در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
الله الرحمن الرحیم
انگیزه نگارش :
شبکه ماهواره ای « المستقلّة » از تاریخ 1387.4.1 اقدام به پخش برنامه ای زنده با هدف نقد و بررسی
«به شهادت رسیدنِ حضرت زهرا سلام الله علیها » نمود .
.
موضوع این برنامه که هشت شب متوالی ادامه داشت ، بر اساس آنچه در زیرنویس های تبلیغی این شبکه بارها بر آن تاکید می شد ،
طرح این ادّعا بود که :
« حضرت زهرا (سلام الله علیها) به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند » !
دقت در مباحث مطرح شده در این برنامه ، به وضوح حاکی از آن بود که دست اندرکاران این شبکۀ ماهواره ای ،
تلاش دارند تا درگذشتِ حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به عنوانِ یک «مرگ عادی و طبیعی» جلوه دهند .
یعنی : « مرگی که با عملکرد دستگاه خلافت ، هیچ گونه ارتباطی نداشته و با رفتارهای متصدّیان خلافت ، هیچگونه پیوندی ندارد .»
.
در هنگام تأمّل در زیرنویس های تبلیغی این برنامه ، پرسشی به ذهنم خطور کرد که انگیزۀ اصلی نگارش این مطالب را فراهم آورد :
• آیا می توان تنها با استناد به منابع معتبر اهل تسنن ، ادّعای «وقوع مرگ عادی و طبیعی=مرگی بی ارتباط با عملکرد متصدیان خلافت»
را زیر سوال بُرد و آن را در معرض ابهام و تردید جدی قرار داد ؟
به عبارت دیگر :
.
• آیا می توان ادعای «طبیعی بودن و وقوع عادی مرگ = مرگی بی ارتباط با رفتارهای نظام حاکم » را از حالت یک پاسخِ «انحصاری»
خارج ساخت و جایگاه آن را از یک «نتیجۀ قطعی» ، به یک احتمالِ ظنّی – در کنار احتمالِ مرگ غیر طبیعی – پایین آورد و فرو کاست ؟
انگیزه نگارش :
شبکه ماهواره ای « المستقلّة » از تاریخ 1387.4.1 اقدام به پخش برنامه ای زنده با هدف نقد و بررسی
«به شهادت رسیدنِ حضرت زهرا سلام الله علیها » نمود .
.
موضوع این برنامه که هشت شب متوالی ادامه داشت ، بر اساس آنچه در زیرنویس های تبلیغی این شبکه بارها بر آن تاکید می شد ،
طرح این ادّعا بود که :
« حضرت زهرا (سلام الله علیها) به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند » !
دقت در مباحث مطرح شده در این برنامه ، به وضوح حاکی از آن بود که دست اندرکاران این شبکۀ ماهواره ای ،
تلاش دارند تا درگذشتِ حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به عنوانِ یک «مرگ عادی و طبیعی» جلوه دهند .
یعنی : « مرگی که با عملکرد دستگاه خلافت ، هیچ گونه ارتباطی نداشته و با رفتارهای متصدّیان خلافت ، هیچگونه پیوندی ندارد .»
.
در هنگام تأمّل در زیرنویس های تبلیغی این برنامه ، پرسشی به ذهنم خطور کرد که انگیزۀ اصلی نگارش این مطالب را فراهم آورد :
• آیا می توان تنها با استناد به منابع معتبر اهل تسنن ، ادّعای «وقوع مرگ عادی و طبیعی=مرگی بی ارتباط با عملکرد متصدیان خلافت»
را زیر سوال بُرد و آن را در معرض ابهام و تردید جدی قرار داد ؟
به عبارت دیگر :
.
• آیا می توان ادعای «طبیعی بودن و وقوع عادی مرگ = مرگی بی ارتباط با رفتارهای نظام حاکم » را از حالت یک پاسخِ «انحصاری»
خارج ساخت و جایگاه آن را از یک «نتیجۀ قطعی» ، به یک احتمالِ ظنّی – در کنار احتمالِ مرگ غیر طبیعی – پایین آورد و فرو کاست ؟
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
در مسیر پاسخگویی ::
گام اوّل
برای لحظاتی خود را در مقامِ پژوهشگری فرض کردم که از حوادث سیاسی پس از رحلتِ رسول خدا(صلّی الله علیه واله)
مختصر خبری دارد و اینک، از شنیدن خبر مرگِ زودهنگام حضرت زهرا (سلام الله علیها) –که با فاصله کوتاهی پس از رحلت پدرش رخ داد -
کنجکاوی اش برانگیخته شده و لذا ، سعی دارد به بازخوانی ماجرای درگذشتِ دختر پیامبر(صلّی الله علیه واله) بپردازد .
ابتدا سعی کردم ذهنم را به طور کامل از همۀ دانسته های قبلی ام دربارۀ شهادت آن بانو(سلام الله علیها) تهی سازم
و سپس ، همۀ دانسته هایم دربارۀ حوادث سیاسی پس از رحلت رسول خدا(صلّی الله علیه واله) را ،
به مندرجات کتب اهل تسنن منحصر گردانم .
یعنی : فرض کردم که پژوهشگری هستم بی طرف ، که نه تنها هیچ یک از کتاب های شیعیان در اختیارش نمی باشد ،
بلکه از دیدگاه شیعیان در خصوص علل ونحوۀ درگذشتِ حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز هیچ اطلاعی ندارد و در این میان ،
تنها نکته ای که او را به بازنگری در این مساله واداشته ، کوتاهی دوران حیات آن بانو(صلّی الله علیه واله) پس از
جابجایی قدرت سیاسی در سقیفۀ بنی ساعده و مرگی زودهنگام – آن هم در سنین جوانی – می باشد .
اگر برای دقایقی خود را - به جای من – در چنین موقعیتی قرار دهید ، به خوبی درک خواهید نمود که چگونه یک محقّق ،
از شنیدن ِ خبر مرگِ زودهنگام حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، به فکر فرو می رود و متعجب می شود .
.
تعجبی برخاسته از شایدهای فراوان که او را به بررسی و مطالعۀ دوبارۀ روزهای پایانی حیات آن حضرت(سلام الله علیها) فرامی خوانَد :
• آیا این مرگِ زودهنگام ، می تواند در ارتباط با خروج قدرتِ سیاسی از بنی هاشم و جابجایی حاکمیّت
در سقیفۀ بنی ساعده قرار گیرد ؟
.
• آیا می توان میان وقوع این مرگِ زود هنگام و مخالفت های اهل بیت (علیهم السلام) با روند حاکم بر
نظام سیاسی جامعه ، رابطه ای برقرار ساخت ؟
.
• آیا می توان از کنار مرگ اعضای خانوادۀ یک رهبر ِ دارای قدرت ِ سیاسی – آن هم در فاصلۀ اندکی
پس از وفوع اختلاف بر سر جانشین آن رهبر - ، به سادگی گذر کرد ؟
گام اوّل
برای لحظاتی خود را در مقامِ پژوهشگری فرض کردم که از حوادث سیاسی پس از رحلتِ رسول خدا(صلّی الله علیه واله)
مختصر خبری دارد و اینک، از شنیدن خبر مرگِ زودهنگام حضرت زهرا (سلام الله علیها) –که با فاصله کوتاهی پس از رحلت پدرش رخ داد -
کنجکاوی اش برانگیخته شده و لذا ، سعی دارد به بازخوانی ماجرای درگذشتِ دختر پیامبر(صلّی الله علیه واله) بپردازد .
ابتدا سعی کردم ذهنم را به طور کامل از همۀ دانسته های قبلی ام دربارۀ شهادت آن بانو(سلام الله علیها) تهی سازم
و سپس ، همۀ دانسته هایم دربارۀ حوادث سیاسی پس از رحلت رسول خدا(صلّی الله علیه واله) را ،
به مندرجات کتب اهل تسنن منحصر گردانم .
یعنی : فرض کردم که پژوهشگری هستم بی طرف ، که نه تنها هیچ یک از کتاب های شیعیان در اختیارش نمی باشد ،
بلکه از دیدگاه شیعیان در خصوص علل ونحوۀ درگذشتِ حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز هیچ اطلاعی ندارد و در این میان ،
تنها نکته ای که او را به بازنگری در این مساله واداشته ، کوتاهی دوران حیات آن بانو(صلّی الله علیه واله) پس از
جابجایی قدرت سیاسی در سقیفۀ بنی ساعده و مرگی زودهنگام – آن هم در سنین جوانی – می باشد .
اگر برای دقایقی خود را - به جای من – در چنین موقعیتی قرار دهید ، به خوبی درک خواهید نمود که چگونه یک محقّق ،
از شنیدن ِ خبر مرگِ زودهنگام حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، به فکر فرو می رود و متعجب می شود .
.
تعجبی برخاسته از شایدهای فراوان که او را به بررسی و مطالعۀ دوبارۀ روزهای پایانی حیات آن حضرت(سلام الله علیها) فرامی خوانَد :
• آیا این مرگِ زودهنگام ، می تواند در ارتباط با خروج قدرتِ سیاسی از بنی هاشم و جابجایی حاکمیّت
در سقیفۀ بنی ساعده قرار گیرد ؟
.
• آیا می توان میان وقوع این مرگِ زود هنگام و مخالفت های اهل بیت (علیهم السلام) با روند حاکم بر
نظام سیاسی جامعه ، رابطه ای برقرار ساخت ؟
.
• آیا می توان از کنار مرگ اعضای خانوادۀ یک رهبر ِ دارای قدرت ِ سیاسی – آن هم در فاصلۀ اندکی
پس از وفوع اختلاف بر سر جانشین آن رهبر - ، به سادگی گذر کرد ؟
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
در مسير پاسخگويي ::: گام دوم
در مسير اين تحقيق، قبل از هر چيز بايد به دنبال گزارشهايي ميگشتم كه وضعيّت جسماني و يا اوضاع و احوال روحي آن حضرت(سلام الله علیها)
را در روزهاي پاياني حياتش، برايم ترسيم نمايد. دستيابي به هرگونه گزارشي در اين زمينه، به قضاوت نهاييام دربارة علّت مرگِ زودهنگام آن حضرت(سلام الله علیها)،
كمك شاياني مينمود.
روزها گذشت .... سخنگويان شبكةالمستقلّه مدّعي بودند:
«درگذشتِ حضرت زهرا(سلام الله علیها) هيچگونه ارتباطي با عملكرد دستگاهِ خلافت نداشته و ميان مرگ آن بانو با رفتارهاي متصدّيان حكومتِ وقت، هيچگونه رابطهاي يافت نميگردد.»!
در حالي كه مطالعاتِ من در اين مدّت، نشان ميداد كه مرگِ حضرت زهرا(سلام الله علیها) در حالتي از فورانِ خشم و غضب نسبت به صاحبان قدرت و متصدّيان خلافت، رخ داده است.
من كه اين گزارشها را پس از ساعتها جستجو، از معتبرترين منابع اهل سنّت به دست آورده بودم، هرگز نميتوانستم – با سادهانگاري – آنها را به باد فراموشي بسپارم؛
چرا كه محتواي اين گزارشها، ميتوانست در تعارضي واضح و آشكار با ادّعاي «مرگ عادي و طبيعي حضرت زهرا(سلام الله علیها) = مرگي بي ارتباط با عملكردهاي متصدّيان خلافت»
قرار گيرد و آن را با چالشي جدّي مواجه سازد.
اين گزارشها، از وقوع يك سري اختلافها ميان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و نظام حاكم خبر ميداد؛
اختلافي جدّي كه چندين هفته قبل از درگذشتِ آن بانو رخ داده و نقطة پايان بخش آن، خشمناكي شديد حضرت زهرا(سلام الله علیها) از عملكرد متصدّيان خلافت بود.
عُرْوَه بن زُبَيْر از عايشه نقل كرده است كه:
سند شمارة 1 و 2)
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابيبَكْرٍ في ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلَّمْهُ حَتّي تُوُفَْيَتْ.... (1)
[در ماجراي اختلافات و مواجهه با عكس العمل ناعادلانة خليفه] فاطمه بر ابوبكر خشمگين شد؛ پس با او قطع رابطه كرد
و [به نشانة اعراض و روي برگرداندن از ابوبكر] با او سخن نگفت تا از دنيا رفت...
[HIGHLIGHT=#e5b9b7]
[HIGHLIGHT=#e5b9b7][1] . صحيح بخاري، حديث شمارة3913؛ [نقل مشابه:] صحيح مسلم، حديث شمارة 3304.
در مسير اين تحقيق، قبل از هر چيز بايد به دنبال گزارشهايي ميگشتم كه وضعيّت جسماني و يا اوضاع و احوال روحي آن حضرت(سلام الله علیها)
را در روزهاي پاياني حياتش، برايم ترسيم نمايد. دستيابي به هرگونه گزارشي در اين زمينه، به قضاوت نهاييام دربارة علّت مرگِ زودهنگام آن حضرت(سلام الله علیها)،
كمك شاياني مينمود.
روزها گذشت .... سخنگويان شبكةالمستقلّه مدّعي بودند:
«درگذشتِ حضرت زهرا(سلام الله علیها) هيچگونه ارتباطي با عملكرد دستگاهِ خلافت نداشته و ميان مرگ آن بانو با رفتارهاي متصدّيان حكومتِ وقت، هيچگونه رابطهاي يافت نميگردد.»!
در حالي كه مطالعاتِ من در اين مدّت، نشان ميداد كه مرگِ حضرت زهرا(سلام الله علیها) در حالتي از فورانِ خشم و غضب نسبت به صاحبان قدرت و متصدّيان خلافت، رخ داده است.
من كه اين گزارشها را پس از ساعتها جستجو، از معتبرترين منابع اهل سنّت به دست آورده بودم، هرگز نميتوانستم – با سادهانگاري – آنها را به باد فراموشي بسپارم؛
چرا كه محتواي اين گزارشها، ميتوانست در تعارضي واضح و آشكار با ادّعاي «مرگ عادي و طبيعي حضرت زهرا(سلام الله علیها) = مرگي بي ارتباط با عملكردهاي متصدّيان خلافت»
قرار گيرد و آن را با چالشي جدّي مواجه سازد.
اين گزارشها، از وقوع يك سري اختلافها ميان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و نظام حاكم خبر ميداد؛
اختلافي جدّي كه چندين هفته قبل از درگذشتِ آن بانو رخ داده و نقطة پايان بخش آن، خشمناكي شديد حضرت زهرا(سلام الله علیها) از عملكرد متصدّيان خلافت بود.
عُرْوَه بن زُبَيْر از عايشه نقل كرده است كه:
سند شمارة 1 و 2)
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابيبَكْرٍ في ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلَّمْهُ حَتّي تُوُفَْيَتْ.... (1)
[در ماجراي اختلافات و مواجهه با عكس العمل ناعادلانة خليفه] فاطمه بر ابوبكر خشمگين شد؛ پس با او قطع رابطه كرد
و [به نشانة اعراض و روي برگرداندن از ابوبكر] با او سخن نگفت تا از دنيا رفت...
[HIGHLIGHT=#e5b9b7]
[HIGHLIGHT=#e5b9b7][1] . صحيح بخاري، حديث شمارة3913؛ [نقل مشابه:] صحيح مسلم، حديث شمارة 3304.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
- محل اقامت: کره زمین
- سپاسهای ارسالی: 194 بار
- سپاسهای دریافتی: 797 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
به نام خالق زهرا
گام سوم
سلام خدمت همه دوستانم من برای کمک به برادر خوبم محمد علی و اثبات حقانیت آل الله و بخصوص مادر سادات فاطمه زهرا سلام الله علیها با
اجازه آقای محمد علی مستنداتی برای اثبات این مهم در همینادامه این پست ارایه میدهم.
على ابنعباس: قال: قال رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله: لما عرج بى الى السما رايت على باب الجنه: لا اله الا اللَّه، محمد رسولاللَّه،
على حبيباللَّه، الحسن و الحسين صفوه اللَّه، فاطمه امه اللَّه، على مبغضيهم لعنه اللَّه. (1)
ابنعباس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل مىكند كه فرمودند: من در عالم معراج ديدم كه بر در بهشت نوشته شده بود: «معبودى
نيست جز خدا، محمد رسول خدا، على حبيب الهى، حسن و حسين برگزيده حق، فاطمه كنيز پروردگار و بر دشمنان آنان لعنت باد.»
اين حديث مىرساند كه مبغضين فاطمه مستحق لعنت خدا در دنيا و آخرتند.
1ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 74 ش 396.
آتش زدن در
1- سليم بن قيس، صص 585، 863- 868.
2- بحارالانوار، ج 22، صص 484- 485; ج 28، ص 269، 279- 299، 306- 309، 390، 411; ج 30، صص 348- 350 ج 31، ص 126; ج 43، ص 197; ج 95، صص 351- 354; ج 53، صص 14- 23.
3- عوالمالعلوم، ج 11، صص 400- 404، 441- 443.
4- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
5- اثبات الوصيه، ص 143.
6- الصراط المستقيم، ج 3، ص 13; شعر برقى (متوفاى 245 ق).
7- المنتخب طريحى، ص 161; شعر خليعى (متوفاى 750 ق).
8- الغدير، ج 6، ص 391، شعر علاءالدين حلّى (متوفاى قرن هشتم).
9- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
10- ارشاد القلوب، به نقل از بحارالانوار.
11- الغارات.
12- الشافى فى الامامه، ج 3، ص 241.
13- تلخيص الشافى، ج 3، ص 76.
14- الهداية الكبرى، صص 163، 179، 407، 408، 417.
15- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
16- نوائبالدهور، ص 192.
17- فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
18- خصائص الائمه، صص 47، 72.
19- مصباحالانوار.
20- الطرف، صص 29- 34.
21- المحتضر، صص 44- 55.
22- الانوار النعمانيه.
23- تجريد الاعتقاد، ص 402.
24- نهجالحق، صص 271، 272.
25- كشفالمراد، صص 402، 403.
26- اللوامع الالهية فى المباحث الكلامية، ص 302.
27- مفتاحالباب، ابنمخدوم، ص 199.
28- الامامه، ابنسعد جزايرى (خطى)، ص 81.
29- الرسائل الاعتقاديه، ص 444.
30- كشفالغطاء، ص 18.
31- تشييد المطاعن.
32- الصوارم الماضيه، ص 56.
33- مقتل الحسين مقرم، ص 389، به نقل از كاشفالغطاء.
زدن زهرا
1- امالى صدوق، صص 99- 101، 118.
2- اثبات الهداة، ج 1، صص 280، 281.
3- ارشادالقلوب، ص 295.
4- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
5- الفضائل ابنشاذان، صص 8- 11.
6- غايةالمرام، ص 48.
7- المحتضر، صص 44- 55، 109.
8- مناقب آل ابىطالب، ج 2، ص 209.
9- وفاة الصديقة الزهراء، صص 60، 78.
10- تفسير عياشى، ج 2، صص 307، 308.
11- البرهان فى تفسير القرآن، ج 2، ص 434.
12- كامل الزيارات، صص 332- 335.
13- الهداية الكبرى، صص 179، 407، 408، 417.
14- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
15- نوائبالدهور، ص 194.
16- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
17- الاختصاص، صص 184، 185.
18- المغنى، ج 20، ق 1، ص 335.
19- الشافى فى الامامه، ج 4، صص 110- 120.
20- الانوار النعمانية.
21- مصباحالانوار، (قرن ششم).
22- نوادر الاخبار، ص 183.
23- علماليقين، صص 686- 688.
24- المنتخب طريحى، صص 136، 137، 293.
25- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
26- سيرة ائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 132.
27- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
28- بهجالصباغه، ج 5، ص 15.
29- بيتالاحزان، ص 124.
30- الفرق بين الفرق، ص 148.
31- الخطط والآثار، ج 2، ص 346.
32- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
33- شرح نهجالبلاغه، ج 2، ص 60; ج 16، صص 235، 271،236.
34- اعلام النساء، ج 4، ص 124.
35- الصراط المستقيم، ج 3، ص 13.
36- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
37- ديوان مهيار، ج 2، صص 367- 368.
38- الرجوزة فى التاريخ النبى والائمه، صص 13، 14.
39- تراجم اعلام النساء، ج 2، صص 316- 317.
40- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
41- فرائد السمطين، ج 2، صص 34- 35.
42- سليم بن قيس، ج 2، صص 585، 586، 587، 674، 675، 907.
43- بحارالانوار، ج 28، صص 37- 39، 51، 62- 64، 261، 268- 270، پاورقى ص 271 يا 281، 297- 299، ج 43، صص 172، 173، 197- 200; ج 95، صص 351- 354; ج 30، صص 293- 295، 302، 303، 348- 350; ج 44; ص 149; ج 149; ج 53; صص 14- 23، 29- 192.
44- عوالمالعلوم، ج 11 صص 391، 392، 397، 400- 404، 413، 414، 416، 441- 443.
45- الاحتجاج، ج 1، صص 120- 126، 414.
46- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
47- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 60- 64.
48- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 189، 193، 194.
49- كامل بهايى، ج 1، صص 306، 312، 313.
شكستن پهلوى حضرت زهرا
1- فرائد السمطين، ج 2، صص 34- 35.
2- امالى صدوق، صص 99- 101.
3- ارشادالقلوب، ص 295.
4- اثباتالهداة، ج 1، صص 280- 281.
5- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
6- فضائل ابنشاذان، صص 8- 11.
7- مصباح كفعمى، صص 553.
8- البلدالامين، صص 551- 552.
9- علماليقين، ص 701.
10- رشحالبلاء، صص 553- 555.
11- الرسائل الاعتقاديه، ص 301.
12- طريق الارشاد، ص 465.
13- الصوارم الماضيه، ص 56.
14- اقبال الاعمال، ص 625.
15- بحارالانوار، ج 28، صص 37- 39، 261، 268- 270; ج 43، ص 172- 173; ج 82، ص 261، ج 97، صص 199- 200; ج 98، ص 44.
16- كتاب سليم بن قيس، صص 586- 594، 907.
17- عوالمالعلوم، ج 11، صص 391- 392، 400- 404.
18- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
19- الاحتجاج، ج 1، صص 210- 216.
20- جلاءالعيون، ج 1، صص 186- 188.
21- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 320.
22- ادب الطف، ج 4، ص 32، شعر على بن مقرب (متوفاى 629 ق); ج 5، ص 329، شعر صالح فتونى (متوفاى 1190 ق).
23- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
24- شيخ محمد على جبعى به نقل از خط شهيد به نقل از مصباح شيخ ابومنصور.
مجروح شدن چشم حضرت زهرا
1-سيرة الائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 132.
2- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
و منابع ديگر.
شهادت حضرت محسن فرزند حضرت زهرا
1- مسند احمد، ج 1، صص 98، 118.
2- البدء والتاريخ، ج 5، ص 75.
3- تاريخ دمشق، (ترجمة الامام الحسين)، ص 18.
4- السنن الكبرى، ج 6، ص 66; ج 11، ص 63.
5- الروضة الفيحاء، ص 252.
6- تذهيب تاريخ دمشق، ج 4، ص 204.
7- الادبالمفرد، ص 121.
8- اسدالغابه، ج 2، ص 18; ج 4، ص 308.
9- الاصابه، ج 3، ص 471.
10- الذرية الطاهره، صص 90، 97، 155.
11- الاستيعاب، ج 1، ص 369.
12- نهايةالارب، ج 18، ص 213; ج 20، صص 221، 223.
13- الرياض المستطابه، ص 293.
14- تاريخ الخميس، ج 1، صص 279، 418.
15- منتخب كنزالعمال، ج 5، ص 108.
16- مختصر تاريخ دمشق، ج 7، صص 7، 177.
17- المستدرك على الصحيحين، ج 3، صص 165- 166.
18- مجمعالزوائد، ج 8، ص 25- 52; ج 4، ص 59.
19- تلخيص المستدرك.
20- ذخائرالعقبى، صص 55، 116- 119.
21- انسابالاشراف، ج 3، ص 144.
22- التبيين فى انساب القرشين، صص 91- 92، 133، 192.
23- كفايةالطالب، ص 208.
24- تذكرةالخواص، صص 193، 322.
25- شرحالمواهب، ج 4، ص 339.
26- البداية والنهاية، ج 7، ص 332.
27- تاجالعروس، ج 3، ص 389.
28- كنزالعمال، ج 6، ص 221.
29- مناقب آل ابىطالب، ج 1، ص 16.
30- الكامل فى التاريخ، ج 3، ص 397.
31- تاريخ الامم والملوك، ج 5، ص 153.
32- دلائل النبوه، ج 3، ص 161.
33- البداية والنهاية، ج 3، ص 346; ج 7، ص 332.
34- الحدائق الوردية، ج 1، ص 52.
35- المواهب اللدنيه، ج 1، ص 198.
36- جمهرة نساب العرب، ص 16.
37- نزل الابرار، ص 34.
38- الرياض النضره، مج 2، ص 239.
39- ارشاد السارى، ج 6، ص 441.
40- البحر الزخار، ج 1، صص 208، 221.
41- اتحاف السائل، ص 33.
42- لباب الانساب، ج 1، ص 337.
43- الجوهرة فى نسب الامام على، ص 19.
44- تاريخ الهجرة النبويه، ص 58.
45- صفة الصفه، ج 2، ص 5 يا 9.
46- التحفة اللطيفه، ج 1، ص 19.
47- الرياض المستطابه، صص 292- 293.
48- نورالابصار، ص 147.
49- المختصر فى اخبار البشر، ج 1، ص 181.
50- المعارف، صص 143، 210- 211.
51- ينابيع المودة، ص 201.
52- عوالمالعلوم، ج 11، ص 539.
53- عيونالاثر، ج 2، ص 290.
54- حبيبالسير، ج 1، ص 463.
55- تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 213.
56- كشف الاستار، ج 2، ص 416.
57- موارد الظمان، ص 551.
58- ترجمة الامام الحسن، ص 34.
59- السيرة الحلبيه، ج 3، ص 292.
60- المعجمالكبير، ج 3، صص 29، 96- 97.
61- الاحسان فى تقريب صحيح ابنحبان، ج 15، ص 410.
ذكر محسن
منابع زير فقط نام محسن را بدون ذكر سقط يا عدم سقط او آوردهاند:
1- قاموس المحيط، ج 2، ص 55.
2- بحارالانوار، ج 43، صص 16- 17، 213، 238.
3- تاجالعروس، ج 3، ص 389.
4- لسانالعرب، ص 4، ص 393.
5- دلائلالنبوه، ج 3، ص 162.
6- عوالمالعلوم، ج 11، صص 69، 272، 480، 539.
7- جامعالاصول، ج 12، صص 9- 10.
8- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 2، 11.
9- ذخائرالعقبى، ص 55.
10- ارشاد السارى، ج 6، ص 141.
11- سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 119.
12- الاصابه، ج 3، ص 471.
13- الائمة الاثنى عشر، ص 58.
14- تذهيب الاسماء، ج 1، ص 349.
15- مقتل للحسين، ج 1، ص 83.
16- تاريخ الخميس، ج 1، صص 278- 279.
17- البداية والنهاية، ج 5، ص 293.
18- الثقات، ج 2، ص 204.
19- شرح بهجة المحافل، ج 2، ص 138.
20- مآثر الانافه، ج 1، ص 100.
21- نورالابصار، ص 103.
22- روضةالمناظر، ج 7، ص 195.
23- فاطمة بنت رسولالله، ص 93.
24- مناقب آل ابىطالب، ج 3، ص 132.
25- الهداية الكبرى، ص 176.
26- ازهار بستان الناظرين، ج 1، ص 263.
سقط محسن بدون ذكر سبب
1- كافى، ج 6، ص 18.
2- عوالمالعلوم، ج 11، ص 411.
3- بحارالانوار، ج 7، صص 328- 329; ج 10، ص 112، ج 12، صص 6- 7; ج 23، صص 130- 131، ج 42، ص 90، ج 43، ص 145، 195; ج 101، صص 112- 118.
4- خصال، ج 2، صص 434 يا 634.
5- عللالشرايع، ج 2، ص 464.
6- جلاءالعيون، ج 1، ص 222.
7- تاريخ اهل البيت، ص 93.
8- كشفالغمه، ج 2، ص 67.
9- اسعاف الراغبين، ص 86.
10- تاريخ الائمه، ص 16.
11- تاجالمواليد، صص 18، 23- 24.
12- تنقيح المقال، ج 3، ص 82.
13- الفصول المهمه، صص 126 يا 135.
14- نزهةالمجالس، ج 2، صص 184 يا 194.
15- ارشادالمفيد، ج 1، ص 355.
16- اعلامالورى، ص 203.
17- المستجاد، ص 140.
18- العمده، ص 30.
19- تفسير قمى، ج 1، ص 128.
20- نورالثقلين، ج 1، ص 348.
21- البرهان، ج 1، صص 328- 329.
22- اربعين هروى، ص 68.
23- مطالب السؤل، ص 45.
24- الشجره، ص 6.
25- اولاد الامام على، ص 46.
26- مشارقالانوار، ص 132.
سقط محسن با ذكر سبب
1- اثبات الوصيه، ص 143.
2- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
3- بهجالصباغه، ج 5، ص 15.
4- بيتالاحزان، ص 124.
5- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
6- شرح نهجالبلاغه، ج 2 ص 60; ج 14، ص 193.
7- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
8- المنتخب طريحى، صص 136- 293.
9- ارجوزة العاملى، صص 13، 14.
10- تراجم اعلامالنساء، ج 2، صص 316- 317.
11- الانوار القدسيه، صص 42، 44.
12- فرائد السمطين، ج 2، صص 34، 35.
13- امالى صدوق، صص 99، 100.
14- ارشادالقلوب، ص 295.
15- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 188، 193.
16- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
17- فضائل ابن شاذان، صص 8- 12.
18- غايةالمرام، ص 48.
19- المحتضر، ص 109.
20- اقبال الاعمال، ص 625.
21- دلائل الامامه، صص 26- 27، 45.
22- مهجالدعوات، صص 257- 258.
23- مصباح كفعمى، صص 522، 553- 554.
24- مسند الامام الرضا، ج 2، ص 65.
25- الامامة ابنسعد جزايرى (خطى)، ص 81.
26- ضياءالعالمين، ج 2، ق 2، صص 62- 64.
27- الرسائل الاعتقاديه، ص 301; طريق الارشاد، صص 444، 446، 465.
28- الحدائق الناضره، ج 5، ص 180.
29- تشييد المطاعن، ج 1، صفحات زياد.
30- الصوارم الماضيه، ص 56.
31- روضات الجنات، ج 1، ص 358.
32- تلخيص الشافى، ج 3، صص 156- 157.
33- النقض، ص 298.
34- اللوامع الالهيه، ص 302.
35- مناظره الغروى والهروى، صص 47- 48.
36- نفحات اللاهوت، ص 130.
37- احقاقالحق، ج 2، ص 374.
38- سيرةالائمة الاثنى عشر، ج 3، ص 132.
39- الصراط المستقيم، ج 3، ص 12.
40- كامل بهايى، ص 309.
41- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 28.
42- اثبات الهداة، ج 2، صص 337- 338، 360، 370، 380، 381.
43- مناقب آلابىطالب، ج 3، ص 407.
44- بحارالانوار، ج 3، ص 393; ج 25، ص 373; ج 27، صص 37- 39، 209- 210، 264، 268، 270، 271 يا 281; 308، 323; ج 29، ص 192، ج 30، صص 294- 295، 348- 350; ج 39، صص 41- 42; ج 42، ص 91; ج 43، صص 170- 173; 197- 200; 233، 237، 22، 64; ج 82، ص 261; ج 83، ص 223; ج 97، صص 199- 200.
45- عوالمالعلوم، ج 11، صص 391- 392، 398، 400، 411، 414، 416، 41، 443، 504، 539.
46- المجدى فى انساب الطالبين، ص 12.
47- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
48- نوائبالدهور، صص 192، 194.
49- اختصاص، صص 184- 185، 343، 344.
50- كامل الزيارات، صص 326- 327، 332- 335.
51- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
52- كتاب سليم بن قيس، صص 585- 590.
53- الاحتجاج، صص 210- 216، 414.
54- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
55- كفاية الطالب، ص 413.
56- حديقة الشيعه، صص 265- 266.
57- معانىالاخبار، ص 205- 207.
58- الهدايةالكبرى، صص 179- 180، 408، 417.
59- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
60- البلدالامين، صص 551- 552.
61- علماليقين، صص 686- 688، 701.
62- روضةالمتقين، ج 5، ص 342.
63- تراجم اعلام النساء، ص 321.
64- نوادرالاخبار، ص 183.
65- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
66- البدء والتاريخ، ج 5، ص 20.
67- فاطمة بنت رسولاللَّه، ص 94.
68- التنبيه والرد على اهل الاهواء، صص 25- 26.
69- منتهى الآمال، ج 1، صص 201، 263.
70- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 35.
71- مقتل الحسين مقرم، ص 389.
72- ميزان الاعتدال، ج 1، ص 268.
73- لسانالميزان، ج 1، ص 268.
74- سير اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.
شهادت حضرت زهرا
1- مزار مفيد، ص 156.
2- مقنعه مفيد، ص 459.
3- البلدالامين، ص 198 يا 287.
4- بحارالانوار، ج 25، ص 373; ج 28، صص 62- 64، 73، 262، 268، 270; ج 29، ص 129; ج 43، صص 170، 197- 200; ج 53، ص 23; ج 97، صص 165- 200; ج 99، ص 220.
5- مصباحالزائر، صص 25- 26.
6- مصباحالمتهجد، ص 654.
7- اقبال الاعمال، صص 624- 625.
8- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 574.
9- تهذيب الاحكام، ج 6، ص 10.
10- ملاذ الاخيار، ج 9، ص 25.
11- الوافى، ج 14، صص 1370- 1371.
12- روضةالمتقين، ج 5، صص 342، 345.
13- جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، صص 261- 264.
14- مصباح كفعمى، ص 522.
15- كتاب سليم بن قيس، ج 2، صص 586- 590، 873، 907، 915.
16- كامل بهايى، ج 1، ص 314.
17- عوالمالعلوم، ج 11، صص 260، 398، 404 400، 411، 504.
18- مرآةالعقول ج 5، صص 315- 320.
19- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
20- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 186، 193- 194.
21- حديقةالشيعه، صص 265- 266.
22- القاب الرسول و عترته، صص 39، 43.
23- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
24- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
25- فضائل ابنشاذان، ص 141.
26- دلائلالامامه، صص 26- 27، 45.
27- كامل الزيارت، صص 326- 327، 332- 335.
28- كنزالفوائد، ج 1، صص 149- 150.
29- روضات الجنات، ج 6، ص 182.
30- الاختصاص، صص 184- 185، 343.
31- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
32- كافى، ج 1، ص 458.
33- الرسائل الاعتقاديه، صص 301- 302.
34- التتمة فى تواريخ الائمه، صص 28، 35.
حال قضاوت با شما عزیزان آیا با این همه سند و مدرک از کتب شیعه و سنی باز هم می شود
منکر این شهادت مظلومانه شد و هر ساله در
ایام جانگداز فاطمیه این مصیبت کبری را فریاد نزد و به گوش جهانیان نرسانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گام سوم
سلام خدمت همه دوستانم من برای کمک به برادر خوبم محمد علی و اثبات حقانیت آل الله و بخصوص مادر سادات فاطمه زهرا سلام الله علیها با
اجازه آقای محمد علی مستنداتی برای اثبات این مهم در همینادامه این پست ارایه میدهم.
على ابنعباس: قال: قال رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله: لما عرج بى الى السما رايت على باب الجنه: لا اله الا اللَّه، محمد رسولاللَّه،
على حبيباللَّه، الحسن و الحسين صفوه اللَّه، فاطمه امه اللَّه، على مبغضيهم لعنه اللَّه. (1)
ابنعباس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل مىكند كه فرمودند: من در عالم معراج ديدم كه بر در بهشت نوشته شده بود: «معبودى
نيست جز خدا، محمد رسول خدا، على حبيب الهى، حسن و حسين برگزيده حق، فاطمه كنيز پروردگار و بر دشمنان آنان لعنت باد.»
اين حديث مىرساند كه مبغضين فاطمه مستحق لعنت خدا در دنيا و آخرتند.
1ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 74 ش 396.
آتش زدن در
1- سليم بن قيس، صص 585، 863- 868.
2- بحارالانوار، ج 22، صص 484- 485; ج 28، ص 269، 279- 299، 306- 309، 390، 411; ج 30، صص 348- 350 ج 31، ص 126; ج 43، ص 197; ج 95، صص 351- 354; ج 53، صص 14- 23.
3- عوالمالعلوم، ج 11، صص 400- 404، 441- 443.
4- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
5- اثبات الوصيه، ص 143.
6- الصراط المستقيم، ج 3، ص 13; شعر برقى (متوفاى 245 ق).
7- المنتخب طريحى، ص 161; شعر خليعى (متوفاى 750 ق).
8- الغدير، ج 6، ص 391، شعر علاءالدين حلّى (متوفاى قرن هشتم).
9- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
10- ارشاد القلوب، به نقل از بحارالانوار.
11- الغارات.
12- الشافى فى الامامه، ج 3، ص 241.
13- تلخيص الشافى، ج 3، ص 76.
14- الهداية الكبرى، صص 163، 179، 407، 408، 417.
15- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
16- نوائبالدهور، ص 192.
17- فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
18- خصائص الائمه، صص 47، 72.
19- مصباحالانوار.
20- الطرف، صص 29- 34.
21- المحتضر، صص 44- 55.
22- الانوار النعمانيه.
23- تجريد الاعتقاد، ص 402.
24- نهجالحق، صص 271، 272.
25- كشفالمراد، صص 402، 403.
26- اللوامع الالهية فى المباحث الكلامية، ص 302.
27- مفتاحالباب، ابنمخدوم، ص 199.
28- الامامه، ابنسعد جزايرى (خطى)، ص 81.
29- الرسائل الاعتقاديه، ص 444.
30- كشفالغطاء، ص 18.
31- تشييد المطاعن.
32- الصوارم الماضيه، ص 56.
33- مقتل الحسين مقرم، ص 389، به نقل از كاشفالغطاء.
زدن زهرا
1- امالى صدوق، صص 99- 101، 118.
2- اثبات الهداة، ج 1، صص 280، 281.
3- ارشادالقلوب، ص 295.
4- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
5- الفضائل ابنشاذان، صص 8- 11.
6- غايةالمرام، ص 48.
7- المحتضر، صص 44- 55، 109.
8- مناقب آل ابىطالب، ج 2، ص 209.
9- وفاة الصديقة الزهراء، صص 60، 78.
10- تفسير عياشى، ج 2، صص 307، 308.
11- البرهان فى تفسير القرآن، ج 2، ص 434.
12- كامل الزيارات، صص 332- 335.
13- الهداية الكبرى، صص 179، 407، 408، 417.
14- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
15- نوائبالدهور، ص 194.
16- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
17- الاختصاص، صص 184، 185.
18- المغنى، ج 20، ق 1، ص 335.
19- الشافى فى الامامه، ج 4، صص 110- 120.
20- الانوار النعمانية.
21- مصباحالانوار، (قرن ششم).
22- نوادر الاخبار، ص 183.
23- علماليقين، صص 686- 688.
24- المنتخب طريحى، صص 136، 137، 293.
25- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
26- سيرة ائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 132.
27- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
28- بهجالصباغه، ج 5، ص 15.
29- بيتالاحزان، ص 124.
30- الفرق بين الفرق، ص 148.
31- الخطط والآثار، ج 2، ص 346.
32- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
33- شرح نهجالبلاغه، ج 2، ص 60; ج 16، صص 235، 271،236.
34- اعلام النساء، ج 4، ص 124.
35- الصراط المستقيم، ج 3، ص 13.
36- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
37- ديوان مهيار، ج 2، صص 367- 368.
38- الرجوزة فى التاريخ النبى والائمه، صص 13، 14.
39- تراجم اعلام النساء، ج 2، صص 316- 317.
40- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
41- فرائد السمطين، ج 2، صص 34- 35.
42- سليم بن قيس، ج 2، صص 585، 586، 587، 674، 675، 907.
43- بحارالانوار، ج 28، صص 37- 39، 51، 62- 64، 261، 268- 270، پاورقى ص 271 يا 281، 297- 299، ج 43، صص 172، 173، 197- 200; ج 95، صص 351- 354; ج 30، صص 293- 295، 302، 303، 348- 350; ج 44; ص 149; ج 149; ج 53; صص 14- 23، 29- 192.
44- عوالمالعلوم، ج 11 صص 391، 392، 397، 400- 404، 413، 414، 416، 441- 443.
45- الاحتجاج، ج 1، صص 120- 126، 414.
46- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
47- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 60- 64.
48- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 189، 193، 194.
49- كامل بهايى، ج 1، صص 306، 312، 313.
شكستن پهلوى حضرت زهرا
1- فرائد السمطين، ج 2، صص 34- 35.
2- امالى صدوق، صص 99- 101.
3- ارشادالقلوب، ص 295.
4- اثباتالهداة، ج 1، صص 280- 281.
5- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
6- فضائل ابنشاذان، صص 8- 11.
7- مصباح كفعمى، صص 553.
8- البلدالامين، صص 551- 552.
9- علماليقين، ص 701.
10- رشحالبلاء، صص 553- 555.
11- الرسائل الاعتقاديه، ص 301.
12- طريق الارشاد، ص 465.
13- الصوارم الماضيه، ص 56.
14- اقبال الاعمال، ص 625.
15- بحارالانوار، ج 28، صص 37- 39، 261، 268- 270; ج 43، ص 172- 173; ج 82، ص 261، ج 97، صص 199- 200; ج 98، ص 44.
16- كتاب سليم بن قيس، صص 586- 594، 907.
17- عوالمالعلوم، ج 11، صص 391- 392، 400- 404.
18- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
19- الاحتجاج، ج 1، صص 210- 216.
20- جلاءالعيون، ج 1، صص 186- 188.
21- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 320.
22- ادب الطف، ج 4، ص 32، شعر على بن مقرب (متوفاى 629 ق); ج 5، ص 329، شعر صالح فتونى (متوفاى 1190 ق).
23- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
24- شيخ محمد على جبعى به نقل از خط شهيد به نقل از مصباح شيخ ابومنصور.
مجروح شدن چشم حضرت زهرا
1-سيرة الائمة الاثنى عشر، ج 1، ص 132.
2- الانوار القدسيه، صص 42- 44.
و منابع ديگر.
شهادت حضرت محسن فرزند حضرت زهرا
1- مسند احمد، ج 1، صص 98، 118.
2- البدء والتاريخ، ج 5، ص 75.
3- تاريخ دمشق، (ترجمة الامام الحسين)، ص 18.
4- السنن الكبرى، ج 6، ص 66; ج 11، ص 63.
5- الروضة الفيحاء، ص 252.
6- تذهيب تاريخ دمشق، ج 4، ص 204.
7- الادبالمفرد، ص 121.
8- اسدالغابه، ج 2، ص 18; ج 4، ص 308.
9- الاصابه، ج 3، ص 471.
10- الذرية الطاهره، صص 90، 97، 155.
11- الاستيعاب، ج 1، ص 369.
12- نهايةالارب، ج 18، ص 213; ج 20، صص 221، 223.
13- الرياض المستطابه، ص 293.
14- تاريخ الخميس، ج 1، صص 279، 418.
15- منتخب كنزالعمال، ج 5، ص 108.
16- مختصر تاريخ دمشق، ج 7، صص 7، 177.
17- المستدرك على الصحيحين، ج 3، صص 165- 166.
18- مجمعالزوائد، ج 8، ص 25- 52; ج 4، ص 59.
19- تلخيص المستدرك.
20- ذخائرالعقبى، صص 55، 116- 119.
21- انسابالاشراف، ج 3، ص 144.
22- التبيين فى انساب القرشين، صص 91- 92، 133، 192.
23- كفايةالطالب، ص 208.
24- تذكرةالخواص، صص 193، 322.
25- شرحالمواهب، ج 4، ص 339.
26- البداية والنهاية، ج 7، ص 332.
27- تاجالعروس، ج 3، ص 389.
28- كنزالعمال، ج 6، ص 221.
29- مناقب آل ابىطالب، ج 1، ص 16.
30- الكامل فى التاريخ، ج 3، ص 397.
31- تاريخ الامم والملوك، ج 5، ص 153.
32- دلائل النبوه، ج 3، ص 161.
33- البداية والنهاية، ج 3، ص 346; ج 7، ص 332.
34- الحدائق الوردية، ج 1، ص 52.
35- المواهب اللدنيه، ج 1، ص 198.
36- جمهرة نساب العرب، ص 16.
37- نزل الابرار، ص 34.
38- الرياض النضره، مج 2، ص 239.
39- ارشاد السارى، ج 6، ص 441.
40- البحر الزخار، ج 1، صص 208، 221.
41- اتحاف السائل، ص 33.
42- لباب الانساب، ج 1، ص 337.
43- الجوهرة فى نسب الامام على، ص 19.
44- تاريخ الهجرة النبويه، ص 58.
45- صفة الصفه، ج 2، ص 5 يا 9.
46- التحفة اللطيفه، ج 1، ص 19.
47- الرياض المستطابه، صص 292- 293.
48- نورالابصار، ص 147.
49- المختصر فى اخبار البشر، ج 1، ص 181.
50- المعارف، صص 143، 210- 211.
51- ينابيع المودة، ص 201.
52- عوالمالعلوم، ج 11، ص 539.
53- عيونالاثر، ج 2، ص 290.
54- حبيبالسير، ج 1، ص 463.
55- تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 213.
56- كشف الاستار، ج 2، ص 416.
57- موارد الظمان، ص 551.
58- ترجمة الامام الحسن، ص 34.
59- السيرة الحلبيه، ج 3، ص 292.
60- المعجمالكبير، ج 3، صص 29، 96- 97.
61- الاحسان فى تقريب صحيح ابنحبان، ج 15، ص 410.
ذكر محسن
منابع زير فقط نام محسن را بدون ذكر سقط يا عدم سقط او آوردهاند:
1- قاموس المحيط، ج 2، ص 55.
2- بحارالانوار، ج 43، صص 16- 17، 213، 238.
3- تاجالعروس، ج 3، ص 389.
4- لسانالعرب، ص 4، ص 393.
5- دلائلالنبوه، ج 3، ص 162.
6- عوالمالعلوم، ج 11، صص 69، 272، 480، 539.
7- جامعالاصول، ج 12، صص 9- 10.
8- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 2، 11.
9- ذخائرالعقبى، ص 55.
10- ارشاد السارى، ج 6، ص 141.
11- سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 119.
12- الاصابه، ج 3، ص 471.
13- الائمة الاثنى عشر، ص 58.
14- تذهيب الاسماء، ج 1، ص 349.
15- مقتل للحسين، ج 1، ص 83.
16- تاريخ الخميس، ج 1، صص 278- 279.
17- البداية والنهاية، ج 5، ص 293.
18- الثقات، ج 2، ص 204.
19- شرح بهجة المحافل، ج 2، ص 138.
20- مآثر الانافه، ج 1، ص 100.
21- نورالابصار، ص 103.
22- روضةالمناظر، ج 7، ص 195.
23- فاطمة بنت رسولالله، ص 93.
24- مناقب آل ابىطالب، ج 3، ص 132.
25- الهداية الكبرى، ص 176.
26- ازهار بستان الناظرين، ج 1، ص 263.
سقط محسن بدون ذكر سبب
1- كافى، ج 6، ص 18.
2- عوالمالعلوم، ج 11، ص 411.
3- بحارالانوار، ج 7، صص 328- 329; ج 10، ص 112، ج 12، صص 6- 7; ج 23، صص 130- 131، ج 42، ص 90، ج 43، ص 145، 195; ج 101، صص 112- 118.
4- خصال، ج 2، صص 434 يا 634.
5- عللالشرايع، ج 2، ص 464.
6- جلاءالعيون، ج 1، ص 222.
7- تاريخ اهل البيت، ص 93.
8- كشفالغمه، ج 2، ص 67.
9- اسعاف الراغبين، ص 86.
10- تاريخ الائمه، ص 16.
11- تاجالمواليد، صص 18، 23- 24.
12- تنقيح المقال، ج 3، ص 82.
13- الفصول المهمه، صص 126 يا 135.
14- نزهةالمجالس، ج 2، صص 184 يا 194.
15- ارشادالمفيد، ج 1، ص 355.
16- اعلامالورى، ص 203.
17- المستجاد، ص 140.
18- العمده، ص 30.
19- تفسير قمى، ج 1، ص 128.
20- نورالثقلين، ج 1، ص 348.
21- البرهان، ج 1، صص 328- 329.
22- اربعين هروى، ص 68.
23- مطالب السؤل، ص 45.
24- الشجره، ص 6.
25- اولاد الامام على، ص 46.
26- مشارقالانوار، ص 132.
سقط محسن با ذكر سبب
1- اثبات الوصيه، ص 143.
2- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
3- بهجالصباغه، ج 5، ص 15.
4- بيتالاحزان، ص 124.
5- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
6- شرح نهجالبلاغه، ج 2 ص 60; ج 14، ص 193.
7- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
8- المنتخب طريحى، صص 136- 293.
9- ارجوزة العاملى، صص 13، 14.
10- تراجم اعلامالنساء، ج 2، صص 316- 317.
11- الانوار القدسيه، صص 42، 44.
12- فرائد السمطين، ج 2، صص 34، 35.
13- امالى صدوق، صص 99، 100.
14- ارشادالقلوب، ص 295.
15- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 188، 193.
16- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
17- فضائل ابن شاذان، صص 8- 12.
18- غايةالمرام، ص 48.
19- المحتضر، ص 109.
20- اقبال الاعمال، ص 625.
21- دلائل الامامه، صص 26- 27، 45.
22- مهجالدعوات، صص 257- 258.
23- مصباح كفعمى، صص 522، 553- 554.
24- مسند الامام الرضا، ج 2، ص 65.
25- الامامة ابنسعد جزايرى (خطى)، ص 81.
26- ضياءالعالمين، ج 2، ق 2، صص 62- 64.
27- الرسائل الاعتقاديه، ص 301; طريق الارشاد، صص 444، 446، 465.
28- الحدائق الناضره، ج 5، ص 180.
29- تشييد المطاعن، ج 1، صفحات زياد.
30- الصوارم الماضيه، ص 56.
31- روضات الجنات، ج 1، ص 358.
32- تلخيص الشافى، ج 3، صص 156- 157.
33- النقض، ص 298.
34- اللوامع الالهيه، ص 302.
35- مناظره الغروى والهروى، صص 47- 48.
36- نفحات اللاهوت، ص 130.
37- احقاقالحق، ج 2، ص 374.
38- سيرةالائمة الاثنى عشر، ج 3، ص 132.
39- الصراط المستقيم، ج 3، ص 12.
40- كامل بهايى، ص 309.
41- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 28.
42- اثبات الهداة، ج 2، صص 337- 338، 360، 370، 380، 381.
43- مناقب آلابىطالب، ج 3، ص 407.
44- بحارالانوار، ج 3، ص 393; ج 25، ص 373; ج 27، صص 37- 39، 209- 210، 264، 268، 270، 271 يا 281; 308، 323; ج 29، ص 192، ج 30، صص 294- 295، 348- 350; ج 39، صص 41- 42; ج 42، ص 91; ج 43، صص 170- 173; 197- 200; 233، 237، 22، 64; ج 82، ص 261; ج 83، ص 223; ج 97، صص 199- 200.
45- عوالمالعلوم، ج 11، صص 391- 392، 398، 400، 411، 414، 416، 41، 443، 504، 539.
46- المجدى فى انساب الطالبين، ص 12.
47- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
48- نوائبالدهور، صص 192، 194.
49- اختصاص، صص 184- 185، 343، 344.
50- كامل الزيارات، صص 326- 327، 332- 335.
51- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
52- كتاب سليم بن قيس، صص 585- 590.
53- الاحتجاج، صص 210- 216، 414.
54- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
55- كفاية الطالب، ص 413.
56- حديقة الشيعه، صص 265- 266.
57- معانىالاخبار، ص 205- 207.
58- الهدايةالكبرى، صص 179- 180، 408، 417.
59- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
60- البلدالامين، صص 551- 552.
61- علماليقين، صص 686- 688، 701.
62- روضةالمتقين، ج 5، ص 342.
63- تراجم اعلام النساء، ص 321.
64- نوادرالاخبار، ص 183.
65- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
66- البدء والتاريخ، ج 5، ص 20.
67- فاطمة بنت رسولاللَّه، ص 94.
68- التنبيه والرد على اهل الاهواء، صص 25- 26.
69- منتهى الآمال، ج 1، صص 201، 263.
70- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 35.
71- مقتل الحسين مقرم، ص 389.
72- ميزان الاعتدال، ج 1، ص 268.
73- لسانالميزان، ج 1، ص 268.
74- سير اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.
شهادت حضرت زهرا
1- مزار مفيد، ص 156.
2- مقنعه مفيد، ص 459.
3- البلدالامين، ص 198 يا 287.
4- بحارالانوار، ج 25، ص 373; ج 28، صص 62- 64، 73، 262، 268، 270; ج 29، ص 129; ج 43، صص 170، 197- 200; ج 53، ص 23; ج 97، صص 165- 200; ج 99، ص 220.
5- مصباحالزائر، صص 25- 26.
6- مصباحالمتهجد، ص 654.
7- اقبال الاعمال، صص 624- 625.
8- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 574.
9- تهذيب الاحكام، ج 6، ص 10.
10- ملاذ الاخيار، ج 9، ص 25.
11- الوافى، ج 14، صص 1370- 1371.
12- روضةالمتقين، ج 5، صص 342، 345.
13- جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، صص 261- 264.
14- مصباح كفعمى، ص 522.
15- كتاب سليم بن قيس، ج 2، صص 586- 590، 873، 907، 915.
16- كامل بهايى، ج 1، ص 314.
17- عوالمالعلوم، ج 11، صص 260، 398، 404 400، 411، 504.
18- مرآةالعقول ج 5، صص 315- 320.
19- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
20- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 186، 193- 194.
21- حديقةالشيعه، صص 265- 266.
22- القاب الرسول و عترته، صص 39، 43.
23- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
24- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
25- فضائل ابنشاذان، ص 141.
26- دلائلالامامه، صص 26- 27، 45.
27- كامل الزيارت، صص 326- 327، 332- 335.
28- كنزالفوائد، ج 1، صص 149- 150.
29- روضات الجنات، ج 6، ص 182.
30- الاختصاص، صص 184- 185، 343.
31- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
32- كافى، ج 1، ص 458.
33- الرسائل الاعتقاديه، صص 301- 302.
34- التتمة فى تواريخ الائمه، صص 28، 35.
حال قضاوت با شما عزیزان آیا با این همه سند و مدرک از کتب شیعه و سنی باز هم می شود
منکر این شهادت مظلومانه شد و هر ساله در
ایام جانگداز فاطمیه این مصیبت کبری را فریاد نزد و به گوش جهانیان نرسانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم
خانه مادری ما همه بیت الزهراست
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد
مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
خانه مادری ما همه بیت الزهراست
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد
مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
به نام خدا
با سپاس فراوان از دوست گرامی parastoye-mohajer
به خاطر منابع جامع و تلاش قابل تحسین ایشان
در ادامه به چند سند و متن دیگر می پردازیم که در موضوعات مذکور روایت شده اند (از منابع اهل تسنن)
سند شماره 3 و 4)
فَغَضِبَتْ فاطِمَهُ بِنْتُ رَسُول اللهِ، فَهَجَرََتْ، ابابَكْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ. (1)
فاطمه بر ابوبكر غضبناك شد و با او قطع رابطه كرد و اين قطع رابطه و قهرِ وي تا وفاتش ادامه يافت.
سند شماره 5 و 6)
فَهَجَرَتْهُ فاطِمَهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتّي ماتَتْ. (2)
.
[در ماجراي غصب اموال] فاطمه با ابوبكر قطع رابطه كرد؛ پس با ابوبكر سخن نگفت تا از دنيا رفت.
سند شمارة 7)
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ في ذلِكَ. (3)
.
[در ماجراي مطالبة حقوق مالي، يعني: دادخواست استرداد ميراث، فيء فدك و مابقي خمس خيبر] فاطمه بر ابوبكر خشمگين و غضبناك شد.
سند شمارة 8)
فَغَضِبَتْ فاطِمَهَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تَزَلْ بِذلِكَ حَتّي تُوُفِّيَتْ. (4)
.
[در ماجراي دادخواست مالي از ابوبكر] فاطمه خشم گرفت و غضب كرد و ابوبكر را ترك نمود و اين قطع رابطه پيوسته ادامه داشت تا از دنيا رفت.
سند شمارة 9)
فَغَضِبَتْ وَ هَجَرَتْ ابابَكْرٍ حَتّي تُوُفِّيَتْ. (5)
.
[در ماجراي حقوق مالي و مطالبة آن، فاطمه(سلام الله علیها)] بر ابوبكر غضب نمود و با او قطع رابطه كرد تا از دنيا رفت.
سند شماره 10)
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ في ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّي تُوُفَّيَتْ. (6)
[در ماجراي غصب اموال] فاطمه بر ابوبكر غضب كرد و با او قطع رابطه نمود تا از دنيا رفت.
منابع :
1.صحيح بخاري، حديث شمارة 2862؛ [نقل مشابه:] مسند احمد بن حنبل، حديث شمارة 25.
2 . صحيح بخاري، حديث شمارة 6230؛ [نقل مشابه:] تاريخ المدينه (تأليف:ابن شُبه)، ج 1، ص 197.
3 . مسند احمدبن حنبل، حديث شماره 52.
4 . جامع الاصول (تأليف:ابن اثير)، ج 10، ص 386.
5 .تاريخ الاسلام (تأليف: ذهبي)، ص 21.
6 . تاريخ الخميس (تأليف: دياربكري)، ج 2، ص 173.
با سپاس فراوان از دوست گرامی parastoye-mohajer
به خاطر منابع جامع و تلاش قابل تحسین ایشان
در ادامه به چند سند و متن دیگر می پردازیم که در موضوعات مذکور روایت شده اند (از منابع اهل تسنن)
سند شماره 3 و 4)
فَغَضِبَتْ فاطِمَهُ بِنْتُ رَسُول اللهِ، فَهَجَرََتْ، ابابَكْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ. (1)
فاطمه بر ابوبكر غضبناك شد و با او قطع رابطه كرد و اين قطع رابطه و قهرِ وي تا وفاتش ادامه يافت.
سند شماره 5 و 6)
فَهَجَرَتْهُ فاطِمَهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتّي ماتَتْ. (2)
.
[در ماجراي غصب اموال] فاطمه با ابوبكر قطع رابطه كرد؛ پس با ابوبكر سخن نگفت تا از دنيا رفت.
سند شمارة 7)
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ في ذلِكَ. (3)
.
[در ماجراي مطالبة حقوق مالي، يعني: دادخواست استرداد ميراث، فيء فدك و مابقي خمس خيبر] فاطمه بر ابوبكر خشمگين و غضبناك شد.
سند شمارة 8)
فَغَضِبَتْ فاطِمَهَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تَزَلْ بِذلِكَ حَتّي تُوُفِّيَتْ. (4)
.
[در ماجراي دادخواست مالي از ابوبكر] فاطمه خشم گرفت و غضب كرد و ابوبكر را ترك نمود و اين قطع رابطه پيوسته ادامه داشت تا از دنيا رفت.
سند شمارة 9)
فَغَضِبَتْ وَ هَجَرَتْ ابابَكْرٍ حَتّي تُوُفِّيَتْ. (5)
.
[در ماجراي حقوق مالي و مطالبة آن، فاطمه(سلام الله علیها)] بر ابوبكر غضب نمود و با او قطع رابطه كرد تا از دنيا رفت.
سند شماره 10)
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ في ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّي تُوُفَّيَتْ. (6)
[در ماجراي غصب اموال] فاطمه بر ابوبكر غضب كرد و با او قطع رابطه نمود تا از دنيا رفت.
منابع :
1.صحيح بخاري، حديث شمارة 2862؛ [نقل مشابه:] مسند احمد بن حنبل، حديث شمارة 25.
2 . صحيح بخاري، حديث شمارة 6230؛ [نقل مشابه:] تاريخ المدينه (تأليف:ابن شُبه)، ج 1، ص 197.
3 . مسند احمدبن حنبل، حديث شماره 52.
4 . جامع الاصول (تأليف:ابن اثير)، ج 10، ص 386.
5 .تاريخ الاسلام (تأليف: ذهبي)، ص 21.
6 . تاريخ الخميس (تأليف: دياربكري)، ج 2، ص 173.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
سند شمارة 11)
.
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ في ذلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلَّمُهَ حتّي تُوُفِّيَتْ.
.
[در ماجراي غصب اموال] فاطمه بر ابوبكر [HIGHLIGHT=#ff0000] شد و با او قطع رابطه كرد و با او سخن نگفت تا از دنيا رفت.(1)
سند شمارة 12 و 13)
.
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ مِنْ ذلِكَ.
.
[ابوبكر از استرداد اموالِ غصب شده امتناع كرد] و بدين جهت، فاطمه بر ابوبكر خشمگين و غضبناك شد. (2)
سند شمارة14 و 15 و 16)
.
فَغَضِبَتْ فاطِمَهُ فَهَجَرَتْ ابابَكْرٍ تَزَلْ مُهاجِرَهُ لَهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
.
[در ماجراي حقوق ] فاطمه [HIGHLIGHT=#ffff00]غضب و ابوبكر را ترك نمود و اين قطع رابطه، پيوسته ادامه داشت تا از دنيا رفت. (3)
سند شمارة 17)
.
فَغَضِبَتْ فاطِمَهُ وَ هَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتّي ماتَتْ.
.
[در ماجراي غصب حقوق توسط ابوبكر] فاطمه [HIGHLIGHT=#ffc000]غضبناك و او را ترك كرد و با او سخن نگفت تا از دنيا رفت. (4)
تمامي اين گزارشها، از وقوع ترديدناپذيرِ خشمي شديد و غضبي دائمي سخن ميگفت
که تا پايان حيات حضرت زهرا(سلام الله علیها) لحظهاي خاموش نگرديد.
دستيابي به چنين گزارشهاي تكان دهندهاي، مرا در تفكّري عميق فرو بُرد و با نتايج جديدي مواجه نمود :
منابع :
1 . مشكل الاثار (تأليف:طحاوي)، ج 1، ص 47 – 48.
2 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300؛ [نقل مشابه:] صحيح ابن حبان، ج 11، ص 152 – 153.
3 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300؛ [نقل مشابه:] المصنف (تأليف:صنعاني)، ج 5، ص 472؛ مسند ابي عوانه، ج 4، ص 251.
4 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300.
.
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ في ذلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلَّمُهَ حتّي تُوُفِّيَتْ.
.
[در ماجراي غصب اموال] فاطمه بر ابوبكر [HIGHLIGHT=#ff0000] شد و با او قطع رابطه كرد و با او سخن نگفت تا از دنيا رفت.(1)
سند شمارة 12 و 13)
.
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ مِنْ ذلِكَ.
.
[ابوبكر از استرداد اموالِ غصب شده امتناع كرد] و بدين جهت، فاطمه بر ابوبكر خشمگين و غضبناك شد. (2)
سند شمارة14 و 15 و 16)
.
فَغَضِبَتْ فاطِمَهُ فَهَجَرَتْ ابابَكْرٍ تَزَلْ مُهاجِرَهُ لَهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
.
[در ماجراي حقوق ] فاطمه [HIGHLIGHT=#ffff00]غضب و ابوبكر را ترك نمود و اين قطع رابطه، پيوسته ادامه داشت تا از دنيا رفت. (3)
سند شمارة 17)
.
فَغَضِبَتْ فاطِمَهُ وَ هَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتّي ماتَتْ.
.
[در ماجراي غصب حقوق توسط ابوبكر] فاطمه [HIGHLIGHT=#ffc000]غضبناك و او را ترك كرد و با او سخن نگفت تا از دنيا رفت. (4)
تمامي اين گزارشها، از وقوع ترديدناپذيرِ خشمي شديد و غضبي دائمي سخن ميگفت
که تا پايان حيات حضرت زهرا(سلام الله علیها) لحظهاي خاموش نگرديد.
دستيابي به چنين گزارشهاي تكان دهندهاي، مرا در تفكّري عميق فرو بُرد و با نتايج جديدي مواجه نمود :
منابع :
1 . مشكل الاثار (تأليف:طحاوي)، ج 1، ص 47 – 48.
2 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300؛ [نقل مشابه:] صحيح ابن حبان، ج 11، ص 152 – 153.
3 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300؛ [نقل مشابه:] المصنف (تأليف:صنعاني)، ج 5، ص 472؛ مسند ابي عوانه، ج 4، ص 251.
4 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
* نتيجة اول
چند هفته پيش از درگذشتِ حضرت زهرا(سلام الله علیها)، اختلافاتي مهم در زمينة غصب حقوق مالي،
ميان آن حضرت(سلام الله علیها) و نظام حاكم، پديد آمد.
عُرْوَه بن زُبَيْر از عايشه نقل كرده است كه:
سند شمارة 1)
اِنَّ فاطِمَهَ بِنْتَ النّبِيِّ اَرْسَلَتْ اِلي ابي بَكْرٍ تَسْاَلُهُ ميراثَها مِنْ رَسولِ اللهِ مِمّا اَفاءَ اللهُ عَلَيْهِ بِالمَدينَهِ وَ فَدَكَ وَ ما بَقِيَ مِنْ خُمْسِ خَيْبَرَ.... فَاَبي ابوبَكْرٍ اَنْ يَدْفَعَ اِلي فاطِمَهَ مِنْها شَيْئاً.
همانا فاطمه دختر رسول خدا، فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود از رسول خدا را، از او طلب نمود.
اين مطالبه شامل: فَيء فدك و باقي ماندة خمس خيبر بود... اما ابوبكر از اين كه چيزي از اين اموال را به وي پس بدهد خودداري ورزيد. (1)
سند شمارة 2)
اِنَّ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ اَرْسَلَتْ اِلي ابي بَكْرٍ الصِّدّيقِ تَسْاَلَهُ ميراثَها مِنْ رَسُولِ اللهِ اَفاءَ اللهُ عَلَيْهِ بِالمَدينَهِ وَ فَدَكَ وَ ما بَقِيَ مِنْ خُمْسِ خَيْبَرَ.... فَاَبي ابوبَكْرٍ اَنْ يَدْفَعَ اِلي فاطِمَهَ مِنْها شَيْئاً.
همانا فاطمه دختر رسول خدا، فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود از رسول خدا را، طلب نمود.
اين مطالبه شامل: فَيء فدك و باقي ماندة خمس خيبر بود... اما ابوبكر از اين كه چيزي از اين اموال را به وي پس بدهد خودداري ورزيد. (2)
سند شمارة 3)
اِنَّ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ اَرْسَلَتْ اِلي ابي بَكْرٍ الصِّدّيقِ تَسْاَلَهُ ميراثَها مِنْ رَسُولِ اللهِ اَفاءَ اللهُ عَلَيْهِ بِالمَدينَهِ وَ فَدَكَ وَ ما بَقِيَ مِنْ خُمْسِ خَيْبَرَ.... فَاَبي ابوبَكْرٍ اَنْ يَدْفَعَ اِلي فاطِمَهَ مِنْها شَيْئاً.
همانا فاطمه دختر رسول خدا، فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود از رسول خدا را، طلب نمود.
اين مطالبه شامل: فَيء فدك و باقي ماندة خمس خيبر بود... [HIGHLIGHT=#ffff00]اما ابوبكر از اين كه چيزي از اين اموال را به وي پس بدهد خودداري ورزيد. (3)
سند شمارة 4)
وَ كانَتْ فاطِمَهُ تَسْاَلُ ابابَكْرٍ نَصيبَها مِمّا تَرَكَ رَسُولُ اللهِ مِنْ خَيْبَرَ وَ فَدَكَ وَ صَدَقَتِهِ بِالْمَدينَهِ فَاَبي ابوبَكْرٍ عَلَيها ذلِكَ.
فاطمه از ابوبكر خواست كه سهم وي از ميراث پيامبر (يعني: آنچه از سهم خيبر براي پيغمبر باقي مانده بود، فدك و صدقات مدينه) را به وي پس بدهد.
ولي ابوبكر از پس دادن اين اموال امتناع ورزيد. (4)
سند شمارة 5)
وَ كانَتْ فاطِمَهُ تَسْاَلُ ابابَكْرٍ نَصيبَها مِمّا تَرَكَ رَسُولُ اللهِ مِنْ خَيْبَرَ وَ فَدَكَ وَ صَدَقَتِهِ بِالْمَدينَهِ فَاَبي ابوبَكْرٍ عَلَيها ذلِكَ. (5)
فاطمه از ابوبكر خواست كه سهم وي از ميراث پيامبر (يعني: آنچه از سهم خيبر براي پيغمبر باقي مانده بود، فدك و صدقات مدينه) را به وي پس بدهد.
[HIGHLIGHT=#ffff00]ولي ابوبكر از پس دادن اين اموال امتناع ورزيد.
1 . صحيح بخاري، حديث شمارة 3913.
2 . مسند احمد، بن حنبل، حديث شمارة 52.
3 . صحيح مسلم، حديث شمارة 3304.
4 . صحيح بخاري، حديث شمارة 2862.
5 . مسند احمد بن حنبل، حديث شمارة 25.
چند هفته پيش از درگذشتِ حضرت زهرا(سلام الله علیها)، اختلافاتي مهم در زمينة غصب حقوق مالي،
ميان آن حضرت(سلام الله علیها) و نظام حاكم، پديد آمد.
عُرْوَه بن زُبَيْر از عايشه نقل كرده است كه:
سند شمارة 1)
اِنَّ فاطِمَهَ بِنْتَ النّبِيِّ اَرْسَلَتْ اِلي ابي بَكْرٍ تَسْاَلُهُ ميراثَها مِنْ رَسولِ اللهِ مِمّا اَفاءَ اللهُ عَلَيْهِ بِالمَدينَهِ وَ فَدَكَ وَ ما بَقِيَ مِنْ خُمْسِ خَيْبَرَ.... فَاَبي ابوبَكْرٍ اَنْ يَدْفَعَ اِلي فاطِمَهَ مِنْها شَيْئاً.
همانا فاطمه دختر رسول خدا، فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود از رسول خدا را، از او طلب نمود.
اين مطالبه شامل: فَيء فدك و باقي ماندة خمس خيبر بود... اما ابوبكر از اين كه چيزي از اين اموال را به وي پس بدهد خودداري ورزيد. (1)
سند شمارة 2)
اِنَّ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ اَرْسَلَتْ اِلي ابي بَكْرٍ الصِّدّيقِ تَسْاَلَهُ ميراثَها مِنْ رَسُولِ اللهِ اَفاءَ اللهُ عَلَيْهِ بِالمَدينَهِ وَ فَدَكَ وَ ما بَقِيَ مِنْ خُمْسِ خَيْبَرَ.... فَاَبي ابوبَكْرٍ اَنْ يَدْفَعَ اِلي فاطِمَهَ مِنْها شَيْئاً.
همانا فاطمه دختر رسول خدا، فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود از رسول خدا را، طلب نمود.
اين مطالبه شامل: فَيء فدك و باقي ماندة خمس خيبر بود... اما ابوبكر از اين كه چيزي از اين اموال را به وي پس بدهد خودداري ورزيد. (2)
سند شمارة 3)
اِنَّ بِنْتَ رَسُولِ اللهِ اَرْسَلَتْ اِلي ابي بَكْرٍ الصِّدّيقِ تَسْاَلَهُ ميراثَها مِنْ رَسُولِ اللهِ اَفاءَ اللهُ عَلَيْهِ بِالمَدينَهِ وَ فَدَكَ وَ ما بَقِيَ مِنْ خُمْسِ خَيْبَرَ.... فَاَبي ابوبَكْرٍ اَنْ يَدْفَعَ اِلي فاطِمَهَ مِنْها شَيْئاً.
همانا فاطمه دختر رسول خدا، فردي را نزد ابوبكر فرستاد و ميراث خود از رسول خدا را، طلب نمود.
اين مطالبه شامل: فَيء فدك و باقي ماندة خمس خيبر بود... [HIGHLIGHT=#ffff00]اما ابوبكر از اين كه چيزي از اين اموال را به وي پس بدهد خودداري ورزيد. (3)
سند شمارة 4)
وَ كانَتْ فاطِمَهُ تَسْاَلُ ابابَكْرٍ نَصيبَها مِمّا تَرَكَ رَسُولُ اللهِ مِنْ خَيْبَرَ وَ فَدَكَ وَ صَدَقَتِهِ بِالْمَدينَهِ فَاَبي ابوبَكْرٍ عَلَيها ذلِكَ.
فاطمه از ابوبكر خواست كه سهم وي از ميراث پيامبر (يعني: آنچه از سهم خيبر براي پيغمبر باقي مانده بود، فدك و صدقات مدينه) را به وي پس بدهد.
ولي ابوبكر از پس دادن اين اموال امتناع ورزيد. (4)
سند شمارة 5)
وَ كانَتْ فاطِمَهُ تَسْاَلُ ابابَكْرٍ نَصيبَها مِمّا تَرَكَ رَسُولُ اللهِ مِنْ خَيْبَرَ وَ فَدَكَ وَ صَدَقَتِهِ بِالْمَدينَهِ فَاَبي ابوبَكْرٍ عَلَيها ذلِكَ. (5)
فاطمه از ابوبكر خواست كه سهم وي از ميراث پيامبر (يعني: آنچه از سهم خيبر براي پيغمبر باقي مانده بود، فدك و صدقات مدينه) را به وي پس بدهد.
[HIGHLIGHT=#ffff00]ولي ابوبكر از پس دادن اين اموال امتناع ورزيد.
1 . صحيح بخاري، حديث شمارة 3913.
2 . مسند احمد، بن حنبل، حديث شمارة 52.
3 . صحيح مسلم، حديث شمارة 3304.
4 . صحيح بخاري، حديث شمارة 2862.
5 . مسند احمد بن حنبل، حديث شمارة 25.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
*نتيجۀ دوم :
اين اختلافات، سرانجام به خشم و غضب حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر متصدّيان حكومتِ وقت منتهي گرديد
و اين خشمناكي و غضب ورزي، از لحظة پيدايشِ آن، تا پايان حيات آن حضرت(سلام الله علیها) استمرار و تداومي شبانهروزي يافت
و در طول چندين هفتة متوالي، بر زندگاني حضرت زهرا(سلام الله علیها) سايه افكند.
چنانچه در نقل صحيح بخاري (حديث شمارة6230) به ترتيب، دربارة موضعگيريهاي حضرت زهرا(سلام الله علیها) ميخوانيم:
مرحلة اوّل:
فَهَجَرَتْهُ فاطِمَهُ.
فاطمه با ابوبكر قطع رابطه كرد.
مرحلة دوم:
فَلَمْ تُكَلِّمْهُ.
لذا با او سخن نگفت.
مرحلة سوم:
حَتّي تُوَفِّيَتْ.
تا زنده بود، اين سخن نگفتن ادامه داشت.
توجّه
در اين نقل عبارت فَلَمْ تُكَلِّمْهُ پس از عبارت فَهَجَرَتْهُ آمده است.
[HIGHLIGHT=#ffff00]به سخن ديگر، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ نتيجه و محصول فَهَجَرَتْهُ ميباشد و به همين دليل، نميتوان عبارت فَلَمْ تُكَلِّمْهُ را به معناي «سكوتِ ناشي از قانع شدن» دانست.
اين اختلافات، سرانجام به خشم و غضب حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر متصدّيان حكومتِ وقت منتهي گرديد
و اين خشمناكي و غضب ورزي، از لحظة پيدايشِ آن، تا پايان حيات آن حضرت(سلام الله علیها) استمرار و تداومي شبانهروزي يافت
و در طول چندين هفتة متوالي، بر زندگاني حضرت زهرا(سلام الله علیها) سايه افكند.
چنانچه در نقل صحيح بخاري (حديث شمارة6230) به ترتيب، دربارة موضعگيريهاي حضرت زهرا(سلام الله علیها) ميخوانيم:
مرحلة اوّل:
فَهَجَرَتْهُ فاطِمَهُ.
فاطمه با ابوبكر قطع رابطه كرد.
مرحلة دوم:
فَلَمْ تُكَلِّمْهُ.
لذا با او سخن نگفت.
مرحلة سوم:
حَتّي تُوَفِّيَتْ.
تا زنده بود، اين سخن نگفتن ادامه داشت.
توجّه
در اين نقل عبارت فَلَمْ تُكَلِّمْهُ پس از عبارت فَهَجَرَتْهُ آمده است.
[HIGHLIGHT=#ffff00]به سخن ديگر، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ نتيجه و محصول فَهَجَرَتْهُ ميباشد و به همين دليل، نميتوان عبارت فَلَمْ تُكَلِّمْهُ را به معناي «سكوتِ ناشي از قانع شدن» دانست.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
Re: در پاسخ به شبکه ماهواره ای « المستقلّة »
همچنين در نقل صحيح بخاري (حديث شمارة3913) و به نقل صحيح مسلم (حديث شمارة3304) به ترتيب،
دربارة موضعگيريهاي حضرت زهرا(سلام الله علیها) ميخوانيم:
مرحلة اول:
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ.
فاطمه بر ابوبكر غضبناك شد.
مرحلة دوم:
فَهَجَرَتْهُ.
لذا با او قطع رابطه كرد.
مرحلة سوم:
َ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ.
لذا با او سخن نگفت.
مرحلة چهارم :
حَتّي تُوَفِّيَتْ.
اين سخن نگفتن استمرار داشت، تا از دنيا رفت.
توجه
در اين نقل، عبارت فَهَجَرَتْهُ پس از عبارت فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ قرار دارد.
به عبارت ديگر، فَهَجَرَتْهُ نتيجه و محصول فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ و فعل فَلَمْ تُكَلِّمْهُ
نتيجه و محصولِ دو فعل «غضب» و «قطع رابطه» ميباشد و همين دلايل، نميتوان آن را به «سكوت ناشي از قانع شدن» تفسير كرد.
جالبتر آن كه دو فعل فوق، يعني: «خشم و غضب بر ابوبكر» و «قطع رابطه با ابوبكر» كه فَلَمْ تُكَلِّمْهُ محصول
و نتيجة اين دو فعل ميباشد، در نصوص متعدّدي قابل مشاهده است:
سند شمارة 1)
فَغَضِبَتْ فاطِِمَهُ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تَزَلْ بِذلِكَ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
فاطمه بر ابوبكر غضب نمود و با او قطع رابطه كرد و تا زنده بود اين حالت استمرار داشت.
سند شمارة 2)
َ فَغَضِبَتْ وَ هَجَرَتْ ابابَكْرٍ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
[فاطمه] بر ابوبكر غضبت كرد و تا زنده بود با او قطع رابطه نمود و غضبش [بر ابوبكر] استمرار داشت.
سند شمارة 3)
فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
سند شمارة 4)
فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَهُ لَهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
تا [فاطمه] زنده بود، قطع رابطهاش با ابوبكر همواره ادامه داشت.
جمعبندي
با توجّه به نصوص متعدّدي كه از تحقّق دو فعل «خشم و غضب بر ابوبكر» و «قطع رابطه با ابوبكر» حكايت دارند،
اشتباه است كه فعل فَلَمْ تُكَلِّمْهُ كه با «فاء تفريع» و به دنبال فعلهاي فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ و فَهَجَرَتْهُ آمده است را
به «سكوت ناشي از قانع شدن» معنا نماييم.
[HIGHLIGHT=#ffff00]تذكر منظور از عبارت فَلَمْ تُكَلِّمْهُ، ترك هر نوعي از سخن گفتن است كه آن سخن، دليلي بر عدم اِعراض محسوب ميشود.
------------ پی نوشت --------------
1 . جامع الاصول (تأليف:ابن اثير)، ج 10، ص 386.
2 . تاريخ الاسلام، (تأليف: ذهبي)، ص 21.
3. تاريخ الخميس (تأليف: ديار بكري)، ج 2، ص 173.
4 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300.
دربارة موضعگيريهاي حضرت زهرا(سلام الله علیها) ميخوانيم:
مرحلة اول:
فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ.
فاطمه بر ابوبكر غضبناك شد.
مرحلة دوم:
فَهَجَرَتْهُ.
لذا با او قطع رابطه كرد.
مرحلة سوم:
َ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ.
لذا با او سخن نگفت.
مرحلة چهارم :
حَتّي تُوَفِّيَتْ.
اين سخن نگفتن استمرار داشت، تا از دنيا رفت.
توجه
در اين نقل، عبارت فَهَجَرَتْهُ پس از عبارت فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ قرار دارد.
به عبارت ديگر، فَهَجَرَتْهُ نتيجه و محصول فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ و فعل فَلَمْ تُكَلِّمْهُ
نتيجه و محصولِ دو فعل «غضب» و «قطع رابطه» ميباشد و همين دلايل، نميتوان آن را به «سكوت ناشي از قانع شدن» تفسير كرد.
جالبتر آن كه دو فعل فوق، يعني: «خشم و غضب بر ابوبكر» و «قطع رابطه با ابوبكر» كه فَلَمْ تُكَلِّمْهُ محصول
و نتيجة اين دو فعل ميباشد، در نصوص متعدّدي قابل مشاهده است:
سند شمارة 1)
فَغَضِبَتْ فاطِِمَهُ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تَزَلْ بِذلِكَ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
فاطمه بر ابوبكر غضب نمود و با او قطع رابطه كرد و تا زنده بود اين حالت استمرار داشت.
سند شمارة 2)
َ فَغَضِبَتْ وَ هَجَرَتْ ابابَكْرٍ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
[فاطمه] بر ابوبكر غضبت كرد و تا زنده بود با او قطع رابطه نمود و غضبش [بر ابوبكر] استمرار داشت.
سند شمارة 3)
فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
سند شمارة 4)
فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَهُ لَهُ حَتّي تُوُفِّيَتْ.
تا [فاطمه] زنده بود، قطع رابطهاش با ابوبكر همواره ادامه داشت.
جمعبندي
با توجّه به نصوص متعدّدي كه از تحقّق دو فعل «خشم و غضب بر ابوبكر» و «قطع رابطه با ابوبكر» حكايت دارند،
اشتباه است كه فعل فَلَمْ تُكَلِّمْهُ كه با «فاء تفريع» و به دنبال فعلهاي فَوَجَدَتْ فاطِمَهُ عَلي ابي بَكْرٍ و فَهَجَرَتْهُ آمده است را
به «سكوت ناشي از قانع شدن» معنا نماييم.
[HIGHLIGHT=#ffff00]تذكر منظور از عبارت فَلَمْ تُكَلِّمْهُ، ترك هر نوعي از سخن گفتن است كه آن سخن، دليلي بر عدم اِعراض محسوب ميشود.
------------ پی نوشت --------------
1 . جامع الاصول (تأليف:ابن اثير)، ج 10، ص 386.
2 . تاريخ الاسلام، (تأليف: ذهبي)، ص 21.
3. تاريخ الخميس (تأليف: ديار بكري)، ج 2، ص 173.
4 . سنن بيهقي، ج 6، ص 300.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 1
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۷, ۹:۴۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 6 بار
tashakor az mohamad ali
salam man ali labbaf modire goroohe tarh va tahghighe fatemieh az nashre monir hastam.az tavajohe shoma be ketabam motshakeram.ghom hozeye elmie
سلام من علی لباف مدیر گروه طرح و تحقیق فاطمیه از نشر منیر هستم. از توجه شما به کتابم متشکرم. قم حوزه علمیه
لطفا فارسی تایپ فرمایید.
به فارسی برگردانده شد
Mohsen1001
سلام من علی لباف مدیر گروه طرح و تحقیق فاطمیه از نشر منیر هستم. از توجه شما به کتابم متشکرم. قم حوزه علمیه
لطفا فارسی تایپ فرمایید.
به فارسی برگردانده شد
Mohsen1001