قصيده ملا مهرعلى خويى در مدح امیرالمومنین على عليه السلام

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Administrator
Administrator
پست: 2244
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 10691 بار
سپاس‌های دریافتی: 5476 بار
تماس:

قصيده ملا مهرعلى خويى در مدح امیرالمومنین على عليه السلام

پست توسط Mohsen1001 »

1-ها على بشر كيف بشر ربه فيه تجلى و ظهر

2-علة الكون و لولاه لما كان للعالم عين و اثر

3-و له ابدع ما تعقله من عقول و نفوس و صور

4-فلك فى فلك فيه نجوم صدف فى صدف فيه درر

5-ما رمى رمية الا و كفى ما غزا غزوة الا و ظفر

6-اغمد السيف متى قابله كل من جرد سیفا

7-و شهر اسد الله اذا صال و صاح ابو الايتام اذا جاد و بر

8-حبه مبدء خلد و نعم بغضه منشاء نار و سقر

9-هو فى الكل امام الكل من ابو بكر و من كان عمر؟

10-ليس من اذنب يوما بامام كيف من اشرك دهرا و كفر؟

11-كل من مات و لم يعرفه موته موت حمار و بقر

12-خصمه ابغضه الله و لو حمد الله و اثنى و شكر

13-خله بشره الله و لو رب الخمر و غنى و فجر!

14-من له صاحبة كالزهراء او سيل كشبير و شبر

15-عنه ديوان علوم و حكم فيه طومار عظات و عبر

16-بو تراب و كنوز العالم عنده نحو سفال و مدر

17-و هو النور و اما الشركاء كظلام و دخان و شرر

18-ايها الخصم تذكر سندا متنه صح بنص و خبر

19-اذ اتى احمد فى خم غدير بعلى و على الرحل نبر

20-قال من كنت انا مولاه فعلى له مولا و مفر

21-قبل تعيين وصى و وزير هل ترى فات نبى و هجر؟

22-من اتى فيه نصوص بخصوص هل باجماع عوام ينكر؟

23-آية الله و هل يجحد من خصه الله بآى و سور؟

24-وده اوجب ما فى القران اوجب الله علينا و امر.

25-مدعى حب على و عداه مثل من انكر حقا و اقر.

ترجمه و معنى ابيات:

1-بدان كه على بشر است،اما چگونه بشرى است؟بشرى است كه آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشكار و نمايان شده است.

2-آنحضرت علت غائى آفرينش است كه اگر او نبود براى عالم واقعيت و اثرى نبود.(خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است)

3-و آنچه را كه تو از عالم عقول و نفوس و صور(عوالم سه گانه خلقت كه در طول هم قرار گرفته و عبارتند از عالم عقل و مثال و ماده) تعقل و انديشه كنى براى وجود او ابداع شده‏اند.

4-فلكى است در داخل فلكى و داراى ستارگان است و صدفى است در داخل صدفى و داراى گوهرهاى درخشانى است(آنحضرت محاط در اوصاف پيغمبر اكرم است و ائمه ديگر هم از وجود او پديد آمده‏اند) .

5-تيرى نينداخت جز اينكه آن تير براى هلاك دشمن كافى شد و بجنگى وارد نشد جز اينكه از آن پيروز در آمد.

6-تمام شمشير كشان موقع مقابله با او(براى اينكه عرض اندام نكنند از ترس وى) شمشير خود را غلاف ميكردند.

7-موقعيكه حمله ميكرد و صيحه ميزد شير خدا بود و در موقع بخشش و احسان پدر يتيمان بود.

8-محبت و دوستى آنحضرت سر چشمه بهشت و نعمتهاى بهشت است و دشمنى او منشاء آتش دوزخ و جهنم است.

9-او در تمام عالم پيشواى همه پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله است ابو بكر و عمر كيستند كه با او لاف برابرى زنند؟

10-كسى كه يكروز هم مرتكب گناه شود شايسته امامت نيست پس چگونه شايسته آنمقام باشد كسى كه يك عمر در شرك و كفر بوده است(امام بايد معصوم و منتخب از جانب خدا باشد) .

11-هر كسى كه مرد و او را نشناخت مرگ او مانند مرگ خر و گاو است(مانند زمان جاهليت مرده و اين سخن اشاره است‏بحديث من مات و لم يعرف امام زمانه....) .

12-دشمن آنحضرت مبغوض خدا است اگر چه خدا را ستايش كند و ثنا گويد و سپاسگزار باشد.

13-دوست و محب او را از خداوند مژده بهشت داده اگر چه شرب خمر كرده و آواز خوانده و مرتكب فجور باشد.(البته اين مطلب احتياج بتوضيح دارد و چنين نيست كه هر كسى بهواى دوستى آنحضرت هر گونه فسق و فجورى را مرتكب شود و بعد هم در انتظار بهشت‏باشد،دوستى بايد دو جانبه باشد كسى كه على عليه السلام را دوست دارد بايد ديد آيا آنجناب هم او را دوست دارد يا نه و مسلما على عليه السلام كسى را كه بر خلاف احكام خدا رفتار كند دوست نخواهد داشت‏بنا بر اين محب حقيقى آنحضرت مرتكب فسق و فجور نشود و اگر هم در اثر نادانى چنين اعمالى را انجام دهد خداوند توفيق توبه باو ميدهد و در نتيجه از كرده خود نادم و تائب گردد و خداوند غفور و رحيم نيز او را مورد آمرزش قرار دهد.)

14-جز على كيست كه زوجه‏اى چون زهرا عليها السلام يا فرزندانى مانند حسين عليهما السلام داشته باشد؟

15-ديوان علوم و حكمتها از آنحضرت است و طومار موعظه‏ها و پندها در نزد اوست.

16-آنجناب خاك نشين بود و(اعتنائى بدنيا نداشت‏بطوريكه) گنجهاى عالم(شمش‏هاى طلا) در نزد او بمنزله سفال و كلوخ بود.

17-و او نور خالص است و اما شركاى خلافت او مانند ظلمت و دود و شرر ميباشند.

18-ايكه مخالف امامت او هستى بياد آر،سند آن روايتى را(در غدير خم) كه متن آن بنابروايات و اخبار شما هم صحيح است.

19-موقعيكه در غدير خم پيغمبر صلى الله عليه و آله على را آورد بر جهاز شتران(عوض منبر) بالا رفت.-و فرمود من بر هر كس از نفس او اولى بتصرف هستم اين على بر او اولى بتصرف و پناهگاه است.

21-هيچ پيغمبرى را ديده‏اى كه پيش از تعيين وصى و جانشين وفات يابد و يا هجرت كند؟

22-كسى كه در شان او نص‏ها و روايات مخصوصى آمده باشد آيا ميتوان با اجماع مشتى عوام الناس منكر او شد؟

23-على عليه السلام آيت عظماى خدا است آيا انكار كرده ميشود كسى كه خداوند براى او آيه‏ها و سوره‏هائى اختصاص داده است؟

24-دوستى آنحضرت واجب‏ترين امرى است كه در قرآن آمده و خداوند او را بما واجب فرموده است.

25-كسيكه ادعاى دوستى آنحضرت و مخالفين او را دارد مانند كسى است كه حقى را انكار كند و هم بدان اقرار نمايد.

ملا مهرعلى خويى
ارسال پست

بازگشت به “شعر”