آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر اموات گریسته اند ؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر اموات گریسته اند ؟

پست توسط MAHDIYAR »

[align=center]بسم الله الرحمن الرحیم  


گريه بر ميت ، سنت نبي اسلام ( صلّی الله علیه و آله )


گريه بر ميت ، بويژه شهيد، سنت پيامبر خدا(ص ) بوده است . ما دلايل خويش را از منابع مكتب خلفا در اينجا ذكر مي نماييم .

بر اين اساس بخارى در صحيح خود مى نويسد:

[align=center]رسول خدا(ص ) پيش از آنكه خبر شهادت زيد و جعفر و ابن رواحه منتشر شود،

به ماتم اين عزيزان نشست و فرمود: زيد پرچم را به دست گرفت . زيد كشته شد.

جعفر آن را برداشت . جعفر هم كشته شد.

ابن رواحه آن را به دست گرفت . ابن رواحه نيز كشته شد.

رسول خدا(ص ) اينها را مى گفت و سرشك از ديدگانش فرو مى چكيد. (1)
 




در شرح حال جعفر بن ابى طالب در كتابهاى استيعاب و اسد الغابه و اصابه و تاريخ طبرى و ديگر منابع مطلبى آمده كه فشرده آن به شرح زير است :

 هنگامى كه جعفر و يارانش به شهادت رسيدند،

رسول خدا(ص ) به خانه جعفر وارد شد و فرزندان او را طلبيد و آنها در كنار گرفت و بوييد و سرشك از ديدگانش روان شد.

اسماء، همسر او، چون چنان ديد، پرسيد: پدر و مادرم فدايت . چه پيش آمده كه گريه مى كنى ، آيا از جعفر و يارانش خبرى رسيده است ؟

رسول خدا فرمود: آرى . آنها امروز كشته شدند. اسماء مى گويد: برخاستم و صدا به نوحه و زارى بلند كرده و زنان را به گرد خود جمع كردم .

در همين هنگام هم فاطمه ، در حالى كه مى گريست و مى گفت اى واى عمويم ، از در وارد شد،

و رسول خدا(ص ) فرمود: بر كسى چون جعفر، بايد كه گريه كنندگان بگريند.
 


ادامه دارد . . .

-------------------------------------------------------------------------

1- صحيح بخارى ، كتاب فضائل اصحاب النبى ، باب مناقب خالد بن وليد، ج 2، ص 204.
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

گريه رسولخدا(ص ) در سوگ فرزندش

در صحيح بخارى از قول انس آمده است :

[align=center]ما به همراه پيغمبر خدا(ص ) به خانه ماريه رفتيم ... ابراهيم در حال جان دادن بود.

اشك در چشم رسول خدا(ص ) حلقه زد. عبدالرحمن بن عوف - رض - روبه پيغمبر كرد و پرسيد: تو هم اى رسول خدا؟

پيامبر پاسخ داد: اى فرزند عوف ، اشك ، رحمت خداست ، و آنگاه چنين ادامه داد: اشك فرو مى ريزد و دل مى سوزد،

ولى چيزى خلاف رضاى خدا بر زبان نمى آورم .

سپس خطاب به فرزندش ابراهيم گفت : ما به فراق تو اى ابراهيم سخت متاثر و اندوهگين هستيم . 


همچنين در سنن ابن ماجه آمده است كه آن حضرت خود را روى فرزندش ابراهيم انداخت و گريست . (2)



گريه رسول خدا(ص ) بر نوه خود

در صحيح بخارى آمده است كه يكى از دخترهاى پيامبر خدا(ص ) به حضرتش پيام فرستاد كه پسرم در حال مرگ است ، خودت را به ما برسان .

رسول خدا(ص ) به همراه سعد بن عباده و گروهى از اصحاب به خانه دخترش وارد شد.

كودك را در حالى كه جان به گلويش رسيده بود و نفس با صدا در نايش مى شكست به آغوش حضرتش دادند.

اشك از چشمهاى پيامبر خدا(ص ) سرازير شد.

سعد، كه اين حالت را ديد، گفت : اى رسول خدا اين چه حالت است ؟

آن حضرت فرمود: اين رحمت است كه خداوند در دل بندگانش قرار داده ، و خداوند بندگان نازك دل و مهربان خود را مورد رحمت و عطوفت خود قرار مى دهد. (3)


----------------------------------------------

2- صحيح بخارى ، كتاب الجنائز، باب قول النبى (ص ) انا بك لمحزونون ، ج 1، ص 158، صحيح مسلم ، كتاب الفضائل ، باب رحمه بالصبيان و العيال ، ح 62؛ سنن ابن ماجه ، كتابالجنائز، باب ما جاء فى النظر الى الميت ، ج 1، ص 473، ح 1475؛ طبقات ابن سعد، ج 1، ق 1، ص 88؛ مسند احمد ج 3، ص 193.

3- صحيح بخارى ، كتاب الجنائز، باب قول النبى يعذب الميت ببعض بكاء اهله عليه و كتاب المرضى ، باب عياده الصبيان ، ج 4، ص 13؛ صحيح مسلم ، كتاب الجنائز، باب البكاء على الميت ، ص ‍ 636، ح 11؛ سنن ابى داود، كتابالجنائز، باب البكاء على الميت ، ج 3، ص 193، ح 3125؛ سنن نسائى ، كتابالجنائز، باب الامر بالاحتساب و الصبر، ج 1، ص 246؛ مسند احمد، ج 2، ص 306 و ج 3، 83، 88، 89.
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

رسول خدا(ص ) مى خواهد بر حمزه گريه كنند

پس از جنگ احد، چون رسول خدا(ص ) از محله انصار صداى گريه و زارى آنان را بر شهيد ايشان شنيد، اشك بر چشمهايش حلقه زد و فرمود:

[align=center]اما حمزه كسى را ندارد كه بر او گريه كند، 

سخن رسول خدا به گوش سعد بن معاذ رسيد.
پس او كسى را به دنبال زنان بنى عبدالاشهل فرستاد و آنها را به خانه رسول خدا(ص ) برد.

ايشان بر در خانه پيغمبر به سوگ نشستند و به عزادارى پرداختند.

چون صداى نوحه و زارى آنها به گوش پيامبر رسيد، در حق ايشان دعاى خير كرد و باز گردانيدشان .

از آن تاريخ به بعد، هيچ زن انصارى بر مرده اى نگريست ، مگر اينكه نخست بر حمزه و شهادت وى گريست . (4)

همچنين گفتيم كه رسول خدا(ص ) بر سر مزار مادرش گريست و ديگران را هم به گريه انداخت . (5)



دستور رسول خدا(ص ) براى تهيه غذا براى مصيبت ديدگان

آنگاه كه خبر شهادت جعفر انتشار يافت ، پيامبر خدا(ص ) فرمود براى خانواده جعفر غذا تهيه كنيد كه آنها درگير عزاى خود هستند. (6)



تعيين مدت سوگوارى از جانب رسول خدا(ص )

اين خبر به تواتر از رسول خدا(ص ) نقل شده است كه آن حضرت مقرر داشت تا زن براى غير شوهرش به مدت سه روز، و

براى همسرش همان مدت را كه خداوند در قرآن (بقره / 224) مقرر فرموده (اربعه اشهر و عشرا، يعنى چهار ماه و ده روز)

به سوگ بنشينند. (7)



ادامه دارد . . .
-------------------------------------------------

4- شرح حال حمزه در طبقات ابن سعد، چاپ دار صادر بيروت 1377، و تفصيل بيشتر آن در مغازه ى واقدى ، ج 1، ص 315 - 317؛ امتاع الاسماع مقريزى ، ج ا، ص 163، مسند احمد، ج 2، ص ‍ 40؛ و تاريخ طبرى آمده است . ابن عبدالبر در استيعاب و ابن اثير در اسد الغابه آن را به اختصار و در شرح زندگانى حمزه آورده اند.
5- سنن نسائى ،؟ تاب الجنائز، باب زياره قبر المشرك ، ج 1، ص 267؛ سنن ابو داود، كتاب الجنائز، باب زياره القبور، ج 3، ص 218، ح 3234؛ سنن ابن ماجه ، كتاب الجنائز، باب ما جاء فى زياره قبور المشركين ، ج 1، ص 501، ح 1572.

6- سنن ابن ماجه ، كتاب الجنائز، بابا ما جاء فى العطعام يبعث الى اهل الميت ، ج 1، ص 514، ح 1610 و 1611؛ سنن ترمذى ، كتاب الجنائز، باب ما جاء فى العطعام يصنع لاهل الميت ، ج 4، ص 219 كه گفته است اين حديث حسن و صحيح است ؛ سنن ابو داود، كتاب الجنائز، باب صنعه الطعام لاهل الميت ، ج 3، ص 195، ح 3132؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 1، ص 205 و ج 6، ص 370.

7- صحيح بخارى ، كتاب الجنائز، باب حداد المراه على غير زوجها، ج 1، ص 154 و كتاب الطلاق ، بابا تحد امتوفى عنها زوجها اربعه اشهر و عشرا، ج 3، ص 189 و باب الكحل للحاده ، باب 68 و باب القسط للحاده عند الطهر و بابا تلبس الحاده ثياب العصب و باب و الذين يتوفون منكم و يذرون ازواجا، ج 3، ص 189 - 190؛ صحيح مسلم ، كتاب الطلاق ، باب وجوب الاحداد فى عده الوفات و تحريمه فى غير ذلك الا ثلاثه ايام ، ص 1124، 1125، 1126، 1127 و 1128، ح 1486، 147، 1490 و 1491؛ سنن ابو داود، كتاب الطلاق ، باب ، حداد المتوفى عنها زوجها، ج 2، ص 290، ح 2299 و باب فيما تجتنبه المعتده فى عدتها، ج 2، ص 291، ح 2302؛ سنن ترمذى ، كتاب الطلاق و اللعان ، باب ما جاء فى عده المتوفى عنها زوجها، ج 5، ص 171 - 174؛ سنن نسائى ، كتاب الطلاق ، باب عده المتوفى عنها زوجها و باب الاحداد و باب سقوط الاحداد عن الكتابيه المتوفى عنها زوجها و باب الخصاب للحاده ، سنن ابن ماجه ، كتاب الطلاق ، باب هل تحد المراه على غير زوجها، ج 1، ص 374، ح 2085 - 2087؛ سنن دارمى ، كتاب الطلاق ، باب احداد المراه على الزوج ، ج 2، ص 167؛ موطا مالك كتاب الطلاق ، 101 و 105؛ طبقات ابن سعد، ج 4، ق 1، ص 27 و 28 و ج 8، ص 70، مسند احمد، ج 5، ص 8 و ج 6، ص 37، 184 249، 281، 286، 287، 324، 325، 326، 369، 408، 426؛ مسند طيالسى ، ج 4، ص 1587، 1589 و 1591.
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

منشا اختلاف در گريستن بر ميت

ديديم كه رسول خدا(ص ) پيش و پس از مرگ ميت ، بويژه شهيد، بر او گريست و به گريستن بر شهيد فرمان داد.

همچنين آن حضرت ، خود، بر مزار مادرش گريست و ديگران را هم به گريه انداخت .

و نيز مقرر داشت تا براى خانواده ميت غذا تهيه كنند و براى سوگوارى زن براى غير شوهرش ، سه روز مدت تعيين كرد.

بنابر اين گريه بر ميت و اقامه سوگوارى براى او و تهيه و ساختن غذا براى خانواده مصيبت ديده ، از سنت پيامبر گرامى اسلام است .

پس منشا اين اختلاف كه بر ميت نبايد گريست از كجا ناشى شده است ؟

چون به صحيح بخارى و صحيح مسلم مراجعه كنيم ، مى بينيم كه حديث نهى از گريه بر ميت از سوى عمر روايت شده است .

در صحيح بخارى و مسلم از قول ابن عباس آمده است :

چون عمر بر اثر زخم ابولولوء از پاى در آمد، صهيب گريه كنان از راه رسيد و فرياد مى زد: اى واى برادرم اى واى رفيق و همدمم

عمر به او گفت : صهيب بر من گريه مى كنى ، در صورتى كه رسول خدا(ص ) گفته است : مرده به سبب گريه خانواده اش بر او رنج مى برد.

ابن عباس گفت : پس از مرگ عمر، من روايت او را با عايشه ، ام المومنين ، در ميان گذاشتم .

او(عايشه) گفت : خدا عمر را بيامرزد. به خدا سوگند كه پيغمبر نفرموده است كه مومن را خداوند به سبب گريه بستگانش بر او عذاب مى كند.

سپس عايشه به سخن خود چنين ادامه داد: شما به قرآن مراجعه كنيد، كه بهترين دليل است ، آنجا كه مى فرمايد: و لا تزر وازره وزر اخرى . (بار گناه كسى را، ديگرى بر دوش نمى كشد.)

ابن عباس گفت : بنابراين خداست كه مى خنداند و مى گرياند. (8)


همچنين در صحيح مسلم آمده است :

در نزد عايشه گفته شد كه فرزند عمر، به رسول خدا(ص ) نسبت داده كه آن حضرت فرموده است : مرده در گورش ، از گريستن خانواده اش بر او رنج مى برد،

عايشه گفت : او اشتباه كرده بلكه رسول خدا فرموده است : مرده درگير اشتباهات و گناهان خودش مى باشد، در حالى كه بستگانش بر او گريه مى كنند.


و در روايت پيش از آن آمده است :

سخن فرزند عمر را كه گفته بود مرده به سبب گريستن خانوده اش بر او رنج مى برد به عايشه گفتند.

او(عايشه) گفت : خدا فرزند عمر را بيامرزد. او چيزى شنيده ، ولى آن را درست به خاطر نسپرده است . قضيه از اين قرار بود كه روزى جنازه مردى يهودى را به

گورستان مى برند و خانواده اش در دنبال جنازه اش مى رفتند و مى گريستند.

رسول خدا كه شاهد اين واقعه بود، فرمود: شما گريه مى كنيد، در حالى كه او در عذاب است . (9)

امام نووى در شرح بر صحيح مسلم ، درباره روايتى كه از پيغمبر در مورد نهى از گريستن بر ميت آمده است مى نويسد:

اين روايتها، از جمله روايتهاى عمر بن خطاب و فرزندش عبدالله - رض - است كه مورد ايراد عايشه قرار گرفته و نسبت فراموشى و اشتباه به آنها داده و تاكيد كرده كه

پيغمبر خدا(ص ) چنين دستورى نداده است . (10)


از حديث زير نيز روشن مى شود كه منشا اين اختلاف ، اجتهاد عمر در نهى بر گريستن بر ميت بوده ، در برابر سنت پيغمبر كه فرمان گريستن بر ميت را داده است .


به اين حديث توجه كنيد:

كسى از خانواده پيغمبر(ص ) از دنيا رفت ، زنان جمع شدند و به گريستن پرداختند، عمر در مقام جلوگيرى از ايشان بر آمد،

ولى رسول خدا(ص ) به او فرمود: . (11)
و در صحيح بخارى آمده است كه عمر با كتك زدن با چوبدستى و سنگ پرانى و خاك و خاشاك پاشى بر سر كسانى كه بر مرده خويش مى گريستند، با آنان به مقابله برمى خاست . (12)

خود اين قبيل احاديث متعارض كه در كتابهاى صحيح مكتب خلفا آمده ، منشا اختلاف در گريستن بر ميت شده است ؛ و دور نيست كه اجتهاد عمر در منع از گريستن بر

ميت موجب پيدايش آن همه روايات متعارض شده باشد. چه غير از آنچه ما در اينجا آورديم ، احاديث ديگرى را نيز در تاييد اجتهاد عمر آورده اند كه در اينجا مجالى براى

بيان آنها نيست و همين اندازه كه ما آورديم براى درك و شناخت منشا اختلاف درباره گريستن بر ميت كفايت مى كند.

تا اينجا نمونه هايى از مسائل مورد اختلاف را درباره گريستن بر ميت ، كه منشا پيدايش آنها وجود احاديث متعارض بود، آورديم .


پايان
[align=left]منبع: معالم المدرستين علامه  
--------------------------------------------------------

8- صحيح بخارى ، كتاب الجنائز، باب قول النبى يعذب الميت ببكاء اهله عليه ، ج 1، ص 155 - 156؛ صحيح مسلم ، كتاب الجنائز، باب الميت يعذب ببكاء اهله عليه ، ص 461، ح 22.

9- صحيح مسلم ، كتاب الجنائز، باب الميت يعذب بيكاء اهله عليه ، ص 642- 643، ح 25 و 27 و نزديك به آن سخن ترمذى است در صحيحش ، كتاب الجنائز، بابا ما جاء فى الرخصه فى البكاء على الميت ، ج 4، ص 225، سنن ابو داود، كتاب الجنائز، ج 3، ص 194، ح 3129.

10- شرح نووى در حاشيه صحيح مسلم ، كتاب الجنائز، باب الميت يعذب ببكاء اهله عليه ، ج 6، ص ‍ 228.

11- سنن نسائى ، كتاب الجنائز، باب الرخصه فى البكاء على الميت ؛ سنن ابن ماجه ، كتاب الجنائز، باب ما جاء فى البكاء على الميت ، ص 505، ح 1587؛ مسند احمد، ج 2، ص 110، 273، 333، 408 و 444.

12- صحيح بخارى ، كتاب الجنائز، باب البكاء عند المريض ، ج 1، ص 185.
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
ارسال پست

بازگشت به “پیغمبر شناسی”