چرا نماز هام بی حال شده؟!!؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

چرا نماز هام بی حال شده؟!!؟

پست توسط سعید منتظر »

.
نمیدونم چرا نماز هام اصلا با حال نیست....
.
چه کــــــــــــنـــــــــم؟؟؟؟

خیلی شب ها بیدار هستم ولی هیچ میلی برای خوندن نماز شب ندارم....
.
پیش خودم میگم آخهچی میخوام یاد بگیرم از نماز؟؟؟
.
همون نماز واجب بسه....
.
نمیدونم چرا اینقدر بی میل شدم به عبادت...
.
فقط دوستان نگید گناه...نه این نیست...
/
منتظرم... :razz:
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

/
دوستان اگر خودتون هم تجربه هایی در این زمینه دارید بیان کنید با راه حل...

:) :razz:

البته همیشه اینطوری نیستم...بعضی وقت ها خیلی با هال میخونم...

نمیدونم چه مرگمه؟؟ :AA:
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

سلام
زياد حس توضيح دادن ندارم ولي دلم نيومد نگم شايد کمکي بهت کرد
رفيق شيرازي دارم که نماز شباش هميشه براه هست نمي دونم گفتم اينجا يا نه يه بار تو عباداتش رفتم پيشش بو عطر مي داد بهش گفتم عطر زدي گفت نه
خلاصه
اونم حس حال نداشت ولي خدا رو دوست داشت حس حالم زورکي گرفت اينقدر خوند تا خدا بهش حس حال داد يادمه رفتيم با ميناب کوه ساعتع 3 شب بعد کلي پياده روي برگشتيم من شيرجه زدم تو رختخاب(خونه دانشجوي داشتيم) طفلکي دوستپم رو پاش نمي تونس بند شه ولي نماز شب رو بدون هيچ هسي خوند! (ولي حالا حسه هست بدست اورده جنگيده! )
(شوق من به نماز بيشتره يا خاب خاب خدا دروغ مي گم نماز بيشتر ولي با تمام ريا کاري نماز شب رو مي خونم که .................) ما که توفيق نداريم بخونيم ولي........................
بي محتوا و بدون با علمي بود مي دونم ولي خدا رو چه ديدي شايد منظور و مفهوم و اون چيزي که تو کله ام بود نمي تونم خيلي قشنگ و با جمله بندي زيبا برات بنويسم رو بگيري .......
يا علي
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Iron
Iron
پست: 291
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
محل اقامت: همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس‌های ارسالی: 139 بار
سپاس‌های دریافتی: 424 بار

حس نماز

پست توسط yeganeh »

با سلام به همه دوستان


من در حدی نیستم که چیزی بگم ولی اینو میدونم و حتی برام پیش اومده ، مواقعی بوده که من حس و حال خوندن نماز واجب رو هم نداشتم


مثلا از کار یا از جایی به خونه رسیدم و رمقی برام نبوده ولی یه لحظه به فکر میرم تو این لحظه انگار شیطون رو میبینم یا حس میکنم که یه جوری


میخواد منو از نماز خوندن منصرف کنه ، تو همین لحظه است که باید تصمیم گرفت اگر یه لحظه کوچیک به شیطون فرصت بدیم همون لحظه بی حسی


می آد سراغمون ، اینو یادمون نره که در قران - سوره بقره آمده : « از صبر و نماز یاری بجویید. »
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

پست توسط 110 »

با سلام خدمت شما گراميان :razz:

بنده حقير نيز با اينکه ميدانم در حد پاسخگويي به اين پرسش مهم و با ارزش نيستم، با اين حال آنچه که ميدانم و يا فهميدم ، که انشاء الله صحيح باشد به عرض شما دوستان محترم ميرسانم .

در واقع اين مسئله اي که شما دوست عزيز مطرح نموديد نقطه ضعف اکثريت بشر است و جا دارد در رابطه اين مسئله کتابها نوشته شود ( اگر نباشد )
اما آنچه به ذهن حقير ميرسد سرمنشا اين مسئله و اين نمونه مسائل (( عدم معرفت و شناخت )) است .

حقيقتا اگر اين نقطه ضعف بر طرف شود نه تنها در عبادات کسالت به خرج نميدهيم بلکه مشتاقانه به سوي آن شتافته و سر از پا نميشناسيم .

وهمين شناخت و معرفت باعث ميشد که شيرينترين لحظه زنگاني اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام عبادت و برقراري ارتباط با پروردگار آفرينش و مناجات با او باشد چنانچه در بحار الانوار ج 43 ص 84 در حالات حضرت صديفه کبري فاطمه زهرا سلام الله عليها اينطور آمده : كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَوَرَّمَ قَدَمَاهَا ؛ حضرت فاطمه سلام الله عليها (دائما) اينگونه بودن که (در برابر ذات اقدس الهي) مي ايستادند تا جايي که دو قدم مبارک ايشان ورم ميکرد . وتاريخ بر اين نمونه داستانهاي به واقع تکان دهنده به کرات شهادت ميدهد.

پس همانا ما در ابتدا بايستي از از خداي متعال شناخت و معرفت را بطلبيم ، به راستي که اگر گام اول را برداشتيم به سرعت هر چه تمام تر ميتوانيم به درجات عاليه دست يابيم تا جايي که هرچه جز بندگي ذات اقدسش را پوچ و واهي دانيم و همانا نيل به اين مقام نياز به دستگيري آن ذوات مقدسه معصومين عليهم السلام و طلب توفيق از خداي عز و جل دارد .

و در حد توان مواظبت بر خواندن اين دعا داشته باشيم و به جديت از خدا بخواهيم . و آن دعا اين است :

[align=center]اَللَّهُمَّ عَرِّفْنى‏ نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى‏ نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ
خدايا خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را نشناسانى پيامبرت را نشناسم
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنى‏ رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى‏ رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ
خدايا رسولت را به من بشناسان كه اگر رسولت را نشناسانى حجتت را نشناسم
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنى‏ حُجَّتَكَ‏ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى‏ حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى‏
خدايا حجتت را به من بشناسان‏كه اگر نشناسانى از دين خود گمراه گردم‏ 

لازم به ذکر است که جناب حضرت امام جعفر بن محمد الصادق عليه الصلاة و السلام اين دعا را به يکي از ياران با وفاي خود به نام زراره تعليم داده وفرموده اند که در زمان غيبت و امتحان شيعه خوانده شود .

در پايان از خداي متعال خير دين و دنيا و آخرت براي خود و همه دوستان مسئلت دارم .
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

با تشکر از دوستان گل که منو تنها نگزاشتین/
.
دقیقا مشکل سر همین شناخت پروردگار هست...
.
اصلا درک نمیکنیم عبادت یعنی چه؟؟؟
.
از دوستان خواهش میکنم در ین مورد بیش تر توضیح بدن...
.
بی تکلف میگم:راه شناخت پروردگار یکتا چیست؟؟؟!
.
:razz:
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
Senior Member
Senior Member
پست: 151
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 53 بار
سپاس‌های دریافتی: 182 بار

پست توسط کاظم سبزواری »

سلام
1- سعی شود نمازهیتان رو با جماعت به جا آوردی تا آن کسلی که احساس می کنید برطرف شود
-2-آخر شب از خوردن آب زیاد صرف نظر کنید چون آب وقتی زیاد مینوشید در نماز صبح کسل هستید من اینت رو توی نوشته ای آقای بهجت خوندم
3- اگر معتاد اینترنت زیاد هستید مثل ما سعی شود ترکش کنید مخصوصا سایت اعتقادات :grin: سعی کنید شب ها آن نشوید

4-به اهل بیت متوسل بشید مثلا قبل از نماز متوسل به اهل بیت بشید یه سلامی بدید خدمت مولامون اباعبدلله
5- همینها دیگه فعلا
یا علی
:D :D
[External Link Removed for Guests]
New Member
New Member
پست: 3
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۰۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12 بار
تماس:

پست توسط molla652003 »

من پیشنهاد می کنم تفسیر نماز ( مخصوصا سوره ی حمد ) رو از زبان امام خمینی بخونید :

همون جلسه ی اول هم می تونه کفایت کنه :

[External Link Removed for Guests]
محمـــــــــــدرضا
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

پست توسط 110 »

با سلامي دوباره خدمت شما دوستان محترم :razz:

همانطور که عرض کردم نقطه ضعف اکثر ما آدميان همين عدم معرفت است ، دوست عزيز سوال کردند (( راه شناخت پروردگار يکتا چيست ؟ ))

من قصد اطاله سخن ندارم و ميخواهم آنچه به ذهن حقير ميرسد در مختصر عباراتي بگنجانم و از خدا طلب توفيق دارم .

در مقدمه بايد به دو نکته اشاره کنم :

اولا : بايستي به اين نکته مهم توجه داشته باشيم که ما انسانها داراي قابليتها و توانيهايي براي درک حقايق هستيم و خداي متعال اين تواناييها را در وجود ما به وديعه نهاده که اگر آنها را در محدوده اي که براي آن قرار داده شده به کار گيريم به نتيجه مطلوب و صحيح خواهيم رسيد و الا با مشت بر فولاد کوبيدن است و راه به جايي نخواهيم برد براي مثال با چشم محسوسات ديدني را ميتوان درک کرد نه معقولات را و با عقل معقولات را ميتوان درک کرد نه فوق معقول را، بر چيزي که محدود است ميتوان احاطه بصري يا عقلاني پيدا کرد و بر نا محدود نه تنها با چشم بلکه با عقل هم امکان احاطه نداريم .

ثانيا : شناخت خدا با شناخت ساير اشياء از مخلوقات متفاوت است چرا که بر مخلوقات امکان احاطه عقلي وجود دارد و تا حدي به کنه و ذات آنها پي ميتوان برد و لي بر کنه وجود خدا و حقيقت او نميتوان حتي مختصر شناختي پيدا کرد چرا که ما و امکانات شناختي ما محدود و خدا نامحدود ميباشد و هرگز محدود بر نامحدود نميتواند احاطه پيدا کند لذا هرگز نبايستي به فکر شناخت کنه ذات پروردگار باشيم چرا که از حيطه توانايي ما خارج و از دائره امکان بيرون است لذا بايستي به دنبال شناخت و معرفتي نسبت به خدا باشيم که امکان آن براي ما ميسر باشد و آن شناخت، همانطور که رئيس مذهب شيعه امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق عليه السلام در حديث مفصلي که به شاگردشان مفضل فرمودند : «معرفتي لازم است که موجب اقرار به خدا شود» يعني بدانيم که خدايي يکتا، عالم، قادر، حي و ... داريم و در پي درک حقيقت ذات او نباشيم چرا که نه مکلف به آن هستيم ونه قادر به چنين شناختي .

و اين مطالب در ضمن بيانات گهر بار امام جعفر صادق عليه السلام خطاب به مفضل آمده است، حضرت ميفرمايند :

يا مفضل ... وَ أَعْجَبُ مِنْهُمْ جَمِيعاً الْمُعَطِّلَةُ الَّذِينَ رَامُوا أَنْ يُدْرِكُوا بِالْحِسِّ مَا لَا يُدْرَكُ بِالْعَقْلِ فَلَمَّا أَعْوَزَهُمْ ذَلِكَ خَرَجُوا إِلَى الْجُحُودِ وَ التَّكْذِيبِ فَقَالُوا وَ لِمَ لَا يُدْرَكُ بِالْعَقْلِ قِيلَ لِأَنَّهُ فَوْقَ مَرْتَبَةِ الْعَقْلِ كَمَا لَا يُدْرِكُ الْبَصَرُ مَا هُوفَوْقَ مَرْتَبَتِهِ فَإِنَّكَ لَوْ رَأَيْتَ حَجَراً يَرْتَفِعُ فِي الْهَوَاءِ عَلِمْتَ أَنَّ رَامِياً رَمَى بِهِ فَلَيْسَ هَذَا الْعِلْمُ مِنْ قِبَلِ الْبَصَرِ بَلْ مِنْ قِبَلِ الْعَقْلِ لِأَنَّ الْعَقْلَ هُوَ الَّذِي يُمَيِّزُهُ فَيَعْلَمُ أَنَّ الْحَجَرَ لَا يَذْهَبُ عُلُوّاً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ أَ فَلَا تَرَى كَيْفَ وَقَفَ الْبَصَرُ عَلَى حَدِّهِ فَلَمْ يَتَجَاوَزْهُ فَكَذَلِكَ يَقِفُ الْعَقْلُ عَلَى حَدِّهِ مِنْ مَعْرِفَةِ الْخَالِقِ فَلَا يَعْدُوهُ وَ لَكِنْ يَعْقِلُهُ بِعَقْلٍ أَقَرَّ أَنَّ فِيهِ نَفْساً وَ لَمْ يُعَايِنْهَا وَ لَمْ يُدْرِكْهَا بِحَاسَّةٍ مِنَ الْحَوَاسِ‏

وَ عَلَى حَسَبِ هَذَا أَيْضاً نَقُولُ إِنَّ الْعَقْلَ يَعْرِفُ الْخَالِقَ مِنْ جِهَةٍ تُوجِبُ عَلَيْهِ الْإِقْرَارَ وَ لَا يَعْرِفُهُ بِمَا يُوجِبُ لَهُ الْإِحَاطَةَ بِصِفَتِهِ

فَإِنْ قَالُوا فَكَيْفَ يُكَلَّفُ الْعَبْدُ الضَّعِيفُ مَعْرِفَتَهُ بِالْعَقْلِ اللَّطِيفِ وَ لَا يُحِيطُ بِهِ قِيلَ لَهُمْ إِنَّمَا كُلِّفَ الْعِبَادُ مِنْ ذَلِكَ مَا فِي طَاقَتِهِمْ أَنْ يَبْلُغُوهُ وَ هُوَ أَنْ يُوقِنُوا بِهِ وَ يَقِفُوا عِنْدَ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَ لَمْ يُكَلَّفُوا الْإِحَاطَةَ بِصِفَتِهِ كَمَا أَنَّ الْمَلِكَ لَا يُكَلِّفُ رَعِيَّتَهُ أَنْ يَعْلَمُوا أَ طَوِيلٌ هُوَ أَمْ قَصِيرٌ وَ أَبْيَضُ هُوَ أَمْ أَسْمَرُ وَ إِنَّمَا يُكَلِّفُهُمُ الْإِذْعَانَ لِسُلْطَانِهِ وَ الِانْتِهَاءَ إِلَى أَمْرِهِ أَ لَا تَرَى أَنَّ رَجُلًا لَوْ أَتَى بَابَ الْمَلِكِ فَقَالَ اعْرِضْ عَلَيَّ نَفْسَكَ حَتَّى أَتَقَصَّى مَعْرِفَتَكَ وَ إِلَّا لَمْ أَسْمَعْ لَكَ كَانَ قَدْ أَحَلَّ نَفْسَهُ بِالْعُقُوبَةِ فَكَذَا الْقَائِلُ إِنَّهُ لَا يُقِرُّ بِالْخَالِقِ سُبْحَانَهُ حَتَّى يُحِيطَ بِكُنْهِهِ مُتَعَرِّضاً لِسَخَطِهِ

فَإِنْ قَالُوا أَ وَ لَيْسَ قَدْ نَصِفُهُ فَنَقُولُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ الْجَوَادُ الْكَرِيمُ قِيلَ لَهُمْ كُلُّ هَذِهِ صِفَاتُ إِقْرَارٍ وَ لَيْسَتْ صِفَاتِ إِحَاطَةٍ فَإِنَّا نَعْلَمُ أَنَّهُ حَكِيمٌ وَ لَا نَعْلَمُ بِكُنْهِ ذَلِكَ مِنْهُ وَ كَذَلِكَ‏ قَدِيرٌ وَ جَوَادٌ وَ سَائِرُ صِفَاتِهِ كَمَا قَدْ نَرَى السَّمَاءَ فَلَا نَدْرِي مَا جَوْهَرُهَا وَ نَرَى الْبَحْرَ وَ لَا نَدْرِي أَيْنَ مُنْتَهَاهُ بَلْ فَوْقَ هَذَا الْمِثَالِ بِمَا لَا نِهَايَةَ لَهُ وَ لِأَنَّ الْأَمْثَالَ كُلَّهَا تَقْصُرُ عَنْهُ وَ لَكِنَّهَا تَقُودُ الْعَقْلَ إِلَى مَعْرِفَتِهِ

فَإِنْ قَالُوا وَ لِمَ يُخْتَلَفُ فِيهِ قِيلَ لَهُمْ لِقِصَرِ الْأَوْهَامِ عَنْ مَدَى عَظَمَتِهِ وَ تَعَدِّيهَا أَقْدَارَهَا فِي طَلَبِ مَعْرِفَتِهِ وَ أَنَّهَا تَرُومُ الْإِحَاطَةَ بِهِ وَ هِيَ تَعْجِزُ عَنْ ذَلِكَ وَ مَا دُونَه ( توحيد مفضل صفحه 176، 177 و 178 )

اي مفضل ... و از همه عجيب‏تر، افراد معطلند كه مى‏خواهند به حسّ ادراك كنند چيزى را كه به عقل در نمى‏آيد و چون حق تعالى را به حواس ادراك نمى‏توان كرد انكار مى‏كنند و مى‏گويند كه چرا با عقل درک نميشود، در پاسخ گفته ميشود به اين جهت که ادراک آن بالاتر از مرتبه عقل است چنانچه ديده مرتبه از ادراك دارد و بالاتر از مرتبه خود ادراك نمى‏تواند كرد و بدون شرايط رويت نمى‏تواند ديد، هم چنين عقل بالاتر از مرتبه خود را ادراك نمى‏تواند كرد به درستى كه اگر سنگى ببينى در هوا بلند شده و معلق باشد مى‏دانى كه شخصى او را انداخته است و اين علم نه از راه ديده است بلكه عقل حكم مى‏كند كه سنگ به خودى خود بالا نمى‏رود، نمى‏بينى كه بصر در اينجا عاجز است و عقل حكم مى‏كند و هم چنين عقل در معرفت خالق حدّى دارد كه از آن نمى‏توان گذشت، و ليکن مى‏داند كه جايى دارد و آن را نديده است و به حاسه از حواس، ادراك آن نكرده است و حقيقت آن را نمى‏داند.

و بر اين منوال ميگوييم که همانا عقل ميشناسد خالقش را به اين معني که موجب اقرار به وجود آن ميشود و اين شناختي نيست که احاطه به کنه ذات و صفات او پيدا کند .

و اگر گويند كه: چگونه بنده ضعيف را مكلّف ساخته كه به عقل لطيف او را بشناسد و حال آن كه عقل او قاصر است از احاطه به او ؟
در پاسخ گفته شود که : معرفت خود را آن قدر به ايشان تكليف نموده كه در وسع ايشان هست و از عهده آن بر مى‏آيند و آن معرفت آن است كه يقين كند به وجود او و امر و نهى او را اطاعت نمايند، و تكليف نكرده است ايشان را كه او را به كنه ذات و صفات بشناسند. چنانچه پادشاه تكليف نمى‏كند رعيّت خود را كه بدانند كه او دراز است يا كوتاه، يا سفيد است يا سياه، بلكه ايشان را مكلّف مى‏سازد كه اذعان كنند به‏ پادشاهى او و قبول كنند فرمان او را. نمى‏بينى اگر مردى به در خانه پادشاه بيايد و بگويد كه خود را به من بنما كه خوب تو را بشناسم و گر نه طاعت تو را نمى‏كنم، هر آينه مستحق عقوبت پادشاه خواهد شد. هم چنين اگر كسى گويد كه: من اطاعت خالق نمى‏كنم تا او را به كنه بشناسم، هر آينه خود را در معرض سخط او در آورده خواهد بود.

اگر گويند كه : آيا اينطور نيست که ما او را وصف مى‏كنيم كه عزيز است و حكيم و جواد است و كريم؟
جواب گوئيم كه: اينها همه صفات اقرار است نه صفات احاطه، زيرا كه اذعان مى‏كنيم كه حكيم است و كنه حكمت او را نمى‏دانيم بلكه به وجهى تصور كرده‏ايم. و هم چنين «قدير» و «جواد» و ساير صفات كماليه او را اثبات مى‏كنيم اما آن صفات را به كنه ندانسته‏ايم چنانچه آسمان را مى‏بينيم و حكم به وجودش مى‏كنيم اما حقيقت و جوهرش را نمى‏دانيم و دريا را مى‏بينيم اما عمقش را و منتهايش را نمى‏دانم و امر او بالاتر است از اين مثال‏ها و مثل‏ها قاصر است از او و اما عقل را راهنمائى مى‏كند به سوى معرفت او.

اگر گويند كه: چرا مردم اختلاف كرده‏اند در ذات و صفات او؟
گوئيم: براى آن كه اوهام و عقول قاصراند از رسيدن به ساحت و جلالت و عظمت او، چون در طلب معرفت او از اندازه خود تجاوز كرده‏اند و مى‏خواهند احاطه به كنه او كنند حال آن كه عاجزند از ادراك امرى چند كه در خفا از او پست‏ترند، (لذا حيران‏ شده‏اند و هر يك به نادانى سخنى گفته‏اند)

.................

حقيقتا پس از خواندن اين کلمات دگر جايی براي سخن از جانب امثال بنده حقير باقي نميماند .

در نتيجه شناخت اجمالي خداي متعال که همان پي بردن و يقين به وجود او است ما را کفايت ميکند و البته همين علم به وجود قدسيش، خود درجات دارد که کار ما در همين قسمت است که تا ميتوانيم خود را بايست به او نزديک و نزديکتر و رتبه يقين خود را بالا و بالاتر ببريم و اصولا هدف از خلقت آفرينش همين است و شايد بتوان گفت نقطه تمايز آدميان در همين قسمت است پس فقط بايستي کوشيد که يقين خود را به ذا قدسيش بالا و بالاتر بريم.

حال احتمالا شما سوال خواهيد کرد (( چگونه ؟ )) پاسخ را از خود خداي متعال ميشنويم « خداي تبارک و تعالي در سوره حجر آيه 99 ميفرمايد : وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ، خدا را عبادت کن تا به يقين برسي ، پس همانا شاهراه وشايد تنها راه رسيدن به يقين نفس عبادت ذات جبروتيش است .

حال شايد به ذهن مبارک شما اين سوال خطور کند که : ((باز رسيديم به پله اول يعني همانعبادت، اصلا سوال اصلي ما اين بود که چگونه به عبادت اشتياق پيدا کنيم ، و شما گفتيد با رسيدن به معرفت و يقين طعم شيرين وحقيقي آن را خواهيم چشيد، حال گام اول را چگونه برداشته ، آيا همانطور که دوست عزيز فرمودند در ابتداي راه با تحمل مشقت و تکلف به عبادت بپردازيم به اميد آنکه در آينده شوق به آن پيدا کنيم يا مسئله شکل ديگري است ؟ )) در پاسخ ميگوييم خير، ما با ادني و پست ترين درجه از معرفت و شناخت ذات اقدسش ميتوانيم گام اول را در عبادت برداريم و کليد شروع آن را فشرده و به آن استمرار بخشيم البته نه با تلخي بلکه با شيريني و اشتياق در صورتي که حد اقل همان شناخت اجمالي باشد و لحاظ گردد .

ان شاء الله همين حد کفايت ميکند، اگر مطلبي مبهمي بود حتما بفرماييد که اگر در توانم بود بحث را بازتر مينمايم که انشاءالله بحث نيمه تمام نماند و ازدوستان عزيز پاسخگو نيز خواهشمندم مطالبي را که در ذهن مبارک دارند و سبب روشن شدن بيشتر مطلب ميشود از من و ساير دوستان دريغ ننموده که ان شاء الله بتوان به سرمنزل مقصود برسيم و من الله التوفيق .
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

.
ممنون از تمام دوستان

110 جان من احساس میکنم با توضیحات شما بتونم به جایی برسم..
.
فقط یک مشکلی...
.
شما خیلی از کلمات تخصصی استفاده میکنی...این اصطلاحات برای آدم بی سوادی مثل من دیر هضم هستن/
/
شما فکر کنید درید برای یک آدم بی سواد توضیح میدین(همین طور هم هست)
.
منتظر جواب های زیبای شما و سایر دوستان عزیز هستم... :razz:
/
یا حق
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”