پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) --> ادله خاتميت
دلايل قرآني بر جهاني بودن اسلام
بهترين دليل و معتبرترين مدرک براي اثبات اينگونه مطالب، قرآن کريم است. و کسي که يک مرور اجمالي بر اين کتاب الهي بکند با کمال روشني درخواهد يافت که دعوت آن، عمومي و همگاني است و اختصاص به قوم و اهل نژاد و زبان معيني ندارد.از جمله، درآيات زيادي همه مردم را بعنوان «يا ايها الناس» [1] و «يا بني آدم» [2]مورد خطاب، قرار داده و هدايت خود را شامل همه انسانها (الناس[3] و العالمين) [4]دانسته است.
در آيات فراواني رسالت پيامبر اکرم (ص) را براي همه مردم (الناس [5] و العالمين) [6] ثابت کرده، و در آيه اي شمول دعوت وي را نسبت به هر کسي که از آن، مطلع شود مورد تاکيد قرار داده است. [7]
سوي ديگر، پيرامون ساير اديان را بعنوان «اهل کتاب» مورد خطاب و عتاب قرارداده [8] و رسالت پيامبر اکرم (ص) را در مورد آنان تثبيت فرموده، و اساساً هدف از نزول قرآن کريم بر پيامبر اکرم (ص) راپيروزي اسلام بر ساير اديان، شمرده است. [9] .
با توجه به اين آيات، جاي هيچگونه شک و شبه اي درباره همگاني بودن دعوت قرآن کريم و جهاني بودن دين مقدس اسلام، باقي نمي ماند.
جاوداني بودن اسلام
آيات مزبور، همانگونه که با بکار گرفتن الفاظ عام (مانند بني آدم و الناس و العالمين) و با متوجه کردن خطاب به اقوام غير عرب و پيروان ساير اديان (مانند يا اهل الکتاب) عموميت و جهاني بودن اسلام را ثابت مي کند.
با اطلاق زماني، محدوديت و مقيد بودن آنرا به زمان معيني نفي مي کند و بويژه، تعبير «ليظهره علي الدين کله» (11) جاي هيچگونه شبهه اي باقي نمي گذارد.
مي توان به آيه (42) از سوره فصلت، استدلال کرد که مي فرمايد:
«و انه لکتاب عزيز لاياتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حکيم حميد» و دلالت دارد بر اينکه هيچگاه قرآن کريم، صحت و اعتبار خود را از دست نخواهد داد.
دلايل خاتميت پيامبر اسلام (ص) هرگونه توهمي را نسبت به امکان نسخ شدن اين دين الهي بوسيله پيامبر و شريعت ديگري، باطل مي سازد.
نيز روايات فراواني به اين مضمون، وارد شده است: «حلال محمد حلال الي يوم القيامه، و حرام حرام الي يوم القيامه». (12)
بر اينکه جاوداني بودن اسلام، مانند جهاني بودن آن، از ضروريات اين دين الهي و بي نياز از دليلي زائد بر دلايل حقانيت اسلام است.
توجه به جاوداني بودن دين اسلام، احتمال مبعوث شدن پيامبري که شريعت اسلام را نسخ کند نفي مي شود اما جاي چنين توهمي باقي مي ماند که پيامبر ديگري بيايد که مبلغ و مروج اسلام باشد، چنانکه بسياري از پيامبران پيشن چنين مسئوليتي را بعهده داشته اند خواه پيامبراني که معاصر پيامبر صاحب شريعت بوده اند مانند حضرت لوط (ع) که معاصر حضرت ابراهيم (ع) و تابع شريعت وي بود، و خواه پيامبراني که بعد از پيامبر صاحب شريعت، مبعوث مي شدند و از او تبعيت مي کردند مانند اکثر انبيا بني اسرائيل. از اين روي، بايد موضوع خاتميت پيامبر اسلام (ص) را جداگانه مورد بحث قرار دهيم تا جاي چنين توهمي نيز باقي نماند.
********************************
(1) رك ، بقره 21/ نساء، 174/ فاطر ، 15
(2) رك، اعراف 26، 27،28، 31، 35/ يس 60
(3) رك، بقره 185، 187/ آل عمران 138/ ابراهيم 1، 52/ جاثيه 20/ زمر ، 41/ نحل ،44/ كهف ،54/ حشر ،21
(4) رك، انعام ، 90/يوسف 100/ص، 87 / تكوير،27/ قلم ،52
(5) رك ، نساء ،79/ حج، 49/ سبا ، 28
(6) رك، انبياء 107/ فرقان، 1
(7) رك ، انعام ،19
(8) رك، آل عمران،65، 70، 71، 98،99 ،110/ مائده ،15، 19
(9) رك ، توبه 33/ فتح ،28/ صف، 9
(11) رك ، توبه 33/ فتح 28 / صف 9
(12) رك ، كافي، ج1، ص57،ج 2،ص17 / بحار،ج2، ص260/ ج24، ص288/ وسائل الشيعه 18،ص124

