شگفتي هاي آفرينش ( توحيد مفضّل )

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.


[font=Times New Roman] « چگونگى آفرينش حيوانات »  

اينك در بدن چهار پايان بنگر كه مانند جسم انسان از گوشت و استخوان و رگ و عصب پديد آمده و به آنها نيز همانند انسان گوش و چشم داده شده

تا بتوانند نياز آدمى را برآورند.

ــ اگر كر و كور بودند انسان از آنها بهره مند نمى گشت . و با آنها نيازهايش رفع نمى شد.

ــ اما از فكر و ذهن و انديشه و عقل محروم شده اند تا در برابر كارهاى سختى كه گاه انسان از آنها مى كشد و بارهاى گرانى بر آنها مى نهد شانه

خالى نكنند و از انجام كار و بردن بار امتناع نورزند.


اگر كسى بگويد: گاه غلامان نيز در برابر اربابان ، خاضع و خوار و گوش به فرمان مى گردند و كار شديد انجام مى دهند در حالى كه از عقل و ذهن نيز

بهره دارند. پاسخ داده مى شود كه : اين گروه از مردم بسيار اندك اند. بيشتر مردم حاضر نيستند كه مانند چهار پايان بار ببرند و آسياب كنند و...

ــ همچنين اگر انسانها همانند حيوانها بدين امور بپردازند از اعمال ديگرشان باز مى مانند؛ زيرا در برابر يك شتر و استر بايد شمارى از مردم كار كنند

(تا شايد به اندازه او مفيد باشند.) و اين كار، گذشته از دشوارى ، خستگى و رنج فراوان جسمى سبب مى شود كه به فراگيرى حرفه هاى ديگر

نپردازند و از آنها محروم شوند.



.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « آفرينش حيوانات سه گانه »  

اى مفضل ! در آفرينش حكيمانه و مصالح اين حيوانات سه گانه ( انسان ، چهار پايان و مرغان ) تأمل و انديشه كن .

هر كدام را به گونه اى آفريده كه به مصلحت آنهاست .

از آنجا كه انسان هوش و انديشه دارد و مى تواند به كارهايى چون ساخت ، بازرگانى ، زرگرى ، خياطى و ديگر كارها بپردازد، براى او دستهايى بزرگ

و انگشتانى قوى و مناسب آفريده شده تا بتواند اشيا را بگيرد و به اين حرفه ها بپردازد.



.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « حكمتها و تدابير نهفته در حيوانات گوشتخوار »  

ــ چنين تقدير شد كه غذاى حيوانات گوشتخوار از شكار حيوانات باشد؛ از اين رو براى اين حيوانات دستها، پنجه ها و چنگالهايى سخت ، تيز و محكم

و مناسب براى شكار كردن آفريده شد. اين دست و پنجه و چنگال براى حرفه هاى انسانى مناسب نيستند.

ــ حيوانات علفخوار نيز از آنجا كه حكمت اقتضا كرده كه نه صنعت و حرفه اى ( همانند آنچه نام برديم ) داشته باشند و نه شكار كنند، براى برخى از آنها

سُمهايى آفريده شده كه از سختى و ناهموارى چراگاهها آزار نبينند و براى شمارى ( از اين علفخواران ) سمهايى گوى دار آفريده شده همانند گوى و

گودى پاى آدمى تا بر زمين منطبق گردد و براى سوارى و باربرى مناسب باشند.

ــ همچنين تأمل كن كه چگونه در گوشتخواران ، دندانهايى تيز، پنجه ها و چنگالهايى قوى و تيز و دهانهايى با فضاى گشاده و بزرگ آفريده شده است .

از آنجا كه تقدير و حكمت ، اقتضا نموده كه غذاى اين حيوانات از گوشت باشد، به گونه اى آفريده شده اند كه مناسب اين هدف باشد؛ در نتيجه اين حيوانات

با داشتن سلاح و ابزار مناسب شكار، يارى شده اند. پرندگان شكارى و درنده نيز داراى نوكها و چنگالهاى مناسب شكار هستند.

ــ در مقابل اگر به حيوانات وحشى و علفخوار چنگال داده مى شد در واقع چيزى براى آنان آفريده شده كه بدان محتاج نيستند؛ زيرا نه شكار مى كنند و

نه گوشت مى خورند.

ــ نيز اگر حيوانات درنده داراى سم بودند اين امر خلاف نيازهاى آنها در جهت شكار كردن و زندگى مناسب خود آنها بود.



 آيا نمى نگرى كه براى هر دسته از اين دو دسته چيزهايى آفريده شده
كه با آن صنف و طبقه مى سازد و مناسب و مايه بقا و مصلحت آن است .
 





.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « راز استقلال بچه هاى چهار پايان »  

اكنون به چهار پايان بنگر كه چگونه ( بلافاصله پس از تولد ) خود بر پا مى ايستند و در پى مادر خود مى روند و مانند بچه انسان نيستند كه به برداشتن ،

حمل كردن و تربيت و سرپرستى نيازمند باشند.

به خاطر آنكه مادران اين حيوانات همانند آدمى نيستند كه از دانش و توان رفق و سرپرستى بهره مند باشند و دستان و انگشتان مناسب اين كارها را ندارند

در نتيجه به اولادشان چنان قدرتى داده شده كه ( پس از تولد بى آنكه به حمل و سرپرستى مادر نيازمند باشند ) مستقلانه و خود به خود بر پاى ايستند.


همچنين ديده اى كه بسيارى از پرندگان ، مانند مرغ ، كبك ، تيهو و ماكو پس از آنكه از تخم بيرون مى آيند در پى دانه مى افتند، اما جوجه هاى ضعيف ؛

مانند: جوجه كبوتر، كبوتر كوهى و نوعى پرنده سرخ رنگ توان برخاستن ندارند. در مقابل در نهاد مادرانشان چنان مهر و شفقتى نهاده شده كه دانه ها را

در چينه دان خود جمع كرده بتدريج در دهانشان مى گذارند تا وقتى كه جوجه ها ( قوت يابند و ) مستقل شوند ( و خود بتوانند در پى غذا بگردند ) از اين

لحاظ مى بينى كه به كبوتر همانند مرغ ، جوجه هاى زياد داده نمى شود تا مادر بتواند جوجه ها را بزرگ كند و از بين نروند .

پس هر دو از تدبير و حكمت خداى لطيف و خبير بهره مندند.



.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « پاهاى حيوان و چگونگى حركت »  


به پاى حيوانات بنگر كه چگونه جفت جفت است تا براى راه رفتن مناسب باشد. اگر پاها فرد مى بود مناسب نبود؛ زيرا كسى كه راه مى رود

هنگامى كه پاهايش را ( براى حركت ) بر مى دارد، بر پاهاى ديگر تكيه مى كند، موجودى كه ( چون انسان ) دو پا دارد در اين وقت يك پا را

برمى دارد و بر پاى ديگر تكيه مى كند . حيوانى كه چهار پا دارد ، دو پا را بر مى دارد و بر دو پاى ديگر تكيه مى كند. ليكن اين برداشتها و گذاردنها

بر عكس است ( يعنى يك پا از جانبى و پاى ديگر از جانب ديگر ، يكى از پس و يكى از پيش ) و چنين نيست كه دو پاى جلو را بردارد و بر دو پاى

عقب تكيه كند؛ زيرا در اين حالت بر زمين ثابت نمى مانند چنانكه اگر دو پايه تخت و كرسى را بردارند بر زمين ايستادن نمى تواند . در نتيجه از دستها

(كه در جلو است )، دست راست و از پاها ، پاى چپ را بر مى دارد ، بار ديگر دست چپ و پاى راست و به همين ترتيب راه مى رود و بر زمين

مى ماند و در هنگام راه رفتن بر زمين نمى افتد.




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « راز انقياد برخى از حيوانات در برابر انسان »  


آيا « درازگوش » را نمى بينى با اينكه اسب را از كارهاى دشوار معاف و در رفاه مى بيند اما چگونه در آسياب كردن و بار بردن تسليم انسان است ؟

و « شتر » را نمى بينى كه با آن قدرتى كه چند مرد قوى از عهده اش بر نمى آيند چگونه در برابر طفلى خرد سر تسليم فرود مى آورد و منقاد مى شود؟

و « گاو نر » قدرتمند چگونه در برابر صاحبش مطيع و خاضع است تا يوغ را بر گردنش بگذارد و با گاو آهن شخم كند؟

و « اسب نجيب » چگونه خود را به انبوه شمشير و نيزه مى زند تا خواسته صاحبش را انجام دهد؟

و گله اى « گوسفند » را چگونه يك كس مى چراند ( و نگاهدارى مى كند )؟ اگر گوسفندان پراكنده مى گشتند و هر كدام به سويى مى رفتند

چگونه يك شخص به آنها مى رسيد؟


تمام حيوانات رام نيز اينگونه اند؟ آيا اين انقياد و اطاعت جز براى آن است كه عقل و درك و شعور ندارند ؟


 اگر آنها در كارها عقل و شعور و فهم داشتند از انقياد در برابر انسان و رفع نيازهاى او سر باز مى زدند.  

شتر از ساربان و راننده اش و گاه از صاحبش پيروى و اطاعت نمى كردند.

گوسفندان نيز در تحت فرمان شبان گرد هم نمى آمدند بلكه هر كدام به سويى مى رفتند.

حيوانات ديگر هم بدين ترتيب ( از انقياد در برابر انسان سر باز مى زدند. )




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.


[font=Times New Roman]  « راز عدم شعور و عقل در درندگان »  


همچنين اگر درندگان ، با عقل و هوش بودند و عليه مردم يكدست و هماهنگ مى گشتند هر آينه ( در اندك زمانى ) مردم را به عجز و ناتوانى

مى كشانيدند.
راستى اگر شيران ، ببران ، پلنگان و گرگان همه عليه مردم متحد و همدست مى گشتند؛ چه كسى ياراى رويارويى و مقابله

با آنان را داشت ؟


نمى بينى كه از اين امر باز داشته شدند و به جاى آنكه آدميان از قدرت آنها بهراسند آنها از جايگاههاى آدميان مى هراسند و كناره مى گيرند

و براى طلب روزى ( غالبا ) در شبها ظاهر مى شوند و از جايگاه خود بيرون مى آيند؟

آنها با تمام توان و قدرتى كه دارند از آدمى سخت در هراس و وحشتند و اگر نبود ( كه آنها بى عقل و انديشه و بدون درك آفريده شده اند ) هر آينه

بر آدميان بر مى جستند و در مساكنشان كار را بر ايشان دشوار مى گردانيدند.




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « سگ حيوان باوفا و مدافع انسان »  


در ميان اين درندگان ، « سگ » چنان آفريده شده كه به صاحبش مهر بورزد و از او دفاع و حمايت و نگاهدارى نمايد.

در شب تاريك بر ديوارها و بامها بالا رود تا خانه و صاحب خود را از شر دزدان ( و مزاحمان ) نگاهدارى كند.

مهر و دوستى سگ و علاقه اش به صاحب خود، گاه به درجه اى مى رسد كه براى حفاظت از جان و مال حيوانات صاحبش جانش را در خطر مرگ

مى افكند. سگ چنان با صاحبش انس و الفت دارد كه همراه او در برابر گرسنگى و تشنگى شكيبايى مى ورزد.


ــ راستى چرا در آفرينش سگ اين مهرورزى و مهربانى نهاده شده است ؟

ــ آيا جز براى آن است كه سگ نگاهبان آدمى باشد؟

براى آن ، نيشهاى برنده ، چنگالهاى درنده و صدايى هول انگيز و وحشت آورنده پديد آمده تا دزدى كه در قلمرو حفاظتى آن سگ طمع كرده

فرار را بر قرار ترجيح دهد و سگ از آن منطقه بخوبى حراست نمايد.




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « اسرار شكل صورت ، دهان و دم چهارپا »  


اى مفضل ! در چگونگى تركيب اعضاى صورت چهارپا بينديش . چشمانش در پيش نهاده شده تا مقابلش را نيك بنگرد، به ديواره اى نخورد و در چاله اى نيفتد.

شكاف دهانش در زير است و اگر شكاف دهانش همانند انسان در روى چانه مى بود نمى توانست كه از روى زمين چيزى بخورد، نمى بينى كه انسان با

دهانش چيزى بر نمى گيرد بلكه با دست در دهان مى گذارد؟ اين امر نشانه تكريم و بزرگداشت انسان در ميان ساير خورنده هاست .

از آنجا كه چهار پا دستى مناسب براى خوردن گياه و سبزه ندارد شكاف و بريدگى دهان در زير آفريده شده تا گياه را (براحتى ) به دهان گيرد و بخورد.

نيز پوزه هاى دراز بدانها داده شده كه گياه دور و نزديك را بخورند.




[font=Times New Roman]ــ در دم و حكمتها و فوايد آن بنگر : 

(1) در حكم پوششى است كه شرمگاههاى حيوان را مى پوشاند.

(2) در ميان دبر و شكم حيوان آلودگيهايى است كه مگسان و پشه ها بر روى آن گرد مى آيند. دم حيوان مانند پشه پرانى است كه مگسها و پشه ها

را با آن مى پراند.

(3) حيوان با حركت دادن دم به سمت چپ و راست استراحت مى كند و اين زمانى است كه بر چهار پا ايستاده و سنگينى بدن بر دو دست آن است

در نتيجه حيوان با حركت دادن دم احساس راحتى مى كند.


دم حيوان سودهاى فراوان ديگر نيز دارد كه انديشه انسان قادر به درك همه آنها نيست ولى گاه به وقت حاجت ، برخى از آنها معلوم مى گردد،

از جمله : گاه كه حيوان در گل مى ماند و هيچ دستگيرى براى خلاصى او نيست دم آن ، دستگيره خوبى براى بلند كردن و بيرون نمودن حيوان است .

در موى دم حيوان نيز سودهاى فراوانى براى مردم نهاده شده است كه از آن در رفع بسيارى از نيازها بهره ها مى گيرند.

حيوان بر چهار پا مى ايستد در نتيجه پشت آن صاف و براى سوار شدن مناسب است . نيز شرمگاه آن در جاى ظاهرى است كه حيوان نر براحتى قادر به

جفتگيرى باشد و اگر مانند فرج زنان بود حيوان قادر به اين كار نبود. نمى بينى كه حيوان قادر نيست كه مانند مردان از رو به رو جفتگيرى كند؟



.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« اسرار آفرينش فيل و خرطوم آن »  



در اسرار و حكمتهاى نهاده شده در خرطوم فيل تأمل كن .

« خرطوم » در گرفتن گياه و آب و خوردن آنها كار دست را مى كند. اگر (چنين آفريده نمى شد و ) خرطوم نداشت ، هيچ گاه قادر نبود كه چيزى از زمين برگيرد

و بخورد، زيرا فيل مانند ديگر چهار پايان نيست كه گردنى دراز داشته باشد و آن را به سوى غذا دراز كند. حال كه گردن ندارد خرطومى دراز به او داده شده

كه كار گردان را بكند و با آن به نيازش برسد.



 جز آفرينشگر مهربان و عطوف بر خلق چه كسى به جاى آن عضوى كه ندارد عضوى ديگر داده

كه كار همان عضو مفقود را انجام دهد؟
 

[font=Times New Roman]  و اين چگونه با عقيده ستمگران كه آفرينش را بى هدف و خود به خود مى پندارند مى سازد؟  



ــاگر كسى بگويد چرا براى اين حيوان نيز همانند ديگر حيوانات گردنى دراز آفريده نشده ؟ پاسخ گفته مى شود كه :

    سر و گوشهاى فيل ، بسيار سترگ و سنگين اند، اگر قرار بود كه بر گردنى بزرگ و مناسب آن سر و گوش قرار داده مى شد

    هر آينه آن گردن را در هم مى كوبيدند. پس سر فيل به بدنش متصل و چسبيده شده تا اين دشوارى در كارش پديد نيايد.

    به جاى چنين گردنى خرطوم آفريده شده تا غذايش را با آن برگيرد و بخورد و تقدير چنان شد كه بدون گردن نيز به نيازش برسد

    و كارش سخت نگردد.
 
تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”