« بسم الله الرحمن الرحيم »
برهان فطرت
برهان فطرت، بُعد عملي ـ و نه علمي ـ وجود انسان را در مركز تحليل خود قرار مي دهد .
در برهان فطرت از استلزام بين احكام و قوانين عقل عملي نسبت به قضاياي عقل نظري استفاده نمي شود و همچنين در اين برهان تحليل نظري
احكام اخلاقي مورد نظر نيست.
براهين اخلاقي به دنبال آن هستند كه از طريق تحليل مسائل اخلاقي كه در حوزهي احكام عقل عملي است به اثبات وجود خداوند بپردازند
و ليكن در برهان فطرت نظر به آگاهيهايي كه در حوزه عقل و يا حكمت عملي قرار ميگيرند نيست، بلكه نظر مستقيماً متوجه بعد عملي
انسان، يعني متوجه گرايش بالفعلي است كه در متن واقعيت آدمي وجود دارد.
حكماي اسلامي به دليل اين كه براهين اخلاقي را ناكافي و غير تام يافته اند از آنها براي اثبات واجب
استفاده نكرده اند و ليكن برخي از آنها، از برهان فطرت استفاده كرده اند.
برهان فطرت در اثبات وجود خدا
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
استفادهي از تضايف در برهان فطرت
دو امر متضايف، دو واقعيتي هستند كه بين آنها ضرورت بالقياس برقرار است و وجود هر يك از آنها اعم از اين كه بالقوه يا بالفعل باشد با وجود بالقوه و يا بالفعل ديگري ملازم است، مانند : پدري و فرزندي و محبّ بودن و محبوب بودن، جاذب و مجذوب بودن.
برهان فطرت بخشي از واقعيت انسان را كه حقيقتي ذات اضافه و داراي دو طرف است مورد استفاده قرار مي دهد و
با توجه به تضايفي كه بين دو طرف حقايق اضافي برقرار است از تحقق يكي از دو طرف به تحقق طرف ديگر استدلال مي كند.
همانگونه که در نجوم از جاذبه ی موجود در قسمتی از فضا، پی به وجود ستاره ای در مرکز جاذبه می برند بدون آنکه بتوانند آن را رصد کنند.
در برهان فطرت نیز از این طریق به اثبات واقعيتي پرداخته مي شود كه محبوب مطلق آدميان بوده و اميد او را در هنگامي كه از همهي امور قطع اميد نموده است تأمين مي نمايد
اوصاف و حالاتي كه در برهان فطرت حد وسط قرار مي گيرند، اوصاف اضافي مختلفي مي توانند باشند، نظير محبّت و يا اميد.
دو امر متضايف، دو واقعيتي هستند كه بين آنها ضرورت بالقياس برقرار است و وجود هر يك از آنها اعم از اين كه بالقوه يا بالفعل باشد با وجود بالقوه و يا بالفعل ديگري ملازم است، مانند : پدري و فرزندي و محبّ بودن و محبوب بودن، جاذب و مجذوب بودن.
برهان فطرت بخشي از واقعيت انسان را كه حقيقتي ذات اضافه و داراي دو طرف است مورد استفاده قرار مي دهد و
با توجه به تضايفي كه بين دو طرف حقايق اضافي برقرار است از تحقق يكي از دو طرف به تحقق طرف ديگر استدلال مي كند.
همانگونه که در نجوم از جاذبه ی موجود در قسمتی از فضا، پی به وجود ستاره ای در مرکز جاذبه می برند بدون آنکه بتوانند آن را رصد کنند.
در برهان فطرت نیز از این طریق به اثبات واقعيتي پرداخته مي شود كه محبوب مطلق آدميان بوده و اميد او را در هنگامي كه از همهي امور قطع اميد نموده است تأمين مي نمايد
اوصاف و حالاتي كه در برهان فطرت حد وسط قرار مي گيرند، اوصاف اضافي مختلفي مي توانند باشند، نظير محبّت و يا اميد.
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)

-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
دو تقرير از برهان فطرت
1 . انسانی که در حال غرق شدن است و اميدي به استفاده از هيچ امر طبيعي و مادّي ندارد، مجالي براي تدبر و تفكر ندارد،
در متن واقعيت و وجود خود همچنان اميد به كمك را احساس می كند و اين اميد كه با دعا و درخواست او همراه است، يك حقيقت اضافي(دوطرفی) بوده
و ناگزير براي آن، طرف ديگري می باشد که مقید به هیچ قید و حد نبوده و حاجت امیدوار را اجابت می کند و آن حقیقت جز خداوند نمی تواند باشد.
2 . در تقریر دیگر به جای امید ، محبت که یک وصف وجودی است و بدون محبوب نمی تواند باشد، حد وسط قرار می گیرد ،
همانگونه که دل و جان آدمی یک واقعیت خارجی است آنچه که دل ، در گرو او و جان تشنه ی آن است نیز یک واقعیت است
و آدمی در جاذبه آن مجذوب است و این جاذبه ی عملی را بدون تردید ، جاذبی واقعی است ،
محبوب و مجذوب حقيقي انسان هيچ يك از كمالهاي دنيوي و بلكه هيچ يك از امور محدود و مقيّد نيست و
آدمي هرگز اموري را كه به دليل محدوديت ، در مراتب ديگري افول دارند دوست نمي دارد بلكه انسان دوستدار حقيقتی مطلق و نامحدود بوده که آن خداوند متعال است
1 . انسانی که در حال غرق شدن است و اميدي به استفاده از هيچ امر طبيعي و مادّي ندارد، مجالي براي تدبر و تفكر ندارد،
در متن واقعيت و وجود خود همچنان اميد به كمك را احساس می كند و اين اميد كه با دعا و درخواست او همراه است، يك حقيقت اضافي(دوطرفی) بوده
و ناگزير براي آن، طرف ديگري می باشد که مقید به هیچ قید و حد نبوده و حاجت امیدوار را اجابت می کند و آن حقیقت جز خداوند نمی تواند باشد.
2 . در تقریر دیگر به جای امید ، محبت که یک وصف وجودی است و بدون محبوب نمی تواند باشد، حد وسط قرار می گیرد ،
همانگونه که دل و جان آدمی یک واقعیت خارجی است آنچه که دل ، در گرو او و جان تشنه ی آن است نیز یک واقعیت است
و آدمی در جاذبه آن مجذوب است و این جاذبه ی عملی را بدون تردید ، جاذبی واقعی است ،
محبوب و مجذوب حقيقي انسان هيچ يك از كمالهاي دنيوي و بلكه هيچ يك از امور محدود و مقيّد نيست و
آدمي هرگز اموري را كه به دليل محدوديت ، در مراتب ديگري افول دارند دوست نمي دارد بلكه انسان دوستدار حقيقتی مطلق و نامحدود بوده که آن خداوند متعال است
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)

-
- پست: 509
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 747 بار
- سپاسهای دریافتی: 635 بار
صغراي برهان فطرت
برهان فطرت به هر صورت كه اقامه شود از جهت كبراي خود كه مبتني بر تضايف، بين دو طرف اميد و يا دو طرف محبت است تام است
و تمام دشواري آن، متوجه صغري است و استحكام برهان در گرو اثبات اين است كه آدمي نه آنگاه كه فكر مي كند و گمان مي برد،
بلكه در متن واقعيت خود، اميد به موجود مطلق ازلي داشته و يا محبّ اوست.
كشتي شكسته اي كه در شبي تاريك، گرفتار گردابي هايل است و موج خروشان دريا، هستي بيمناك او را فرا گرفته است،
هنگامي كه اميد خود را به حقيقتي بي نياز از هر سبب، متوجه مي كند، او را مي يابد؛ قبل از آن كه به مقدّمهي نخست برهان دست يابد،
به نتيجهي برهان كه همان خداوند سبحان است رسيده است،
زيرا معرفت او در آنهنگام معرفتي حصولي و مفهومي نيست، بلكه دانشي شهودي است.
.
او از دريچهي شهودِ نياز و احتياجي كه به حقيقت مطلق دارد به شهود آن حقيقت نايل شده و از همين مسير نيز اميد و رجاي خود را به دست آورده است.
يعني اوّل، حقيقت مطلق را به اندازه هستي خود، مشاهده كرده، آنگاه به وي اميدوار يا علاقه مند مي شود.
منبع:تبیین براهین اثبات وجود خدا
آیت الله جوادی آملی
با اندکی تصرف و
برهان فطرت به هر صورت كه اقامه شود از جهت كبراي خود كه مبتني بر تضايف، بين دو طرف اميد و يا دو طرف محبت است تام است
و تمام دشواري آن، متوجه صغري است و استحكام برهان در گرو اثبات اين است كه آدمي نه آنگاه كه فكر مي كند و گمان مي برد،
بلكه در متن واقعيت خود، اميد به موجود مطلق ازلي داشته و يا محبّ اوست.
كشتي شكسته اي كه در شبي تاريك، گرفتار گردابي هايل است و موج خروشان دريا، هستي بيمناك او را فرا گرفته است،
هنگامي كه اميد خود را به حقيقتي بي نياز از هر سبب، متوجه مي كند، او را مي يابد؛ قبل از آن كه به مقدّمهي نخست برهان دست يابد،
به نتيجهي برهان كه همان خداوند سبحان است رسيده است،
زيرا معرفت او در آنهنگام معرفتي حصولي و مفهومي نيست، بلكه دانشي شهودي است.
.
او از دريچهي شهودِ نياز و احتياجي كه به حقيقت مطلق دارد به شهود آن حقيقت نايل شده و از همين مسير نيز اميد و رجاي خود را به دست آورده است.
يعني اوّل، حقيقت مطلق را به اندازه هستي خود، مشاهده كرده، آنگاه به وي اميدوار يا علاقه مند مي شود.
منبع:تبیین براهین اثبات وجود خدا
آیت الله جوادی آملی
با اندکی تصرف و
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)