ازدواج چرا ؟؟و با چه كسي ؟؟

مدیران انجمن: قهرمان علقمه, شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ازدواج چرا ؟؟و با چه كسي ؟؟

پست توسط طهورا »


 [COLOR=#c00000] ميانجيگرى در ازدواج مستحب است

وساطت و ميانجيگرى در امر ازدواج و تهيه مقدمات آن ، و تحصيل رضايت طرفين در اسلام مستحب است .

از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم :

((هر كس در تزويج كردن زن و مرد مؤ منى بكوشد تا خدا آنها را با يكديگر جمع كند، خداوند (در بهشت ) هزار حورى نصيبش ‍ مى گرداند، و هر قدمى براى اين كار بردارد و يا هر كلمه اى بعنوان وساطت به زبان آورد خداى عزوجل ثواب يكسال عبادت را به او مى دهد.(65)

از امام صادق عليه السلام :

((هر كس ازدواج دهد عزبى را (يعنى وسايل مرد بى زن و يا زن بى شوهر را فراهم آورد تا آنها ازدواج نمايند، روز قيامت خداوند نظر (رحمت ) بسوى او مى اندازد))(66)

از اميرالمؤ منين عليه السلام :

بهترين وساطت و ميانجى گرى در اسلام در امر ازدواج است )).(67)

از امام صادق عليه السلام :

امام صادق عليه السلام به نجاشى (حاكم اهواز) نوشت هر كس به برادر مؤ من خود زنى دهد كه مونس تنهايى و ياور زندگى و مايه آسايش وى باشد، خداوند حورى بهشتى نصيب او فرمايد و او را با كسانى كه دوست دارد ماءنوس مى گرداند و آنان را نيز با وى انس دهد.


از امام صادق عليه السلام :

((چهار كس است كه در قيامت مورد نظر و توجه خداى عزوجل قرار مى گيرد، يكى ، آنكه وقتى طرف معامله از معامله اش پشيمان شد خواست برگرداند، قبول كند، دوم كسى كه غمى از دل غمگينى برگيرد و او را تسلى خاطر بخشد، سوم كسى كه بنده اى را (در راه خدا) آزاد كند، و چهارم آنكه مرد بى زن را زن دهد يعنى وسايل ازدواج آن را فراهم آورد و يا ميانجى گرى كند)).(68)


از امام صادق عليه السلام :

((سه كس روز قيامت در سايه عرش الهى كه جز آن سايه اى نيست سايه مى گيرند كسى كه برادر مسلمانش را زن دهد و كسى كه خادمى براى او تهيه كند، و كسى كه اسرار (سر) برادر مسلمانش را فاش ‍ نكند)).(69)


از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم :

((هر كس تزويج كند بين دو مؤ من را يعنى زن و مرد مؤ منى را بازدواج يكديگر بياورد، خداى عزوجل هزار حورالعين را به ازدواج او در مى آورد كه هر يكى از آنها در قصرى كه از درّ و ياقوت ساخته شده باشد، همگى در اختيار او قرار مى گيرد و هر قدمى كه در اين راه بردارد و يا هر كلمه اى كه بعنوان ميانجيگرى بر زبان آورد خداوند ثواب عبادت شبها و روزه روزه دارها را به او مى دهد.

و هر كس عملى انجام دهد كه بين زن و شوهر تفرقه افتد، غضب و لعنت خداوند در دنيا و آخرت نصيب او گردد و بر خدا حق است كه هزار سنگ آتشين بر سر او فرود آورد (اين كار را خداوند در قيامت انجام خواهد داد).

و هر كس در تفرقه و جدائى بين زن و شوهر اقدام نمايد، هر چند كه عمل او به ثمر نرسد و آن دو از هم جدا نشوند، باز هم او در دنيا و آخرت به غضب و لعنت الهى دچار مى شود و ديدار و توجه پروردگار براى هميشه بر او حرام مى گردد)).(70)


لعنت خدا بر كسى كه ميان زن و شوهرها تفرقه اندازد. (آمين ).



    [External Link Removed for Guests]     
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

Re: ازدواج چرا ؟؟و با چه كسي ؟؟

پست توسط طهورا »

 [SIZE=150]  را تا چه اندازه دوست داشته باشيم ؟ 

مى دانيم كه يكى از سرمايه هاى فطرى و ذخائر طبيعى انسان (محبت ) و دوست داشتن همديگر است كه خداوند آن را در وجود انسانها قرار داده است و هر انسانى مى خواهد دوست بدارد و او را هم دوست داشته باشند، اين است كه مى گويند: اساس زندگى انسانها بر پايه محبت بنا نهاده شده و هر كس محبتش بيشتر باشد زندگى او شيرين تر و لذتبخش تر مى شود.

اين است كه بعضى از بزرگان ما محبت را دين ، و دين را همان محبت معرفى كرده اند و فرموده اند:

((الدين هو الحب و الحب هو الدين)).

يعنى : دين همان محبت است و محبت همان دين است .

[COLOR=#494429]يا اينكه فرموده اند:

((هل الدين الا الحب )). 

يعنى : دين جز محبت چيز ديگرى است ؟!؟

اديبان و شاعران هم محبت را معجون و خميره هر خوبى دانسته و اشعارى در اين باره سروده اند:

(شعر شعراء درباره محبت )

اديبى گويد:

از محبت تلخها شيرين شود
وز محبت مسها زرين شود
از محبت دردها صافى شود
وز محبت دردها شافى شود
از محبت خارها گل شود
وز محبت سركه ها مل مى شود
از محبت سجن گلشن مى شود
بى محبت روضه گلخن مى شود
از محبت نار نورى مى شود
وز محبت ديو حورى مى شود
از محبت حزن شادى مى شود
وز محبت غول هادى مى شود
از محبت نيش نوش مى شود
وز محبت شير موشى مى شود
از محبت سقم صحت مى شود
وز محبت قهر رحمت مى شود
از محبت مرده زنده مى شود
وز محبت شاه بنده مى شود

(محبت در دل پاك )

  از بهارستان بنيسى :

 محبت چيست گويم نيك دانى
به حرفم گوش كن با مهربانى
محبت ميوه قلب سليم است
اگر از لفظ بدست آرى معانى
بدست آوردن معنى ز الفاظ
تدبر خواهد و هم كاردانى
بود علم محبت علم ذاتى
كه بايد ظبط گردد در نهانى
نهانت را نگهدار ز هر عيب
به هر وقت به هر دور و زمانى
بكن وصلت به روح معنويت
ز جانت بگذر، يابى تو جانى
روانت را بكن پاك از پليدى
ز بدها دور باش تا مى توانى
اگر گشتى چنان مهر و محبت
بدل آيد كنى روشن روانى
همين اشعار را هر وقت خوانى
بخوان حمدى بياد "داستاني"

((داستانى ))

پس محبت خميره هر خوبى است ، بوسيله آن تلخيها شيرين و مسها زرين مى شود، و دردها بوسيله آن شفا پيدا مى كند و نارى ، نورى مى شود و ديو حورى ، پس چه بهتر كه اين سرمايه فطرى و وديعه خدادادى را بيشتر از هر چيز و هر كس در خانواده خود به فعليت در آوريم و بيشتر از همه به همسر خود محبت ورزيم و به اين وسيله به زندگى خود صفا بخشيده و پايه هاى زندگى خود را با خشت هاى محبت بچينيم .



    [External Link Removed for Guests]    
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “ازدواج و زناشویی”