم نه تنها به خاطر شخص او، بلكه به خاطر نسل و اولاد او نيزبوده است. چنانكه در جاى ديگر مى‏فرمايد: «خلقناكم ثمّ صوّرناكم ثمّ قلناللملائكة اسجدوا لأدم» [278] امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: سجده بر آدم به خاطر ذرّيه و نسل او بود. [279]
سجده فرشتگان موقّتى بود، امّا نزول آنها بر مؤمنان و استغفارشان براىآنان دائمى است. «الّذين قالوا ربّنا اللّه ثم استقاموا تتنزّل عليهمالملائكة» [280]
سجده بر آدم نه به خاطر جسم او، بلكه به خاطر روح الهى اوست. «فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين» [281]
بى‏انصافى است كه تمام فرشتگان بر انسان سجده كنند، ولى انسان براى خدا سجده نكند.

274) كهف، 50.
275) عيون اخبارالرضا.
276) ففسق عن امر ربّه« كهف، 50.
277) فبئس مَثوى المتكبّرين« زمر، 72.
278) اعراف، 11.
279) تفسير صافى، ذيل آيه.
280) كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست و در اين عقيده پايدار بودندفرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند. فصّلت، 30. و در جاى ديگر مى‏فرمايد:»ويستغفرون للّذين آمنوا« يعنى فرشتگان براى اهل ايمان دائماً در حالاستغفارند. غافر، 7.
281) حجر، 29.


نکته ها:

1- فرشتگان نيز مانند انسان، مورد خطاب وامر ونهى قرار دارند. «أسجدوا لادم»
2- لياقت، از سابقه مهمتر است. فرشتگان قديمى بايد براى انسان تازه به دوران رسيده امّا لايق، سجده كنند. «أسجدوالادم»
3- خطرناك‏تر از نافرمانى در عمل، بى‏اعتقادى به فرمان است.«ابى‏ و استكبر»
4- تكبّر وجسارت ابليس، سرچشمه‏ى بدبختى‏هاى او شد. «كان من الكافرين»
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 35 :

وَقُلْنَا يََادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَارَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَة فَتَكُونَامِنَ الظَّلِمِينَ‏


ترجمه:
و گفتيم: اى آدم! تو با همسرت در اين باغ سكونت كن و از (هر كجاى) آن هرچه مى‏خواهيد به فراوانى و گوارايى بخوريد، امّا به اين درخت نزديك نشويدكه از ستمگران خواهيد شد.


تفسیر:


در فرهنگ قرآن، «شجر» علاوه بر درخت، به «بوته» هم گفته مى‏شود. مثلاً به بوته كدو مى‏گويد: «شجرة من يقطين» [282] ، بنابراين اگر در روايات و تفاسير مى‏خوانيم كه مراد از شجر در اين آيه گندم است، جاى اشكال نيست.
«جنّت» به باغهاى دنيا نيز گفته مى‏شود، چنانكه در سوره‏ى قلم آيه 17 آمدهاست: «انّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة» ما صاحبان باغ را آزمايشنموديم. آنچه از آيات ديگر قرآن و روايات استفاده مى‏شود، باغى كه آدم درآن مسكن گزيد، بهشت موعود نبوده است زيرا:
1- آن بهشت، براى پاداش است و آدم هنوز كارى نكرده بود كه استحقاق پاداشداشته باشد. «ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوامنكم» [283]
2- كسى كه به بهشت وارد شود، ديگر خارج نمى‏شود. «و ما هم بمخرجين» [284]
3- در آن بهشت، امر و نهى و ممنوعيّت و تكليف نيست، در حالى كه آدم ازخوردن درخت نهى شد. به علاوه در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز آمده استكه بهشت آدم، بهشت موعود نبوده است.
اين نهى كه براى حضرت آدم شد، نهى تكليفى نبود كه انجامش حرام باشد، بلكه جنبه‏ى توصيه و راهنمايى داشت.

282) صافات، 146.
283) آل‏عمران، 142.
284) حجر، 48.


نکته ها:

1- در مسكن، زن تابع مرد است. «انت و زوجك» [285]
2- در شيوه‏ى تربيت، هرگاه خواستيد كسى را از كار يا چيزى باز داريد،ابتدا راههاى صحيح، باز گذاشته شود و سپس مورد نهى اعلام شود. ابتدافرمود: «كُلا منها رغداً حيث شئتما» سپس فرمود: «لا تقربا»
3- نزديك شدن به گناه همان، و افتادن در دامن گناه همان. «لا تقربا فتكونا»
4- تخلّف از راهنمايى‏هاى الهى، ظلم به خويشتن است. «فتكونا من الظّالمين»آدم و همسرش نيز براى توبه گفتند: «ظلمنا انفسنا» البتّه با توجّه به عصمتانبيا مراد از ظلم در اين قبيل موارد، ترك اولى‏ است.

285)در مسأله امر و نهى، وسوسه و اخراج از بهشت، آدم و همسرش يكسان مورد خطابقرار گرفته‏اند؛ »كلا، شئتما، لاتقربا، تكونا، أزلّهما، اخرجهما« امّا درمسأله‏ى مسكن، بجاى »اسكنا« فرموده است: »اُسكن انت و زوجك...«
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 36 :

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَنُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانا فِيهِوَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِى الْأَرْضِمُسْتَقَرٌّ وَمَتَعٌ إِلَى‏ حِينٍ

ترجمه:

پس شيطان آن دو را به لغزش انداخت وآنان را از باغى كه در آن بودند، خارجساخت و (در اين هنگام به آنها) گفتيم: فرود آييد در حالى كه بعضى شما دشمنبرخى ديگر است و براى شما در زمين قرارگاه و تا وقتى معيّن بهره وبرخوردارى است.


تفسیر:


از آيه «انّى جاعل فى الارض خليفة» كه قبلاً خوانديم، استفاده مى‏شود كهغرض اصلى از خلقت آدم اين بود كه وى در زمين زندگى كند، ولى زندگى در زميننيازمند يك نوع آمادگى بود و بايد آدم بداند كه:
1- آزاد مطلق نيست. در زندگى او، امر و نهى و تكليف وجود دارد.
2- ابليس دشمن اوست وچه بسا با سوگند و وعده‏هاى دروغ، انسان را فريب دهد.
3- اطاعت از شيطان، عامل سقوط اوست.
4- توبه، وسيله جبران است.
امام رضا عليه السلام مى‏فرمايد: ماجراى لغزش آدم، قبل از رسيدن به مقام نبوّت بوده و از لغزش‏هاى كوچكى بوده كه قابل عفو است. [286]
شيطان براى ايجاد لغزش، دست به هر نوع تاكتيك روانى وتبليغاتى زد، از جمله:
الف: براى آدم و حوّا سوگند ياد كرد. «قاسمهما» [287]
ب: قيافه‏ى خيرخواهانه به خود گرفت و گفت: من از خيرخواهان شما هستم. «انّى لكما لمن النّاصحين» [288]
ج: وعده ابديّت داد، كه اگر اين گياه را بخوريد، زندگى و حكومت ابدى خواهيد داشت. «شجرة الخلد و ملك لا يبلى» [289]
د: دروغ گفت و به ذات حقّ تهمت زد. «مانهيكما ربّكما عن هذه الشجرة الا ان تكونا ملكين او تكونا من الخالدين» [290] يعنى پروردگارتان شما را نهى نكرد مگر از ترس اينكه شما فرشته شويد يا به زندگى ابدى برسيد.

286) تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص‏50.
287) اعراف، 21.
288) اعراف، 21.
289) طه، 120.
290) اعراف، 20.

نکته ها:

1- خطر شيطان، براى بزرگان نيز هست. او به سراغ آدم و حوّا آمد. «فاَزلّهما»
2- شيطان، دشمن ديرينه‏ى نسل بشر است. زيرا از روز اوّل به سراغ پدر و مادر ما رفت. «فاَزلّهما»
3- انسان به خودى خود، جايزالخطا و وسوسه‏پذير است. «اَزلّهما الشيطان»
4- هر انسانى به خاطر استعدادها و لياقت‏هايى كه دارد بهشتى است، ولى خلاف‏ها او را سقوط مى‏دهد. «فاخرجهما»
5 - از نافرمانى خداوند و عواقب تلخ وسوسه‏هاى ابليس، عبرت بگيريم. تحتنفوذ شيطان قرار گرفتن، برابر با خروج از مقامات الهى و محروميّت ازآنهاست. «فازلّهما الشيطان... فاخرجهما»
6- زندگى دنيا، موقّتى است. «الى حين»
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 37:

فَتَلَقَّى‏ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ‏

ترجمه:

پس آدم از سوى پروردگارش كلماتى دريافت نمود، (وبا آن كلمات توبه كرد،) پسخداوند لطف خود را بر او بازگرداند. همانا او توبه‏پذير مهربان است.


تفسیر:
چون آدم از غذايى كه نبايد بخورد، چشيد و از آن همه نعمت و رفاه محروم شد،متوجّه اشتباه خود گرديد. او در اثر پشيمانى و ندامت، كلماتى را از خداونددريافت كرد و به وسيله‏ى آن كلمات، توبه نمود. [291]
طبق آنچه از روايات شيعه وسنى استفاده مى‏شود، مراد از كلماتى كه آدم بهوسيله‏ى آن توبه نمود، توسّل به بهترين خلق خدا يعنى حضرت محمّد و اهل‏بيتاو عليه وعليهم السلام است. چنانكه در تفسير درّالمنثور از ابن عباس نقلشده است كه آدم براى پذيرش توبه‏اش، خداوند را به اين نام‏ها قسم داد:«بحّق محمّد وعلىّ و فاطمة و الحسن و الحسين» [292]البتّه برخى معتقدند، مراد از كلمات، همان جمله‏اى است كه در سوره‏ى اعرافآمده است: «ربّنا ظلمنا أنفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكوننّ منالخاسرين» [293] خدايا! ما به خود ستم كرده‏ايم و اگر تو ما را نيامرزى و مورد رحمت قرار ندهى، حتماً از زيانكاران خواهيم بود.


291)توبه، به معنى بازگشت است. اگر توبه را به خدا نسبت دهيم، به معنى بازگشتلطف و رحمت او بر بنده‏ى خلافكار و پشيمان است؛ »هو التوّاب« و اگر آنرابه بنده نسبت دهيم به معنى بازگشت انسان خطاكار به سوى خداوند است. »فتابعليه«
292) تفسير درّالمنثور، ج‏1، ص‏60.
293) اعراف، 23.


نکته ها:

1- همچنان كه توفيق توبه از خداست، بايد چگونگى و راه توبه را نيز از خداوند دريافت كنيم. «من ربّه كلمات»
2- قبول توبه و ارائه‏ى راه آن، از شئون تربيت و ربوبيّت اوست. «من ربّه»
3- اين همه لطف و قبول توبه، تنها كار خداست. «هو»
4- اگر توبه واقعى باشد، خداوند آن را مى‏پذيرد. «هو التّواب»
5 - اگر توبه را شكستيم، باز هم خداوند توبه را مى‏پذيرد. «هو التوّاب»
6- عذرپذيرى خداوند همراه با رحمت است، نه عتاب وسرزنش. «التّواب الرّحيم»
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 38, 39:

قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأتِيَنَّكُم مِّنِّىهُدىً فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْيَحْزَنُونَ‏
وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِايَتِنَآ أُولَئِكَ أَصْحَبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدوُنَ‏

ترجمه:

گفتيم: همگى از آن (باغ به زمين) فرود آييد، و آنگاه كه هدايتى از طرف منبراى شما آمد، پس هر كه از هدايت من پيروى كند، نه برايشان بيمى است و نهغمگين خواهند شد.
و(لى) كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، آنانند اهل دوزخ كه هميشه در آن خواهند بود.

تفسیر:

گرچه اعتراف به خطا و توبه‏ى آدم، سبب شد كه خداوند او را عفو نمايد، ولىبعد از توبه بار ديگر به بهشت برنمى‏گردد. زيرا آثار وضعى لغزش، غير ازعفو الهى است. فرمان هبوط در چند آيه‏ى قبل همراه نوعى قهر بود، ولى دراين آيه چون بعد از توبه آدم است به صورت عادّى مطرح شده است. همچنيناميدوار مى‏كند كه اگر از هدايت الهى پيروى كنند، حزن و اندوهى نخواهندداشت.

نکته ها:

1- گاهى يك حركت، دامنه‏ى تأثيرات خوب وبدش در همه‏ى عصرها و نسل‏ها گسترده مى‏شود. «اهبطوا منها جميعاً»
2- با يك لغزش و خطا، نبايد كسى را طرد كرد، زيرا انسان قابل ارشاد و هدايت پذير است. «يأتينكم منّى هدىً»
3- براى راهنمايى بشر، آمدن انبيا قطعى است. «يأتينّكم»
4- هدايت واقعى تنها از طرف خداست. «منّى هدىً»
5 - امنيّت و آرامش واقعى، در سايه‏ى پيروى از دين و دستورات خداوند حاصل مى‏شود. «فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط HRG »

آيه 40:

يَبَنِى إِسْر ءِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِىَ الَّتِى أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْوَأَوْفُواْ بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّىَ فَارْهَبُونِ‏


ترجمه:

اى فرزندان اسرائيل! نعمت‏هايم را كه به شما ارزانى داشتم، به خاطربياوريد و به پيمانم (كه بسته‏ايد) وفا كنيد، تا من (نيز) به پيمان شماوفا كنم و تنها از من پروا داشته باشيد.

تفسیر:

اسرائيل، نام ديگر حضرت يعقوب است كه از دو كلمه‏ى «اسر» و «ئيل» تركيبيافته است. «اسر» به معناى بنده و «ئيل» به معناى خداوند است. بنابرايناسرائيل در لغت به معناى بنده‏ى خداست.
تاريخ بنى‏اسرائيل و اسارتآنان به دست فرعونيان و نجات آنها به دست حضرت موسى عليه السلاموبهانه‏گيرى وارتداد آنان، يك سرنوشت وتاريخ ويژه‏اى براى اين قوم به وجودآورده است. اين تاريخ براى مسلمانان نيز آموزنده و پندآموز است كه اگر بههوش نباشند، به گفته روايات به همان سرنوشت گرفتار خواهند شد.
پيمان‏هاى الهى، شامل احكام كتاب‏هاى آسمانى و پيمان‏هاى فطرى كه خداونداز همه گرفته است، مى‏شود. در قرآن به مسئله امامت، عهد گفته شده است:«لاينال عهدى الظالمين» [294] يعنى پيمان من »مقام امامت« به افراد ظالم نمى‏رسد. پس وفاى به عهد يعنى وفاى به امام و رهبر آسمانى و اطاعت از او.
ضمناً در روايات مى‏خوانيم: نماز عهد الهى است. [295]

294) بقره، 124.
295) وسائل، ج‏4، ص‏110.

نکته ها:

1- ياد نعمت‏هاى پروردگار، سبب محبّت و اطاعت اوست. «اذكروا... اوفوا»
به هنگام دعوت به سوى خداوند، از الطاف او ياد كنيد تا زمينه‏ى پذيرش پيدا شود. «اذكروا»
2- ياد و ذكر نعمت‏ها، واجب است. «اذكروا»
3- نعمت‏هايى كه به نياكان داده شده، به منزله‏ى نعمتى است كه به خودانسان داده شود. با اينكه نعمت‏ها به اجداد يهودِ زمان پيامبر داده شدهبود، امّا خداوند به نسل آنان مى‏گويد فراموش نكنند. «اذكروا»
4- وفا به پيمان‏هاى الهى، واجب است. «عهدى»
5 - بهره‏گيرى از الطاف خداوند، مشروط به گام برداشتن در مسير تكاليف الهىاست. «اوفوا بعهدى اوف بعهدكم» آرى، اگر مطيع خدا بوديم، خداوند نيزدعاهاى ما را مستجاب خواهد كرد. «اوفوا بعهدى اوف بعهدكم»
6- در انجام تكاليف الهى، از هيچ قدرتى نترسيم و ملاحظه‏ى كسى را نكنيم.تبليغات سوء دشمن، ملامت‏ها، تهديدها و توطئه‏ها مهم نيست، قهر خدا از همهمهمتر است. «و ايّاى فارهبون»
New Member
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۳۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار

Re: تفسیر سوره بقره

پست توسط sfsf »

با تشكر فراوان از جناب HRG تفسير بسيار عالي بود فقط خواهشمندم تفسير ادامه ايه ها را هم بگذاريد يا منبع مورد استفاده را ذكر كنيد. باز هم ممنون
ارسال پست

بازگشت به “تفسیر”