"سلام خدا بر اهل قم، رحمت خدا بر اهل قم، خداوند شهرهايشان را با آب باران سيراب كند
و بركاتش را بر آنها نازل فرمايد. و بدي هاي آنان را به نيكي تبديل نمايد.
آنها اهل ركوع و سجده و خشوع و نماز و روزه اند.
آنها فقيه و دانشمند و اهل فهم هستند.
آنها اهل دين و ولايت و عبادت و اطاعت هستند،
صلوات و رحمت و بركات خداوند بر آنها باد".
................... زينه المجالس، از مجد الدين محمد حسيني مجدي.
«» عفان بصري مي گويد: امام صادق(ع) به من فرمود: "اَتَدًري لِمُ سْمِيُتْ قُمً":
"آيا مي داني كه قم را به چه سبب"قم" ناميده اند؟". گفتم: خدا و پيامبر و شما داناتر هسيتد. فرمود: "انما سميت قم ، لان اهلها يجتمعون مع قائم آل محمد - صلوات الله عليه-
و يقومون معه ، و يستقيمون عليه و ينصرونه ":
"از اين جهت قم ناميده شد كه اهل آن در اطراف قائم آل محمد ـ عجل الله تعالي فرجه ـ گرد مي آيند
و در ركاب او قيام مي كنند، او را ياري مي كنند و در ياري او استقامت مي ورزند".
.................
مجالس المؤمنين: ج 1ص 83 و بحار: ج 60ص 228.
"خاك قم مقدس است و اهل قم از ما هستند و ما نيز از آنها هستيم، هيچ ستمگري اراده بدي به آنها نمي كند جز اين كه عقوبتش جلو مي افتد.
مگر اين كه به برادران خود خيانت كنند، در اين صورت خداوند ستمگران بد سرشت را به آنها مسلط مي سازد.
آگاه باشيد كه اهل قم ياوران قائم ما، و دعوتگران حقِ ما هستند".
آنگاه سرش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت: "اَللهُمَ أَعْصِمْهُمْ مِنْ كُلِ فِتْنَهٍ، وَ نَجِهِمْ مِنْ كُلِ هَلْكَهٍ":
"بار خدايا! آنها را از هر فتنه اي نگهدار، و از هر خطري رهائي بخش". ]
......................
تاریخ قم ص 100، بحار: ج 60ص 216
"هنگامي كه بلا و مشقتي به شما رسيد بر شما باد"قم" كه آن پناه گاه فاطميان
و آسايشگاه مؤمنان است. به زودي زماني فرا مي رسد كه دوستان و دوستداران ما از ما كناره جوئي مي كنند
و از ما دور مي شوند، كه اين به مصلحت آنهاست، تا به عنوان ولايت ما شناخته نشوند،
تا بتوانند كه جان و مال خود را نگهداري كنند.هرگز احدي براي قم و اهل قم بدي نخواهد،
جز اين كه خداوند او را خوار ساز و از رحمت خويش دور نمايد".
..................
تاريخ قم ص 98 و بحار: ج 60ص214.
«» انس بن مالك مي گويد: روزي در محضر رسول اكرم(ص) نشسته بودم كه اميرمؤمنان علي(ع) وارد شد.
رسول اكرم او را به نزد خود طلبيد، او را به آغوش كشيد و از ميان ديدگانش بوسيد و فرمود:
"يا علي! خدواند ولايت ترا بر آسمان ها عرضه كرد، آسمان هفتم به آن سبقت جست، پس آن را با عرش زينت داد.
سپس آسمان چهارم سبقت نمود، پس آن را با بيت المعمور مزين فرمود.
سپس آسمان اول پيشي گرفت، پس آن را با ستارگان زينت داد.
سپس ولايت ترا بر زمين ها عرضه نمود، سرزمين مكه به آن سبقت كرد، پس آن را با كعبه گرامي داشت.
سپس مدينه سبقت نمود، پس آن را با من مزين ساخت.
آنگاه كوفه سبقت كرد، پس آن را با تو زينت داد.
"فرشته اي موكل بر قم است كه بالهاي خود را بر فراز آن مي گستراند. هيچ ستمگري اراده ستم به قم
نمي كند جز اينكه خداوند او را ذوب مي كند همانند ذوب شدن نمك در آب"
..........................
تاريخ قم: ص 94،
مستدرك وسائل: ج 10ص 204
و بحار: ج 60 ص 212.
"به زودي كوفه از علم خالي شود و علم از آن برچيده شود آن چنانكه مادر در لانه اش به خود مي پيچيد.
آنگاه علم در شهري به نام"قم" ظاهر مي شود و آنجا مركز دانش و فضيلت مي گردد.
تا جائي كه در روي زمين حتي يك نفر مستضعف و ناآگاه در دين باقي نمي ماند،
حتي بانوان پرده نشين، و اين در آستانه ظهور قائم ما خواهد بود.
در آن زمان خداوند قم و اهل قم را قائم مقام حجت قرار مي دهد، وگرنه روي زمين خالي از حجت مي شد
و زمين ساكنان خود را در كام خود فرو مي برد.در آن ايام علم از قم به همه كشورهاي شرق و غرب جهان سرازير مي گردد،
و حجت خدا بر مردم كامل مي شود، و ديگر در روي زمين احدي نمي ماند كه دين و دانش به او نرسيده باشد.
سپس قائم(ع) ظهور مي كند و موجب خشم غضب خداوند بر مردم مي شود،
زيرا خداوند از هيچ بنده اي انتقام نمي گيرد، جز هنگامي كه حجت خداوند را انكار كنند"
.......................
تاريخ قم ص 98 و بحار: ج 60ص 217
در مورد سالم ترين مكانهاي به هنگام نزول فتنه ها و پديد آمدن شمشيرها پرسيدند، فرمود: آن زمان سالم ترين مكانها جبل است، چون خراسان مضطرب شد و ميان اهل گرگان و
مازندان جنگ رخ داد و سجستان ويران گرديد، سالم ترين مكانها در آن ايام فصبه"قم" است.
"و آن شهري است كه از آن بيرون مي آيد ياوران بهترين مردم از جهت پدر، مادر، جد، جده، عم و عمه، و آن
همان شهري است كه"زهرا" ناميده مي شود، و در آن جاي پاي جبرئيل هست".
سپس فرمود: "و از آن آبي بيرون آمده كه هر كس از آن آب بخورد از بيماري در امان باشد، و آن همان آبي
است كه صورت پرنده ـ توسط حضرت عيسي ـ از آن ساخته شد، و حضرت رضا(ع) با آن غسل مي كند".
سپس اضافه كرد: "قوچ حضرت ابراهيم، عصاي حضرت موسي و انگشتريِ حضرت سليمان از همان نقطه بيرون مي آيد".(372)
...............
علل الشرائع ص 572،
بحار: ج 18ص 407 و 60 ص 207 و 63 ص 238.